به گزارش اقتصادنیوز، افشای درآمدهای جدید دونالد ترامپ در نخستین سال بازگشت به کاخ سفید، بحثهای گستردهای درباره تعارض منافع، فساد سیاسی و تضعیف استانداردهای شفافیت در آمریکا به راه انداخته است؛ موضوعی که برخی کارشناسان آن را بیسابقه در میان رهبران دموکراسیهای لیبرال میدانند.
نیویورکتایمز در گزارشی نوشت: سیلویو برلوسکونی، نخستوزیر پیشین ایتالیا و میلیاردر مشهور رسانهای که در سال ۲۰۲۳ درگذشت، اغلب بهعنوان الگویی برای دونالد ترامپ شناخته میشود. تسلط برلوسکونی بر رسانهها، سبک زندگی تجملی و بهویژه اقدامات قانونگذاری او که بارها با اتهام تعارض منافع همراه شد، شباهتهای زیادی با مسیر سیاسی ترامپ داشت.
برلوسکونی در دوران زمامداری خود قوانینی را به تصویب رساند که به اعتقاد منتقدان، بهگونهای طراحی شده بودند که از امپراتوری اقتصادی خانواده او محافظت کرده و به گسترش آن کمک کنند. اسناد مالی سالانه او هم نشان میداد که در زمان نخستوزیری دهها میلیون دلار درآمد کسب کرده است.
اما افشاگریهای مالی تازه نشان میدهد دونالد ترامپ حتی از این الگو نیز فراتر رفته است. بر اساس این اسناد، ترامپ در نخستین سال بازگشت خود به کاخ سفید دستکم ۲.۲ میلیارد دلار درآمد داشته که حدود ۱.۴ میلیارد دلار آن از کسبوکارهای رمزارزی خانواده او به دست آمده است.
کارشناسان معتقدند چنین سطحی از درآمد برای یک رهبر دموکراسی لیبرال، بهویژه رئیسجمهور مستقر آمریکا، تا چندی پیش غیرقابل تصور بود. هیچ رهبر مدرن غربی تاکنون در دوران مسئولیت خود بهصورت عمومی از چنین سود هنگفتی خبر نداده است.
به گفته تحلیلگران، درآمدهای خانواده ترامپ او را در جایگاهی قرار داده که بیش از آنکه به رهبران کشورهای دموکراتیک شباهت داشته باشد، به چهرههای قدرتمند و اقتدارگرایی در کشورهایی مانند روسیه و ترکیه نزدیک است.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که آمریکا دههها خود را پرچمدار شفافیت مالی، مبارزه با فساد و حاکمیت قانون معرفی کرده است. با این حال، درآمدهای کلان ترامپ از حوزه رمزارزها یک تعارض منافع آشکار را برجسته میکند؛ زیرا او در مقام رئیسجمهور مسئول نظارت و تنظیم مقررات صنعتی است که همزمان بهعنوان یک فعال اقتصادی از آن سود قابل توجهی میبرد.
کاخ سفید هرگونه تعارض منافع از سوی ترامپ یا اعضای خانواده او را رد کرده است. خود ترامپ هم این نگرانیها را بیاهمیت دانسته و گفته است: من هیچوقت با افرادی که پول را مدیریت میکنند صحبت نمیکنم.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که نادیده گرفتن چنین تعارضهایی کار نهادهای مبارزه با فساد در کشورهای مختلف را دشوارتر میکند. کشورهایی که تا پیش از دوران ترامپ، آمریکا رفتارهای مشابه در آنها را محکوم میکرد.
لیز دیوید-برت، مدیر مرکز مطالعات فساد در دانشگاه ساسکس، میگوید رفتار آمریکا همواره نقش مهمی در شکلگیری استانداردها و هنجارهای بینالمللی داشته است. به باور او، درآمدهای هنگفت ترامپ این تصور را تضعیف کرده که همه کشورها باید برای دستیابی به استانداردهای مشخصی از شفافیت و پاسخگویی تلاش کنند.
