به گزارش ایرنا، در میان انبوه نقشهایی که بر پرده سینما جان گرفته و دیالوگهایی که در خاطر تماشاگران مانده است، گاه یک نقشِ بیصدا، از جنس زندگیِ واقعی، عمیقتر از هر فیلمنامهای در یادها میماند و بر جان مینشیند.
آزیتا ترکاشوند، این بار نه جلوی دوربین که پشت صحنه یک مستند زیبا ایستاده بود؛ فیلمی که در آن، بازیگر نبود، تماشاگر مهربانی بیریایی بود که از نگاهی آشنا، تا اعماق جانش نفوذ کرد.
ماجرا از یک آرزوی دیرین شروع میشود که شاید هیچگاه بر زبان جاری نشده بود، اما در نگاه موج میزد؛ در یکی از آخرین دیدارهایش با رهبر شهید، آن نگاه نافذ، خواسته نهانی را بازشناخت و آرزوی دیرینش را برآورده ساخت.
او از آخرین دیدارش با رهبر شهید میگوید، از حسرتی که به شیرینترین غافلگیری زندگیاش بدل شد و از شهادتی که برایش نه پایان، که ادامه یک مسیر مقتدرانه بود.
انگشتری که حالا بر دست اوست، تنها یک زیور نیست؛ یادگاری از مهربانی بیچشمداشت کسی است که در اوج اقتدار، به تمنای کوچک یک دل پاسخ داد، این هدیه، برای آزیتا ترکاشوند، تجسم همان نگاه همیشهبیدار است.
بعضی از خاطرهها، فقط یک روایت نیستند بلکه رخدادهایی نادرند که تا ابد در یاد میمانند و به نقطه عطفی در زندگی تبدیل میشوند، تجربهای زیسته که حیات فردی و اجتماعی صاحب آن را از روزمرگی پر از تکرار و کلیشه جدا میکنند و به دست خاطرههای نو شونده میسپارند.
خاطرههایی آمیخته به اشک و لبخند در لحظههای تلاقی شور و شعور، و حضور تکرارناپذیر در صحنههای استثنایی همچون نقشآفرینی در فیلمی که بعد از اکران، گیشهها و اندیشهها را به وجد میآورد و عوامل آن را به ساحت جدیدی از کارنامه هنریشان پرتاب میکند.
این بازیگر سینما و تلویزیون با تشریح جزییات آخرین دیدار خود با رهبر شهید، ماجرای دریافت انگشتر از سوی ایشان را بازگو و شهادت در محل کار را نشانهای از اقتدار و حقانیت مسیر ایشان در راه سربلندی ایران عنوان می کند.
آزیتا ترکاشوند که اصالتا بروجردی است روز دوشنبه در گفت و گو با ایرنا به بیان خاطرهای ماندگار از دیدار خود با رهبر شهید در روز زن می پردازند و می گوید: در جریان مراسم، از محافظان و مسوولان حاضر خواستم تا خواسته من مبنی بر دریافت یک انگشتر را به محضر ایشان برسانند اما به من گفته شد چون در ردیف اول حضور دارم، میتوانم پس از سخنرانی، شخصا این تقاضا را مطرح کنم.
این هنرمند افزود: پس از پایان برنامه، در حالی که جمعیت با اشتیاق به سمت ایشان میرفتند، من دقیقا روبروی ایشان قرار گرفتم و چشم در چشم شدیم، حس کردم متوجه خواسته من شدهاند، اما در آن لحظه توان سخن گفتن نداشتم، سرم را پایین انداختم و چیزی نگفتم، طوری که حسرت مطرح نکردن این خواسته در دلم باقی ماند.
ترکاشوند در ادامه به غافلگیری خود پس از این دیدار اشاره کرد و گفت: مدتی گذشت تا اینکه در نیمه شعبان، پست نامه ای به درب منزلم آورد که در آن ذکر شده بود شما تقاضای انگشتر داشتید و به همراه یک سلام، انگشتری ارسال شده بود؛ این اتفاق یکی از زیباترین خاطرات زندگی من است که همیشه همراه خود دارم.
بازیگر سینما و تلویزیون در بخش دیگری از این گفتگو، به واکنش خود نسبت به خبر شهادت قائد امت پرداخت و بیان کرد: برخلاف گریه و زاریهای معمول، من با افتخار گفتم اگر سرنوشتی جز شهادت رقم میخورد، عادلانه نبود چراکه ایشان با افتخار در دفتر کارشان به شهادت رسیدند و ادعاهای واهی را باطل کردند.
ترکاشوند حضور گسترده مردم در مراسم وداع را نشانه آگاهی جامعه نسبت به دغدغههای رهبر شهید دانست و خاطرنشان کرد: مردم اکنون دریافتهاند تمام دغدغه ایشان، اقتدار و سربلندی ایران در جهان بود، تلاش کردند نام ایران با افتخار در جهان طنینانداز شود و حضور مردم، پیام قدردانی از این تلاشهاست.
وی با ابراز شکرگزاری از فرصت دیدارهای متعدد با رهبر شهید تاکید کرد: ما هنوز به درستی درک نکردهایم چه شخصیت ارزشمندی را از دست دادهایم و امیدوارم همواره ایرانی مقتدر، سربلند و مردمانی شاد داشته باشیم.












