کنترل تسلیحات زمانی دغدغه اصلی ترامپ بود / مسابقه تسلیحاتی: خطری که رئیس جمهور آمریکا آن را نادیده می‌گیرد

خبرآنلاین جمعه 01 اسفند 1404 - 13:57
آن‌چه در این عصر هسته‌ای چندقطبی لازم است رئیس‌جمهوری با چشم‌انداز «ترامپ جوان‌تر» است.

خبرآنلاین-گزارش اما اشفورد در فارن پالیسی-مترجم علی مجتهدزاده: در سال ۱۹۸۴ دونالد ترامپ جوان و خوش‌قیافه که به‌عنوان غول املاک نیویورک در حال اوج گرفتن بود موضوع گزارشی در واشنگتن‌پست شد. هرچند برج ترامپ درخشان همسر مدل او و افزایش شهرت نامش سهم زیادی از سطرهای ستون‌ها را گرفت او سر ناهار به خبرنگار گفت که یک وسواس بزرگ تازه پیدا کرده است: مذاکره برای مجموعه‌ای جدید از معاهده‌های کنترل تسلیحات هسته‌ای میان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی و گشایش یک عصر طلایی همکاری. او در سال ۱۹۸۵ به خبرنگار دیگری گفت: «هیچ‌چیز» به اندازه مسئله هسته‌ای «الان برایم اهمیت ندارد».

این روایت می‌توانست پایان‌بندی شایسته‌ای برای کارنامه‌ای باشد که در آن رئیس‌جمهور ترامپ که حالا در دهه هفتاد زندگی‌اش است بالاخره یک عصر نوین و مدرن کنترل تسلیحات را رقم می‌زند. ولی به‌جای آن هم در دولت اولش و هم در دوره کنونی ریاست‌جمهوری‌اش او ناظر فرسایش آهسته و کش‌دار واپسین بقایای کنترل تسلیحات دوران جنگ سرد و پس از جنگ سرد بوده است. فرسایشی که هفته گذشته با مرگ عملی توافق «نیو استارت» با روسیه به اوج رسید.

برخلاف بخشی از لفاظی‌های تند کنار رفتن کنترل تسلیحات کلاسیک سبک جنگ سرد لزوماً به معنای پایان دنیا نیست. وقتی به‌سوی جهانی چندقطبی‌تر حرکت می‌کنیم به‌ویژه با توجه به اوج‌گیری چین و گسترش سامانه‌های تسلیحاتی تازه و عجیب‌تر معاهده‌های دوجانبه میان آمریکا و روسیه که بر سقف‌های عددی تکیه دارند کارایی محدودی هم دارند.

با این حال ترامپ حتی در دهه ۱۹۸۰ هم در یک نکته حق داشت. جهانی بدون کنترل تسلیحات چشم‌اندازی ترسناک است: جهانی خطرناک‌تر و بی‌ثبات‌تر که مستعد مسابقه تسلیحاتی و بازی خطرناک لبه پرتگاه است.

خوشبختانه مرگ «نیو استارت» لازم نیست به معنای مرگ کنترل تسلیحات باشد. آن‌چه بیش از هر چیز در این عصر هسته‌ای چندقطبی و آشفته لازم است رئیس‌جمهوری با چشم‌انداز خود جوان‌تر ترامپ است. کسی که ارزش این را می‌فهمد که مذاکره‌کنندگان و سیاست‌گذاران آمریکایی را آزاد بگذارد تا شالوده نسل بعدی کنترل تسلیحات را بسازند.

در سال ۱۹۸۴ تهدید جنگ هسته‌ای همه‌جا حس می‌شد. رئیس‌جمهور رونالد ریگان اوایل آن دهه وارد کاخ سفید شد با وعده سخت‌گیری در برابر شوروی و آغاز یک انباشت نظامی بزرگ. ولی تا سال ۱۹۸۳ لفاظی‌های تند او همراه با رزمایش «ایبل آرچر» یعنی همان بازی جنگی پرزرق‌وبرق پنتاگون به یک ترس جنگی انجامید. تا جایی که شوروی‌ها وحشت کردند و فکر کردند حمله هسته‌ای آمریکا ممکن است. خود ریگان هم از این «نزدیک‌به‌فاجعه» تکان خورد و همین به گام‌های بعدی او برای کاهش تنش با شوروی کمک کرد.

ترامپ ۳۸ ساله وقتی از تهدید جنگ هسته‌ای نگران بود حال‌وهوای زمانه را بازتاب می‌داد و گرایشش به خودنمایی و خودبزرگ‌بینی از همان موقع کاملاً شکل گرفته بود. او به واشنگتن‌پست گفت: «بعضی‌ها توان مذاکره دارند. هنری است که اساساً با آن به دنیا می‌آیی. یا داری یا نداری. ...برای این‌که [من] هرچه را درباره موشک‌ها هست یاد بگیرم یک ساعت و نیم وقت لازم است.»

