کلمانسو در سال 1920 از سیاست کناره گرفت و در سال 1929 در 88 سالگی در پاریس درگذشت. از جملات مشهور او، که روح سیاست اروپایی را در آن میتوان مشاهده کرد، یکی هم این است: «ارزش هر قطره نفت مساوی با یک قطره خون است.»
عصر ایران؛ بانو بیدرانی - ژرژ کلِمانسو در ۱۳ سپتامبر ۱۸۴۱ در پاریس به دنیا آمد. او در خانوادهای با نفوذ فرهنگی و ادبی رشد کرد و از همان دوران نوجوانی با سیاست، ادبیات و تحولات اجتماعی فرانسه آشنا شد. تحصیلات او در رشته حقوق، همراه با علاقه به مطبوعات و فعالیتهای ادبی، پایههای فکری و تحلیلی او را شکل داد و مسیر ورود به سیاست را برایش هموار ساخت.
او دوران کاری خود را ابتدا در روزنامهنگاری و مطبوعات آغاز کرد، جایی که با نقد حکومتها و تحلیل مسائل سیاسی و نظامی، توجه نخبگان و افکار عمومی را جلب کرد. او در نوجوانی به عنوان خبرنگار جنگی در ارتش ژنرال گرانت آمریکایی حضور داشت. تجربۀ روزنامهنگاری، علاوه بر شناساندن او به محافل سیاسی روشنفکری، مهارتهای بیان و تحلیل دقیق سیاسی را در او پرورش داد. کلِمانسو، با تکیه بر قدرت کلام و توانایی تحلیل بحرانها، به یکی از چهرههای کلیدی حزب جمهوریخواه و سیاست فرانسه تبدیل شد.
کلمانسو در 35 سالگی عضو مجلس نمایندگان فرانسه شد و هفده سال در این مجلس حضور داشت. مجلس نمایندگان یا مجمع ملی فرانسه، در واقع مجلس سفلای این کشور بود. کلمانسو در سال 1902، یعنی در 61 سالگی، عضو مجلس علیا یا مجلس سنای فرانسه شد و تا سال 1910 جزو سناتورهای فرانسه بود.
او در سال 1905 یکی از سناتورهای مدافع «قانون 1905 جدایی کلیساها و حکومت» بود؛ قانونی که سکولاریسم فرانسوی یا لائیسیته را در این کشور بنیان نهاد و برای پایان مداخلات پایانناپذیر نهاد کلیسا در عرصۀ قانونگذاری کوشید. کلمانسو در دوران سناتوری و پس از تصویب قانون فوق، به مدت سه سال هم نخستوزیر فرانسه شد؛ از 1906 تا 1909. او در این مدت وزیر کشور فرانسه هم بود.
در اواخر قرن نوزدهم، فرانسه با چالشهای داخلی و خارجی متعدد روبه رو بود: از تنشهای سیاسی و اجتماعی ناشی از انقلابهای ۱۸۴۸ و بازسازی جمهوری تا مسائل مربوط به استعمار و رقابت با قدرتهای اروپایی. کلِمانسو در این دوران نقش مهمی در تقویت هویت ملی، دفاع از جمهوری و آمادهسازی فرانسه برای تهدیدهای خارجی ایفا کرد.
کلمانسو در جریان جنگ جهانی اول و چند سال قبل از آن، در کانون سیاست فرانسه قرار نداشت. اما در سال 1917 دوباره نخستوزیر فرانسه شد و تا سال 1920 در این مقام باقی بود و ضمنا وزیر دفاع فرانسه هم بود. در واقع در سختترین روزهای جنگ جهانی اول، او رهبری سیاسی و نظامی فرانسه را بر عهده داشت.
کلمانسو در سال 1865
او در سال ۱۹۱۹ کنفرانس تاریخی صلح پاریس را تشکیل داد که منجر به امضای پیمان ورسای شد که تأثیر مهمی در جهان پس از جنگ جهانی اول داشت. اگرچه کنفرانس صلح پاریس در آن مقطع برای فرانسه عزت و سربلندی آورد، ولی در درازمدت موجب مشکلاتی در اروپا شد که نتیجهاش جنگ جهانی دوم و اشغال خفتبار فرانسه در زمان زمامداری آدولف هیتلر بود.
کنفرانس صلح پاریس مجموعهای از جلسات دیپلماتیک رسمی و غیررسمی در سالهای ۱۹۱۹ و ۱۹۲۰ پس از پایان جنگ جهانی اول بود که در آن متفقین پیروز، شرایط صلح را برای قدرتهای مرکزی شکستخورده تعیین کردند. این کنفرانس که تحت سلطه رهبران بریتانیا، فرانسه، ایالات متحده و ایتالیا بود، منجر به پنج معاهده شد که نقشههای اروپا و بخشهایی از آسیا، آفریقا و جزایر اقیانوس آرام را از نو تنظیم کرد و همچنین مجازاتهای مالی اعمال کرد.
