سرویس سیاست مشرق _ تحلیل جنگ و رویدادهای پیشامدکرده در کشورمان طی سال گذشته و اوایل امسال؛ شامل الزامات و عقلانیتیهایی است که اگر نباشد آنگاه به بیراهه خواهیم رفت و دچار "محاسبه غلط" خواهیم شد.
و پر واضح آنکه محاسبه غلط یکی از ارکان فرو افتادن در چاه ویل نگاهها و تصمیمات غلط است و این بلیّه میتواند موجب کاهش استقامت ملی و استحکام نظام اسلامی شود.
از جمله آن الزامات و عقلانیتهای اشاره شده در بیان تحلیلهای پیرامون جنگ و فتنه نیز دوری از سیاستبازی، احتراز از سخنان جناحمحور و پرهیز از بیان حرفهای فکر نشده و شتابزده در قبال رویدادهای یکسال اخیر است.
در این زمینه و از باب مثال میتوان به اظهارات اخیر یکی از مسئولان سابق اقتصادی اشاره کرد که طی مصاحبهای پیرامون این رویدادها، حرفهایی را مطرح کرده است که حاوی پرهیزات و تأملات پیشگفته نیست!
البته ما از حیث تلاش برای وارد نشدن به فضای دوقطبی و مناقشات غیر ضروری از ذکر نام این مقام سابق خودداری میکنیم.
او اظهار کرده است:
"یکی از ارکانی که میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود و در دشمنان ایران طمع ایجاد کند، مسئله ضعف اقتصادی ماست. همانطور که بسیاری معتقدند، اگر برخی تدابیر اقتصادی در فاصله میان دو جنگ یعنی جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان به شکل دیگری اصلاح میشد و نارضایتیهای عمومی کمرنگتر بود، شاید طمع دشمن برای حمله مجدد در اسفندماه و شکلگیری جنگ دوم، اساساً به وجود نمیآمد. "[۱]
این قبیل تحلیلهای سادهانگارانه حتی در خوشبینانهترین حالت اولا دشمن را یک موجود ضعیف و کمعقل جلوه میدهد و ثانیا در یک فرایند بدتر؛ دولت و نظام اسلامی را مقصر رویدادهایی مثل جنگ یا فتنه معرفی میکند!

تصویر متعلق به جنایت دشمن آمریکایی_صهیونی در مدرسه میناب
این در حالی است که در فرایندهایی مثل اقتصاد اغلب فقط یک دولت یا یک شخص مقصر نیست و همه دولتها و مقامات امروز و سابق در بیش و کم اتفاقات سهیماند. و همچنین عقلانیت و اخلاقیات ایجاب میکند که از مقامات سابق طبعا کسی باید مدعی فهم بسیط از قضایا باشد و به قضاوت درست و غلط بنشیند که خودش صاحب "ید بیضا" بوده باشد و در دوران صدارت یا وزارتش کارهای چشمگیری کرده یا مسائل بزرگی را حل نموده باشد.
جدای از این مقولات در فهم رویدادهای یکسال اخیر نیز نباید به بیراههی سادهانگاری رفت!
فتنه یا کودتای دیماه ۱۴۰۴ هرگز از جانب هسته کمدرآمد یا فقیر جامعه آغاز نشد. بلکه از بازار پردرآمدی آغاز شد که صرفا به تلاطمات نرخ دلار و کمتوانی خود در تعیین نرخ سود روزانه و هفتگی و ماهانه اعتراض بلاوجه داشت.
بماند که برخی بیتدبیریها نیز به این اغتشاش خرد دامن زد و علیرغم فروکش کردن مسئله ظرف ۲ روز اول اما فتنه پس از مشاهده همین بیتدبیریها به سان آتش زیر خاکستر دوباره زبانه کشید و چند روز بعد مجددا با خشونت بیشتری شعلهور شد.
پس مشاهده میشود که مسئله هرگز وجهی شبیه به "انقلاب فرانسه" و اعتراض گرسنگان نداشته است.
در ادامه همچنین باید تصریح کرد که فروکاستن مسئله جنگ به برخی نارضایتیهای داخلی نیز یک معادله صحیح نیست. کما اینکه باید اشاره کرد فتنه بزرگ و دامنگیر سال ۸۸ استعداد بیشتری برای تشویق دشمن به حمله نظامی داشت.
لکن ما با دشمنی مواجهیم که سالهاست به طور رسمی اعلام میکرد که مترصد حمله به ماست.
دشمنی آمریکایی_صهیونی که سرانجام پس از احساس سرمستی در قبال تجاوزاتش به غزه و لبنان و سوریه؛ به این نتیجه رسید که میتواند ایران بزرگ را هم درگیر جنگ کند و لذا طی دو اقدام محدود دست به یک زنجیره عملیاتهای تروریستی علیه کشورمان زد. (و این تحلیل مورد تأیید شهید لاریجانی هم بود)
آیا رواست که چنین معادلات بزرگ، سترگ و استراتژیکی را به آلت دست سیاسی فرو بکاهیم، دولت و مسوولان خدمتگزار را متهم کنیم و مهمتر از همه اینکه دشمن غدّار و مکّار خودمان را یک عنصر احمق و فاقد تحلیل استراتژیک جلوه دهیم؟
و آیا متوجه نیستیم که چنین تحلیلهایی در سمت دیگر خود بیانکننده ضعف نظام اسلامی هستند؟
باید همواره به این نکته واقف بود که کشف "تحلیل صحیح" یک کار پر زحمت و اغلب وقتگیر است و همیشه باید این تقوا وجود داشته باشد که امورات مهمّه کشور و بویژه موارد مرتبط با کلانرویدادها را هرگز فدای سخنان فکر نشده و حرفهای نامنطبق با عقلانیت کنیم.
یادمان نرود که از تأکیدات مهم رهبر شهید انقلاب اسلامی تأکید بر "تحلیل صحیح" و پیشبرد نخبگانی امور بود.
***
1_https://irna.ir/xjXHnn