هرچند ترامپ مذاکره‌کننده آن دوره نبود اوایل دهه ۱۹۸۰ واقعاً سرآغاز عصر طلایی کنترل تسلیحات بود. پس از نشست‌های موفق میان ریگان و رهبر جدید شوروی میخائیل گورباچف آمریکا و شوروی «پیمان نیروهای هسته‌ای میان‌برد»  (INF) را مذاکره کردند و پایه‌های «پیمان کاهش تسلیحات راهبردی» (START I) را ریختند. پیمانی که در روزهای پایانی اتحاد شوروی امضا شد. همکاری در کنترل تسلیحات از جمله درباره «هسته‌ای‌های رهاشده» در جمهوری‌های سابق شوروی در سال‌های بعد هم ادامه یافت.

دو دهه اخیر شاهد افول و فرسایش تدریجی بخش بزرگی از آن معماری اواخر جنگ سرد بوده است. حتی توافق «نیو استارت» دوره باراک اوباما با روسیه که دولت جو بایدن آن را برای پنج سال تمدید کرد اکنون منقضی شده است. هرچند طرفین ممکن است برای مدتی همچنان به محدودیت‌های آن پایبند بمانند.

این فرسایش آهسته مجموعه‌ای که زمانی تا حد زیادی جامع از معاهده‌های کنترل تسلیحات بود از عوامل متعددی ناشی شد. نخست این‌که گذر زمان فشار چشمگیری بر همه طرف‌ها وارد کرده است. زرادخانه هسته‌ای آمریکا فرسوده و کهنه است. از دهه ۲۰۰۰ روشن بود که برنامه‌ای برای نوسازی و جایگزینی لازم است. این فرایند محل مناقشه بوده و از نظر سیاسی پرهزینه. و سیاست‌گذاران اغلب به‌راحتی قانع می‌شوند که سلاح هسته‌ای بیشتر بهتر است معاهده‌ها فقط راهی‌اند تا کشورها تقلب خودشان را پنهان کنند و رقیبان سیاسی‌شان مذاکره‌کنندگان ضعیفی بوده‌اند که نتوانسته‌اند «توافق خوب» بگیرند.

کنترل تسلیحات زمانی دغدغه اصلی ترامپ بود / مسابقه تسلیحاتی: خطری که رئیس جمهور آمریکا آن را نادیده می‌گیرد

همین موازنه‌های سیاسی تنها دستاورد مهم دیگر کنترل تسلیحات پس از جنگ سرد را هم از پا انداخت: توافق هسته‌ای دولت اوباما با ایران. جست‌وجوی «توافقی بهتر» باعث شد دولت اول ترامپ در سال ۲۰۱۷ آن را لغو کند. ولی آن توافق بهتر هرگز به دست نیامد. با این حال مرگ کنترل تسلیحات صرفاً مشکل جمهوری‌خواهان نیست. سیاست‌گذاران هر دو حزب سال‌ها مسئله کنترل تسلیحات را نادیده گرفتند و امید داشتند روندها راه‌حلی بیاورد که به انتخاب‌های سخت نیاز نداشته باشد.

همچنین درست است که «نیو استارت» و معاهده‌های مشابه در برخی حوزه‌ها نقص داشتند: برخی رده‌های تسلیحاتی را پوشش نمی‌دادند و با فناوری‌های تازه‌ای مانند موشک کروز هسته‌ای پیشران‌هسته‌ای روسیه کنار نمی‌آمدند. پرسش‌هایی درباره پایبندی هم وجود داشت: روسیه و چین هر دو به‌طور معمول در لبه‌های توافق‌های موجود پیش می‌رفتند. به شیوه‌هایی که بسته به نگاه هرکسی یا نقض توافق است یا بهره‌برداری از خلأهای حقوقی. برای نمونه دولت آمریکا هفته گذشته اعلام کرد چین درگیر آزمایش هسته‌ای کم‌بازده بوده که با روح «پیمان جامع منع آزمایش هسته‌ای» در تضاد است. این ادعا با برخی تعریف‌ها از «آزمایش» درست است. مشکل این‌جاست که خود معاهده «آزمایش» را تعریف نمی‌کند. روس‌ها هم در همین حال به‌طور مستمر مفاد «نیو استارت» را به چالش می‌کشیدند.

