شهید امام خامنه‌ای؛ رهبر تمدنی در جهان معاصر

مشرق نیوز سه شنبه 09 تیر 1405 - 20:25
سفیر ایران در واتیکان، «تمدن نوین اسلامی» را هسته مرکزی اندیشه رهبر شهید انقلاب دانست که با پیوند علم و معنویت، قدرت و عدالت و پیشرفت و اخلاق، الگویی تازه برای آینده جهان اسلام و بشریت ترسیم می‌کند.

به گزارش مشرق، دکتر محمدحسین مختاری در بخش دوم از سلسله یادداشت‌های خود برای ایرنا درباره رهبر شهید انقلاب اسلامی نوشت: یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که در سه دهه اخیر در اندیشه آیت‌الله شهید سید علی خامنه‌ای جایگاهی محوری یافته، مفهوم «تمدن نوین اسلامی» است. این مفهوم را می‌توان هسته مرکزی منظومه فکری ایشان در حوزه مسائل راهبردی، فرهنگی و اجتماعی دانست. اگر انقلاب اسلامی نقطه آغاز یک تحول تاریخی تلقی شود، تمدن نوین اسلامی افق نهایی و مقصد این حرکت به شمار می‌آید (خامنه‌ای، ۱۳۹۱). از این‌رو، فهم اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای بدون درک جایگاه این ایده امکان‌پذیر نیست.

تمدن در معنای عام خود به مجموعه‌ای از دستاوردهای مادی و معنوی یک جامعه گفته می‌شود که در طول زمان شکل گرفته و شیوه زندگی، نظام ارزشی، دانش، هنر، سیاست، اقتصاد و روابط اجتماعی آن جامعه را سامان می‌بخشد. هر تمدنی بر نوعی جهان‌بینی و تلقی از انسان، جهان و غایت زندگی استوار است. از این منظر، تمدن صرفاً مجموعه‌ای از ابزارها و فناوری‌ها نیست، بلکه پیش از آن، تجلی یک نظام فکری و ارزشی است. قرآن کریم نیز تمدن‌ها را صرفاً با عمران مادی نمی‌سنجد، بلکه سرنوشت آنها را به نظام ارزشی و اخلاقی‌شان پیوند می‌دهد: «وَتِلْکَ الْقُرَی أَهْلَکْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا»؛ «و آن شهرها را هنگامی که ستم کردند هلاک نمودیم» (کهف: ۵۹).

شهید امام خامنه‌ای در تحلیل وضعیت جهان معاصر بر این باورند که تمدن جدید غرب، با وجود دستاوردهای چشمگیر علمی و فناورانه، در حوزه معنویت، عدالت، اخلاق و کرامت انسانی با بحران‌های جدی مواجه شده است (خامنه‌ای، ۱۳۹۲). گسترش فردگرایی افراطی، فروپاشی بنیان خانواده، افزایش شکاف‌های طبقاتی، استعمار نوین، جنگ‌های گسترده و بحران‌های هویتی از جمله نشانه‌هایی هستند که از دیدگاه ایشان محدودیت‌های الگوی تمدنی غرب را آشکار می‌سازند. از این رو، بشریت نیازمند الگویی جدید است که بتواند میان پیشرفت مادی و تعالی معنوی تعادل برقرار کند.

البته نقد آیت‌الله خامنه‌ای بر تمدن غرب به معنای نفی مطلق دستاوردهای آن نیست. ایشان بارها تصریح کرده‌اند که تمدن غرب در عرصه علم، فناوری، سازمان‌دهی اجتماعی و برخی پیشرفت‌های بشری دارای دستاوردهای ارزشمندی است که باید از آنها بهره گرفت؛ اما مسئله اساسی آن است که این تمدن در پاسخ به نیازهای معنوی انسان و تأمین عدالت فراگیر ناکام مانده است (خامنه‌ای، ۱۳۹۱). از نگاه ایشان، مشکل اصلی تمدن غرب آن است که علم را از اخلاق، قدرت را از معنویت و آزادی را از مسئولیت جدا ساخته است. نتیجه چنین رویکردی ظهور جوامعی است که علی‌رغم برخورداری از ثروت و فناوری، با بحران‌های عمیق روحی، فروپاشی خانواده، تنهایی انسان معاصر و گسترش بی‌عدالتی مواجه‌اند.

در این زمینه، ایشان بارها به این نکته اشاره کرده‌اند که تمدن اسلامی آینده نباید صرفاً در رقابت مادی با غرب تعریف شود، بلکه باید بتواند پاسخ‌هایی ارائه کند که تمدن موجود از ارائه آنها ناتوان بوده است. به تعبیر ایشان، اگر جامعه اسلامی بتواند علم را با معنویت، قدرت را با عدالت و پیشرفت را با اخلاق همراه سازد، خواهد توانست الگوی جدیدی از حیات انسانی را در برابر جهان قرار دهد (خامنه‌ای، ۱۳۹۲).

