۲- به اعتراف تمام کسانی که در هر جایگاهی با امام جمارانی مراوده داشتند، تواضع و مردم داری ایشان زبانزد بود و به معنای واقعی کلمه، احترام به مردم را زندگی می کرد. او نماد احترام شد چون حرمت می دانست و اهل رنگ عوض کردن های ادواری نبود!. سیاسی بود ولی سیاست باز نبود. او همواره خلق و خویی معتدل داشت، کینه ای نبود و دنبال تحبیب قلوب بود. امام جمارانی هرگز از تسامح و تساهل دست نکشید و این مرام را در برخورد با منتقدان و مخالفان خویش هم از دست نداد و بی تردید شهرتش را به عنوان «نماد احترام» از مسیر مواجه محترمانه و اقناع با افکار مختلف بدست آورد.
۳- امام جمارانی البته پای اصولش تا آخر ایستاد. او انقلابی پس از انقلاب نبود. زخم تحجر بر جان داشت و اهل تشخیص افراط و انحراف بود. سختی امام جمارانی در مقابل متحجران و تنگ نظران و زهد فروشان دینی بود چون باور داشت؛ «اگر با اینها مبارزه نشود، روزی همه ی تفکرات امام را زیر پا می گذارند!».
۴- امام جمارانی درباره عدالت هم راسخ بود و لق لقه ی زبانش نبود. اتحاد و انسجام برایش معنای شعار و سخنرانی نداشت. او معتقد بود؛ «همه دم از اتحاد می زنند!، اما باید لوازم ایجاد اتحاد وجود داشته باشد. مسلم است که اگر عدهای به ناحق دیده شوند و عده ای دیگر مورد عنایت حاکمیت- قرار نگیرند، اتحاد برقرار نمی شود!.»
۵- سخن درباره امام جمارانی فراوان است و این قلم قاصر. فقط اینکه «به احترام، نماد احترام» را نوشتم، چون امام جمارانی حرمت رفاقت پاس می داشت. بالاخص در روزگاری که انحراف و تحجر دست بدست هم دادند، بخش زیادی از روحانیت را فریفتند و در باتلاق دوقطبی سازی احمدی نژاد غرقشان کردند تا از «هاشمی» دست بِکِشند، اما امام جمارانی نه فریب خورد و نه از رفاقتش دست کشید و از همیشه بیشتر حرمت «هاشمی» را حفظ کرد. مثل واعظ طبسی. مثل ابراهیم امینی و مثل تمام یاران واقعی انقلاب که «حرمت» می دانستند و امروز دیگر در میان مردم و میانه ی میدان نیستند تا «قحطی احترامِ روحانیت» روز به روز افزون تر شود. هزار افسوس و یادشان بخیر. والسلام.
* فعال رسانه ای و دبیر سابق پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی











