به گزارش ایرنا، حجتالاسلام والمسلمین سید هاشم موسوی در یادداشتی اختصاصی برای ایرنا نوشت: اصل مقاومت، به مثابه راهبردی بنیادین در اندیشه و سیره سیاسی ـ اجتماعی آیتالله العظمی شهید سیدعلی خامنهای، ریشه در جهانبینی قرآنی و مبانی وحیانی دارد. بررسی مواضع ایشان از دوران مسئولیتهای اجرایی تا انتهای دوره رهبری نشان میدهد که مواجهه ایشان با عرصههای فرهنگی، دفاعی، اقتصادی و دیپلماتیک، تابع نظریهای منسجم از «مقاومت فعال» است؛ نظریهای که بر مفاهیمی چون استقامت، نفی سبیل، جهاد کبیر، پرهیز از سستی، عدم اعتماد به دشمن و اتکال به وعده های الهی استوار است.
این مقاله، ضمن بررسی مهمترین مبانی قرآنی مقاومت، نشان می دهد که چگونه رهبر شهید انقلاب این آموزه های الهی را، در عرصههای فرهنگی، نظامی، اقتصادی و سیاست خارجی به سیاستهای عملی نظام اسلامی تبدیل کردهاست.
مقدمه
یکی از برجستهترین ویژگیهای رهبری انقلاب اسلامی طی چهار دهه گذشته، تکیه مستمر بر اصل «مقاومت» در برابر فشارها، تهدیدها و زیادهخواهیهای قدرتهای سلطهگر بوده است. برخی تحلیلگران این رویکرد را صرفاً ناشی از شرایط سیاسی منطقه میدانند؛ در حالی که با مطالعه دقیق بیانات رهبر شهید انقلاب روشن میشود که مقاومت، پیش از آنکه یک راهبرد سیاسی باشد، یک اصل قرآنی و یک سنت الهی است.
ایشان بارها تصریح کردهاند: «مقاومت یک واکنش احساسی نیست؛ مقاومت یک مبنای عقلانی و برگرفته از معارف اسلامی و قرآنی است».
بر همین اساس، سیاستهای کلان جمهوری اسلامی در عرصه فرهنگ، امنیت، اقتصاد و روابط بینالملل، بر پایه همین جهانبینی قرآنی شکل گرفته است.
مبنای قرآنی مقاومت عام و استمرار حاکمیتی
مقاومت در اندیشه رهبری، اصلی فراگیر و دائمی است که تمام ابعاد حیات اجتماعی را در بر میگیرد. تداوم پافشاری بر ارزشهای انقلاب از دوره ریاستجمهوری تا رهبری، تبلور آیه ۳۰ سوره فصلت است؛ «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ ؛به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است! » .
در این نگاه، توحید بدون استقامت ساختارساز نیست و دستیابی جامعه اسلامی به وعدههای الهی بجز از طریق پایداری در مسیر حق میسر نخواهد بود.
همچنین ابلاغ اصل مقاومت به عنوان یک دستورالعمل حاکمیتی به تمام کارگزاران نظام، مستند به فرمان الهی در آیه ۱۱۲ سوره هود است: «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ؛پس همانگونه که فرمان یافتهای، استقامت کن؛ و همچنین کسانی که با تو بسوی خدا آمدهاند (باید استقامت کنند)! » از این منظر، کارگزاران نظام اسلامی موظفند در مسیر پیادهسازی احکام الهی ایستادگی کنند و هرگونه انحراف و سستی در بدنه اجرایی، خروج از این دستور وحیانی تلقی میشود.
در بیانات قرآنی رهبر انقلاب درباره آیه فوق، استقامت به معنای ایستادگی، ادامه دادن راه، متوقف نشدن و زاویه پیدا نکردن از مسیر حق معرفی شده است. از آنجا که آیه یادشده افزون بر شخص پیامبر، عبارت «وَمَنْ تَابَ مَعَکَ» را نیز در بر میگیرد، مسئولیت استقامت از سطح فردی فراتر رفته و به عرصه هدایت اجتماعی و حاکمیتی گسترش مییابد. از این منظر، مقاومت دیگر یک انتخاب سیاسی نخواهد بود؛ بلکه اجرای فرمان الهی در سطح مدیریت جامعه است. بنابراین، توصیههای مکرر ایشان به مسئولان برای خسته نشدن، ناامید نشدن و عقبنشینی نکردن از اصول انقلاب، امتداد تفسیری همین فرمان قرآنی است.
ایشان در دیدارهای متعدد با اعضای دولت تأکید کردهاند: «مشکلات نباید موجب عقبنشینی شود. علاج مشکلات کشور، ایستادگی، تلاش و امید است، نه تسلیم شدن در برابر فشارها».
در جای دیگری نیز فرمودند: «اگر ملتی بر اصول خود بایستد، دشمن ناچار به عقبنشینی خواهد شد؛ تجربه انقلاب اسلامی این حقیقت را ثابت کرده است». (خامنهای، «استقامت؛ شرط پیروزی»، ۱۳۹۶؛ نیز: درسگفتار قرآن کریم روز دوازدهم، ۱۳۹۱).
