به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ برای جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، شکست ایالات متحده آمریکا برابر بلژیک احتمالاً همان نتیجه سیاسیای بود که به آن نیاز داشت.
دستکم این شکست در شامگاه دوشنبه بخشی از فشارها را از روی دوش فیفا برداشت؛ سازمانی که بار دیگر به دلیل نزدیکی روابط اینفانتینو با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در محاصره انتقادها قرار گرفته بود.
تا امروز، هواداران فوتبال به شیوهای که اینفانتینو با این ورزش رفتار میکند عادت کردهاند. دوران مدیریت او از بحرانهای متعددی جان سالم به در برده است. از رنج و مشقت کارگران مهاجری که برای ساخت زیرساختهای جام جهانی قطر متحمل شدند، تا ماجرای عجیب نامزدی ترامپ برای دریافت جایزه صلح، و همچنین مانورهای حیرتآور اینفانتینو برای برگزاری جام جهانی ۲۰۳۰ در شش کشور و سه قاره؛ طرحی که به شکلی بسیار سودمند، مسیر را برای کسب انحصاری میزبانی جام جهانی ۲۰۳۴ توسط عربستان سعودی هموار کرد.
با این حال، اینفانتینو نهتنها در قدرت باقی مانده، بلکه در بسیاری از موارد قدرتمندتر نیز شده است؛ او با کمترین میزان مخالفت داخلی، پایگاه قدرت خود را در فوتبال جهان بیش از پیش تثبیت کرده است. زمانی که فیفا قیمت بلیتهای این جام جهانی را به شکلی بیسابقه افزایش داد، واکنش فدراسیونهای ملی تقریباً سکوت مطلق بود؛ این در حالی بود که گروههای هواداری از آنها میخواستند در برابر سیاستهای اینفانتینو ایستادگی کنند. در ماه آوریل، اینفانتینو اعلام کرد که در سال ۲۰۲۷ بار دیگر برای ریاست فیفا نامزد خواهد شد و حمایت کامل کنفدراسیونهای آمریکای جنوبی، آفریقا و آسیا را نیز به دست آورد؛ حمایتی که تا حد زیادی به دلیل افزایش سهم فدراسیونها از درآمدهای عظیم فیفا حاصل شده بود.
در هفتههای ابتدایی جام جهانی، فیفا تلاش کرد روایت موفقیتآمیزی از مسابقات بسازد. سیاست فروش بلیت که اعتراضهای گستردهای را برانگیخته بود، مانع از پر شدن اکثر ورزشگاهها نشد. اینفانتینو حتی این موضوع را یک موفقیت دانست که تیم ملی ایران، با وجود قرار داشتن کشورش در شرایط تنش با یکی از کشورهای میزبان، توانسته بود مسابقات خود را در خاک آمریکا برگزار کند.

ستارههای مسابقات از لیونل مسی و کیلیان امباپه گرفته تا جود بلینگام و ارلینگ هالند، توجه رسانهها را از اشتباهات و حاشیههای اینفانتینو دور کردند و بار دیگر یادآور شدند که فوتبال تا چه اندازه میتواند ابزاری شگفتانگیز برای پیوند دادن فرهنگها و ملتهای مختلف باشد.
کشورهای میزبان که پیش از آغاز مسابقات با مشکلات اجرایی و نگرانیهای مالی دستوپنجه نرم میکردند، عملکردی فراتر از انتظار داشتند و همگی به مرحله یکهشتم نهایی راه یافتند. این اتفاق موجب افزایش اشتیاق به فوتبال در آمریکا و کانادا شد و شور و علاقه ریشهدار مکزیکیها به این ورزش را نیز بار دیگر زنده کرد. بسیاری از مسابقات نیز جذاب، رقابتی و بهیادماندنی بودند.
ترامپ، بهعنوان شخصیتی که همواره جامعه آمریکا را دو قطبی کرده است، تا آن زمان فاصله خود را با مسابقات حفظ کرده بود و هنوز در هیچ دیداری حاضر نشده بود. مأموران نقابدار اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) که در دوران ریاستجمهوری او به عملیاتهای گسترده در شهرهای بزرگ مشهور شدهاند نیز عمدتاً از فضای مسابقات دور مانده بودند.
