ایران فهمید ترامپ شطرنج دیپلماتیک چهار بعدی ندارد؛ با او با قواعد خودش بازی می‌کند

همشهری آنلاین سه شنبه 23 تیر 1405 - 19:01
ترامپ تنها چند هفته پس از اعلام «پایان جنگ» با ایران، اکنون با بحرانی تازه روبه‌روست؛ بحرانی که به نوشته سی‌ان‌ان، نتیجه برداشت متفاوت تهران از توافق موقت و استفاده از همان قواعدی است که رئیس‌جمهور آمریکا خود در مذاکرات به کار می‌گیرد.

همشهری آنلاین - گروه سیاسی: ایران با تفسیر متفاوت از یادداشت تفاهم و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، معضل راهبردی دونالد ترامپ را عمیق‌تر کرده؛ معضلی که این پرسش را پیش می‌کشد: رئیس‌جمهور آمریکا چگونه می‌خواهد از جنگی که دوباره آغاز کرده، خارج شود؟

سی‌ان‌ان نوشت:

به نظر می‌رسد ایران تصمیم گرفته است با همان قواعدی که دونالد ترامپ برای مذاکره و معامله به کار می‌گیرد، مقابل او بازی کند. رئیس‌جمهور آمریکا روز دوشنبه با انتقاد از جمهوری اسلامی مدعی شد که ایران به توافق پایبند نیست و دقیقا همان رفتاری را انجام داده که خود ترامپ بارها در سیاست خارجی انجام داده است.

ترامپ در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز درباره یادداشت تفاهمی که برای مدتی جنگ را متوقف کرده بود، گفت: «همه چیز تمام شده بود، اما بعد آنها توافق را شکستند. آنها همیشه توافق‌ها را نقض می‌کنند.»

به نظر نمی‌رسید ترامپ متوجه تناقض سخنانش باشد؛ چراکه خود او سابقه خروج از چندین توافق بین‌المللی، از جمله توافق اقلیمی پاریس (در ۲ دوره ریاست‌جمهوری)، را دارد. بسیاری از منتقدان نیز ریشه بحران کنونی را به تصمیم او در دوره نخست ریاست‌جمهوری برای خروج از توافق هسته‌ای دوران باراک اوباما نسبت می‌دهند.

ترامپ ساعاتی بعد تهدید کرد برای کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند، عوارض تعیین خواهد کرد؛ اقدامی که با واکنش کنایه‌آمیز تهران روبه‌رو شد.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در شبکه ایکس نوشت: «رئیس‌جمهور آمریکا کاملا درست می‌گوید.» او استدلال کرد که ترامپ عملا موضع تهران درباره دریافت هزینه عبور از این آبراه راهبردی را به رسمیت شناخته است. عراقچی سپس با لحنی طعنه‌آمیز افزود: «البته ۲۰ درصد خیلی زیاد است؛ ما منصفانه‌تر رفتار خواهیم کرد.»

ترامپ اکنون دریافته است که ایران نیز مذاکره‌کننده سرسختی است و برداشت خود را از مفاد یادداشت تفاهم دارد. در عین حال، او هنوز نتوانسته برای افکار عمومی آمریکا توضیح دهد چرا جنگی را که بارها مدعی شده بود در آن پیروز شده، دوباره شعله‌ور کرده است.

تنها چند هفته پس از آنکه ترامپ با امضای پر سر و صدای این یادداشت تفاهم ادعا کرد برنامه هسته‌ای ایران را برای همیشه پایان داده و برای نخستین بار در ۳ هزار سال گذشته صلح را به خاورمیانه آورده است، اکنون روایت کاملا متفاوتی ارائه می‌دهد.

او روز دوشنبه در گفت‌وگو با هیو هیویت (مجری رادیو) گفت این توافق صرفا یک «آزمون» بوده که ایران در آن مردود شده و اساسا «اهمیت چندانی نداشته است.» زمانی هواداران ترامپ این تناقض‌های آشکار را نشانه نوعی نبوغ تاکتیکی و «شطرنج دیپلماتیک چهاربعدی» می‌دانستند؛ اما اکنون، در بهترین حالت، او در بن‌بستی گرفتار شده است.

مشکل از «ترتیبات لازم» شروع شد

یادداشت تفاهم زمانی فروپاشید که ایران برای حفظ مهمترین دستاورد خود در جنگ، یعنی کنترل موثر بر تنگه هرمز، وارد عمل شد.

این تحول واقعیتی تلخ را برای آمریکا آشکار کرد؛ اینکه با وجود همه تهدیدها و برتری نظامی واشنگتن، تهران همچنان در حال تعیین قواعد تقابل است. معادله اصلی جنگ نیز تغییری نکرده است: جمهوری اسلامی با اتکا به موقعیت جغرافیایی و درک دقیق از محدودیت‌ها و توانایی‌های خود، توانسته است یک ابرقدرت را به چالش بکشد.

بحران تازه تا حدی نتیجه شتاب دولت ترامپ در تنظیم یادداشت تفاهمی بود که عباراتی مبهم و قابل تفسیر داشت. تیم مذاکره‌کننده ترامپ که عمدتا از فعالان حوزه املاک و مستغلات و با هدایت جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، تشکیل شده بود، ظاهرا متوجه نکته‌ای نشد که بسیاری از منتقدان آشنا با تاریخ و دیپلماسی از همان ابتدا هشدار داده بودند: ایران از این ابهام برای افزایش اهرم فشار خود استفاده خواهد کرد.

