به گزارش ایرنا، عصر زاهدان، با همه گرمای سوزان و نفسگیرش، امروز صحنه حضوری بود که فراتر از یک اجتماع معمولی معنا پیدا کرد؛ حضوری که در آن گامهای استوار مردم، اشکهای فروخورده، زمزمه صلوات و حرکت آرام پرچمها در امتداد مسیر، یک روایت مشترک را شکل میداد؛ روایت دلدادگی مردمی که اگرچه از تشییع اصلی جا مانده بودند، اما نخواستند از ادای دین و ابراز وفاداری جا بمانند.
آیین پیادهروی جاماندگان تشییع رهبر شهید از گلزار شهدای زاهدان تا کهف شهدای این شهر، تنها یک مراسم سوگواری نبود، بلکه صحنه بازخوانی رابطهای عمیق، ریشهدار و تاریخی میان مردم این خطه و رهبری بود که نام و خاطرهاش برای آنان، صرفاً یک جایگاه سیاسی یا رسمی را تداعی نمیکند، بلکه با حافظه عاطفی و اجتماعی این دیار گره خورده است.
از نخستین لحظات شکلگیری جمعیت در گلزار شهدا، میشد دریافت که این مراسم برای بسیاری از حاضران، تنها یک حضور نمادین نیست. مردان و زنانی از گروههای سنی مختلف، از سالمندان تا نوجوانان، از مادرانی که دست کودکان خود را گرفته بودند تا جوانانی که پرچم و تصاویر شهدا را بر دوش داشتند، در مسیری قدم گذاشتند که بیش از آنکه یک مسیر جغرافیایی باشد، گذرگاهی برای بازگشت به یک عهد قلبی بود.
چهرهها، اگرچه زیر آفتاب داغ و هوای سنگین زاهدان خسته میشد، اما حال و هوای عمومی جمعیت نشان میداد که نیرویی درونی، این خستگی را به حاشیه میراند. آنچه در صحنه دیده میشد، فقط راه رفتن گروهی از شهروندان نبود؛ نوعی همدلی جمعی و یک تجربه مشترک عاطفی بود که در سکوتها، اشکها، شعارها و حتی در شیوه حرکت مردم خود را نشان میداد.
اهمیت این حضور، زمانی روشنتر میشود که در بستر تاریخی آن دیده شود. مردم سیستان و بلوچستان،بهویژه زاهدان، رابطه خود با رهبر شهید را تنها در چارچوب رخدادهای امروز تعریف نمیکنند. در حافظه تاریخی این منطقه، سالهای تبعید ایشان در ایرانشهر در دوران پهلوی، هنوز بخشی زنده از روایتهای محلی و خانوادگی است.
مسیر گلزار شهدا تا کهف شهدای زاهدان، امروز فقط محل عبور یک جمعیت عزادار نبود؛ به صحنهای تبدیل شده بود که در آن نشانههای متعددی از مشارکت مردمی دیده میشد
برای بسیاری از مردم این دیار، آن دوران فقط یک برش تاریخی در زندگی یک مبارز انقلابی نبود، بلکه نقطه آغاز نوعی انس و پیوند عاطفی با شخصیتی بود که در روزگار غربت و سختی، در میان مردم این خطه زیست و دردها و محرومیتهای آنان را از نزدیک لمس کرد به ویژه سیل سال ۵۶ در ایرانشهر که خود تن به آب زد و به سیلزدگان کمک کرد. همین سابقه باعث شده است که نام رهبر شهید در این استان، با حس نزدیکی و آشنایی همراه باشد؛ گویی مردم، او را نه تنها به عنوان یک چهره ملی، بلکه به عنوان همراهی قدیمی و آشنا در خاطر دارند.
این پیوند تاریخی، سالها بعد با سفر تاریخی رهبر شهید به سیستان و بلوچستان در سال ۱۳۸۱، شکل روشنتر و عمومیتری به خود گرفت. آن سفر برای مردم این استان فقط یک سفر رسمی نبود؛ برای بسیاری، نشانهای از دیده شدن، شنیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن بود.
سخنان، دیدارها، تأکید بر ظرفیتهای منطقه به ویژه ساحل مکران و نگاه همراه با احترام و توجه به مسائل سیستان و بلوچستان در حافظه عمومی مردم باقی ماند و به تقویت همان پیوند دیرینه انجامید. به همین دلیل، حضور امروز مردم در آیین جاماندگان را باید امتداد همان رابطه تاریخی دانست؛ رابطهای که از سالهای تبعید آغاز شد، در سالهای پس از انقلاب استمرار یافت و اکنون در قالب سوگواری، یادکرد و تجدید عهد، خود را آشکار کرده است.
