به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا؛ پایتخت ایران حسابی خبرساز شده است؛ روز جمعه هیأتهای بینالمللی به پیکر مطهر آقای شهید ایران ادای احترام کردند و از صبح امروز(شنبه ۱۳ تیرماه) نوبت به مردم رسید تا با آقایشان خداحافظی کنند. وقتی قرار شد در نوبت عصر، حاشیه نگاری از مراسم وداع با پیکر حضرت آیتالله سید علی خامنهای(ره) داشته باشم، گفتم بهتر آن است که هرآنچه نظاره میکنم را به شکل مکتوب و برای مخاطب عرضه کنم. به عبارت دیگر روایتگر باشم و از حماسهای که این مردان و زنان سرزمین کهن مان خلق کردهاند بگوییم.
عقربهها ساعت ۱۵ را نشان میداد، از خبرگزاری خارج شدم و به سمت مصلی رفتم. به خود گفتم، با یک تیر دو نشان را هدف گرفتهام. هم در مراسم حضور پیدا میکنم و هم به عنوان یک رسانهای انجام وظیفه میکنم. وارد متروی فاطمی شدم، مردان و زنانی را دیدم که پرچم به دست به سمت «دیدار یار» میرفتند.
ایستگاه شهید بهشتی پیاده شدم؛ با جمعیت بسیار زبادی رو به رو شدم که یک دل و یک صدا شعار میدادند، «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده»، «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست»، «رهبر عزیزم، تسلیت، تسلیت»، شاه فقط شاه نجف، نه پهلوی بی شرف». به سختی از پله های ایستگاه بالا امدم و وارد خیابان اصلی شدم.
ساعت ۱۵:۴۵ : به مصلی رسیدم، آفتاب حسابی میتابید و تعدادی از خادمان، مردم را راهنمایی میکردند تا به سمت جابگاه اصلی که پیکرها در آنجا قرار دارند حرکت کنند.
در طول مسیر، تمثالهایی از رهبر شهید نصب شده بود؛ تمثالی که جلب توجه میکرد، تصویری از آقای شهید ایران بود که بر موهای حاج قاسم بوسه زده بود. ای وای! خدای من، باورم نمیشود که رهبرمان رفته است! اگر سردار دلها سال ۹۸ شهید شد امیدمان پس از حضرت حق تعالی به آقایان بود؛ صدا و سیمای شان برایمان دلگرم کننده بود. اما به وقت ۹ اسفند سال گذشته فرمانده هم به سربازش پیوست و برایمان آهی مانده که پایانی ندارد.
تمامی دربهای مصلا که به صحن میخورد گشوده شده بود، از درب شماره ۱۹ وارد صحن شدم. جمعیتی که در اینجا مشاهده میشد، کمتر از محوطه نبود؛ بخشی خانوادگی آمده بودند و برای آنکه نفسی تازه کنند، زیرشان موکتهای سادهای انداخته بودند و نشسته بودند تا عرقشان خشک شود؛ تعداد دیگری هم از عزاداران (خانم ها و اقایان) پرچمهای سه رنگ و مقدس ایرانِ سربلند و یا پرچم قرمز رنگی که برروی آن شعار «یالثارات الحسین(ع)» حک شده بود به همراه داشتند.
به انتهای سالن رسیدم؛ درب شماره ۴۵ روبه مردم باز بود. نفس عمیق کشیدم. نوبت دیدار آن هم برای آخرین بار فرا رسید؛ دیگر زمانی ست که باید بغض را ترکاند. آقای شهید را دیدم اما این بار در تابوت...
چه آفتاب داغی میتابد، اما انگار نه انگار که هوا حسابی گرم است. همه آمدهاند. کنار هم قرار گرفتن پیرمردان و پیرزنان، جوانان،دانشجویان و نسل z روایتگر یک ملت یکپارچه است؛ در این بین حضور مادرانی که نوزادانشان را با کالسکه آورده بودند، سوژهای برای همکاران عکاسم در رسانهها فراهم کرد؛ همان کودکانی که پیرجماران درباره آنها فرموده بود: سربازان من در گهواره ها هستند.
۱۶:۰۶ : مداح اهل بیت در حال مدیحهسرایی بود، مردم هم یا به سینه می زدند یا برای فراغ رهبرشان میگریستند، اما عزیزایشان از جنس عاشورای حسینی(ع) است.آری! داغداران اما تسلیم نمیشوند.
دونالد ترامپ! وقتی در همان اوایل سومین جنگ تحمیلی با حضور پرشور مردم در کف خیابانها مواجه شد،ادعا مضحکی کرد و گفت که این صحنه ها را باهوش مصنوعی ساختهاند. رئیس جمهور تروریست آمریکا چشم هایش را باز کند و صحنههای حماسی مصلی را خوب به خاطر بسپارد. اینها مردمی هستند که به جز انتقام به چیز دیگری نمیاندیشند. تو با ترور شخص اول کشورمان از خط قرمز ایران عبور کردی، حال صاحبان ایران و انقلاب آمدهاند تا بگویند هیچگاه داغ نبود سید علی خامنهای عزیز و بزرگوار برایشان سرد نمیشود.
حاج محسن پیرمرد اصفهانی وفتی از طریق سربرگ های خبرگزاری که محورهای گزارشم را در آن مکتوب میکردم مطلع شد خبرنگارم، به نزدم آمد، خودش را معرفی کرد و با همان لحطه زیبا و شیرین اصفهانی گفت بابا جان! مراسم را خوب پوشش دهید تا مردم دنیا بفهمند ما برای رهبرمان سنگ تمام گذاشتیم. حرفش را که زد به او گفتم: همکارانم قبل از ساعت ۶ صبح امروز پای کار هستند، کم نمیگذاریم خیالت راحت. به نشانه تشکر یک خداقوت گفت و رفت.
۱۶:۱۵: مجری مراسم از مردم درخواست کرد ادای احترامی به افرادی که نام میبرد داشته باشند؛ آنها هم احترام نظامی به جا آورند و به فرمانده شهید کل قوا، شهدای جنگ رمضان و ۱۲ روزه، نیروهای هوافضای سپاه، فراجا با شعار الله اکبر، خامنهای رهبر، ادای احترام کردند. پس از ادای احترام، شعار «سید مجتبی» در محوطه مصلی طنین انداز شد.
مدام از مصلی گفتیم؛ مکانی که برای «ملت ما» یادآور وداع با بنیانگذار جمهوری اسلامی است؛ سال ۶۸ مردم از سراسر کشور خود را به همین مکان رسانده بودند تا آخرین وداعشان را با حضرت روح الله انجام دهند؛ تاریخ دوباره تکرار شد. از خرداد ۶۸ تا تیر ۱۴۰۵ مردم پای ولایت فقیه ایستادهاند و همچنان از میراث خمینی کبیر و خامنهای شهید پاسداری میکنند؛ پاسدار این انقلاب مردمی هستند که بی وقفه به مصلی میآیند و عزاداری میکنند.
روی هم رفته آنچه در مصلی اتفاق افتاد فقط یک مراسم وداع نبود، پیامی که دارد مهم است: مردم آمدهاند تا اعلام کنند پرچم انقلاب هیچگاه زمین نمیماند و این خونهای ریخته شده درخت تنومند «ایران سربلند» را بیمه میکند.













