به گزارش روز پنجشنبه ایرنا، رئیس پارلمان لبنان در این پیام، با استناد به آیهای از قرآن کریم، شهادت را عالیترین مرتبه فداکاری در راه خدا توصیف کرد و آیتالله سید علی خامنهای، رهبر شهید انقلاب را «پیشوای امت» و «شهیدِ شاهد» خواند.
نبیه بری با بیان اینکه برخی شخصیتها فراتر از مرزهای زمان و مکان تأثیرگذار هستند، تصریح کرد: رهبر شهید انقلاب اسلامی در حافظه نسلها به عنوان الگویی جاودانه باقی خواهد ماند و مواضع اصولی ایشان همچنان الهامبخش ملتهای آزاده خواهد بود.
وی با اشاره به شعار محوری انقلاب اسلامی ایران مبنی بر «نه شرقی و نه غربی» و حمایت از مستضعفان، تأکید کرد که این رویکرد، به گفتمانی فراتر از مرزهای ایران تبدیل شد و در امت اسلامی و جبهه مقاومت امتداد یافت.
رئیس پارلمان لبنان همچنین به پیوند تاریخی انقلاب اسلامی ایران با لبنان اشاره کرد و از نقش امام موسی صدر، امام خمینی(ره)، بنیانگذار انقلاب اسلامی و شهید مصطفی چمران در شکلگیری این مسیر یاد کرد.
بری در بخش دیگری از پیام خود، نخستین دیدارش با رهبر شهید در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی را یادآور شد و با نقل بخشی از سخنان ایشان خطاب به خود و اعضای جنبش امل نوشت: «گوشت تو از گوشت من است و خون تو از خون من؛ صلح تو صلح من است و جنگ تو جنگ من... وحدت، سپس وحدت، سپس وحدت؛ و آن هم در همه عرصهها.»
وی این سخنان را منشور وحدتآفرین دانست و تأکید کرد که این نگاه، امروز نیز در رویارویی با رژیم صهیونیستی و دفاع از مقاومت، راهنمای ملتهای منطقه است.
رئیس پارلمان لبنان با اشاره به جنایتهای رژیم صهیونیستی علیه مردم لبنان، از ایستادگی رزمندگان مقاومت و استمرار راه شهیدان سخن گفت و تصریح کرد که این مسیر با وجود همه فداکاریها ادامه خواهد یافت.
بری همچنین با اشاره به همزمانی این وداع با ایام محرم، نهضت عاشورا را چراغ هدایت آزادگان دانست و تأکید کرد که فرهنگ ایثار، عزت و شهادت همچنان الهامبخش ملتهای مسلمان است.
وی در ادامه، شهادت رهبر انقلاب اسلامی را امتداد مظلومیت ائمه اطهار(ع) توصیف کرد و نوشت که ایشان نیز همچون پیشوایان اهلبیت(ع)، مظلومانه به شهادت رسید.
رئیس پارلمان لبنان در بخش پایانی پیام خود با یادآوری آخرین دیدارش با رهبر شهید، هنگام سفر به تهران برای تسلیت شهادت سید ابراهیم رئیسی، رئیس شهید ایران و همراهانش، تأکید کرد: «زخمهایی که بر پیکر برادران ما در جمهوری اسلامی ایران وارد میشود، زخمی است که بر پیکر هر لبنانی شریف وارد میآید.»
بری در پایان، شهادت را شریفترین نوع مرگ دانست و ضمن تسلیت به ملت ایران، رهبری جمهوری اسلامی و خانواده رهبر شهید، برای ایشان علو درجات مسألت کرد و با ذکر آیه «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» پیام خود را به پایان رساند.
متن پیام نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان:
بسم الله الرحمن الرحیم
﴿إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ﴾
صدق الله العظیم.
سرورم، ای امام!
برخی واژهها گسترهای فراتر از آن دارند که در فرهنگهای لغت بگنجند.
برخی موضعگیریها از مرزهای زمان فراتر میروند، و برخی مردان چناناند که از شمار افراد فراتر میایستند؛ آنگونه که گفته میشود: «امتی در قامت یک مرد.»
در روز وداع با شما، ای پیشوای امت، ای شهیدِ شاهد!
شما، ای امام، در حافظه نسلها و در قامت الگویی جاودانه که هرگز از یاد نخواهد رفت، ماندگار خواهید بود. آنان به مواضع پیشگامانه شما بازخواهند گشت و ما نیز بازخواهیم گشت؛ همان مواضعی که خواب را از چشم ستمگران، طاغوتها و متجاوزان ربود:
«نه شرقی و نه غربی... و یاری رساندن به ستمدیدگان، عبادت است.»
