ناپلئون بهخوبی فهمیده بود که عصر جدید فقط با توپ و تفنگ اداره نمیشود. او به همان اندازه که فرمانده میدانهای نبرد بود، معمار نهادهای مدرن نیز شد. «قانون مدنی ناپلئون» شاید ماندگارترین میراث او باشد؛ قانونی که بر برابری حقوقی، مالکیت خصوصی و سکولاریسم حقوقی تأکید داشت و رد پایش تا امروز در نظامهای حقوقی بسیاری از کشورها دیده میشود. به این معنا، ناپلئون وارث عقل روشنگری بود، حتی اگر خود به استبداد گرایش داشت.
عصر ایران؛ بانو بیدرانی - جلد یازدهم و آخر کتاب «تاریخ تمدن»، با عنوان «عصر ناپلئون»، در واقع به تاثیرات ناپلئون بناپارت بر قرن نوزدهم میپردازد؛ تاثیراتی که دست کم تا نیمۀ این قرن و بلکه تا پایان دوران حکمرانی ناپلئون سوم (۱۸۷۰) ادامه داشت. اگرچه قانون مدنی تدوینشده در فرانسۀ ناپلئون بناپارت، حتی امروزه نیز در زندگی بسیاری از ملل جاری و نافذند و به همین دلیل حتی هنوز نمیتوان تاثیر تاریخی ناپلئون را پایانیافته قلمداد کرد.
ناپلئون بناپارت در دل یکی از آشفتهترین لحظات تاریخ اروپا زاده شد؛ لحظهای که انقلاب فرانسه، هم تاجوتختها را لرزانده بود و هم معناهای کهن قدرت، قانون و مشروعیت را فرو ریخته بود. «عصر ناپلئون» فقط روایت ظهور یک سردار نظامی نیست، بلکه داستان تلاقی انقلاب و اقتدار، آزادی و استبداد، عقل روشنگری و شمشیر امپراتوری است. این عصر، پلی است میان آرمانهای قرن هجدهم و واقعیتهای خشن قرن نوزدهم.
ناپلئون محصول مستقیم انقلاب بود، اما به همان اندازه گورکن آن. او از دل ارتشی بیرون آمد که انقلاب آن را از قید اشرافیت آزاد کرده بود؛ ارتشی که در آن، استعداد میتوانست بر نسب غلبه کند. ناپلئون، افسر جوان اهل کرس، نه به خاندان بزرگی تعلق داشت و نه به سنتهای درباری پاریس. سرمایه او، ترکیبی بود از نبوغ نظامی، جاهطلبی سیریناپذیر و درکی غریزی از روان تودهها.
در سالهایی که فرانسه پس از سقوط روبسپیر در بیثباتی میسوخت، ناپلئون خود را نه بهعنوان فیلسوف یا انقلابی، بلکه بهعنوان منجی نظم معرفی کرد. کودتای ۱۸ برومر، نقطه عطفی بود که در آن انقلاب، خسته از هرجومرج، قدرت را دو دستی به یک مرد سپرد. از این لحظه به بعد، تاریخ فرانسه و تا حد زیادی تاریخ اروپا، با نام ناپلئون گره خورد.
ناپلئون بهخوبی فهمیده بود که عصر جدید فقط با توپ و تفنگ اداره نمیشود. او به همان اندازه که فرمانده میدانهای نبرد بود، معمار نهادهای مدرن نیز شد. «قانون مدنی ناپلئون» شاید ماندگارترین میراث او باشد؛ قانونی که بر برابری حقوقی، مالکیت خصوصی و سکولاریسم حقوقی تأکید داشت و رد پایش تا امروز در نظامهای حقوقی بسیاری از کشورها دیده میشود. به این معنا، ناپلئون وارث عقل روشنگری بود، حتی اگر خود به استبداد گرایش داشت.
اما این عقلانیت، همواره در خدمت تمرکز قدرت قرار گرفت. ناپلئون آزادی مطبوعات را محدود کرد، مخالفان سیاسی را سرکوب نمود و نهایتاً تاج امپراتوری را بر سر گذاشت؛ تاجی که خود آن را از دست پاپ گرفت تا نشان دهد مشروعیتش نه از کلیسا، بلکه از خویشتن میآید. انقلاب، که با شعار حاکمیت مردم آغاز شده بود، در عصر ناپلئون به حاکمیت یک فرد ختم شد.
جنگهای ناپلئونی، چهرۀ اروپا را دگرگون کردند. از آسترلیتس تا ینا، از مادرید تا مسکو، ارتشهای فرانسه نظم قدیم را درهم شکستند. امپراتوریهای کهن فرو ریختند، مرزها جابهجا شدند و ایدههای انقلاب ــ برابری حقوقی، لغو فئودالیسم، دولت متمرکز ــ با سرنیزه به سراسر قاره صادر شدند. حتی دشمنان ناپلئون نیز ناخواسته حامل میراث او شدند.