مقاومت فرهنگی در برابر تهاجم غرب و مبنای «جهاد کبیر»
یکی از مهمترین عرصههای مقاومت، حوزه فرهنگ است. رهبر معظم و شهید انقلاب، بارها هشدار دادهاند که دشمن پس از ناکامی در جنگ سخت، به جنگ نرم و تغییر باورهای مردم روی آورده است. ایشان با درک عمیق از برنامهریزی هویتزدای دشمن، از تعابیری چون شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی، جنگ شناختی و تحریف استفاده کردند که همگی ناظر به همین حقیقت است.
راهبرد ایشان در این عرصه، مقاومت فرهنگی و پایداری بر اصالتهای دینی است. مبنای قرآنی این موضع، آیه ۵۲ سوره فرقان است که میفرماید: «فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا؛بنابر این از کافران اطاعت مکن، و بوسیله آن [= قرآن] با آنان جهاد بزرگی بنما! ». قرآن کریم صراحتاً عدم تبعیت از الگوهای فکری و فرهنگی کفر را «جهاد کبیر» مینامد. لذا مقاومت در برابر هژمونی فرهنگی غرب، واجب شرعی و جهادی ساختاری است.
در تفسیر رهبر انقلاب از «جهاد کبیر»، عدم تبعیت از دشمن یکی از شاخصهای اصلی انقلابیگری دانسته شده است. بر این اساس، شناخت دشمن، فهم نقشه او و پرهیز از دنبالهروی فکری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی از وی، مصداقی از مجاهدت بزرگ قرآنی است. این برداشت، مقاومت فرهنگی را از سطح واکنش مقطعی فراتر برده و آن را به تکلیفی مستمر در حوزه سبک زندگی، آموزش، رسانه و تولید فکر تبدیل میکند. از این رو، هرجا پذیرش الگوهای بیگانه به تحقیر فرهنگ خودی یا انفعال معرفتی بینجامد، جهاد کبیر به معنای فعال شدن عقلانیت دینی و ایستادگی هویتی موضوعیت مییابد (خامنهای، بیانات در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی، ۱۳۹۵؛ فیشهای مرتبط با سوره فرقان، آیه ۵۲).
اقتدار نظامی و پایداری دفاعی بر پایه توازن ایمان
روشنترین ظهور اندیشه مقاومتی رهبری، در عرصه نظامی و اقتدار دفاعی کشور جلوهگر شده است. دستورهای اکید ایشان به قوی شدن و کسب توانمندی دفاعی، ترجمان دقیق آیه ۶۰ سوره انفال است: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ؛ و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو آماده کنید».
این توانمندی به عنوان واجب نظامی، بستر پایداری قوای مسلح کشور در برابر قدرتهای بزرگ را فراهم آورد. پایداری چشمگیر قوای نظامی ایران در نبردهای ناهمتراز منطقه، اثباتکننده آیه ۶۵ سوره انفال است که می فرماید: «إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ؛ اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره می شوند». این آیه نشان میدهد صبر دفاعی و ایمان مستحکم، برتری تجهیزاتی دشمنان را خنثی میسازد.
در این چارچوب، تأکید بر «قوی شدن» صرفاً توصیهای نظامی نیست، بلکه حکمی عقلانی و شرعی برای حفظ امنیت عمومی، جلوگیری از طمع دشمن و صیانت از استقلال کشور است.
قائد شهید (قدس سرّه) بارها تأکید کردهاند: «قوی شوید؛ اگر قوی نباشید، امنیت، استقلال و حتی اقتصاد کشور نیز آسیب خواهد دید». ایشان در دیدار فرماندهان نیروهای مسلح فرمودند: «هر روز که میتوانید بر توان دفاعی کشور بیفزایید؛ زیرا دشمن فقط زبان قدرت را میفهمد». ایشان همچنین بارها تصریح کردهاند که «توان موشکی جمهوری اسلامی موضوع مذاکره نیست».
این نگاه دقیقاً منطبق بر دستور قرآن است؛ زیرا قرآن نگفته است فقط هنگام جنگ آماده شوید، بلکه فرمان داده است همواره قدرت خود را افزایش دهید. (خامنهای، بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی، ۱۴۰۱؛ نیز: «دستیابی به قدرت بازدارنده دستور قرآن است»، ۱۳۹۸).
اقتصاد مقاومتی و قاعده نفی سبیل
تمرکز ویژه رهبر شهید انقلاب بر اقتصاد در سالهای متمادی و ابلاغ دکترین «اقتصاد مقاومتی»، مبتنی بر یکی از مهمترین قواعد فقهی و سیاسی اسلام یعنی «قاعده نفی سبیل» منبعث از آیه ۱۴۱ سوره نساء است: «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا؛ و خداوند هرگز هیچ راه سلطه ای به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است». وابستگی اقتصادی، زمینهساز تسلط بیگانگان بر مقدرات امت اسلامی است؛ از این رو، تکیه بر تولید درونزا یک ضرورت وحیانی برای حفظ استقلال است. ایشان در این مسیر ضمن تاکید بر کارشناسی بودن امور بر اساس آیه «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ؛ اگر نمی دانید از آگاهان بپرسید»، منفعلان و کسانی را که به جای مقاومت اقتصادی، چشم به الطاف دشمن دوختهاند با استناد به آیه ۵۲ سوره مائده: «یَقُولُونَ نَخْشَی أَنْ تُصِیبَنَا دَائِرَةٌ؛ و میگویند: «میترسیم حادثهای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!) » مورد ملامت قرار دادهاند.
در ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، این الگو به عنوان اقتصادی متکی به دانش و فناوری، عدالتمحور، درونزا و برونگرا معرفی شده و از قوای کشور خواسته شده است با زمانبندی مشخص، زمینه اجرای آن را فراهم کنند. این بیان نشان میدهد که اقتصاد مقاومتی در منظومه فکری رهبر انقلاب به معنای انزوا یا توقف تعاملات نیست، بلکه نوعی مقاومسازی ساختار اقتصادی در برابر جنگ اقتصادی، وابستگی و نفوذ بیرونی است. از همین رو، پیوند اقتصاد مقاومتی با قاعده نفی سبیل، پیوندی مبنایی و نه صرفاً شعاری است (خامنهای، ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، ۲۹ بهمن ۱۳۹۲).
دیپلماسی عزتمدار و نهی از سازش ذلیلانه
در عرصه روابط بینالملل و مذاکرات با بلوک غرب، رهبری شهید همواره بر پرهیز از لبخندهای فریبنده دشمن و خودداری از مذاکرات از موضع ضعف هشدار دادهاند. مبنای قرآنی این هشدارهای غیورانه، آیه ۳۵ سوره محمد (صلی الله علیه و آله) است: «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ؛پس هرگز سست نشوید و (دشمنان را) به صلح (ذلّتبار) دعوت نکنید در حالی که شما برترید ». این آیه با صراحت مؤمنان را از سستی و پیشنهاد سازشِ ناشی از انفعال نهی کرده و آنان را به اتکای به قدرت الهی و حفظ موضع برتر فرا میخواند.
در این نگاه، میان تعامل با دولتهای غیرمتخاصم و سازش با دشمن پیمانشکن تفاوتی اساسی وجود دارد. بر اساس آیات قرآن، اصل سیاست خارجی اسلام نفی هرگونه رابطه نیست؛ بلکه نهی از صلح و مذاکرهای است که از موضع ضعف، سادهلوحی یا اعتماد به دشمن غیرقابل اطمینان شکل گیرد. به همین دلیل، دیپلماسی عزتمدار در اندیشه رهبر انقلاب، جمع میان عقلانیت سیاسی، هوشیاری امنیتی و حفظ کرامت ایمانی است (خامنهای، بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران، ۱۴۰۲؛ نیز: فیشهای مرتبط با سوره محمد، آیه ۳۵).
مقاومت و امید؛ دو روی یک حقیقت
یکی از ابعاد کمتر مورد توجه اندیشه مقاومتی رهبر شهید انقلاب، پیوند میان مقاومت و امید است. قرآن کریم پس از إصرار بر عدم سستی در برابر دشمنان، با اقتدار به آنان دستور می دهد که: «لَا تَیْأَسُوا مِن رَوْحِ اللَّهِ؛ از رحمت خداوند مأیوس نشوید».
در همین راستا رهبر شهید انقلاب بارها تأکید کردهاند: «امید، موتور حرکت ملت است» و نیز فرمودهاند: «دشمن میخواهد ملت ایران را ناامید کند؛ هرکس مردم را مأیوس کند، در زمین دشمن بازی کرده است».
از نگاه ایشان، امید یک احساس ساده نیست، بلکه یک وظیفه دینی و یک سرمایه اجتماعی است که استمرار مقاومت بر آن استوار است.
سخن آخر
برآیند مباحث نشان میدهد که «مقاومت» در منظومه فکری آیتالله شهید خامنهای (قدس سرّه)، انتخابی سلیقهای یا حزبی نیست، بلکه راهبردی برخاسته از معارف قرآن کریم و تجربه تاریخی امت اسلامی است. مواضع ایشان در حوزههای فرهنگی، دفاعی، اقتصادی و دیپلماتیک، بر مجموعهای از آیات کلیدی استوار است که جامعه مؤمن را به استقامت، استقلال، اقتدار و پرهیز از تبعیت از دشمن فرا میخواند.
از این منظر، مقاومت نه بنبست و نفی تعامل با جهان، بلکه مسیر حفظ عزت، استقلال، هویت اسلامی و عبور از بحرانهای تحمیلی نظام سلطه است.
تجربه جمهوری اسلامی نیز نشان داده است که هرجا این اصول قرآنی مبنای تصمیمگیری قرار گرفته، کشور توانسته است بر فشارها و تهدیدها غلبه کند و به پیشرفت دست یابد. از همین رو، میتوان گفت که «مقاومت» در مکتب رهبر معظم و شهید انقلاب، نه یک استراتژی سیاسی بلکه ترجمان عملی آموزههای قرآن کریم در مدیریت جامعه اسلامی است.