در شبکههای اجتماعی، تصاویر متعددی از تبادلات فرهنگی مثبت منتشر میشد؛ هواداران کشورهای مختلف با آیینها و رسوم خاص خود مردم محلی را مجذوب میکردند و شهرهای میزبان نیز با مهماننوازی و برخورد گرم، خاطرات خوشی برای بازدیدکنندگان میساختند.
اما ناگهان همه تنشهای قدیمی بازگشتند؛ آن هم در بحرانی که خود فیفا زمینهساز آن بود. زمانی که فیفا روز یکشنبه اعلام کرد محرومیت یک جلسهای فولارین بالوگان، مهاجم تیم ملی آمریکا، لغو شده است و سپس مشخص شد که ترامپ و اطرافیانش برای این موضوع شخصاً رایزنی کردهاند، تمام حساسیتها و سوءظنهای فروخفته دوباره شعلهور شد.

در نگاه بسیاری، این اتفاق تجسمی آشکار از سیاست اول آمریکا بود؛ گویی ترامپ، هاوارد لوتنیک وزیر بازرگانی و اندرو جولیانی، مدیر کارگروه جام جهانی کاخ سفید، تلاش کرده بودند امتیازی برای تیم ملی آمریکا کسب کنند که معمولاً در اختیار سایر کشورها قرار نمیگیرد.
فیفا همچنان اصرار دارد که تماس تلفنی ترامپ هیچ تأثیری در تصمیمگیری نداشته است. این نهاد روز دوشنبه در بیانیهای اعلام کرد: «ارکان قضایی فیفا مستقل هستند و به صورت خودمختار فعالیت میکنند.» با این حال، فیفا توضیح نداد که چرا خطایی که در فضای فوتبال مصداق «خطای شدید» تلقی میشد، ناگهان دیگر مستحق مجازات همیشگی نبود. همچنین فیفا هنوز اعلام نکرده است که آیا داور مسابقه یا تیم کمکداور ویدئویی در تصمیمگیری یا نحوه استفاده از VAR مرتکب اشتباه شدهاند یا خیر.
خشم در اروپا تقریبا بلافاصله پس از این تصمیم بالا گرفت. برای بسیاری، این ماجرا نمادی دیگر از رویکرد دولت ترامپ بود؛ رویکردی که در آن نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین، هر زمان که با منافع آمریکا در تعارض باشد، کنار گذاشته میشود.
یک روز ممکن است موضوع همکاری در زمینه تغییرات اقلیمی باشد، روزی دیگر تعرفههای اقتصادی علیه شرکای قدیمی. گاهی خروج از سازمان جهانی بهداشت مطرح میشود و زمانی دیگر تهدید به تصرف گرینلند یا تبدیل کانادا به پنجاهویکمین ایالت آمریکا.
در چنین بستری، عجیب نیست که قوانین یک تورنمنت جهانی فوتبال نیز از نگاه برخی قابل تغییر و انعطافپذیر تلقی شود؛ آن هم زمانی که پای منافع آمریکا در میان باشد. کار را برای فیفا دشوارتر کرد این واقعیت که ترامپ صبح دوشنبه در دفتر بیضیشکل کاخ سفید آشکارا درباره دخالت خود صحبت کرد.
او گفت: «بله، با اینفانتینو تماس گرفتم. درخواست بازبینی کردم چون فکر نمیکردم آن صحنه خطا باشد. اگر اجازه نمیدادند بهترین بازیکن یا یکی از بهترین بازیکنان تیم آمریکا بازی کند، به نظرم لکه بزرگی روی جام جهانی میماند. فقط همین احساس را منتقل کردم؛ به او نگفتم چه کاری انجام دهد. اصلاً نمیتوانم چنین کاری بکنم.»
