به گزارش خبرنگار مهر، مهدی جمشیدی، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، در همایش علمی ـ تخصصی «واکاوی ناآرامیهای اجتماعی در ایران؛ پیوستگی عوامل بیرونی و زمینههای درونی» با تأکید بر لزوم توجه فرهنگی به سیاست اظهار داشت که نگاه به مسائل سیاسی باید از زاویهای فرهنگی و نه صرفاً تکنیکی باشد.
جمشیدی تصریح کرد که یکی از چالشهای اصلی در تحلیل مسائل سیاسی ایران، اختلاف بنیادین در تعریف و صورتبندی مسئله است؛ بهطوریکه دو جریان فکری متفاوت در کشور وجود دارد که حتی در نحوه فهم و تعریف سؤال سیاسی نیز با هم اختلاف دارند و این تفاوت در خوانش، به ارائه راهحلهای متفاوت منجر شده است.
وی خاطرنشان کرد که این دو نگرش متفاوت بیش از چهار دهه است که در ساحت اجتماعی و حکومتی ایران فعال است و میتوان ردپای آنها را در وقایع تاریخی و تحلیلهای سیاسی مشاهده کرد؛ از جمله در نامهای که شهید آیتالله محمد بهشتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اسفند ۱۳۵۹ خطاب به امام روحالله خمینی نوشته است، جایی که دو دیدگاه تفکیکشده با تعابیر «آدمهای اصیل» و «آدمهای بینابینی» مطرح شده بود.
جمشیدی افزود که با گذشت سالها، این تقسیمبندی تحلیلهای اولیه بهتنهایی نمیتواند وجه تاریخی کل دوران پس از انقلاب را تبیین کند، اما بسیاری از تقابلها و نقشآفرینیهای کنونی در عرصه سیاست و روشنفکری ایران را میتوان در چارچوب همان تمایز مشاهده کرد، بهگونهای که بازیگران عوض شدهاند اما قواعد اساسی اختلاف هنوز پابرجاست.
وی ادامه داد که فقدان اجماع اجتماعی و سیاسی در ایران، موضوعی است که از همان سالهای نخست انقلاب مطرح بوده و از دیدگاه برخی اندیشمندان علوم سیاسی، مثال بارز آن تضادهای مرحلهای میان مرحوم مهندس مهدی بازرگان و امام خمینی است؛ موضوعی که به باور جمشیدی همچنان در سیاست و اجتماع کشور تداوم دارد.
جمشیدی همچنین تأکید کرد که جامعه ایران هنوز نتوانسته است به اجماعی برسد که بتواند مسائل کلان را به شکل مشترک حل و فصل کند و تجربههای گذشته در بسیاری از موارد تکرار میشوند.
در ادامه سخنانش، او با تأکید بر رویکرد فرهنگی خود به امر سیاسی گفت: به باور برخی از تحلیلگران، حاکمیت در سالهای اخیر در حال فاصله گرفتن از نوعی «نامعقولیت انقلابی» و نزدیکتر شدن به ذائقه و واقعیت اجتماعی است، اگرچه این تغییر رسمیت نیافته و علناً اعلام نمیشود.
به گفته جمشیدی، این جریان فکری معتقد است انقلاب اسلامی ذاتاً متکثر بوده و جامعه نمیتواند پس از انقلاب یکدست باقی بماند؛ از این رو جامعه طی سالهای اخیر با رفتار نسبتاً آرام، با وجود نارضایتیها، وارد یک وضعیت جنبشی نشده است، اما اکنون انتظار دارد حاکمیت در دوره جدید از بازگشت به تنظیمات اولیه خودداری کند.
وی افزود که از دید این گروه، بسیاری از مؤلفههای گفتمان انقلابی یا از ابتدا نادرست بودهاند یا اکنون با رضایت اجتماعی همراه نیستند و در این چارچوب، تعارض میان جامعه و ساختار سیاسی تشدید شده است. در تجویز این دیدگاه، پایان دادن به تمامیتخواهی، عبور از اقتدارگرایی و پذیرش تکثر و پرهیز دولت از مداخله در سبک زندگی مردم از مهمترین مطالبات مطرح است.
در بخش دیگری از سخنانش، جمشیدی به تشریح روایت دوم در تحلیل وضعیت کنونی کشور پرداخت و بیان کرد که مسئله اصلی عدم تفکیک سه حوزه عمومی، خصوصی و رسمی است و گفتمان انقلاب هرگز بر تکثر در ساختار قدرت تأکید نداشته است.
وی با اشاره به تعمیق شکافهای اجتماعی گفت که «لایه خاکستری» جامعه در حال عقبنشینی است، بهگونهای که آنچه در سطح بهعنوان مشارکت انتخاباتی دیده میشود، در عمق تبدیل به نوعی تضاد ایدئولوژیک شده است.
جمشیدی در پایان جمعبندی کرد که با وجود رقابت گفتمانی، هویت دینی هنوز در جامعه ایران از وزن اجتماعی زیادی برخوردار است، اما ادامه وضعیت کنونی میتواند منجر به فرسایش اجتماعی و افزایش فشارهای روانی عمومی شود و اکنون زمان یک انتخاب تاریخی فرا رسیده است.