مسیر گلزار شهدا تا کهف شهدا، امروز فقط محل عبور یک جمعیت عزادار نبود؛ به صحنهای تبدیل شده بود که در آن نشانههای متعددی از مشارکت مردمی دیده میشد. در طول مسیر، موکبهای متعددی برپا شده بود که با آب، شربت، چای و دیگر اقلام پذیرایی، از شرکتکنندگان استقبال میکردند. این موکبها، فراتر از کارکرد خدماتی خود، بازتابی از فرهنگ مشارکت، همیاری و میزبانی مردم منطقه بودند.
هر موکب، به سهم خود، بخشی از بار مراسم را بر دوش گرفته بود و همین حضور داوطلبانه، چهرهای مردمیتر و صمیمیتر به آیین میداد. بسیاری از شهروندان با برپایی موکبها و خدمترسانی به عزاداران، ارادت خود را به رهبر شهید نشان دادند.
وحدت؛ میراثی که در زاهدان جاری است
یکی از درخشانترین جلوههای این مراسم، تجلی وحدت مذهبی در بالاترین سطح خود بود. در مسیری که شیعه و سنی، دوشادوش و شانه به شانه حرکت میکردند، هیچ نشانی از تفرقه یا جدایی دیده نمیشد. برپایی موکبهای برادران اهل سنت در کنار موکبهای شیعیان، تصویری را ترسیم کرد که فراتر از یک همجواریِ ساده، یک اتحاد راهبردی و قلبی بود.
مشارکت موکبهای اهل سنت در کنار موکبهای شیعیان، یکی از برجستهترین و معنادارترین تصاویر مراسم بود؛ تصویری که بار دیگر نشان داد در سیستان و بلوچستان، پیوندهای اجتماعی و عاطفی، در بزنگاههای مهم، میتوانند جلوهای عینی و امیدبخش از وحدت را به نمایش بگذارند.
حضور فعال برادران اهل سنت در خدمترسانی و همراهی با شرکتکنندگان، تنها یک همراهی تشریفاتی نبود، بلکه بیانگر درکی مشترک از حرمت شهدا، ارزش همبستگی ملی و جایگاه چهرههایی بود که فراتر از تقسیمبندیهای محدود، در حافظه عمومی مردم ایران جای دارند. در فضایی که گاهی برخی تلاش میکنند تفاوتهای مذهبی را به عامل جدایی تبدیل کنند، آنچه امروز در زاهدان رخ داد، پاسخی میدانی و روشن به این روایتها بود؛ پاسخی که نه با شعار، بلکه با عمل و حضور مشترک داده شد.
این حضور مشترک، پاسخی گویا به تمامی مبلغان تفرقه بود. در زاهدان، امروز مشخص شد که رهبر شهید متعلق به یک مذهب خاص نیست، بلکه او متعلق به وجدان واحد امت است. این همگرایی، نشان داد که در مواجهه با مصایب بزرگ، مرزهای مذهبی فرو میریزند و تنها هویت مشترکِ اسلامی و عشق به ارزشهای انقلاب است که بر میدان حضور مییابد.
گرمای شدید هوای زاهدان، یکی از واقعیتهای انکارناپذیر این مراسم بود. برگزاری آیین در عصرگاهی که هنوز آفتاب از شدت نیفتاده بود، میتوانست برای بسیاری بازدارنده باشد، اما صحنه میدانی نشان داد که برای حاضران، عامل تعیینکننده چیز دیگری است. در چنین شرایطی، هر گام در مسیر، معنای مضاعفی پیدا میکرد؛ زیرا شرکتکنندگان تنها مسیر را طی نمیکردند، بلکه دشواری راه را نیز به بخشی از ادای احترام خود تبدیل کرده بودند. در واقع، همین تقابل میان گرمای طاقتفرسا و پایداری مردم، به مراسم بُعدی نمادین میداد؛ گویی هر چه سختی بیشتر بود، اصرار بر حضور و ماندن نیز پررنگتر میشد. زاهدان در این عصر داغ، شاهد آن بود که ارادت، در بسیاری از موارد، بر ملاحظه آسایش غلبه میکند.
حسین دهمرده جوانی ۲۸ ساله که همراه دوستانش در مسیر حضور داشت، با اشاره به حسرت جاماندن از تشییع اصلی که امروز در مشهذ مقدس برگزار شد، گفت که روزهای گذشته برای او و بسیاری از همنسلانش با اندوه و احساس ناتمامی همراه بوده است.
وی بیان کرد: شرکت در این پیادهروی، تلاشی است برای جبران بخشی از آن حسرت؛ تلاشی برای اینکه نشان دهند دوری جغرافیایی، از عمق دلبستگی آنان کم نمیکند.