ولی مسئله بزرگ چین است. بازدارندگی هسته‌ای چین دهه‌هاست برای آمریکا عامل مهمی بوده ولی راهبردپردازان مدت‌ها آن را «مورد فرعی درون‌گنجانده» می‌دانستند. با تعداد کلاهک‌هایی کم و نزدیک‌تر به فرانسه یا بریتانیا. چین امروز فناوری‌اش را ارتقا داده و دست به گسترش عظیم زرادخانه‌اش زده است. تا جایی که وزارت دفاع آمریکا برآورد می‌کند می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ به ۱۰۰۰ کلاهک برسد. برای راهبردپردازان این وضعیت پیچیدگی‌های تازه‌ای به پرسش‌های قدیمی دکترین هسته‌ای اضافه می‌کند: آیا آمریکا می‌تواند همزمان دو دشمن را بازدارندگی کند؟ آیا توافق‌های کنترل تسلیحات موجود با روسیه توان آمریکا برای نوسازی زرادخانه‌اش را آن‌طور که لازم است محدود می‌کند؟

در چنین شرایطی معمولاً دست بالا با کسی است که نسبت به کنترل تسلیحات بدبین‌تر است. این منتقدان می‌گویند معاهده‌های جدید باید به‌سادگی چین را هم شامل شود. ولی چون چینی‌ها عمدتاً علاقه‌ای به کنترل تسلیحات ندارند دست‌کم تا زمانی که به برابری بیشتری با روسیه و آمریکا نزدیک شوند شرط سه‌جانبه بودن کنترل تسلیحات در عمل بیشتر شبیه یک «قرص زهر» است. نتیجه چشم‌اندازی نگران‌کننده است: جهانی هرچه چندقطبی‌تر که در آن دولت‌ها از هر محدودیتی بر زرادخانه‌های هسته‌ای‌شان رها می‌شوند. درست در زمانی که وارد دوره‌ای از رقابت شدیدتر میان قدرت‌های بزرگ شده‌ایم.

با این همه هنوز امکان یک عصر تازه و مؤثرتر کنترل تسلیحات وجود دارد. این عصر احتمالاً شبیه نسخه قدیمی نخواهد بود. دستکم نه با معاهده‌های خشک و سقف‌های سخت‌گیرانه بر سلاح‌های مستقر. ممکن است تمرکز کمتر بر خود سلاح‌ها باشد و بیشتر بر موضوعات مجاور مانند محدودیت بر توانمندی‌های تهاجمی سایبری استفاده از هوش مصنوعی در حوزه هسته‌ای یا توانمندی‌های فضایی و ضدفضایی. همچنین ممکن است بیشتر به اوایل جنگ سرد شباهت داشته باشد: معاهده‌های سطح‌بالای قابل راستی‌آزمایی کمتر میان ابرقدرت‌ها و در عوض چیزی که پژوهشگران هسته‌ای هدر ویلیامز و اولریش کون آن را «کنترل تسلیحات رفتاری» می‌نامند. توافق‌هایی میان قدرت‌های بزرگ که بر کاهش ریسک شفافیت و مهار بحران متمرکز است.

در همان سال گزارش واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز نوشت که ترامپ از زمانی که عموی فیزیک‌دان هسته‌ای‌اش مفهوم «هولوکاست هسته‌ای» را برایش توضیح داده بود نگران آن بوده است. روزنامه نوشت: «بزرگ‌ترین رؤیایش این است که شخصاً کاری درباره این مشکل انجام دهد.» همین انگیزه ظاهراً پشت تلاش‌های او برای بازگشایی کانال‌های ارتباطی با روسیه ساختن پل‌هایی با چین و حتی تلاش ناکام دولت اولش برای مذاکره بر سر پایان دادن به برنامه هسته‌ای کره شمالی بوده است.

هیچ‌یک از این‌ها به این معنا نیست که ترامپ در کنترل تسلیحات نرم خواهد بود. طرح پیشنهادی «گنبد طلایی» یک سامانه دفاع موشکی چندلایه موانع جدی برای هر پیمان هسته‌ای با روسیه یا چین ایجاد می‌کند. او بارها از تمایلش به بازسازی قدرت نظامی آمریکا حرف زده و حتی بودجه‌ای سرسام‌آور به میزان ۱.۵ تریلیون دلار پیشنهاد کرده است. برای هر رئیس‌جمهور آمریکا رسیدن به هر توافق تازه‌ای در کنترل تسلیحات دشوار خواهد بود. فرایندی که اگر درست انجام شود می‌تواند سال‌ها طول بکشد.

ولی وقتی وارد این عصر تازه توسعه هسته‌ای بی‌مرز می‌شویم آن‌چه لازم است جزئیات فنی ریز یا مشخصات دقیق سامانه‌های تسلیحاتی نیست. آن‌چه لازم است آمادگی برای درگیر شدن است. آزاد گذاشتن مذاکره‌کنندگان آمریکایی تا با همتایانشان در مسکو یا پکن و جاهای دیگر گفت‌وگو کنند تا بتوانند «هنر ممکن» را کشف کنند. ما به سیاست‌گذارانی نیاز داریم که این شهود را داشته باشند که کنترل تسلیحات یعنی جهانی با قیدهای بیشتر بر توسعه هسته‌ای به سود آمریکا و به سود جهان است.

ترامپ در جوانی این را فهمیده بود. ممکن است دوباره هم بفهمد.

۳۱۲

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.