برای نمونه، در متن توافق آمده بود که تهران باید «ترتیبات لازم» را برای عبور آزاد و ایمن کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز به مدت ۶۰ روز فراهم کند و با عمان برای «تعیین چارچوب اداره آینده و خدمات دریایی» این آبراه همکاری داشته باشد.

در نگاه نخست، این متن همان چیزی را تامین می‌کند که آمریکا می‌خواهد؛ یعنی ادامه فعالیت عادی تنگه هرمز. اما به نظر می‌رسد ایران این بندها را تاییدی بر نقش خود در اداره این آبراه پس از دستیابی به توافق دائمی تلقی کرده است. بنابراین طبیعی است که اکنون برای شکل دادن به وضعیت جدید تلاش کند.

این اشتباه، خطای دیگری را نیز تشدید کرد؛ اینکه دولت ترامپ از ابتدا احتمال بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران را دست‌کم گرفته بود. اینکه حتی یک ماه پس از امضای یادداشت تفاهم، همچنان بحران ادامه دارد، نشان می‌دهد تعیین مهلت ۶۰ روزه برای دستیابی به توافقی جامع، از جمله درباره برنامه هسته‌ای ایران، از ابتدا بسیار خوش‌بینانه و غیرواقع‌بینانه بوده است.

ترامپ وادار به عقب‌نشینی دوباره می‌شود؟

ناتوانی دولت آمریکا در وادار کردن ایران به تغییر رفتار، پرسش‌های جدی‌تری درباره بازگشت ترامپ به جنگ ایجاد کرده است.

برای مثال، آیا دلیلی وجود دارد که حملات به اهداف ایرانی و بازگرداندن محاصره دریایی، این بار بتواند محاسبات رهبران جدید ایران را تغییر دهد، در حالی که پیش از این موفق نبوده است؟ ایران تنها با چند موشک و پهپاد توانست بار دیگر تنگه هرمز را عملا از کار بیندازد.

از سوی دیگر، آیا افزایش سریع هزینه‌های اقتصادی - در حالی که قیمت قراردادهای آتی نفت و گازوئیل روز دوشنبه جهش کرد - بار دیگر ترامپ را وادار خواهد کرد برای جلوگیری از هزینه‌های اقتصادی و سیاسی، عقب‌نشینی کند؟ همان هزینه‌هایی که خود او ماه گذشته گفته بود حاضر به پرداختشان نیست.

تفاوت‌های جنگ ترامپ با پوتین

یک دلیل برای خوش‌بینی این است که شاید دور تازه درگیری‌ها تلاشی از سوی هر ۲ طرف باشد تا برداشت خود از مفاد یادداشت تفاهم را تثبیت کنند و زمینه را برای مذاکرات بعدی فراهم آورند. برای نمونه، ترامپ هیچ نشانه‌ای بروز نداده که حاضر باشد بهای سنگین انسانی و نظامی حمله زمینی به جزیره خارک، به عنوان یکی از گزینه‌های تحمیل برتری آمریکا، را بپردازد.

برخلاف برخی روسای‌جمهور پیشین آمریکا مانند لیندون جانسون یا جورج دبلیو بوش که جنگ‌های فرسایشی را تشدید کردند، ترامپ تاکنون چنین مسیری را در پیش نگرفته است. همچنین برخلاف ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، ترامپ پس از ناکامی راهبردی ناشی از دست‌کم گرفتن رقیب، به جنگی تمام‌عیار علیه غیرنظامیان روی نیاورده است.

البته در همان روزهای نخست جنگ، یک حمله اشتباه آمریکا به مدرسه‌ای در ایران، بنا بر اعلام مقام‌های ایرانی، به کشته شدن ۱۶۸ دانش‌آموز و ۱۴ معلم انجامید و هنوز آمار دقیق تلفات غیرنظامیان مشخص نیست.

با این حال، ترامپ تهدیدهای قبلی خود برای حمله به زیرساخت‌هایی مانند پل‌ها و نیروگاه‌های برق را عملی نکرده؛ حملاتی که می‌توانست زندگی میلیون‌ها غیرنظامی را مختل کند. از سوی دیگر، ایران نیز در حملات تلافی‌جویانه خود علیه پایگاه‌های آمریکا یا کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، سطح مشخصی از خویشتنداری را حفظ کرده است.

ترجیح جنگ فرسایشی

در نتیجه، آرایش میدانی نیروها در حال حاضر بیشتر نشان‌دهنده جنگی کنترل‌شده و فرسایشی است تا نبردی که از کنترل خارج شده باشد.

دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد برنامه ایران و محور شیعی در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌ان گفت: «با وجود گسترش حملات آمریکا و پاسخ‌های ایران، هنوز برای دیپلماسی جا وجود دارد.»

او در عین حال هشدار داد: «اما اوضاع می‌تواند به سرعت از کنترل خارج شود، زیرا وقتی هر روز و هر شب حملات متقابل ادامه داشته باشد، حفظ قواعد بازی بسیار دشوار خواهد بود.»

با این همه، حتی اگر این دور تازه درگیری‌ها به جنگی تمام‌عیار تبدیل نشود، ترامپ همچنان باید به پرسشی پاسخ دهد که نزدیک به ۵ ماه است نتوانسته برای آن راه‌حلی پیدا کند: او چگونه می‌خواهد از این جنگ خارج شود؟

منبع خبر "همشهری آنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.