به گزارش ایرنا، هرچند داغ از دست دادن رهبری که پای امتش ایستاد و به آرزوی دیرین خود که همان شهادت بود، رسید، بسیار سخت و گران است، اما مردم با بصیرت و ولایی ایران اسلامی و ملل آزاده در فراق رهبر شهید چنین فریاد می زنند:
پایمان محکم است در این راه
گرچه امروز خونجگر هستیم
ما پسرهای آن پدر هستیم
ارث ما از پدر، شجاعت ماست
کوه، حیران استقامت ماست
رهبر شهید! تو آن پرچم ایستادۀ عاشورا، ستون خیمه اسلام و تفسیر زندۀ «هیهات من الذله» بودی که تا آخرین لحظۀ عمرت با مشتی گره کرده در خط مقدم جبهۀ مبارزه با استکبار ایستادی و به ما آموختی که عزت، همان طریق امام حسین (ع) و نهضت عاشورا است که فرمود: «مثلی لا یبایع مثل یزید».
او شهد شهادت را نوش کرد و رفت؛ اما نه چنان که شمعی خاموش شود؛ او رفت تا در ابدیتِ تاریخ، جاودانه بماند. او که عمری را در میانِ توفانِ حوادث، کشتیِ آرمانهایش را به ساحلِ ایمان هدایت کرد، سرانجام در آخرین ایستگاهِ مسیر، ردایِ سرخِ شهادت را بر قامتِ استوارِ خویش آراست.
امروز، خاکِ وطن در سوگِ گامهایِ تو میلرزد و آسمان در رثایِ نگاهِ بلندت میگرید، اما رهبر شهیدمان! بدان که خونِ تو در رگهایِ تاریخ جریان دارد، همان تاریخی که فردا، نام و یاد تو را نه در کتابها، که در بلندایِ قلّه آزادگیِ انسانها ثبت خواهد کرد.
ای رهبرِ شهید! تو رفتی و ما ماندیم با هزاران سؤال و یک پاسخِ روشن: «راهِ تو ادامه دارد.»
اما مهمترین و بزرگترین آموزه منظومه فکری و نظریه های اندیشه سیاسی و اجتماعی رهبر شهیدمان، همان تفهیم و تزریق عنصر «شجاعت» به ملتی است که اکنون در سوگِ رهبری که نه تنها پیشوا، که قبلهنمایِ راهِ حق بود، نشسته. امام شهید! آینده را تو برای ما ساختی و رفتی، نگران آینده این کشور که صاحبش امام عصر و زمان (عج) است، نباش، چون امتی که شجاعت دارد در مسیر ذلالت نمی افتد.
مفهوم «شجاعت» در شخصیت و سیره شهید راه حق آیتالله سیدعلی خامنهای، موضوعی است که بسیاری از تحلیلگران و ناظران سیاسی، فارغ از گرایشهای فکری و سلابق خاص، بر آن تأکید دارند.
رهبری که در کوران سختی ها و تنگه های دشوار کشور طی ۳۸ سال توانست به تدریج این اکسیر آرام بخش و سعاددت بخش را همچون یک کیمیای راهبردی در بزنگاههای تاریخی، به درستی تبیین و رئالیسته کره و تأثیرات عمیقی بر فضای سیاسی و اجتماعی ملت ایران و حتی منطقه بگذارد.
شجاعت در اتخاذ تصمیمات سخت که از آن به عنوان قاطعیت راهبردی نیز یاد می شود، بارها در منظومه فکری و اندیشه سیاسی رهبر شهید مشاهده گردید و بر همین اساس تصمیماتی از سوی ایشان اتخاذ شد که شاید به زعم بسیاری از کارگزاران غیرممکن و یا همراه با تبعات منفی برای کشور تعریف و تفسیر می شد.
بسیاری از رهبران در شرایط بحرانی دچار تردید میشوند، اما یکی از ویژگیهای بارز ایشان، قدرتِ «تصمیمگیری در لحظات سرنوشتساز» بود؛ وقتی ملتی در محاصره فشارها یا تهدیدات قرار میگیرد، این شجاعتِ رهبر است که به ساختار سیاسی و بدنه جامعه «اطمینان» تزریق میکند که نشات گرفته از شجاعت است.
ایستادگی در برابر فشارهای بینالمللی در پروندههای کلان ملی مانند دانش هستهای یا سیاستهای منطقهای که نه از سرِ بیتدبیری، بلکه بر اساس یک محاسبه دقیق از ظرفیتهای ملی صورت گرفته است، نمونه ای از همان شجاعت تلقی می شود که امروز همین موضوع به تک تک مریدان و دوستدان انقلاب اسلامی ر اقصی نقاط جهان تعمیم یافته است.
آری امروز ملت بزرگ و تنرس ایران اسلامی شجاعتِ «نه» گفتن به قدرتهای بزرگ را در مکتب شهید خامنه ای به دقت فرا گرفته است.
در جهانی که سیاست مماشات برای بسیاری از کشورها به یک اصل تبدیل شده است، رهبر شهیدمان با رویکرد عزت، حکمت و مصلحت، شجاعتِ صریح در برابر سلطهگران را به یک الگوی رفتاری برای ملت تبدیل کرد و این نه گفتن، صرفاً یک کنش سیاسی نیست، بلکه اکسیرِ عزتبخشی است که حسِ حقارت تاریخی را از ذهن جمعی ملت زدوده و اعتماد به نفس ملی را بازسازی کرده است.
البته باید توجه داشت که شجاعت تنها در میدان جنگ یا دیپلماسی نیست؛ شجاعت در ایستادن بر سرِ آرمانهای انقلاب چون سادهزیستی و دوری از اشرافیگری نیز می تواند معنی شود که زندگی رهبر شهید گویای واقعیت های پیدا و پنهان در این زمینه است.
بر همین اساس وقتی ملتی رهبری را میبیند که در برابر تهدیدات جهانی، با صدای بلند و بدون لکنت سخن میگوید، «شجاعت» به عنوان یک ارزشِ والای اخلاقی و سیاسی در جامعه بازتولید میشود. این اکسیرِ شجاعت امروز باعث شده است ملت قهرمان ایران احساس شکست مقابل دشمنان تا بن دندان مسلح نکند و حتی در شرایط سخت اقتصادی، حسِ «در بنبست بودن» در جامعه حاکم نشود.
آقای شهید ایران! تو به ما روحیه جهادی را یاد دادی و زنده کردی تا بدون ترس از خطر در برابر بدخواهان، مقاومت کرده و مسیر حرکتِ علمی، نظامی، دفاعی، فرهنگی و هویتی را با تکیه بر دداشته های خود ادامه دهیم.
شجاعت «تهدید» را از طریق ایمان به قدرتِ لایزال الهی به «فرصت» تبدیل می کند و همین رویکرد بنیادی باعث شده که «ترس» در فرهنگ سیاسیِ ملتِ ایران جای خود را به «صلابت» بدهد.