مریم شهرکی بانوی شرکت کننده در این مراسم که به همراه فرزندش در مراسم حاضر شده بود،گفت: برگزاری چنین آیینهایی فقط برای ابراز اندوه نیست، بلکه فرصتی برای انتقال یک فرهنگ و یک حافظه تاریخی به نسلهای بعدی است.
وی ادامه داد: کودکانی که امروز در این مسیر قدم برمیدارند، فردا تنها تصویر یک جمعیت را به خاطر نخواهند داشت، بلکه با مفاهیمی چون ایثار، وفاداری، شهادت و قدرشناسی از کسانی که در کنار مردم ایستادهاند، آشنا میشوند.
این بانوی زاهدان تاکید کرد: مردم این منطقه، دوران تبعید و همراهی رهبر شهید با مردم این دیار را از یاد نبردهاند و همین سابقه تاریخی، بار عاطفی این مراسم را دوچندان کرده است.
یکی از شهروندان اهل سنت که در یکی از موکبها مشغول خدمترسانی بود نیز با تأکید بر جنبه وحدتآفرین این آیین، گفت: شهدا متعلق به همه مردم ایران هستند و غم از دست دادن چهرههایی که برای عزت و امنیت کشور نقشآفرین بودهاند، به یک گروه یا مذهب خاص محدود نمیشود.
محمد شه بخش بیان کرد: حضور امروز اهل سنت در کنار دیگر مردم، نه اقدامی نمایشی، بلکه برخاسته از باوری واقعی به همدلی و احترام به مقام رهبر شهید است.
وی با اشاره به سفر رهبر شهید در سال ۸۱ به سیستان و بلوچستان گفت: وقتی ایشان به استان آمدند، نگاهشان به مردم منطقه به ویژه اهل سنت نگاه پدرانه بود. امروز، نبودن ایشان برای ما فقط از دست دادن یک رهبر نیست، از دست دادن آن پشتیبان دلسوزی است که از زمان تبعید تا روزهای خدمت، همیشه هوای مردم این دیار را داشت.
پایانی بر حسرتها؛ آغازی بر استمرار
هر چه جمعیت به کهف شهدای زاهدان نزدیکتر میشد، حال و هوای مراسم نیز تأملبرانگیزتر میگردید. خستگی در چهرهها پیدا بود، اما این خستگی با نوعی رضایت درونی همراه شده بود؛ رضایت از اینکه توانستهاند سهمی هرچند کوچک در این بدرقه نمادین داشته باشند. برای بسیاری از شرکتکنندگان، رسیدن به مقصد پایان راه نبود، بلکه تکمیل یک نیت قلبی بود. آنها آمده بودند تا بگویند جا ماندن از تشییع اصلی، به معنای غیبت در میدان وفاداری نیست؛ آمده بودند تا نشان دهند فاصله، گرما و دشواری، نمیتواند پیوندی را که در طول سالها و بر بستر تاریخ شکل گرفته، کمرنگ کند.
آیین امروز در زاهدان، تصویری روشن از ظرفیتهای پنهان و آشکار این جامعه برای همبستگی، بازتولید حافظه تاریخی و بازنمایی وفاداری جمعی ارائه داد. اگرچه مناسبت این مراسم، اندوهبار و سوگآلود بود، اما از دل آن، جلوههایی از امید اجتماعی، وحدت عملی و احساس مسئولیت مشترک نیز سربرآورد.
مردم زاهدان در این عصر گرم، با قدمهای خود نشان دادند که برخی پیوندها، تنها در متن خبرها و سخنرانیها زندگی نمیکنند، بلکه در حافظه نسلها، در تجربههای تاریخی و در بزنگاههای سرنوشتساز، دوباره خود را آشکار میسازند.
زاهدان امروز شاهد حقیقتی بود که در چهره پیرمردی که آرام قدم برمیداشت، در نگاه مادری که فرزندش را با خود همراه کرده بود، در دستهای جوانی که پرچم بر دوش داشت و در موکبهایی که بیوقفه به عزاداران آب تعارف میکرد، تجسم پیدا کرده بود.
در نهایت، پیادهروی جاماندگان تشییع رهبر شهید در زاهدان را میتوان بیش از یک مراسم مناسبتی دانست؛ این آیین، بازخوانی یک حافظه مشترک و تجدید یک عهد اجتماعی بود. مردمی که از گلزار شهدا تا کهف شهدا قدم زدند، در واقع نه فقط مسیری در شهر، بلکه مسیری در تاریخ و احساس را پیمودند؛ مسیری که از خاطره تبعید رهبر شهید در دوران پهلوی در ایرانشهر و سفر تاریخی معظم له در سال ۱۳۸۱ عبور میکرد و به امروز میرسید.













