به گزارش همشهریآنلاین، فوتبال حافظه کوتاهمدتی دارد، اما اعداد هرگز دروغ نمیگویند؛ هرچند گاهی حقیقت را وارونه جلوه میدهند. این روزها که پرسپولیس اوسمار ویرا در جادههای ایران به یک تیم بازنده تبدیل شده و امتیازات را مثل نقل و نبات به رقبا هدیه میدهد، زمزمههای عجیبی در فضای مجازی به گوش میرسد. عدهای با نگاه به جدول و نتایج، دست به دامن نوستالژی ابتدای فصل شدهاند و از دوران وحید هاشمیان بهعنوان روزهای بهتر یاد میکنند. اما آیا واقعا خروج هاشمیان یک اشتباه بود یا خیلیها دچار یک خطای دید تاکتیکی شدهاند؟
اگر بخواهیم صرفا روی کاغذ قضاوت کنیم، حق با منتقدان است. وحید هاشمیان در ۶بازی ابتدایی فصل، ۵تساوی و تنها یک برد (مقابل سپاهان) به دست آورد و با ۸امتیاز، تیمی شکستناپذیر اما سختببر ساخته بود. تیمی که حوصله حریف و هوادار را همزمان سر میبرد، اما نمیباخت.
در نقطه مقابل، پرسپولیس اوسمار در شروع نیمفصل دوم، یک پارادوکس کامل است. او ۲برد ارزشمند مقابل سپاهان و چادرملو آورده، اما در ۴بازی دیگر (فجر، فولاد، ملوان و گلگهر) زانو زده است. ۶ امتیاز از ۱۸امتیاز ممکن! این یعنی اوسمار حتی از هاشمیان محتاط هم امتیاز کمتری گرفته است. همین جرقه کافی بود تا هاشمیان که در ابتدای فصل زیر فشار انتقادات بابت فوتبال کسلکننده بود، حالا در فضای مجازی فعال شود و با کنایه، تیم خودش را منسجمتر از ارتش سردرگم فعلی معرفی کند.
اما اینجا دقیقا همان جایی است که باید ایست داد. نباید اجازه داد نتایج ضعیف فعلی، واقعیت تلخ دوران هاشمیان را تطهیر کند. بیایید صادق باشیم؛ پرسپولیس هاشمیان تیمی بدون ایده، بدون خلاقیت و بهشدت ستارهکش بود.
یادمان نرود که مهرههای تعیینکنندهای مثل اوستون اورونوف و تیوی بیفوما که در نیمفصل اول تحت هدایت همین اوسمار، پرسپولیس را به اوج برگرداندند، در تفکرات هاشمیان جایگاهی نداشتند یا به بازی گرفته نمیشدند. اوسمار وقتی جانشین هاشمیان شد، به پرسپولیس جان داد. او تیمی را که هیچ نشانهای از مدعی بودن نداشت، با تکیه بر نبوغ همین ستارهها به صف مدعیان برگرداند. بردهای اقتصادی نیمفصل اول نتیجه شجاعت اوسمار در بازی گرفتن از مهرههایی بود که هاشمیان به آنها اعتقادی نداشت.
اینکه پرسپولیس فعلی در ۴بازی خارج از خانه فاجعهبار نتیجه گرفته، دلیل بر خوب بودن هاشمیان نیست؛ بلکه دلیل بر گمگشتگی اوسمار است. مربی برزیلی که در نیمفصل اول با ستارههایش دلبری میکرد، حالا در غیاب همان ستارهها (بهدلیل مصدومیتهای متوالی) نشان داده که پلن دومی برای روزهای سخت ندارد.
هاشمیان تیمی ساخته بود که برای مساوی میجنگید. اوسمار تیمی ساخته که یا میبرد، یا به شکلی تحقیرآمیز میبازد. حقیقت این است که پرسپولیس از چاله به چاه نیفتاده، بلکه از یک بنبست تاکتیکی به یک آشفتگی تاکتیکی رسیده است. فعالیتهای مجازی هاشمیان و تلاش او برای برتر نشان دادن تیمش، بیشتر شبیه به یک فرار به جلوی زیرکانه است. او از ضعف فعلی جانشینش استفاده میکند تا کارنامه ضعیف خودش در شروع فصل (با آن همه تساوی ناامیدکننده) را بپوشاند.
پرسپولیس نباید فریب این مقایسهها را بخورد. بد بودن فعلی اوسمار، بهمعنای خوب بودن هاشمیان نیست. پرسپولیس هاشمیان تیمی بود که امید به قهرمانی را در دل هوادار میکشت، و پرسپولیس فعلی اوسمار تیمی است که امید را ایجاد میکند اما در لحظه نهایی، با اشتباهات تاکتیکی آن را سر میبرد.
اگر قرار به تغییر باشد، راهش بازگشت به عقب و تفکرات هاشمیان نیست. پرسپولیس به مربیای نیاز دارد که هم مثل هاشمیان نباختن را بلد باشد و هم مثل نسخه نیمفصل اول اوسمار، از ستارههایش جادو استخراج کند. فعلا این دو مربی هر کدام تنها یک نیمه از حقیقت پرسپولیس را در اختیار دارند و هیچکدام، مرد تمامعیار نیمکت سرخ نیستند.