اما برای فدراسیونهای اروپایی، که معمولاً بیش از آنچه تصور میشود ملاحظات سیاسی دارند، تمام نگرانیهای قدیمی دوباره زنده شد؛ از ماجرای جایزه صلح گرفته تا پخش آهنگ Y.M.C.A ـ که به سرود غیررسمی ترامپ تبدیل شده ـ در مراسم قرعهکشی جام جهانی و همچنین کنگره فیفا در سال ۲۰۲۵ که اینفانتینو به دلیل همراهی طولانیتر با ترامپ در سفر به عربستان و قطر با تأخیر در آن حاضر شد.
گمانهزنیها درباره برخورد ویژه زمانی بیشتر شد که تد کروز، سناتور جمهوریخواه ایالت تگزاس، در دفتر بیضیشکل خطاب به ترامپ گفت: «از طرف همه آمریکاییها بابت حذف آن کارت قرمز مضحک از شما تشکر میکنم.»
ترامپ لبخند زد و کروز ادامه داد: «واقعاً فوقالعاده بود. بیدلیل نبود که جام جهانی این مدت در اینجا قرار داشت.»
اشاره او به ماکتهای جام جهانی و جام باشگاههای جهان بود که فیفا بنا به درخواست ترامپ در طول یک سال گذشته در دفتر او قرار داده بود.
چند روز پیش از آن نیز مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، گفته بود که آمریکا به خاطر آن کارت قرمز «ضرر کرده است». روز دوشنبه نیز اندرو جولیانی در گفتوگو با ESPN، رافائل کلاوس، داور برزیلی مسابقه، را فردی با «سابقهای بحثبرانگیز» توصیف کرد. ترامپ نیز پیشتر این داور را «مشکوک» خوانده بود. جولیانی گفت که او، ترامپ و لوتنیک به این نتیجه رسیده بودند که «باید راهی برای اصلاح این بیعدالتی پیدا شود».
مجموع این تصاویر و اظهارات، برای فیفا چندان خوشایند نبود. به نظر میرسید فیفا سادهلوحانه تصور کرده بود که این ماجرا بدون آنکه به فرصتی برای خودنمایی سیاسی ترامپ تبدیل شود، خاتمه خواهد یافت. اما هر کسی که دولت ترامپ را میشناسد میداند او همواره تمایل دارد موفقیتهایی را که در راستای منافع آمریکا میداند به نام خود ثبت کند؛ حتی اگر آن موفقیتها از مسیرهای غیرمتعارف حاصل شده باشند.

پیش از کنفرانس خبری ترامپ، اروپاییها مقابل این ماجرا صفآرایی کرده بودند. رودی گارسیا، سرمربی بلژیک، که تیمش تلاش کرده بود این تصمیم را پیش از مسابقه لغو کند، روز یکشنبه گفت بلژیک در حال دفاع از «سلامت و اخلاق فوتبال» است.
اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا) نیز اعلام کرد که تصمیم فیفا «از یک خط قرمز عبور کرده» و آن را «بیسابقه و غیرقابل توجیه» توصیف کرد.
فدراسیون فوتبال سوئیس این تصمیم را «غیرقابل درک» خواند. لیزه کلاونِس، رئیس فدراسیون فوتبال نروژ، نیز هشدار داد که این موضوع نگرانیهایی جدی درباره «سلامت رقابتها، دخالت سیاسی در امور ورزشی و اعتبار فوتبال» ایجاد کرده است.
در ادامه، واکنشهایی مشابه از آلمان و ایتالیا نیز مطرح شد و کشورهای اروپایی یکی پس از دیگری پشت بلژیک قرار گرفتند. سپس کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی (کونمبول) بیانیهای منتشر و از «صداقت، استقلال و صلاحیت حرفهای» داور مسابقه دفاع کرد. فیفا نیز در نهایت با انتشار اظهارات پیرلوئیجی کولینا، رئیس کمیته داوران این نهاد، اعلام کرد که «اعتماد کامل» خود را به داور حفظ کرده است.
زمانی که اینفانتینو دوشنبه شب روی صندلی خود در ورزشگاه لومن فیلد نشست، بعید بود احساس راحتی داشته باشد. اگر آمریکا پیروز میشد و بالوگان نقشی تعیینکننده در نتیجه مسابقه ایفا میکرد، میشد تصور کرد که این بحران در روزهای بعد تا چه اندازه ابعاد بزرگتری پیدا میکرد.