با این حال، همین جنگها بذر سقوطش را کاشتند. لشکرکشی به روسیه، نماد اوج غرور و آغاز افول ناپلئون بود. طبیعت، سرما و فاصله، ارتشی را در هم شکست که تا آن زمان شکستناپذیر مینمود. پس از آن، اروپا متحد شد تا تعادل ازدسترفته را بازگرداند. ناپلئون، که خود تعادل قاره را بر هم زده بود، قربانی همان منطق شد.
سقوط ناپلئون پایان عصر او نبود. کنگره وین کوشید نظم پیشاانقلابی را احیا کند، اما روح زمانه دیگر تغییر کرده بود. ملتها بیدار شده بودند، ارتشهای تودهای شکل گرفته بودند و ایدۀ حاکمیت ملی ریشه دوانده بود. حتی شکست ناپلئون نیز نتوانست اروپا را به قرن هجدهم بازگرداند.
از منظر تاریخ تمدن، عصر ناپلئون لحظهای پارادوکسیکال است: عصری که در آن دستاوردهای روشنگری با ابزار استبداد تثبیت شد؛ عصری که آزادی در قالب قانون ماندگار شد، اما سیاست به سلطۀ فردی تن داد. ناپلئون نه قهرمان مطلق بود و نه صرفاً یک دیکتاتور نظامی؛ او تجسم تناقضهای عصر مدرن است.
در پایان این جلد، ناپلئون همچون سایهای بلند بر قرن نوزدهم میایستد. ملتگرایی، دولت مدرن، ارتش ملی و حتی رؤیای امپراتوری، همگی بهنوعی از دل عصر او بیرون آمدند. تمدن اروپایی، پس از ناپلئون، دیگر همان تمدن پیش از انقلاب نبود؛ زخمی بود آگاهتر، و البته به مرحلهای تازه از تاریخ خود گام نهاد.
*****
در پایانِ مرور مختصری که بر یازده جلد کتاب سترگ «تاریخ تمدن» داشتیم، باید افزود که مجموعه «تاریخ تمدن» یکی از جامعترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخنگاری فلسفی و فرهنگی در قرن بیستم است. این مجموعه، با یازده جلد خود، تلاش میکند قصۀ تمدن را از نخستین جوامع بشری تا عصر ناپلئون بازگو کند و در عین حال، فرهنگ، فلسفه، سیاست و هنر را به هم پیوند دهد.
یکی از ویژگیهای برجستۀ این اثر، دقت و وسواس نگارشی دورانت است. هر جلد، حاصل سالها تحقیق، مطالعهی منابع متعدد و بازنگریهای فراوان است. این سطح از تعمق، در عین آن که ارزش علمی و ادبی مجموعه را بالا میبرد، به معنای آن است که فرایند نگارش هر جلد سالها به طول میانجامید. به همین دلیل، دورانت وقتی به جلد یازدهم و عصر ناپلئون رسید که دیگر عمرش برای تکمیل دوران پس از ناپلئون و قرن بیستم کفاف نداد. این مجموعه، اگرچه بسیار تحلیلی و درخشان است، اما در واقع ناقص و نیمهتمام باقی مانده است.
این کمبود زمانی، البته باعث نشده ارزش اثر کاهش یابد. برعکس، یازده جلد نوشته شده، پایهای محکم و راهنمایی دقیق برای درک تحولات بزرگ تاریخ غرب فراهم میآورد. خلأ تاریخی پس از ناپلئون، در عین حال فرصتی است برای ادامۀ روایت؛ فرصتی که نویسندگان و علاقهمندان تاریخ میتوانند با حفظ سبک و روح تاریخنگاریِ دورانت، دوران قرن نوزدهم و بیستم را تکمیل کنند.
نخستین جلد این مجموعه در سال ۱۹۳۵ توسط انتشارات سایمون و شوستر منتشر شد. تألیف این مجموعه که ۴۰ سال طول کشید، ناتمام ماند. دورانت و همسرش قصد داشتند نگارش آن را تا تاریخ معاصر خود (تا سال ۱۹۳۳) ادامه دهند؛ اما با مرگ تقریباً همزمانشان، مجموعهٔ تاریخ تمدن تا جلد ۱۱ که به دوران ناپلئون بناپارت اختصاص دارد، خاتمه یافت. در ۶ جلد نخست این مجموعه، نام ویل دورانت بهعنوان نویسنده آمده است و آریل دورانت ویراستار است؛ ولی در جلدهای بعدی هر دوی آنها نویسنده هستند.
در نهایت، مجموعه «تاریخ تمدن» نه تنها یک روایت تاریخی است، بلکه تمرینی در اندیشیدن، تحلیل و نقد تمدنها نیز هست. خواننده با دنبال کردن آن، میآموزد که تاریخ صرفاً مجموعهای از رویدادها نیست، بلکه شبکهای پیچیده از ایدهها، فرهنگ، سیاست و انسانهاست. مجموعهٔ تاریخ تمدن تا سال ۱۹۸۱ میلادی، بیش از ۲ میلیون نسخه در سراسر جهان فروخته بود و به ۹ زبان ترجمه شده بود. جلد دهم این کتاب یعنی روسو و انقلاب برندهٔ جایزه پولیتزر ۱۹۶۸ در بخش ادبیات غیرداستانی شد.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
منبع خبر "
عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد.
(ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.