به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، سواحل هرمزگان این روزها میزبان مهمان ناخواندهای است که تار و پود یکی از شکنندهترین اکوسیستمهای دریایی جهان را نشانه رفته است. برآوردهای اولیه نشان میدهد در پی حملات نظامی اخیر، پهنه وسیعی از آبهای خلیج فارس به لایههای ضخیم هیدروکربنی آغشته شده و بیش از ۲۵۰ کیلومتر از نوار ساحلی استان هرمزگان، از بندرعباس و قشم گرفته تا جاسک، سیریک، بندرلنگه و جزایر اقماری، با پدیده «مازوتگرفتگی» و «قیرآلودگی» دستبهگریبان است. این حادثه، بار دیگر زنگ خطر را برای خلیج فارس، این «دریابست» شکننده زیستمحیطی به صدا درآورده است.
در پدیدههای نشت هیدروکربنی، واکنش مواد در تماس با آب دریا تابع قوانین فیزیکوشیمیایی پیچیدهای است. نفت خام وارد شده به دریا بلافاصله دستخوش فرآیند «هوازدگی نفتی» میشود. در این میان، فرآیندهای تبخیر، انحلال، اکسیداسیون نوری و امولسیونسازی فعال میشوند. بخشهای سبکتر و فرار هیدروکربنها که حاوی ترکیبات آروماتیک تکحلقهای مانند بنزن و تولوئن هستند، به سرعت تبخیر شده یا در آب حل میشوند. این ترکیبات، عامل اصلی «سمیت حاد» کوتاه مدت برای لارو آبزیان و پلانکتونها به شمار میروند.
در مقابل، بخشهای سنگینتر نفت حاوی هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای یا همان پیایاچها هستند که به دلیل چگالی بالا و حلالیت کم، در آب باقی میمانند. این مواد با ذرات معلق موجود در آب مخلوط شده و پدیده «تهنشینی رسوبی» را شکل میدهند. این رسوبات هیدروکربنی با نشستن بر بستر دریا، زیستگاههای بنتیک یا کفزی را به شدت آلوده میکنند و به دلیل پایداری بالا، تا سالها در چرخه زیستی منطقه باقی میمانند.
حساسیت خلیج فارس به آلودگیهای نفتی ناشی از ویژگیهای هیدروگرافیک خاص آن است. این پهنه آبی در ردیف دریاهای نیمهبسته قرار دارد که تنها از طریق تنگه باریک هرمز به آبهای آزاد راه دارد. سرعت چرخش آب در این حوضه بسیار پایین است و فرآیند تعویض کامل آب خلیج فارس بین سه تا پنج سال به طول میانجامد. این نرخ پایین «خودپالایی»، خلیج فارس را به یک حوضچه انباشت آلایندهها تبدیل کرده است.
علاوه بر این، عمق متوسط کم این دریا که در حدود ۳۵ متر است، همراه با تبخیر شدید و شوری بالا، تنش محیطی مضاعفی را بر موجودات زنده وارد میکند. نشت ناگهانی حجم عظیمی از نفت در چنین شرایطی، توان «تابآوری زیستی» اکوسیستم را به شدت کاهش داده و آن را به مرز فروپاشی زیستی نزدیک میکند.
تلاقی لکههای نفتی با سواحل هرمزگان، زیستگاههای حساس ساحلی را در معرض تهدید جدی قرار داده است. جنگلهای مانگرو یا حرا در سواحل قشم و خمیر، از ارزشمندترین ذخیرهگاههای زیستی منطقه هستند. ریشههای تنفسی یا پنوماتوفورهای درختان حرا که وظیفه جذب اکسیژن در زمان جزر را بر عهده دارند، در صورت پوشانده شدن با لایههای چسبنده نفتی، دچار خفگی میشوند. این پدیده مانع تبادل گاز اکسیژن شده و مرگ تدریجی این جنگلهای ساحلی را رقم میزند.
در اعماق آب نیز، آبسنگهای مرجانی به عنوان کانونهای تنوع زیستی خلیج فارس با چالش بزرگی روبرو هستند. ذرات معلق نفتی و لایههای شناور مانع از رسیدن نور خورشید به جلبکهای همزیست مرجانها یعنی زوگزانتلهها میشوند. این اختلال در فوتوسنتز، به سرعت منجر به «سفیدشدگی مرجانها» و در نهایت نابودی این ساختارهای صخرهای حیاتی میشود که خود پناهگاه اصلی نوزادان آبزیان و ماهیان تجاری هستند.
آلودگی نفتی فراتر از خسارات ساختاری، امنیت غذایی منطقه را نیز با مخاطره مواجه میکند. فرآیند «زیستانباشتگی» سبب میشود که ترکیبات سمی نفت از طریق زنجیره غذایی، از پلانکتونها به ماهیهای کوچک و سپس به ماهیهای شکارچی و در نهایت به انسان منتقل شوند. غلظت این سموم در هر مرحله از زنجیره غذایی افزایش مییابد و خطرات سرطانزایی و جهشزایی در درازمدت ایجاد میکند.
در همین حال، در استانهای بوشهر و خوزستان نیز بررسیها برای شناسایی ابعاد زیستمحیطی ناشی از آسیب به زیرساختهای پتروشیمی و پالایشگاهی ادامه دارد. در این مناطق، هرچند آلودگی مستقیم دریا کمتر گزارش شده، اما پدیده «خاکآلودگی» و انتشار گازهای سمی در هوا بر اثر آتشسوزیها، دغدغههای جدی زیستمحیطی ایجاد کرده است. نفوذ این آلایندهها به سفرههای آب زیرزمینی ساحلی و شستشوی آنها توسط باران به سمت خورها، میتواند فاز جدیدی از آلودگی پنهان را رقم بزند. تعیین ابعاد دقیق این فاجعه زیستمحیطی، نیازمند پایشهای ماهوارهای مستمر و نمونهبرداریهای گسترده آزمایشگاهی از آب، خاک و بافت آبزیان منطقه در ماههای پیش رو است.