به گزارش ایسنا، یکی از مهمترین دلایل بالا بودن هزینه تولید در بخش کشاورزی، ساختار تولید در ایران است. بخش قابل توجهی از بهرهبرداریهای کشاورزی در قالب واحدهای کوچک و پراکنده انجام میشود؛ موضوعی که استفاده از ماشینآلات، فناوریهای نوین و خرید عمده نهادهها را دشوار و هزینه تولید را افزایش داده است. در واقع مجموعهای از عوامل ساختاری، اقتصادی و مدیریتی طی سالهای گذشته موجب شده قیمت تمامشده بسیاری از محصولات افزایش پیدا کند؛ عواملی که برخی از آنها در اختیار وزارت جهاد کشاورزی است و برخی دیگر به شرایط کلان اقتصاد کشور بازمیگردد.
مزیتهای کشاورزی ایران به تنهایی هزینه تولید را کاهش نمیدهد
در واقع بالا بودن هزینه تولید در بخش کشاورزی را نمیتوان صرفا به گرانی نهادهها نسبت داد. ایران در برخی حوزهها از جمله انرژی، نیروی کار و تولید بخشی از نهادههای کشاورزی مانند برخی کودهای شیمیایی، همچنان از مزیت نسبی برخوردار است. با این وجود، بهرهوری پایین، خرد بودن اراضی، فرسودگی ماشینآلات و ضایعات بالا باعث شده هزینه تمامشده بسیاری از محصولات افزایش یابد و بخشی از این مزیتها عملا خنثی شود.
ضعف بهرهوری، تولید را گرانتر کرده است
آنچه بیش از هزینه نهادهها بر رقابتپذیری بخش کشاورزی اثر میگذارد، بهرهوری تولید است. به بیان دیگر، پایین بودن عملکرد در واحد سطح، مصرف بالای آب، ضعف زنجیره تامین و هزینههای پس از برداشت، باعث میشود هزینه تولید هر کیلوگرم محصول افزایش یابد؛ موضوعی که حتی در صورت ارزان بودن برخی نهادهها نیز میتواند قیمت تمامشده را بالا نگه دارد.
زمینهای خرد؛ مانعی برای کاهش هزینه تولید
یکر از مهم ترین چالشهای ساختاری در بخش کشاورزی، خرد بودن اراضی است. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد FAO، ناکارآمدی در زنجیره تامین و مراحل پس از برداشت در بسیاری از کشورها سهم قابل توجهی در افزایش قیمت مواد غذایی دارد و در برخی اقتصادها این سهم به بخش مهمی از قیمت نهایی میرسد. در ایران، طبق داده ها، بخش قابل توجهی از بهرهبرداریهای کشاورزی در قالب واحدهای کوچک و پراکنده انجام میشود؛ موضوعی که مانع استفاده بهینه از ماشینآلات، فناوریهای نوین و خرید عمده نهادهها شده و هزینه تولید را افزایش میدهد. در همین چارچوب، ادغام زمینهای خرد و حرکت به سمت تولید مقیاسپذیر میتواند از طریق «صرفه مقیاس» هزینه متوسط تولید را کاهش داده و بهرهوری منابع را افزایش دهد.
کارشناسان اقتصاد کشاورزی تاکید میکنند که ادغام زمینهای خرد و حرکت به سمت تولید مقیاسپذیر میتواند از طریق «صرفه مقیاس» هزینه متوسط تولید را کاهش داده و بهرهوری منابع را افزایش دهد.
آبیاری سنتی و ماشینآلات فرسوده تولید را گرانتر کردهاست
در کنار خرد بودن اراضی، بهرهوری پایین آب و زمین نیز از عوامل افزایش هزینه تولید در بخش کشاورزی به شمار میرود. در برخی مناطق کشور همچنان از روشهای سنتی آبیاری استفاده میشود که مصرف آب را افزایش داده و هزینه تولید را بالا میبرد.
حرکت به سمت آبیاری نوین و «کشاورزی دقیق» روشی که با استفاده از فناوری و داده، مصرف آب، کود و سم را متناسب با نیاز هر بخش از مزرعه تنظیم میکند، از مهم ترین راهکاریهای افزایش بهرهوری منابع طبیعی به شمار میرود. در مقابل فرسودگی ناوگان ماشینآلات کشاورزی از جمله تراکتورها و کمباینها، باعث افزایش مصرف سوخت، هزینه تعمیرات، کاهش سرعت عملیات و افزایش ضایعات برداشت شده است؛ موضوعی که بهطور مستقیم هزینه تمامشده تولید را بالا میبرد.
کمبود سرمایه، چالش بزرگ نوسازی کشاورزی
در کنار چالشهای فنی، هزینه بالای تامین مالی و محدودیت دسترسی به سرمایه در گردش نیز از عوامل مهم افزایش هزینه تولید عنوان میشود؛ مسئلهای که مانع نوسازی تجهیزات و توسعه فناوری شده است.
