استقلال به تلخترین شکل ممکن از رقابتهای آسیایی کنار رفت؛ ناکامی بزرگی که دلایل آن را میتوان در نقاط تاریک فنی و مدیریتی تیم تعریف کرد.
به گزارش فارس، حذف استقلال از آسیا را میتوان برآیند زنجیرهای از اشتباهات دانست که از دل تفکرات کادرفنی و نمایش بازیکنان در داخل زمین حاصل شده است. تیم ساپینتو با ترکیبی متفاوت و دور از انتطار پا به امان گذاشت که از همان ابتدا معلوم بود اگر نتیجه مثبتی نداشته باشد، اهرم اصلی انتقاد به عملکرد استقلال میشود. با این حال طبیعتا نمیتوان دلایل ناکامی آبیها در آسیا را تنها به چینش ابتدایی تیم تقلیل داد.
نکته اول نداشتن پلن B است که در تاکتیک ساپینتو و دستیارانش توی ذوق میزند. وقتی اصرار به وینگرمحور بودن حملات جواب نمیدهد، باید روشهای دیگری را برای رسیدن به دروازه حریف امتحان کرد اما پافشاری به استفاده از کنارهها تبدیل به بخش جداییناپذیر و قابل حدس از ترفندهای هجومی تیم شده به طوری که انگار استقلال شیوه دیگری را برای گلزنی بلد نیست.
دوم بحث نبرد در میانه میدان است که آبیها بخش اعظمی از آن را به الحسین واگذار کردند. روزبه چشمی نه در بازیسازی و نه در قطع راههای ارتباطی حریف هافبکی نیست که بتواند به تنهایی وسط زمین را برای استقلال جمع کند. ساپینتو میتوانست با اتخاذ رویکردی مناسبتر هم تیمش را روبهجلوتر ببرد و هم بار حملات حریف را کاهش دهد؛ ماموریتی که مطابق انتظار چشمی از پسش برنیامد.
سوم تعویضهای دیرهنگام ساپینتو است که حکم نوشدارو بعد از مرگ سهراب را داشت. تعویضهایی استقلال میتوانستند بعد از گل دوم آسانی به مدیریت بازی کمک کنند اما ورود امثال کوشکی، احمدی و سحرخیزان دیر انجام شد و طبیعی است که در این شرایط بحرانی نباید از آنها انتظار معجزه داشت.
نکته دیگر ایرادات متعدد در سازماندهی دفاعی است که پیشتر بارها و بارها به آن اشاره کردهایم. خط دفاع استقلال انسجام لازم را ندارد و روی توپهای هوایی سردرگم عمل میکند. برای درک این گزارهها کافی است نیم نگاهی به گل دوم الحسین داسته باشید. بدون احتساب فرعباسی که بدون شک یکی از مقصران اصلی حذف استقلال از آسیاست، روی صحنه گل دوم اردنیها ۹ آبیپوش درون محوطه جریمه حضور دارند اما نکته مهم جایگیری بیحاصل و غلطی است که زمینه را برای زدن ضربه نهایی فراهم کرد.
تنها نقطه قوت استقلال جناح راست تیم و نفوذهای اسلامی و آسانی بود اما در مقابل هیچ اثر مثبتی از جلالی و جنپو در زمین رویت نمیشد. به علاوه موضوع دیگر که حتما باید آسیبشناسی شود، دلیل فلج بودن ساز و کار خط حمله استقلال در بازی برگشت است که حتی نتوانست درصد کمی از نمایش خوب خود در نبرد رفت را تکرار کند. با وجود اینکه تیم ساپینتو نیاز مبرم به گلزنی داشت اما بیشتر حملات خطرناک از سمت الحسین بود که در مالکیت موثر و هدفمند توپ بهتر از حریف عمل کرد.
از طرفی محدود کردن تمام دلایل ناکامی استقلال به عملکرد کادرفنی و بازیکنان سادهانگاری است و نباید نقش پررنگ مدیران باشگاه را در این مورد نادیده گرفت. مدیریتی که نهتنها از عهده اداره درست حواشی برنیامد، بلکه با مواضع اشتباهش به این آتش دامن زد. البته که ابهامات و فجایع مالی رخ داده در ساختمان باشگاه استقلال قصه ای متفاوت است که باید جداگانه و مفصل به آن پرداخت اما مدیرانی که ظاهرا مسائل سیاسی برایشان نسبت به دغدغههای تیم اولویت دارد، نمیتوانند تاثیر عملکرد مبهم خود را در وضعیت امروز استقلال انکار کنند.