او میافزاید اکنون برای بسیاری از رهبران جهان آسانتر شده است که بپرسند: چرا باید رفتار خودم را محدود کنم، وقتی قدرتمندترین کشور جهان برای رئیسجمهورش چنین محدودیتی قائل نیست؟
البته ترامپ تنها سیاستمداری نیست که با اتهام بهرهبرداری شخصی از قدرت سیاسی روبهرو شده است.

برلوسکونی خود پس از رسواییهای گسترده رشوهخواری که طبقه حاکم ایتالیا را کنار زد، به قدرت رسید. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز سالها با اتهاماتی از جمله رشوه، کلاهبرداری و سوءاستفاده از اعتماد عمومی مواجه بوده است. منتقدان او را متهم کردهاند که در ازای دریافت هدایا یا پوشش رسانهای مطلوب، امتیازات قانونی و نظارتی در اختیار برخی بازرگانان قرار داده است.
در اسپانیا نیز خوزه لوئیس رودریگز ساپاترو، نخستوزیر سابق این کشور، تحت تحقیقات رسمی درباره اتهام اعمال نفوذ قرار گرفته؛ اتهامی که او آن را رد میکند. پدرو سانچز، نخستوزیر کنونی اسپانیا، اخیرا در پارلمان از خود در برابر اتهامات فساد مربوط به همسر، برادر و برخی همپیمانان سیاسی سابقش دفاع کرده است.

با این حال، کارشناسان تاکید میکنند که حجم درآمدهای خانواده ترامپ او را در سطحی متفاوت از تمامی این رهبران قرار میدهد.
خانواده ترامپ متهم به نقض قانون برای دستیابی به این درآمدها نشدهاند و رئیسجمهور آمریکا نیز از برخی مقرراتی که مقامات ارشد را ملزم به واگذاری داراییهایشان میکند، مستثنا است. با وجود این، ابعاد سودآوری فعالیتهای اقتصادی او باعث شده مقایسههایی با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، مطرح شود.
پوتین بهطور رسمی تنها مالک یک آپارتمان کوچک، دو خودروی قدیمی شوروی، یک خودروی لادا و یک تریلر کمپینگ است. اما منتقدان او سالهاست ادعا میکنند که شبکه گستردهای از الیگارشها و ساختار قدرت دولتی، ثروتی عظیم را در اختیار او قرار داده است.
بنیاد مبارزه با فساد متعلق به الکسی ناوالنی، مخالف سرشناس کرملین که در سال ۲۰۲۴ در زندان روسیه جان باخت، مدعی شده بود پوتین مجموعه بزرگی از داراییهای شخصی را در اختیار دارد؛ از املاک متعدد در روسیه گرفته تا قایقهای تفریحی در اروپا و یک مجموعه مجلل در ساحل دریای سیاه که ارزش آن حدود ۱.۳ میلیارد دلار برآورد شده است. پوتین مالکیت این داراییها را رد کرده است.

در آفریقا نیز نمونههای مشابهی وجود داشته است. سانی آباچا، ژنرال و دیکتاتور پیشین نیجریه که در سال ۱۹۹۸ درگذشت، از سوی دولت این کشور به غارت میلیاردها دلار از منابع عمومی، از جمله بانک مرکزی، متهم شد.
موبوتو سسه سکو، حاکم سابق کنگو که در سال ۱۹۶۵ با کودتا به قدرت رسید، پیش از مرگش در سال ۱۹۹۷ مبالغ هنگفتی را از طریق سرمایهگذاری در املاک اروپایی جابهجا کرد. از جمله داراییهای او میتوان به یک عمارت در ریویرا فرانسه و یک مجموعه کاخ مجلل در زادگاهش اشاره کرد.
دیوید-برت معتقد است فعالیتهای اقتصادی خانواده ترامپ همچنین یادآور خاندانهای سیاسی قدرتمند در آسیاست؛ خانوادههایی که بارها به استفاده از نفوذ سیاسی برای توسعه امپراتوریهای اقتصادی خود متهم شدهاند.
