پشت‌پرده یک سفر تبلیغی/ وقتی روحانیت به دل روستا می‌رود

خبرگزاری مهر یکشنبه 03 اسفند 1404 - 09:10
ماه رمضان که می‌رسد، تبلیغ تنها در منبر خلاصه نمی‌شود. «زن آقا» روایت سی روز حضور یک خانواده طلبه در جنوب ایران است؛ جایی که ایمان، خرافه و سنت‌های ریشه‌دار در هم می‌آمیزند.

به گزارش خبرنگار مهر، گاهی سفر نه برای دیدن منظره‌های تازه است و نه برای ثبت عکس‌های یادگاری. گاهی سفر، عبور از یک مرز نادیدنی است؛ مرزی میان دانستن و زیستن. کتاب «زن آقا» روایت چنین سفری است؛ سفری که هزاران کیلومتر فاصله جغرافیایی دارد اما مقصد اصلی‌اش، درون آدم‌هاست.

«زن آقا» نوشته‌ زهرا کاردانی، سفرنامه‌ای است از حضور یک خانواده طلبه در یکی از روستاهای جنوب ایران؛ روایتی ۳۰ روزه در ایام ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۶ که از دل تجربه‌ای تبلیغی، به بازخوانی سبک زندگی، مواجهه فرهنگی و چالش‌های زیستن در متن یک جامعه سنتی می‌رسد. کتاب، نه یک گزارش خشک از فعالیت‌های تبلیغی است و نه خاطره‌ای احساساتی از سفر؛ بلکه روایت زنانه‌ای است از زیستن در جغرافیایی که قرار نیست نامش را بدانیم.

سفری که مقصدش نام ندارد

نویسنده از همان ابتدا، مکان را حذف می‌کند. روستا بی‌نام است؛ نه به دلیل کم‌اهمیت بودن، بلکه به این دلیل که مخاطب، خود را جای آن بگذارد. این حذف آگاهانه، خواننده را از وسوسه قضاوت جغرافیایی دور می‌کند. قرار نیست بگوییم «این اتفاق فقط آنجاست». قرار است نام محله خودمان را جایگزین کنیم و ببینیم اگر ما بودیم، چه می‌کردیم.

ماجرا با ورود خانواده «آقای سیدعلوی» آغاز می‌شود؛ طلبه‌ای جوان که همراه همسر و فرزندش برای نخستین‌بار عازم سفر تبلیغی شده است. هنوز به مقصد نرسیده‌اند که نخستین مأموریت رقم می‌خورد: فوت یکی از اهالی و اقامه نماز میت. گویی زندگی در آن روستا، فرصتی برای تعارف ندارد؛ از همان ابتدا، میدان عمل است.

این سفر ۳۰ روزه، قرار است میخ اول را محکم بکوبد. به تعبیر آقا سید، اولین برخورد، ماندگارترین تصویر را می‌سازد. پس لبخند، اولین ابزار تبلیغ است؛ لبخندی که باید گرمای ِهوای جنوب، خستگی راه و کلافگی کودک را پنهان کند.

خانه‌ای میان مسجد و کوچه

محل اقامت خانواده، اتاقی ۱۲ متری است با آشپزخانه‌ای که به گفته همسر آقا سید، «با اسید باید تمیزش کرد». تار عنکبوت‌ها، روغن نشسته بر دیوارها و دو دری که یکی به مسجد و دیگری به کوچه باز می‌شود، فضای زندگی ۳۰ روزه آن‌ها را شکل می‌دهد.

این توصیف‌ها نه برای ایجاد حس ترحم، بلکه برای نمایش فاصله‌هاست؛ فاصله میان ذهنیت شهری و واقعیت روستایی. وقتی خبر وضعیت خانه در میان زنان روستا می‌پیچد، آن‌ها شرمنده می‌شوند و زن مبلغ قبلی را مقصر می‌دانند. همین‌جا جرقه نخست شکل می‌گیرد: زن آقا به‌جای همراهی با غیبت‌ها، از حرمت آبروی مؤمن می‌گوید. از اینکه «گوشت برادر مرده» تنها یک تعبیر نیست، بلکه معیاری برای سنجش زبان‌هاست. وظیفه اصلی او، از همین لحظه آغاز می‌شود؛ نه پشت تریبون، که در دل گفت‌وگوهای روزمره.