آلمان، اتریش-مجارستان، ترکیه و دیگر کشورهای بازنده در این مذاکرات حق اظهار نظر نداشتند. این امر بعدها منجر به خشم سیاسی شد که دههها ادامه داشت. ترتیبات انجام شده در این کنفرانس یکی از بزرگترین نقاط عطف تاریخ ژئوپلیتیکی قرن بیستم محسوب میشود که منجر به جنگ جهانی دوم شد.
برخی از منتقدین کلمانسو و سایر دولتمردانی که معاهدات کنفرانس صلح پاریس را بر کشورهای شکستخورده تحمیل کردند، این کنفرانس را مصداقی از فقدان دوراندیشی در عرصۀ دیپلماسی دانستهاند. تحمیل وضعیتی خفتبار به کشورهای شکستخورده در جنگ، در حکم کاشتن بذر جنگهای آینده است مگر اینکه تحمیلکنندگان برتری تضمینشدهای نسبت به کشورهای شکستخورده داشته باشند. ولی واقعیت این است که فرانسه آن قدرها قویتر از آلمان نبود که بتواند پس از مشارکت در تحقیر تاریخی آلمان از طریق کنفرانس صلح پاریس، برای همیشه از خشم ملت آلمان در امان باشد.
کلمانسو در اواخر دوران سیاستورزیاش
در سیاست داخلی، کلِمانسو طرفدار جمهوری و آزادیهای مدنی بود، اما همواره به تقویت دولت مرکزی و انسجام ملی نیز اهمیت میداد. او به مسائل اجتماعی، آموزش و توسعه فرهنگی توجه داشت و تلاش کرد تا پایگاه مردمی جمهوری را تقویت کند. با این حال، در شرایط بحران، تمایل داشت که قدرت اجرایی قوی و تصمیمگیری متمرکز برای مقابله با تهدیدها حفظ شود، چیزی که در جنگ جهانی اول بارها دیده شد.
یکی از ویژگیهای برجسته کلِمانسو، ترکیب واقعگرایی سیاسی با ملیگرایی هوشمندانه بود. او میدانست که دفاع از فرانسه نه فقط نیازمند قدرت نظامی، بلکه نیازمند انسجام سیاسی، هماهنگی دیپلماتیک و پشتیبانی مردمی است. این رویکرد، باعث شد که او در دوران جنگ، به عنوان یکی از ستونهای سیاست فرانسه شناخته شود و تاثیرگذاری او بر تاریخ ملی بسیار عمیق باشد.
با این حال، میراث کلِمانسو هم دوگانه است. از یک سو، او نمونهای از رهبری هوشمندانه در بحران و جنگ بود، که توانست فرانسه را از فروپاشی احتمالی در اوایل قرن بیستم نجات دهد. از سوی دیگر، تمایل به تمرکز قدرت و تصمیمگیری سریع، گاه باعث شد که برخی گروهها احساس کنند آزادیهای سیاسی محدود شدهاند یا فرایندهای دموکراتیک نادیده گرفته شدهاند.
در سال آخر عمر
تحلیل تاریخنگاران نشان میدهد که کلِمانسو نمونهای از سیاستمداری است که توانست میان واقعیتهای سیاسی، فشارهای اجتماعی و تهدید خارجی توازن برقرار کند. او به خوبی درک میکرد که موفقیت ملی نیازمند موازنه میان قدرت، اتحاد و انگیزه مردمی است. میراث او در سیاست فرانسه و اروپا، درسهایی درباره مدیریت بحران، اتحادهای استراتژیک و اهمیت رهبری هوشمندانه ارائه میدهد.
ژرژ کلِمانسو، با زندگی و سیاست خود، نشان داد که رهبر موفق کسی است که هم توانایی تحلیل دقیق شرایط، هم قدرت نفوذ بر افکار عمومی و هم مهارت دیپلماتیک را داشته باشد. او نه تنها در تاریخ فرانسه، بلکه در تاریخ اروپا و مطالعه رهبری سیاسی مدرن، جایگاهی ویژه دارد. کلمانسو در سال 1920 از سیاست کناره گرفت و در سال 1929 در سن 88 سالگی در پاریس درگذشت. از جملات مشهور او، که روح سیاست اروپایی را در آن میتوان مشاهده کرد، یکی هم این است: «ارزش هر قطره نفت مساوی با یک قطره خون است.»
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
منبع خبر "
عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد.
(ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.