به گزارش همشهری آنلاین؛ این روزها و همزمان با تشییع پیکر رهبر شهید، میتوان رد پای مردی را بهنظاره نشست که اگرچه درباره استراتژی واجد سواد آکادمیک نبود اما تجربهی جهادیِ مستمر او در اقصی نقاط منطقهی پُر آشوب خاورمیانه در کنار هوش وافر ذاتیاش، او را در عداد مبرزترین آموزگاران و معماران امور راهبردی جای داده بود. شهید سعید حاجقاسم سلیمانی در طول دوران مسئولیت فرماندهی نیروی قدس سپاه، در جاهایی جاپای ایرانزمین را محکم کرده بود که ارزش راهبردی بالایی داشتند.
حاجقاسم پس از سقوط کابل در میانه دهه هفتاد به یاری مقاومت افغانستان شتافت و علیه عملههای امپریالیسم، دست شاهمسعود و یارانش را پُر کرد. همان اندیشه راهبردی نیز باعث گشته تا امروز میان جامعهی روگرفته از وحوش طالبان و نظام جمهوری اسلامی نوعی سمپاتی ایجاد شود و متعاقباً پسر شاهمسعود به عنوان نماینده سیاسی این روگرفتگان، خود را به حضور در مراسم وداع با پیکر رهبر شهید مسئول و به تعبیری مدیون ببیند.
تشییع رهبر شهید ، ارزش راهبردی عراق را نیز بار دیگر به ما یادآور شده است. همراهی و هماهنگی بالای دولت عراق برای امر تشییع و اعلام یک روز تعطیلی سراسری، نشانه مهمی است که نمیتوان از کنار آن بهسادگی گذشت. نفوذ اولیای تهران در بغداد نیز محصول مجاهدتهای حاجقاسم در سالهایِ مبارزه با داعش است. بذری که قاسم در عراق با بسیج مردمی کاشت، امروز در قالب گروههای جهادی چون حشدالشعبی و کتائب و... تناور شده و نفوذ امنیتی ایران را تضمین کرده است.
مجاهدت قاسم البته چنانچه اعلام جهاد عمومی مرجعیت عراق نبود، به سرمنزل مقصود نمیرسید. بیراه نیست که مزدوران خبری جریان سلطه این روزها مشغول دروغپراکنی حول بیت آیت الله سیستانی و القای شکاف میان او و رهبری شهید ایران هستند.