در کنار او پاسکال فان دام، رئیس فدراسیون فوتبال بلژیک، نشسته بود. فدراسیون بلژیک حتی گزینه شکایت فوری به دادگاه حکمیت ورزش را نیز بررسی کرده بود، اما در نهایت ترجیح داد اجازه دهد مسابقه برگزار شود.
این تصمیم منطقی به نظر میرسید، زیرا بازیکنان بلژیک با انگیزه و خشم ناشی از اتفاقات اخیر وارد زمین شدند و بهترین پاسخ را در مستطیل سبز دادند. برای اینفانتینو، پیروزی بلژیک همچون پتویی بود که روی شعلههای آتش کشیده شد. شاید تنشها فعلاً فروکش کند، اما این ماجرا لکهای بر جام جهانی است که بهسادگی از بین نخواهد رفت.
برای همه مدیران، بازیکنان و هواداران، زمین مسابقه آخرین حریم مقدس فوتبال است؛ جایی که نباید تحت تأثیر مداخلات بیرونی قرار گیرد. تصمیم فیفا درباره بالوگون این اصل را زیر سؤال برد.
در نهایت، این ماجرا بار دیگر نشان داد که تلاشهای اینفانتینو برای جلب رضایت ترامپ، از طریق هدایا و تمجیدهای مداوم، محدودیتهای خود را دارد و در برابر افکار عمومی جهان همیشه نتیجه مطلوب را به همراه نمیآورد.
این نخستین بار هم نبود که دولت ترامپ اعتبار داوران را زیر سؤال میبرد. در ابتدای مسابقات، دولت آمریکا از ورود عمر عبدالقادر آرتان، داور فیفا، به این کشور جلوگیری کرد و دلیل آن را «ارتباط با افراد مظنون به عضویت در سازمانهای تروریستی» دانست.
مهدی طارمی، کاپیتان تیم ملی ایران، این رقابتها را «جام جهانی فاجعه» توصیف کرد؛ اشارهای به محدودیتها و مشکلاتی که تیم ایران در طول مسابقات با آن روبهرو بود.
ووزینیا، دروازهبان تیم ملی کیپورد، یکی از چهرههای محبوب مرحله گروهی بود، اما مدعی شد که مشکلات صدور ویزا مانع از حضور مادرش در ورزشگاه و تماشای دیدار برابر اسپانیا شده است؛ ادعایی که وزارت خارجه آمریکا در پاسخ به آن اعلام کرد هیچ سابقهای از درخواست ویزا توسط مادر این بازیکن در اختیار ندارد.
کالیدو کولیبالی، کاپیتان سنگال، نیز پرسید چرا آفریقاییها نمیتوانند خانواده و هواداران خود را در این جام جهانی کنارشان داشته باشند؛ آن هم در حالی که چهار کشور آفریقایی حاضر در مسابقات همچنان مشمول محدودیتهای سفر بودند.
در دنیای اینفانتینو، جام جهانی رویدادی است که جهان را متحد میکند. طی یک ماه گذشته نیز لحظاتی وجود داشت که این وعده به واقعیت نزدیک به نظر میرسید؛ زمانی که جوامع مهاجر به جشن و پایکوبی میپرداختند و گردشگران از سراسر جهان کنار یکدیگر خوش میگذراندند اما لحظات دیگری نیز وجود داشت؛ لحظاتی که نشان میداد فوتبال همچنان میتواند جهان را از هم جدا کند.
در مسیر ورزشگاه، یکی از هواداران آمریکایی در حالی که زیر نور آفتاب قدم میزد دیده شد. روی تیشرت او شعاری نقش بسته بود: «آمریکا در برابر همه». در آن روز، شاید هیچ شعاری نمیتوانست دقیقتر از این، حال و هوای جام جهانی را توصیف کند.
منبع: اتلتیک
۲۵۸۲۵۸