نوسانات نرخ ارز نیز یکی از عوامل اثرگذار بر هزینه تولید است که قیمت نهادههایی مانند کود، سم، بذر و ماشینآلات را بهطور مستقیم تحت تاثیر قرار داده و برنامهریزی تولید را با بیثباتی مواجه کرده است. در حوزه زنجیره تامین نیز ضایعات بالا در مراحل برداشت، حملونقل و نگهداری، از دیگر عوامل افزایش هزینه محسوب میشود؛ موضوعی که به ضعف زیرساختهای سردخانهای و لجستیکی مرتبط است.
با وجود چالشها، ایران در برخی حوزهها دارای مزیت نسبی است
با وجود چالشها، ایران در برخی حوزهها دارای مزیت نسبی است؛ از جمله انرژی نسبتا ارزانتر، نیروی کار فعال در بخش کشاورزی و تولید داخلی بخشی از نهادهها مانند برخی کودها. با این حال این مزیتها برای جبران شکاف بهرهوری کافی نیستند. در حوزه عملکرد تولید، دادههای مقایسهای نشان میدهد فاصله قابل توجهی میان ایران و کشورهای پیشرو وجود دارد. بهعنوان نمونه، عملکرد گندم در ایران حدود ۱.۷ تن در هکتار گزارش شده، در حالی که در کشورهایی مانند آلمان، فرانسه، هلند و چین این رقم بین ۵ تا ۸ تن در هکتار است. بر اساس دادههای FAO، مصرف کود شیمیایی در ایران حدود ۶۸ کیلوگرم در هکتار است؛ با این حال به گفته تحلیلگران بخش کشاورزی، مسئله اصلی نه میزان مصرف بلکه مصرف غیرهدفمند و نامتوازن آن است؛ موضوعی که موجب شده سیاستهای رسمی به سمت «کوددهی هدفمند» و «کشاورزی دقیق» حرکت کند.
کشورهای موفق هزینه تولید را با فناوری کاهش دادهاند
در سطح سیاستگذاری، وزارت جهاد کشاورزی بر افزایش بهرهوری آب و خاک، توسعه کشاورزی دانشبنیان و کاهش هزینه تولید تأکید دارد. بررسی تجربه کشورهای موفق نشان میدهد کاهش هزینه تولید در کشاورزی معمولا بر سه محور اصلی استوار بوده است:
در کشورهایی مانند هلند، تمرکز بر کشاورزی دقیق، آبیاری هوشمند، مدیریت دادهمحور و استفاده گسترده از فناوریهای نوین باعث افزایش بهرهوری در واحد سطح و کاهش هزینه تولید شده است.
در کشورهایی مانند آمریکا و برزیل، ادغام زمینها، توسعه مزارع بزرگ و مکانیزاسیون گسترده موجب تحقق صرفههای مقیاس و کاهش هزینه متوسط تولید شده است.
در اروپا نیز توسعه زنجیره سرد، کاهش واسطهها و دیجیتالیسازی بازار محصولات کشاورزی نقش مهمی در کاهش ضایعات و کنترل قیمت نهایی غذا داشته است.
در کنار عوامل داخلی، تحریمهای اقتصادی نیز طی سالهای گذشته بر هزینه تولید در بخش کشاورزی اثر گذاشته است. اگرچه بخش زیادی از محصولات و نهادههای کشاورزی مشمول معافیتهای بشردوستانه اعلام شدهاند، اما محدودیتهای بانکی، افزایش هزینه نقلوانتقال پول، دشواری واردات ماشینآلات، قطعات و برخی نهادههای تخصصی، هزینه تامین تجهیزات و فناوریهای مورد نیاز این بخش را افزایش داده و روند نوسازی و ارتقای بهرهوری را با چالش مواجه کرده است.
کاهش هزینه تولید به یک راهکار محدود نمیشود
در تحلیلهای تخصصی درباره کاهش هزینه تولید، مجموعهای از اقدامات مکمل شامل بهینهسازی فرآیند تولید، کاهش ضایعات، اصلاح مدیریت مزرعه و ارتقای بهرهوری نیروی انسانی مورد تاکید قرار گرفته است؛ مجموعهای که در کنار اصلاح ساختار مالکیت، بهعنوان بسته سیاستی کاهش هزینه شناخته میشود.
از این منظر، وعده وزارت جهاد کشاورزی برای کاهش هزینه تولید، در صورتی میتواند به نتیجه برسد که همزمان مجموعهای از اصلاحات ساختاری در اقتصاد و بخش کشاورزی اجرا شود. در غیر این صورت، حتی اگر بخشی از هزینهها کاهش یابد، عواملی مانند تورم، نوسان ارز و افزایش قیمت نهادهها میتوانند آثار آن را خنثی کنند. بنابراین، کاهش هزینه تولید را باید نه یک اقدام مقطعی، بلکه پروژهای بلندمدت دانست؛ پروژهای که موفقیت آن به هماهنگی سیاستهای اقتصادی، سرمایهگذاری در زیرساختهای کشاورزی و افزایش بهرهوری در تمام حلقههای زنجیره تولید وابسته است.
انتهای پیام









