انتشار فهرست دستمزد بازیکنان باشگاه لخپوزنان لهستان، بار دیگر تفاوت چشمگیر ساختار اقتصادی فوتبال ایران و اروپا را به نمایش گذاشت؛ تفاوتی که این پرسش را مطرح میکند، چرا بازیکنان ایرانی در داخل کشور گاه بیش از ارزش واقعی خود در بازار بینالمللی دستمزد دریافت میکنند؟
بر اساس گزارش یک رسانه معتبر لهستانی، علی قلیزاده با دریافت هفتگی ۳۴ هزار و ۸۴۰ زلوتی، در میان پردرآمدترین بازیکنان لخپوزنان قرار دارد. با یک محاسبه تقریبی، دستمزد سالانه او حدود ۳۲۰ هزار یورو برآورد میشود؛ رقمی که با نرخ روز ارز، معادل حدود ۶۵ میلیارد تومان در سال است.
این در حالی است که قلیزاده طی دو فصل اخیر یکی از مهرههای تأثیرگذار لخ پوزنان در مسیر کسب افتخارات داخلی بوده و با وجود پشت سر گذاشتن مصدومیت سنگین رباط صلیبی، قراردادش برای یک فصل دیگر نیز تمدید شده است. باشگاه لهستانی نیز با ایجاد فضای مالی در فهرست خود، شرایط حفظ این ملیپوش ایرانی را فراهم کرده است.
سؤال مهم اینجاست؛ اگر قلیزاده امروز تصمیم به بازگشت به لیگ برتر ایران بگیرد، باشگاههای داخلی چه رقمی به او پیشنهاد خواهند داد؟
با نگاهی به روند نقلوانتقالات سالهای اخیر، بعید نیست پیشنهادهای مالی باشگاههای ایرانی بهمراتب بالاتر از دستمزد فعلی او در فوتبال اروپا باشد. این در حالی است که تجربه نشان میدهد بسیاری از لژیونرهای ایرانی در لیگهای معتبر یا نیمهمعتبر اروپا، دستمزدی کمتر از قراردادهایی دریافت میکنند که بعضی ستارهها در لیگ ایران امضا میکنند.
حالا قلیزاده را با این معیارها بسنجید. او در لهستان سالانه حدود ۴۰۰ هزار دلار دریافت میکند. اگر قلیزاده به ایران بازگردد، با توجه به روند بیمار و رایج در نقلوانتقالات، رقم درخواستی او احتمالاً چندین برابر این مبلغ خواهد بود. رقمی که در بهترین حالت، چندین برابر پایه دستمزد واقعی و استاندارد بازیکنان در قاره اروپاست.
این مقایسه، پرسشی اساسی را مطرح میکند؛ چرا ارزشگذاری بازیکنان در فوتبال ایران تا این اندازه با بازار جهانی فاصله دارد؟
نخستین عامل را باید در ساختار مالکیت باشگاهها جستوجو کرد. بخش قابل توجهی از باشگاههای لیگ برتر به منابع مالی دولتی، شرکتهای صنعتی یا مجموعههای عمومی وابستهاند. در چنین شرایطی، مدیران الزام چندانی برای رعایت منطق اقتصادی و بازگشت سرمایه احساس نمیکنند و همین موضوع زمینه افزایش غیرواقعی هزینهها را فراهم کرده است.
عامل دوم، ضعف شفافیت مالی در قراردادهاست. اگرچه فدراسیون فوتبال در سالهای اخیر مقرراتی مانند سقف بودجه را اجرا کرده، اما همواره گزارشهایی درباره پرداختهای خارج از قرارداد، آپشنهای پنهان و روشهای مختلف دور زدن مقررات مطرح بوده است؛ موضوعی که ارزیابی واقعی ارزش قراردادها را دشوار میکند.
رقابت شدید باشگاهها برای جذب بازیکنان شاخص نیز عامل دیگری در شکلگیری این تورم است. در بازاری که تعداد بازیکنان باکیفیت محدود است، رقابت میان باشگاهها باعث میشود قیمتها از منطق اقتصادی فاصله بگیرد و هر فصل رکوردهای تازهای در قراردادها ثبت شود.
در کنار این موارد، نبود نظام حرفهای ارزشگذاری و نقش واسطهها در فرآیند نقلوانتقالات نیز به افزایش هزینهها دامن زده است.
فاصله فوتبال ایران با اقتصاد حرفهای
اگر دستمزد قلیزاده در فوتبال لهستان را معیار قرار دهیم، مشاهده میشود بازیکنی که در یک باشگاه حرفهای اروپایی سالانه حدود ۳۲۰ هزار یورو دریافت میکند، در صورت بازگشت به ایران احتمالاً با پیشنهادهایی بسیار بالاتر روبهرو خواهد شد.
این تفاوت الزاماً به معنای ارزش فنی بیشتر بازیکن در لیگ ایران نیست؛ بلکه بیش از هر چیز، بازتاب تفاوت ساختار اقتصادی دو فوتبال است. در فوتبال اروپا، باشگاهها ناچارند هزینههای خود را بر اساس درآمد، تراز مالی و قواعد اقتصادی مدیریت کنند، اما در ایران بسیاری از قراردادها الزاماً از چنین منطقی پیروی نمیکنند.
همین موضوع سبب شده ارزش واقعی بازیکنان در بازار داخلی با قیمتهای پرداختی فاصله قابل توجهی پیدا کند؛ شکافی که تا زمان اصلاح ساختار مالی باشگاهها، افزایش شفافیت قراردادها و حرکت به سمت اقتصاد حرفهای، همچنان پابرجا خواهد ماند.