به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: اقتصاد آمریکا در سطح خرد و کلان با ناپایداری مواجه است. شکاف طبقاتی عمیقتر شده و طبقه متوسط که زمانی ستون فقرات جامعه و موتور رشد اقتصادی بود، اکنون زیر فشار بدهیها، افزایش هزینه زندگی و کاهش امنیت شغلی در حال فرسایش است. تولید صنعتی کاهش یافته و وابستگی به واردات به اوج رسیده است، به گونهای که هر شوک کوچک در بازارهای جهانی، تأثیر مستقیم بر زندگی روزمره شهروندان میگذارد.
سیاست داخلی نیز نشان از بحران مشروعیت دارد. دوقطبی سیاسی به شدت جامعه را دچار دودستگی کرده و اعتماد مردم به نهادهای رسمی کاهش یافته است. حزبها دیگر ابزاری برای مدیریت اختلافات نیستند، بلکه صحنهای برای نمایش قدرت و منافع شخصی شدهاند. در چنین شرایطی، قانون و نهادهای قضایی و اجرایی بیش از آنکه به تنظیم عدالت و امنیت کمک کنند، درگیر جنگ قدرت میان جناحها هستند. قدرت آمریکا دیگر تنها در توان نظامی و اقتصادی خلاصه نمیشود. وجهه جهانی، دیپلماسی فرهنگی و اعتماد متحدان هم بخش مهمی از قدرت نرم است. اما سیاستهای یکجانبه، خروج از پیمانها و فشار بر متحدان، تصویر آمریکا را از یک رهبر مشروع جهانی به یک بازیگر خودمحور و غیر قابل اعتماد تبدیل کرده است.
کشورهای دیگر، از اروپا تا آسیا، در حال بازتعریف روابط خود هستند و به دنبال متعادل کردن وابستگی به واشنگتناند. حتی متحدان سنتی آمریکا، امروز گزینههای جایگزین اقتصادی و امنیتی را بررسی میکنند و این روند، همان نقاب «پادشاه لخت» را بر چهره آمریکا مینشاند. قدرتی که بدون اعتماد و مشروعیت، همچنان ادعای سلطنت میکند. آمریکا خود را مهد دموکراسی و آزادی معرفی میکند، اما واقعیتهای امروز نشان میدهد که نابرابری اقتصادی، تبعیض اجتماعی و ضعف نهادهای دموکراتیک، این هویت را تضعیف کرده است. نسل جدید آمریکاییها دیگر به رویای آمریکایی با اطمینان نگاه نمیکنند. آنها شاهد بحرانهای اقلیمی، اقتصادی و اجتماعی هستند که حکایت از ناکارآمدی سیاستها دارد.
در این میان، سیاستهای خارجی نیز هویت آمریکا را زیر سوال برده است. حمایتهای بیحد و حصر از متحدان دچار بحران، مداخله در کشورهای دیگر و تمرکز بر منافع کوتاهمدت، تصویر آمریکا را به کشوری سلطهجو و منفعتطلب تقلیل داده است، نه یک رهبر اخلاقمدار جهانی. آمریکا، این قبله آمال روشنفکران، امروز همچون پادشاهی است که در آینه جهانیان، لخت و آسیبپذیر به نظر میرسد. بدون مشروعیت داخلی، بدون اعتماد متحدان و بدون برنامهای جامع برای مدیریت بحرانهای داخلی و خارجی، این قدرت عظیم ظاهری، در حقیقت تهی است. پادشاهی که لباس ندارد، به نمایش قدرت ادامه میدهد، اما هر ناتوانی و هر اشتباهی، بیشتر از گذشته، او را در معرض افشای ضعفهایش قرار میدهد. افول آمریکا بر اندیشمندان عیان است و آمریکا، آمریکای سابق نیست و پادشاه همچنان لخت است. قبله آمال روشنفکران، لخت در آینه جهانیان!