چقدر ما شهری‌ها تنهاییم

کتاب در لابه‌لای روایت‌ها، مقایسه‌ای بی‌صدا میان شهر و روستا می‌سازد. یکی از متن‌های کتاب، جمله‌ای است که خواننده را مکث می‌دهد: «چقدر ما شهری‌ها تنهاییم». در این روستا، وقتی کسی از دنیا می‌رود، تا ۴۰ شب در خانه‌اش باز می‌ماند. همسایه‌ها غذا می‌برند، خرید می‌کنند، حلوا می‌پزند و عزادار را تنها نمی‌گذارند. این سنت، نه آیینی رسمی، که رفتاری جمعی است.

مقایسه ناخواسته شکل می‌گیرد؛ در شهر، خانواده داغدار، همزمان باید به فکر پذیرایی، تدارک مراسم و حفظ آبرو باشد. بعد از ختم، جمعیت پراکنده می‌شود و خانه، ناگهان خالی می‌ماند. نویسنده بدون داوری مستقیم، این تضاد را پیش چشم مخاطب می‌گذارد. گویی کتاب، آینه‌ای است که شهرنشین را با تصویر خودش روبه‌رو می‌کند.

محترمانه‌تر لطفاً!

زن آقا به‌تدریج فعالیت‌های تبلیغی خود را آغاز می‌کند. اما با چالش‌هایی روبه‌روست که فراتر از تصور اولیه است. نخستین مسئله، انتخاب مرجع تقلید است. برخی از اهالی، هنوز مرجعی مشخص ندارند. صمیمیت آن‌ها با مراجع به حدی است که نام‌ها را بی‌واسطه و کوتاه صدا می‌زنند.

برای نمونه، در روایت کتاب اشاره می‌شود که برخی به حسین نوری همدانی یا مکارم شیرازی تنها با نام خانوادگی اشاره می‌کنند. زن آقا پیش از ورود به مباحث فقهی، از لحن آغاز می‌کند؛ از ضرورت خطاب محترمانه. سپس به سراغ توضیح درباره مراجع زنده و امکان ارتباط عملی‌تر با فتاوا می‌رود.

اما مخاطبان او فقط زنان بزرگسال نیستند. کودکان روستا، مشتاق‌اند سهمی از ثواب پهن‌شده روی زمین در ماه رمضان داشته باشند. آن‌ها از زن آقا می‌خواهند قرآن بیاموزند. او ابتدا شرط می‌گذارد: اگر تعداد به ده نفر برسد، کلاس تشکیل می‌شود. روز بعد، جمعیتی بیش از ده نفر با قرآن‌های مرتب چیده‌شده، منتظرند. تصویر کودکانی که با لحن کودکانه، برای یادگیری کلام قرآن اصرار می‌کنند، یکی از صحنه‌های اثرگذار کتاب است.

شما به استامینوفن اعتقاد دارید؟

پیشروی داستان، لایه دیگری از واقعیت را آشکار می‌کند. در کنار مهمان‌نوازی و همدلی، خرافاتی ریشه‌دار نیز وجود دارد. اعتقاد به چشم‌زخم، اجنه و نسخه‌های دعانویسان، بخشی از زیست روزمره اهالی است.

وقتی فرزند زن آقا بیمار می‌شود، پیشنهادها آغاز می‌شود: دود اسفند، آتش‌گردانی، مراجعه به دعانویس. پرسش ساده او درباره دارو، با پاسخ منفی روبه‌رو می‌شود. «به استامینوفن اعتقاد دارید؟» و جواب، «نه» است.

این بخش، تقابل دو نگاه را نشان می‌دهد؛ نگاهی که درمان را در پزشکی می‌جوید و نگاهی که علت را در ماوراء می‌بیند. نویسنده بدون تمسخر یا تحقیر، این شکاف را روایت می‌کند. دشواری کار تبلیغ، نه در کمبود امکانات، بلکه در تغییر ذهنیت‌هاست.

سبک زندگی از پشت عبا

«زن آقا» بیش از آنکه گزارشی از یک روستا باشد، روایتی از زندگی خانواده‌های روحانی است. کتاب تصویری ارائه می‌دهد از زوجی که هر سال در ماه‌های رمضان و محرم، چمدان می‌بندند و راهی نقطه‌ای دیگر از ایران می‌شوند. سفرهایی که سیاحتی نیست؛ مأموریت است.

اثر نشان می‌دهد که تبلیغ، فقط منبر رفتن نیست؛ زندگی‌کردن در کنار مردم است. از تمیزکردن خانه‌ای کوچک گرفته تا شنیدن دغدغه‌های زنان، آموزش قرآن به کودکان و حتی مواجهه با بیماری فرزند در غربت.

روایت زهرا کاردانی، صادقانه و بی‌آلایش است. او خود را قهرمان نمی‌سازد. از خستگی‌ها، تردیدها و حتی ترس‌ها می‌گوید. از زنی همسایه که تأکید می‌کند نام دختر و مادرشان را اهالی ندانند؛ هشداری که فضای داستان را برای لحظاتی رازآلود می‌کند. آیا این هشدار از خرافه می‌آید یا تجربه‌ای تلخ در گذشته دارد؟ کتاب، پاسخ قطعی نمی‌دهد؛ تنها روایت می‌کند.

بلوغ در دل گرمای جنوب

۳۰ روز اقامت، فرصتی برای شناخت متقابل است. خانواده طلبه، تنها آموزگار نیست؛ خود نیز می‌آموزد. از رسم‌های همدلی، از پیوندهای محکم همسایگی و از صبر در گرمای طاقت‌فرسا. کتاب نشان می‌دهد که سفر تبلیغی، مسیری دوطرفه است. همان‌قدر که اهالی با مفاهیم دینی تازه‌ای آشنا می‌شوند، زن و شوهر طلبه نیز با واقعیت‌های فرهنگی متفاوت روبه‌رو می‌شوند. این مواجهه، به پختگی می‌انجامد؛ پختگی‌ای که نه در شعار، بلکه در تجربه شکل می‌گیرد.

یکی از نقاط قوت اثر، توجه به جزئیات است. نویسنده از فضای خانه، نوع برخورد زنان، لحن کودکان و حتی بوهای محیط می‌گوید. تصاویر انتهایی کتاب نیز به باورپذیری روایت کمک می‌کند. این تصاویر، نه برای مستندسازی صرف، بلکه برای تکمیل تجربه خواننده‌اند.

تمرکز اصلی داستان، سبک زندگی واقعی خانواده‌های روحانیت است؛ سبکی که کمتر از نزدیک دیده شده است. کتاب، نه در مقام دفاع و نه در موضع انتقاد، بلکه در جایگاه روایت ایستاده است.

سفر به درون

«زن آقا» در نهایت، درباره سفر است؛ سفری که از جغرافیا آغاز می‌شود و به درون آدم‌ها می‌رسد. مخاطب، پس از خواندن کتاب، تنها با یک روستا آشنا نمی‌شود؛ بلکه با پرسشی مواجه می‌شود: اگر ما جای آن‌ها بودیم، چه می‌کردیم؟ این اثر، می‌تواند برای مخاطبانی که به ادبیات سفرنامه، روایت‌های اجتماعی و شناخت سبک زندگی روحانیت علاقه‌مندند، خواندنی باشد. همچنین برای کسانی که می‌خواهند از زاویه‌ای متفاوت به مفهوم «تبلیغ» نگاه کنند.

در روزگاری که سفر اغلب با تفریح تعریف می‌شود، «زن آقا» یادآوری می‌کند که گاهی سفر، مسئولیت است. مسئولیتی که با یک لبخند آغاز می‌شود، در اتاقی ۱۲ متری ادامه پیدا می‌کند و در دل کودکی که قرآن به دست گرفته، معنا می‌یابد. سفری که نام روستایش مهم نیست؛ چون مقصد اصلی، تغییر است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

ظهر بود. قبل از نماز در زدند. پیرزن آبله رویی بود. گیس‌های حنا بسته‌اش را از وسط باز کرده بود. جثه درشتی داشت. چادرش را به گردن بسته و یک آفتابه روی دوش گرفته بود. فهمیدن حرف هایش از بقیه راحت تر بود. واضح و کم لهجه صحبت می‌کرد. جلوی در می‌خواست دستم را ببوسد که اجازه ندادم. اخم هایش را کشید توی هم و گفت حتما توی گوش سیدعلی باد رفته یا بهش بو خورده و یک سری تشخیص‌هایی که ازش سر در نمی‌آوردم. آفتابه را داد دستم و گفت: «این کریشکه! بچه را می‌بری حمام. خوب سر و بدنش رو می‌شوری. آخرِ کار این آفتابه رو می ریزی روی تمام بدنش. فهمیدی؟» اسمش چقدر هندی بود. و هند چقدر به جادو و اینجور خرافات نزدیک. لابد یک جوری آن محلول به جادو و جنبل مرتبط بود. توی آفتابه را نگاه کردم. آبِ سیاهی لب پَر می‌زد. بوی عجیب و تلخی داشت. ترکیب پودر بال مگس با استخوان مارمولک آفریقایی و خون پشه!؟ تصورش هم چندش آور بود.

کتاب «زن آقا» نوشته زهرا کاردانی در ۱۹۶صفحه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.