گرمای سوزان، خستگی راه، صفهای طولانی مترو و شلوغی بیسابقه مصلی، هیچکدام نتوانست جلودار سیل خروشان عاشقانی باشد که با چشمانی اشکبار و دلهایی آکنده از اراده، گرد پیکر مطهر رهبر شهید خود حلقه زدند. آنچه در مصلای امام خمینی (ره) رقم خورد، فقط یک آیین سوگواری نبود؛ تجلی بیعت دوباره با راهی بود که آقای شهید ایران در طول عمر پربرکتش آن را معنا کرد؛ راهی که با فریادهای انتقام، مرگ بر آمریکا و «پمرگ بر اسرائیل» پ، به جهانیان اعلام شد که ملت مبعوثشده به خونخواهی برخاسته است.
از شب قبل، مصلای تهران نفسنمیکشید. هنوز مراسم رسماً آغاز نشده بود که درهای مصلی به روی عزادارانی گشوده شد که از شامگاه جمعه در اطراف آن و مسیرهای منتهی به آن چشمانتظار نشسته بودند. عاشقانی که نمیخواستند آخرین وداع را از دست بدهند، ساعات پایانی شب را در انتظار صبح به صبح رساندند. هوای تهران، گرم و سنگین بود، اما گرمای جمعیت از آن پیشی گرفته بود.
ساعت ۶ صبح روز شنبه، ۱۳ تیر ۱۴۰۵، مراسم وداع با پیکر مطهر آقای شهید ایران رسماً در مصلای امام خمینی (ره) آغاز شد. اما پیش از آن، هزاران نفر خود را به صف کرده بودند. تصاویر منتشر شده نشان میداد که از نخستین ساعات بامداد، صفی از جمعیت سیاهپوش تا دورترین نقاط اطراف مصلی امتداد یافته است.
مردم از اقصی نقاط کشور، با لباسهای محلی و گویشها و لهجههای مختلف خود را به تهران رسانده بودند. اثری از خستگی، اما در نگاهشان نبود، آمده بودند که رهبر شهیدشان را با یک دنیا عشق و ارادت تا آسمان بدرقه کنند.
تابوت پیکر رهبر شهید که با پرچم خوش رنگ و نقش ایران پوشیده شده بود، بر جایگاهی در میانه مصلی، چون نگینی خوشنقش میدرخشید. صدها خبرنگار و عکاس از رسانهها و خبرگزاریهای داخلی و خارجی صحنههای مختلفی از عشق و ارادت مردم ایران به رخبرشهیدشان را به تصویر کشیدند.
گرمای هوا هم مانع از حضور مردم نشد.
گرمای تیرماه تهران، نفسها را در سینه حبس کرده بود. اما جمعیت ازدحامکرده در صحن مصلی، گرما را به چیزی فراتر از یک پدیده اقلیمی تبدیل کرده بود. آنچه ما امروز در مصلای تهران بودیم حرارت گرمای وجود مردم با صلابت ایران اسلامی بود. برگزارکنندگان، برای کاهش دمای هوا، مهپاشهای متعددی را در سطح مصلی فعال کرده بودند تا از فشار گرما بر جمعیت انبوه بکاهند. اما این گرما، چیزی از شور جمعیت نکاست.
نوای دلنشین قرآن، سرود ملی و مرثیهسرایی مداحان اهلبیت (ع) در ساعات ابتدایی مراسم، فضایی معنوی و اندوهبار بر پیکره جمعیت حاکم کرده بود. در این میان، روضهخوانی و مداحی، سید محمود علوی، محمدحسین پویانفر و سایر مداحان، مجالس را به اوج حزن رساند و اشکها را از دیدگان عزاداران جاری ساخت.
چیزی که این مراسم را از یک آیین سوگواری معمولی متمایز میساخت، تلفیق اندوه عمیق با ارادهای راسخ برای تداوم راه بود. در کنار سینهزنیهای موزون و گریههای بیامان، فریادهای انتقام و شعارهای مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل فضای مصلی را پر کرده بود. این شعارها، بازتاب خشم و عزم ملی برای پاسخ به جنایتی بود که دشمن رقم زده بود.
یک بانوی در گفتوگو با خبرنگار میزان، گفت: با شهادت رهبر انقلاب، ما یتیم شدیم. عزادار دیگری نیز تأکید کرد: مردم ما بخاطر از دست دادن رهبرشان بسیار اندوهگین هستند، ولی اینجا گرد هم آمدهاند که یک خاطره حماسی در تاریخ ایران بسازند.
گستردگی جمعیت به گونهای بود که مسئولان برای ساماندهی آن، تدابیر ویژهای اندیشیده بودند. شهرداری تهران در ساعات ابتدایی مداسم با بازگشایی سه ایستگاه متروی مصلی، شهید بهشتی و میرزای شیرازی، امکان دسترسی آسانتر زائران را فراهم کرد. همچنین خطوط اتوبوسرانی تندرو در مسیرهای مختلف پایتخت با حداکثر ظرفیت و بهصورت شبانهروزی به شهروندان خدمات رسانی میکردند.
بسیاری از شرکتکنندگان علیرغم گرمای هوا، فرزندان کوچک خود را به همراه آورده بودند تا این وداع تمرینی برای ولایتمداری و وطنپرستی فرزندانشان باشد.
این مراسم در حقیقت، تجلی دوباره عشق، ارادت و دلدادگی همیشگی خانواده شهدا با رهبر و مرادشان بود.
سجاد الرعد، خبرنگار شبکه العهد عراق، در حاشیه مراسم بدرقه رهبر شهید در گفتوگو با میزان، گفت: یکی از چیزهایی که برای من خیلی تعجبآور بود، این همه شور و حضور مردم در این هوای گرم بود. با وجود سختیها و مشقتهای راه رفتن، مردم آمده بودند و نشان دادند که پشت رهبر شهیدشان و پشت رهبر جدیدشان هستند.
انتهای پیام/