برترینها: خبر آمده که قرار است قسمت سوم «نهنگ عنبر» ساخته شود؛ فیلمی که شاید بیش از هر اثر دیگری در سینمای ایران توانست «نوستالژی» را از یک حس شخصی و پراکنده، به یک ژانر پرفروش و جریانساز تبدیل کند. حالا پس از سالها، بازگشت رضا عطاران به جهان ارژنگ صنوبر، به خودی خود برای مخاطبان جذاب است. اما غیبت دو چهره کلیدی این مجموعه، یعنی مهناز افشار و ویشکا آسایش، پرسشی جدی ایجاد کرده؛ آیا اساساً «نهنگ عنبر» بدون این دو نفر همان نهنگ عنبر خواهد بود؟

از طرفی، سامان مقدم در سالهای اخیر نشان داده که همچنان علاقهمند به بازگشت به جهانهای آشنا و محبوب خود است. اما این بار کارش از همیشه دشوارتر به نظر میرسد؛ چرا که باید هم نوستالژی را دوباره خلق کند، هم جای خالی دو بازیگری را پر کند که بخشی از هویت این مجموعه بودند. به همین بهانه، مرور چند نکته شاید خالی از لطف نباشد.
شاید پیش از «نهنگ عنبر» هم فیلمهایی با ارجاع به گذشته ساخته شده بودند، اما کمتر اثری توانسته بود تا این حد، نوستالژی را به یک فرمول سینمایی موفق تبدیل کند. نهنگ عنبر صرفاً مجموعهای از خاطرات دهه شصت نبود؛ این فیلم فهمیده بود که مخاطب از نوستالژی، بازسازی حس و حال آن دوران را میخواهد.

فُکل، پشت مو، نوار کاست، ابی، فتانه، مایکل جکسون، رنو ۵، شلوارهای پیلهدار، مانتوهای اِپُلدار، دورهمی و هزاران جزئیات کوچک دیگر، همه در خدمت خلق جهانی بودند که مخاطب بتواند آن را به جای تماشا، زندگی کند.
برخلاف بسیاری از آثار مشابه که نوستالژی را به یک ویترین شلوغ و بیهدف تبدیل کردند، «نهنگ عنبر» اندازه را میشناخت. حتی جسارت پرداختن به سبک زندگی طبقات متوسط و بالای تهران در دهه شصت را داشت؛ کاری که کمتر فیلمی به آن نزدیک شده بود. موسیقی هم نقش کلیدی داشت. ارجاع به خوانندگان محبوب و نوار ویاچاس، باعث شد مخاطب احساس کند بخشی از زندگی خودش روی پرده آمده است.

شاید به همین دلیل بود که پس از موفقیت «نهنگ عنبر»، موجی از آثار نوستالژیک در سینما و شبکه نمایش خانگی شکل گرفت؛ آثاری که اغلب تلاش کردند همان فرمول را تکرار کنند، اما نتوانستند قله نهنگ عنبر را لمس کنند!
اما واقعیت این است که «نهنگ عنبر» فقط نوستالژی نبود. این فیلم روی دو ستون مهم دیگر نیز استوار بود: مهناز افشار و ویشکا آسایش.
برای مهناز افشار، «نهنگ عنبر» فرصتی بود تا برند بازیگری خود را بازتعریف کند. او پیش از این نیز ستاره بود، اما در نقش رؤیا، توانست جهانی که برای تماشاگر تازگی داشت را خلق کند؛ شخصیتی که مخاطب نه تنها دوستش داشت، بلکه با او همدلی میکرد. رؤیا در نقش معشوقه ارژنگ بخشی از خاطرات جمعی یک نسل پیرامون مسیر عاشقی در سالهای 60 بود.
در سوی دیگر ویشکا آسایش قرار داشت؛ بازیگری که پیشتر با «ورود آقایان ممنوع» نشان داده بود استعداد قابل توجهی در کمدی دارد. او در «نهنگ عنبر» هم جهان کاراکتر را به خوبی درک کرد.
حالا هر دوی این بازیگران سالهاست از ایران مهاجرت کردهاند و حضورشان در قسمت سوم تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. بنابراین، سامان مقدم با چالشی مواجه است که شاید از ساخت خود فیلم هم دشوارتر باشد: جایگزین کردن دو چهرهای که بخشی از DNA نهنگ عنبر بودند.
بیایید کمی فانتزیتر به ماجرا نگاه کنیم. فرض کنیم سامان مقدم مجبور باشد بازیگران جدیدی انتخاب کند. مشکل اول، سن و سال است. اساساً چند بازیگر زن در سینمای ایران وجود دارند که همنسل مهناز افشار و ویشکا آسایش باشند و همچنان بتوانند همان کارکرد را داشته باشند؟
در مورد ویشکا آسایش، مسئله فقط ظاهر نیست. او شخصیتی خلق میکرد که میان کمدی و جدیت معلق بود. به همین دلیل، انتخابهایی مثل مریلا زارعی بیشتر شبیه شوخی به نظر میرسند تا یک پیشنهاد جدی. همان «آنِ» بازیگری که باعث میشود حتی سکوتش هم کار کند.
شاید مهتاب کرامتی یکی از معدود گزینههای قابل تصور باشد. او از نظر سنی به ویشکا نزدیک است، چهرهای سینمایی و کاریزماتیک دارد و تجربه حضور موفق در فضای طنز، بهویژه در «مومیایی ۳»، را نیز در کارنامه خود ثبت کرده است. از نظر فیزیک و جنس بازی هم شاید بتواند بخشی از آن خلأ را پر کند.

اما جایگزین کردن مهناز افشار، به مراتب دشوارتر است. افشار ترکیبی از ستاره بودن و جذابیت بصری را در اختیار داشت؛ ترکیبی در سینمای امروز دستنیافتنی بنظر میرسد! اگر بخواهیم صرفاً از روی ناچاری انتخاب کنیم، شاید سارا بهرامی یکی از معدود گزینههای موجود باشد. دلیل اصلی این انتخاب هم تجربه نسبتاً موفق او در زوجسازی با رضا عطاران در «هزارپا» است. او دستکم نشان داده که میتواند در کنار عطاران شیمی قابل قبولی ایجاد کند.

حتی به گزینههایی مثل الناز حبیبی هم فکر کردیم، اما نه سن و سال، نه فیزیک و نه جنس بازیاش چندان به جهان «نهنگ عنبر» نزدیک نیست. از طرف دیگر، بازیگرانی مثل هانیه توسلی، نیکی کریمی یا هدیه تهرانی هرچند از نظر جایگاه سینمایی جذاب به نظر میرسند، اما اساساً وارد چنین فضایی نمیشوند.
در نهایت، شاید همین دشواری انتخابها نشان دهد که چرا ساخت «نهنگ عنبر ۳» پروژهای پیچیدهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد. ما هم فقط چند پیشنهاد فانتزی مطرح کردیم. شاید سامان مقدم اصلاً مسیر دیگری را انتخاب کند و با یک ایده غیرمنتظره سورپرایزمان کند.