روضه در میان آوار

ایرنا شنبه 20 تیر 1405 - 17:54
بعد از آن شب سنگین، از دو خانواده فقط نامی ماند و چند قاب عکس که باران، لابه‌لای پاکت‌های کهنه، خیسشان کرده بود. خانه‌هایشان با بمب ویران شده بود؛ آجر روی آجر نمانده و از سقف و دیوار، جز تلی از آوار چیزی باقی نبود. اما مردم محله، میان همان خرابه‌ها و زیر آسمانی که هنوز بوی باران و اندوه می‌داد، مجلس روضه برپا کردند. نه سقفی بود و نه فرشی؛ چادرهای سیاه را به میلگردهای بیرون‌زده از دل آوار بستند و همان‌جا حسینیه‌ای از جنس داغ و دلدادگی ساختند.

پدربزرگ کودکان، با صدایی بغض‌آلود، مویه می‌خواند و از غیرت و رشادت آن دو پدر شهید می‌گفت. مادران، گوشه‌ای گرد هم نشسته بودند و برای کودکانی اشک می‌ریختند که همان شب بارانی، با صورت‌هایی خیس، از این خاک دل کندند و به آسمان پر کشیدند.

باران بی‌وقفه می‌بارید، اما هیچ‌کس مجلس را ترک نمی‌کرد. اهالی می‌گفتند این باران، خود روضه‌خوان خانواده‌هایی است که همه دارایی‌شان را در راه خدا تقدیم کردند و جز یاد و نام نیک، چیزی برای خود نخواستند.

آن شب، مردم محله برای شهیدانی روضه گرفتند که سال‌ها خودشان بانی روضه‌های اهل‌بیت(ع) بودند. و هنگامی که مجلس به پایان رسید، پیرزنی عکس مادر شهید را در آغوش گرفت، آرام بر آن بوسه زد و با نوایی سوزناک، برای او مویه خواند؛ گویی داغ آن خانه، داغ همه محله شده بود.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.