سازمان ترامپ در سالهای اخیر مجوز استفاده از نام «ترامپ» را به پروژههای مختلفی در کشورهایی اعطا کرده که به حمایت دولت آمریکا وابسته هستند؛ از جمله عربستان سعودی و قطر. کاخ سفید در پاسخ به انتقادها همواره تاکید کرده است که مدیریت این شرکت بر عهده فرزندان ترامپ است، نه شخص رئیسجمهور.
خانواده تاکسین شیناواترا، نخستوزیر سابق تایلند و میلیاردر حوزه مخابرات، یکی از نمونههای مطرح در آسیا به شمار میرود. او به سوءاستفاده از قدرت برای افزایش ثروت خانوادگی متهم شد و حتی مدتی را در زندان گذراند. یکی از موارد مطرحشده در پرونده او خرید یک قطعه زمین ارزشمند توسط همسرش از یک نهاد دولتی بود. شیناواترا این محکومیت را سیاسی توصیف کرده است.
نجیب رزاق، نخستوزیر سابق مالزی که تا سال ۲۰۱۸ بر ساختاری نظارت داشت میلیاردها دلار از صندوق ثروت ملی این کشور را بال کشید. این منابع مالی صرف خرید قایقهای فوقلوکس، آثار هنری گرانقیمت و صدها کیف دستی لوکس شد. او در نهایت به اتهام سوءاستفاده از قدرت، پولشویی و خیانت در امانت به بیش از ۲۰ سال زندان محکوم شد.
کارشناسان معتقدند افزایش دوقطبی سیاسی در بسیاری از کشورها باعث شده رهبران سیاسی راحتتر از گذشته از پاسخگویی فرار کنند.
در جوامع بهشدت دوقطبی، رای دهندگان اغلب اتهامات علیه رهبران محبوب خود را نه یک نگرانی واقعی، بلکه حملهای سیاسی تلقی میکنند. حتی زمانی که بخشی از این اتهامات را باور دارند، وفاداری حزبی و سیاسی باعث میشود از کنار تخلفات احتمالی چشمپوشی کنند.
به باور کارشناسان، چنین بیتفاوتیهایی نسبت به ثروت کلان رهبران، کارآمدی سازوکارهای سنتی نظارت و کنترل قدرت را کاهش میدهد. اگر رأی دهندگان اهمیت اتهامات علیه رهبران خود را زیر سوال ببرند، ممکن است در نهایت مشروعیت نهادهای ناظر و ضدفساد را هم رد کنند.
با وجود این، فساد همچنان میتواند به یک سلاح سیاسی قدرتمند تبدیل شود. ویکتور اوربان، نخستوزیر سابق مجارستان، در یکی از انتخابات اخیر بخشی از حمایت عمومی خود را به دلیل اتهامات گسترده فساد علیه دولتش از دست داد. سازمان شفافیت بینالملل نیز بارها مجارستان را در پایینترین رتبههای شاخص فساد میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا قرار داده است.

فرناندو خیمنز سانچز، استاد علوم سیاسی و متخصص مطالعات فساد در دانشگاه مورسیا اسپانیا، معتقد است در بسیاری از کشورهایی که توسط جریانهای پوپولیست اداره میشوند، سازوکارهای نظارتی و توازن قوا بخشی از همان نخبگانی تلقی میشوند که پوپولیستها خود را مخالف آنها معرفی میکنند.
او میگوید از زمان رسوایی واترگیت، آمریکا نقش مهمی در تعیین استانداردهای جهانی مبارزه با فساد داشته است. اما اکنون ترامپ در حال تثبیت الگویی متفاوت است؛ الگویی که میتواند حفاظهای دموکراتیک را تضعیف کرده و راه را برای تعارض منافع بیشتر در کشورهای دیگر باز کند.
سانچز در پایان میگوید: این همان چیزی است که امروز در حال از دست رفتن است.