عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - جام جهانی برای فوتبال ایران تمام شد؛ جامی که بیش از هر چیز، میدان تقابل دو روایت افراطی بود. یک سو، تیم ملی را بهترین نسل تاریخ فوتبال ایران معرفی میکند و هر انتقادی را بیانصافی میداند؛ سوی دیگر، از شکست و ناکامی مطلق سخن میگوید و تمام داشتههای این تیم را زیر سؤال میبرد. اما واقعیت، نه در ستایشهای اغراقآمیز است و نه در تخریبهای هیجانی. این تیم نه آنقدر خوب بود که بتوان چشم بر ضعفهایش بست و نه آنقدر بد که همه دستاوردهایش را نادیده گرفت.
اگر کارنامه تیم ملی را بدون تعصب مرور کنیم، میبینیم که ایران برابر بلژیک، یکی از مدعیان اصلی قهرمانی و از قدرتمندترین تیمهای اروپا، نمایشی منظم، باانضباط و قابل احترام ارائه داد و موفق شد امتیاز ارزشمندی کسب کند. برابر مصر نیز تیمی که با آمادگی بدنی و تاکتیکی بالایی وارد مسابقات شده بود، باز هم شکست نخورد. اما روی دیگر این سکه، توقف مقابل نیوزیلند بود؛ تیمی که با قرار گرفتن در حوالی رتبه هشتادم رنکینگ فیفا، روی کاغذ حریفی بود که ایران باید از آن عبور میکرد. تیمی که برای صعود نیاز به پیروزی داشت، نتوانست مقابل چنین حریفی برتری خود را به نتیجه تبدیل کند و همین مسئله، مانع صعود شد.
از منظر دفاعی، انصاف حکم میکند که عملکرد کادر فنی مورد تحسین قرار گیرد. امیر قلعهنویی ساختار دفاعی منسجم و فشردهای طراحی کرده بود که توانست حملات بلژیک را تا حد زیادی کنترل کند و در برابر مصر نیز در بخش عمده مسابقه، اجازه خلق موقعیتهای متعدد را به حریف نداد.
زوج شجاع خلیلزاده و حسین کنعانیزادگان، در کنار نعمتی و سعید عزتاللهی، یکی از منظمترین خطوط دفاعی سالهای اخیر فوتبال ایران را در دو مسابقه بلژیک و مصر شکل دادند. فاصله خطوط، پوشش فضاها و نظم تیمی در فاز دفاعی، نکاتی بودند که نمیتوان از کنارشان بهسادگی عبور کرد.
در این میان، نمیتوان از عملکرد رامین رضاییان نیز گذشت. شاید کمتر بازیکنی در این جام به اندازه او تعادل میان وظایف دفاعی و هجومی را حفظ کرد. رامین با تجربه بالای خود، در هر سه مسابقه یکی از باثباتترین بازیکنان ایران بود؛ در دفاع بارها با قطع توپ و بازگشتهای بهموقع، سمت راست زمین را ایمن نگه داشت و در حمله نیز تقریباً تنها بازیکنی بود که با ارسالهای دقیق، نفوذهای مستمر و جسارت در حمل توپ، توانست برای خط دفاعی حریف دردسر ایجاد کند. با دو گلی که زد هم تبدیل به بهترین گلزن ایران در تاریخ جام جهانی شد.
او نهتنها از نظر فنی، بلکه از لحاظ رهبری در زمین نیز یکی از ستونهای تیم ملی بود و اگر فوتبال ایران در این جام چند چهره قابل اتکا داشته باشد، بدون تردید نام رامین رضاییان در میان نخستین نفرات قرار میگیرد.
علیرضا بیرانوند نیز شایسته تحسین است. نمایش او مقابل بلژیک را میتوان یکی از بهترین عملکردهای یک دروازهبان ایرانی در تاریخ جام جهانی دانست؛ واکنشهای متوالی، تمرکز بالا و مهار موقعیتهای خطرناک، سهم مهمی در کسب آن نتیجه داشت. با این حال، همین بیرانوند در دیدار مقابل مصر روی گل دریافتی اشتباهی داشت که در آن سطح از مسابقات، قابل چشمپوشی نیست. پذیرش این واقعیت، نه از ارزشهای او کم میکند و نه دستاوردهایش را زیر سؤال میبرد.
با این همه، بزرگترین ایراد تیم ملی در فاز تهاجمی نمایان شد. ایران در مالکیت توپ، انتقال از دفاع به حمله، خلق موقعیت و تنوع در برنامههای هجومی، ایده مشخصی ارائه نکرد. برابر مصر، بهجز دقایق پایانی که تیم برای جبران نتیجه جلو کشید، در بیشتر زمان مسابقه نه کنترل بازی را در اختیار داشت و نه توانست فشار مستمری روی دروازه حریف ایجاد کند. مقابل نیوزیلند نیز همین مشکل با شدت بیشتری خود را نشان داد؛ حملاتی قابل پیشبینی، وابستگی به ارسال از کنارهها و کمبود خلاقیت در یکسوم هجومی باعث شد تیمی که باید بازی را میبرد، فرصتهای اندکی خلق کند.
البته نباید شرایط دشوار تیم را نادیده گرفت. مشکلات مربوط به صدور ویزا، برنامهریزی نامناسب، کمبود فرصت ریکاوری، سفرهای فشرده و حواشی خارج از زمین، بدون تردید روی کیفیت عملکرد بازیکنان اثرگذار بود. اینها بهانه نیستند، بلکه بخشی از واقعیتهای این جاماند. اما در عین حال، این عوامل نمیتوانند تمام مشکلات فنی تیم، بهویژه ضعف در سازماندهی حملات و فقدان برنامه با توپ را توجیه کنند.
اگر قرار است این جام برای فوتبال ایران ارزشی داشته باشد، باید از روایتهای صفر و صدی فاصله گرفت. این تیم نقاط قوت ارزشمندی داشت؛ از انسجام دفاعی گرفته تا نمایش درخشان برخی مهرهها مانند بیرانوند و رامین رضاییان. در مقابل، ضعفهای جدی نیز داشت؛ بهویژه در فاز هجومی، مدیریت بازی و کسب نتیجه برابر حریفانی که باید شکست میخوردند. نقد منصفانه یعنی دیدن هر دو روی سکه؛ نه تبدیل کردن یک تساوی مقابل بلژیک به نشانه قهرمانی، و نه فروکاستن تمام عملکرد تیم به توقف برابر نیوزیلند.