در این چارچوب، ایده تمدن نوین اسلامی مطرح می‌شود. این ایده نه به معنای بازگشت صرف به گذشته و نه به معنای تقلید از الگوهای موجود جهانی است؛ بلکه تلاشی برای بازخوانی ظرفیت‌های اسلام در پاسخ‌گویی به نیازهای انسان معاصر است (خامنه‌ای، ۱۳۹۱). در این نگاه، اسلام صرفاً مجموعه‌ای از مناسک فردی یا احکام عبادی نیست، بلکه توانایی ارائه الگویی جامع برای زندگی فردی و اجتماعی را دارد. این برداشت ریشه در جامعیت دین دارد؛ چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «مَا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِنْ شَیْءٍ»؛ «ما در این کتاب هیچ چیز را فروگذار نکردیم» (انعام: ۳۸).

یکی از نکات مهم در اندیشه شهید آیت‌الله خامنه‌ای آن است که تمدن نوین اسلامی را نباید با تمدن تاریخی مسلمانان یکسان دانست. تمدن اسلامی در سده‌های نخستین تاریخ اسلام توانست در عرصه‌های مختلف علمی، فلسفی، فرهنگی و سیاسی دستاوردهای بزرگی به وجود آورد؛ اما تمدن نوین اسلامی قرار نیست صرفاً بازتولید همان تجربه تاریخی باشد. شرایط جهان امروز، نیازها و چالش‌های جدیدی را پیش روی مسلمانان قرار داده است و پاسخ به این چالش‌ها مستلزم نوآوری، اجتهاد و بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های علمی و فرهنگی عصر حاضر است (خامنه‌ای، ۱۳۹۰). در واقع، همان‌گونه که فقیهان شیعه از اصل «اجتهاد مستمر» سخن گفته‌اند، تمدن اسلامی نیز نیازمند بازآفرینی مستمر در پرتو اصول ثابت و شرایط متغیر است.

از منظر ایشان، تمدن نوین اسلامی دو بخش اساسی دارد: بخش «ابزاری» و بخش «حقیقی» (خامنه‌ای، ۱۳۹۱). بخش ابزاری شامل علم، فناوری، اقتصاد، قدرت سیاسی، امنیت و سایر زیرساخت‌های مادی است که برای پیشرفت جامعه ضروری‌اند. اما بخش حقیقی تمدن به ارزش‌هایی همچون عدالت، معنویت، اخلاق، آزادی مسئولانه، کرامت انسانی، خانواده و سبک زندگی مربوط می‌شود. اهمیت این تفکیک در آن است که تمدن مطلوب اسلامی تنها با پیشرفت اقتصادی یا علمی تعریف نمی‌شود؛ بلکه رشد مادی باید در خدمت تعالی انسان قرار گیرد. این نگاه ریشه در آموزه قرآنی دارد که می‌فرماید: «وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا»؛ «با آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بجوی و بهره خود را از دنیا فراموش مکن» (قصص: ۷۷).

شهید آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین این دو بعد تمدن، بارها هشدار داده‌اند که اشتباه بسیاری از جوامع آن است که تمدن را تنها در مظاهر ظاهری آن جستجو می‌کنند. از نگاه ایشان، پیشرفت‌های علمی، صنعتی و اقتصادی هرچند ضروری‌اند، اما ماهیت تمدن را تشکیل نمی‌دهند. ایشان در سفر خراسان شمالی تصریح کردند که آنچه هویت حقیقی تمدن را می‌سازد، «سبک زندگی» است؛ یعنی شیوه زیستن انسان‌ها، نوع روابط خانوادگی، کیفیت تعاملات اجتماعی، نگاه به کار، مصرف، اخلاق و مسئولیت‌پذیری اجتماعی (خامنه‌ای، ۱۳۹۱).

بر همین اساس، ممکن است جامعه‌ای از بالاترین سطح فناوری برخوردار باشد، اما به دلیل بحران اخلاقی و معنوی، از دستیابی به تمدن مطلوب محروم بماند. قرآن کریم نیز این حقیقت را یادآور می‌شود که کامیابی واقعی تنها در عمران مادی خلاصه نمی‌شود: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا»؛ «رستگار شد آن‌کس که نفس خویش را تزکیه کرد» (شمس: ۹). از این منظر، تمدن اسلامی پیش از آنکه پروژه‌ای برای ساختن شهرها باشد، برنامه‌ای برای ساختن انسان‌هاست.