این همان انقلاب اسلامی ایران است که ما آن را زیستیم و در متن آن زندگی کردیم؛ در پیوند و ارتباط با حضرت امام سید موسی صدر، و در اتصال به امام راحل، آیتالله سید روحالله موسوی خمینی، همراه با شهید مصطفی چمران؛ آنگاه که امام صدر با قلم خویش «ندای پیامبران» را نگاشت و شرق و غرب را به خاطر ایران و لبنان مخاطب قرار داد.
ای امام شهید، ای راحل مقیم!
پیش از دیدار با شما، همچون خورشیدی درخشان برای سپیدهدمی نو بودید، و چه بسیار که گوش، پیش از چشم، شیفته میشود. هنگامی که برای نخستین بار، در آغاز دهه نود میلادی، به دیدارتان نائل آمدم، مرا به آستانه امامان بزرگ بردید و در همان دیدار، همه آنچه بود، آنچه باید باشد، آنچه ما باید در آن و بر آن باشیم، و آنچه میتواند مرهمی بر زخمها باشد و انسان را از ورق زدن صفحات بسیار یک کتاب بینیاز کند، در کلامتان خلاصه شد.
هرگز آن عبارت را از یاد نمیبرم:
«برادر عزیزم، استاد نبیه! و از طریق شما، به برادران و خواهران عزیز در جنبش امل؛ گوشت تو از گوشت من است و خون تو از خون من؛ صلح تو صلح من است و جنگ تو جنگ من. ما فرزندانی هستیم که برخی از برخی دیگرند. وحدت، سپس وحدت، سپس وحدت؛ و آن هم در همه عرصهها.»
ما با این سخن وحدتآفرین خو گرفتیم؛ سخنی که امروز بر زبان همگان جاری است، بر پایه رویارویی با دشمن صهیونیستی که کودکان را پیش از بزرگسالان، سالخوردگان را پیش از جوانان هدف قرار داد، تا روح مقاومت را از لبنان برکند؛ همان دشمنی که کشور را چنان ویران ساخت که برخی روستاها تنها اثری پس از عین شدند، و دریایی از شهیدان، مجروحان، اسیران و استوارمردانی بر جای گذاشت که همچنان بر آتش آرمان، بر ماشه مقاومت و بر پاسداری از وصیت ایستادهاند.
سرورم، ای امام؛ ای شهیدِ رفته و حاضر!
هنوز در ماه محرم هستیم؛ هنوز این مصیبت، بزرگ و جانکاه است؛ و هنوز چراغ هدایت فروزان است. همچنان امام حسین(ع) جهتنمای راه و فریاد طنینانداز تاریخ است:
«دامنهایی پاک، نیاکانی پاکیزه، عزتی سربلند و جانهایی سرفراز که هرگز فرمانبرداری از فرومایگان را بر شهادتگاه آزادگان ترجیح نمیدهند؛ و هر اندازه که بهای فداکاریها سنگین باشد، هرگز راه خود را دگرگون نخواهیم کرد.»
ای فرزند دودمان امامان!
سرنوشت امامان، و سرنوشت شما که از خاندان پاک آنان هستید، آن بوده است که مظلومانه و با خیانت به شهادت برسند؛ با قتل و ضربه از پشت؛ همانگونه که شما در محراب نماز بودید و قرآن در میان دو دستتان قرار داشت... آه، شب قدر!
سرورم!
در واپسین طواف شما، از تهران تا نجف، از نجف تا کربلا، از کربلا تا سامرا، و سرانجام تا مشهد مقدس و بارگاه نورانی رضوی، شما را با دعا و آن فریاد جاودانه به یاد میآورم:
«گویی میبینم که بند بند پیکرم را گرگان بیابان، میان نواویس و کربلا، از هم میدرند؛ و هر روز، عاشوراست.»
در جایگاه شما، واژهها سرشار از عبرتهای جاودانهاند.
در وداع با شما، سخنانی را که در آخرین دیدارمان، هنگام ادای وظیفه تسلیت به مناسبت شهادت رئیسجمهور، سید ابراهیم رئیسی، و یاران شهیدش، خطاب به شما گفتم، بار دیگر به یاد میآورم و آن را به محضر حضرت آقا، سید مجتبی، و برادران در رهبری جمهوری، انقلاب و ملت ایران میسپارم:
«زخمهایی که بر پیکر برادران ما در جمهوری اسلامی ایران وارد میشود، زخمی است که بر پیکر هر لبنانی شریف وارد میآید.»
سرورم!
شرافتمندانهترین مرگ، شهادت است.
خوشا به حال آن سرزمینی که پیکر شما را در آغوش میگیرد؛ سرزمینی که شریفترین میهمانان را، در مقام شهادت، در جوار پیامبران، اولیای الهی، امامان و صدیقان استقبال میکند؛ و چه نیکو رفیقانی هستند.
«وَإِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ وَحَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ».