در این میان، نقش انسان جایگاهی بنیادین دارد. تمدن نوین اسلامی پیش از آنکه پروژه‌ای سیاسی یا اقتصادی باشد، پروژه‌ای انسان‌ساز است. جامعه‌ای که انسان‌های مؤمن، آگاه، مسئولیت‌پذیر، خلاق و عدالت‌خواه در آن تربیت شوند، قادر خواهد بود ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی متناسب با ارزش‌های خود را نیز ایجاد کند. به همین دلیل، در بیانات آیت‌الله خامنه‌ای همواره بر تربیت نسل جوان، تقویت هویت دینی و ملی، ارتقای سطح آگاهی عمومی و رشد علمی جامعه تأکید شده است (خامنه‌ای، ۱۳۹۷).

این نگاه با حدیث مشهور نبوی نیز هماهنگ است:

إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ: من برای تکمیل فضیلت‌های اخلاقی برانگیخته شدم.

بر اساس این روایت، هدف نهایی بعثت انبیا ساختن انسان است و تمدن اسلامی نیز بدون تربیت انسان صالح تحقق نخواهد یافت.

نکته مهم دیگر آن است که آیت‌الله خامنه‌ای تمدن نوین اسلامی را پروژه‌ای فراملی می‌دانند. هرچند جمهوری اسلامی ایران به عنوان پیشگام این حرکت معرفی می‌شود، اما تحقق کامل این تمدن نیازمند مشارکت همه ملت‌های مسلمان و بهره‌گیری از دستاوردهای مثبت سایر ملت‌هاست (خامنه‌ای، ۱۳۹۴). در این نگاه، تمدن اسلامی آینده نه تمدنی بسته و منزوی، بلکه تمدنی پویا، گفت‌وگومحور و تعامل‌گر با جهان خواهد بود؛ تمدنی که ضمن حفظ هویت خویش، از دانش و تجربیات بشری نیز بهره می‌برد. این رویکرد با آیه شریفه «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا»؛ «شما را ملت‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید» (حجرات: ۱۳) هم‌خوانی دارد.

در واقع، ایده تمدن نوین اسلامی را می‌توان پاسخی به یکی از مهم‌ترین پرسش‌های عصر حاضر دانست: آیا می‌توان الگویی از پیشرفت ارائه کرد که در آن علم و معنویت، آزادی و مسئولیت، قدرت و اخلاق، توسعه و عدالت در کنار یکدیگر قرار گیرند؟ آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند که اسلام از ظرفیت لازم برای پاسخ‌گویی به این پرسش برخوردار است و تمدن نوین اسلامی می‌تواند چنین الگویی را در برابر بشریت قرار دهد (خامنه‌ای، ۱۳۹۱).

نکته‌ای که در تحلیل اندیشه تمدنی آیت‌الله خامنه‌ای نباید از نظر دور داشت، پیوند عمیق این نظریه با اندیشه مهدویت است. هرچند ایشان تمدن نوین اسلامی را با حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) یکسان نمی‌دانند، اما آن را گامی در مسیر آمادگی امت اسلامی برای تحقق جامعه مطلوب مهدوی معرفی می‌کنند. در این نگاه، گسترش عدالت، پیشرفت علمی، رشد معنویت، استقرار اخلاق اجتماعی و افزایش آگاهی عمومی، همگی زمینه‌هایی برای نزدیک شدن جوامع انسانی به آرمان نهایی حکومت صالحان به شمار می‌روند.

این برداشت با وعده‌های قرآنی نیز هماهنگ است؛ از جمله آیه شریفه: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛ «اراده کرده‌ایم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم» (قصص: ۵). از این رو، تمدن نوین اسلامی در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای صرفاً یک نظریه اجتماعی یا سیاسی نیست، بلکه بخشی از یک افق تاریخی و الهی برای آینده بشریت محسوب می‌شود.

بر همین اساس، بسیاری از مفاهیم کلیدی در اندیشه ایشان ــ از نهضت تولید علم و اقتصاد مقاومتی گرفته تا عدالت اجتماعی، وحدت اسلامی، مقاومت، سبک زندگی اسلامی و خودباوری فرهنگی ــ اجزای یک منظومه بزرگ‌تر به شمار می‌آیند که هدف نهایی آن شکل‌گیری تمدنی نوین بر پایه ارزش‌های اسلامی است. بدون توجه به این افق تمدنی، فهم بسیاری از مواضع و راهبردهای ایشان ناقص خواهد بود.

از این منظر، می‌توان تمدن نوین اسلامی را بازتاب همان وعده قرآنی دانست که می‌فرماید:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْض

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند وعده داده است که آنان را در زمین جانشین خواهد ساخت. (نور: ۵۵)

تمدن نوین اسلامی در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای را می‌توان تلاشی تاریخی برای تحقق این افق قرآنی در جهان معاصر دانست.

منبع خبر "مشرق نیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.