
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقایان الیاس حضرتی رئیس شورای اطلاعرسانی دولت و مالک شریعتی نیاسر نماینده مجلس شورای اسلامی با حضور در استودیو گفتگوی ویژه خبری به موضوع «حضور تا افق؛ شکوه مردم در سالگرد انقلاب» پرداختند و به پرسشها در این باره پاسخ دادند.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است.
سوال: سلام خوش آمدید.
حضرتی: تبریک عرض میکنم خدمت مردم عزیز ما که همیشه با حضور در صحنه حماسه خلق کردهاند و تشکر میکنم از همه افرادی که دست اندرکار این مجموعه بودند و تسلیت عرض میکنم خدمت همه خانوادههایی که در دو سه هفته گذشته در این حوادث کشور فرزندانی را از دست دادند. در غم آنها شریکیم و در کنار هم هستیم و امیدوارم خداوند آرامش کامل به دلهایشان عنایت عطا کند. امسال چهل هفتمین سالی بود که همه راهپیماییها را شرکت کردم و تعمد دارم که در سال دو تا راهپیمایی حتماً شرکت کنم. یک راهپیمایی روز قدس حتماً شرکت میکنم و اگر مسافرت هم باشم در آن شهر میروم شرکت میکنم و یکی راهپیمایی بیست و دو بهمن است هر سال مقداری راهپیمایی را همراه مردم میروم، بعد برمیگردم. بر عکس قیافهها و چهرهها را نگاه میکنم، لباسها را، نوع شخصیت شان جوان بودنشان، پیر بودنشان، سطح طبقات اجتماعی شان و تعداد زنها تعداد جوانها، کودکان، نوجوانان، ارزیابی نگاه اجتماعی هم میکنم، بعد میروم توی دفتر شروع میکنم به نوشتن گزارش این. هر سال با شکوهتر از سال قبل برگزار شده و امسال خیلی با تفاوت بیشتر گزارشهایی که بعدازظهر هم به دستم رسید بعضی شهرها صد درصد رشد داشتند. در سالهای قبل بعضیها هفتاد درصد، بعضیها پنجاه درصد، کمترین شان بیست - سی درصد بوده میانگین شان. اعلام کردند پنجاه و سه درصد در کشور حضور پر شکوه مردم مان را داشتیم. برای من این سؤال همیشه مطرح بود این چهرهها که اغلب هم بخش پایین جامعه هستند، اقشار مختلف هست ولی قالبش زحمت کشان جامعه هستند، افرادی که بیشترین فشارهای اقتصادی و اجتماعی را تحمل میکنند ولی همچنان چهل و هفت ساله در این صحنه هستند، چه انگیزهای، چه علتی باعث شده این تکرار انجام بشود؟ این مداومت وجود داشته باشد و در عین حال باشکوهتر از سالهای قبل؟ آیا مشکلاتشان کم شده؟ انگیزه مادی پیدا کردند؟ چنین چیزی من در این ترکیب جمعیت نمیبینم. در ماهیت این حضور چیزی پیدا نکردم موضوع برمیگردد به فلسفه انقلاب اسلامی با وحدت کلمهای که مردم به عنوان اکسیر نجات خودشتن در طول تاریخ پیدا کردند. رهبری قدرتمند، حضرت امام را که به عنوان مرجع تقلید عالی مقام یک فیلسوف گران قدر، یک عارف بینظیر پیدا کردند و اسلام را به عنوان راه نجات پیدا کردند. این رمز برایشان فوقالعاده مهم است.
همه یک مختصر تاریخی خواندند. برمیگردم به پانصد سال گذشته از جنگ چالدران به این طرف مرور کنید، غیر از مقطع خیلی کمی در دوران نادر، فتوحاتی در ایران شد. بقیهاش همه اش تحقیر بود و شکست. زمانی در چالدران شکست خوردیم، بعد اومدیم دوباره در دوران قاجار در قرارداد ترکمنچای، شکست مفتضحانه خوردیم، در گلستان دوباره تکرار شد. در زمان پهلوی آرارات را تحویل دادیم بعد در زمان پهلوی دوم بحرین را تحویل دادیم. شکست و تحقیر پشت سرهم. بعدها که انقلاب مشروطیت شد هم هنوز شیرینی و لذت انقلاب را نچشیده بودند، دچار استبداد وحشتناک و شکست عجیبی شدند. سال سی و دو حکومت مردمی و مرحوم مصدق اومد نتوانست دوام زیادی داشته باشد و باز مجدداً شکست دیگر. ملت در چهره امام شان در شکل انقلابی شان در راه اسلام شان، فهمیدند که راه عزت و سلامت و سربلندی و استقلال تاریخی شان را پیدا کره اند و لذا علاوه بر اینکه انقلاب و به شیوهای بسیار کامل یک انقلاب کاملاً اساسی و طبیعی با کمترین هزینه را با رهبری امام به ثمر رساندند. هشت سال جنگ به کشور تحمیل شد، یک وجب خاک را از دست ندادند، فهمیدند اتفاق بزرگی پیش اومده. مردم درک کردند یه اتفاق خیلی بزرگ و لذا مردم آمدند پای امام گفتند این حرکتی که شما انجام دادید برای استقلال، عزت، مستقل بودن کشور و برای عبور از آن تحقیرهای پانصد سال گذشته.
ما محکم هستیم، پای این پیمان همچنان میمانیم و شما میبینید که مادری یک پسر داشت تقدیم کرد. مادری دو پسر داشت تقدیم کرد. مادری ۹ پسر داشت تقدیم کرد. بارها گفته ام در روستای ما خانوادهای بودند که با نذر و نیاز و کل اهالی جمع شدند دعا کردند، خانواده خوش نشین هم بودند، خداوند به اینها پسری داد، آن پسر را هم تقدیم کرد. یعنی مردم گفتند هر چی ما داریم به عنوان راه نجات ما، راه استقلال ما، راه عزت ما که خود ما صاحب و مالک کار خودمان باشیم، کشور خود ما باشیم اینگونه نباشد که با انگشت اشاره ابر قدرتها، دولتها عوض شود. شخصیتها کنار روند، ورق تاریخ عوض شود. مسیر تاریخ عوض شود، سرنوشت کشور عوض میشود. راه را ملت گرفتند و لذا اگر امروز میگوییم چهل و هفت سال پشت سرهم و مداوم بدون این که ذرهای احساس خستگی و بیانگیزگی کنند، در صحنه حضور پیدا میکنند. رمز و رازش پیدا کردن و راه اصلی است. از روز اول دنیای غرب مخصوصاً قدرتهای جهانی همه دست به دست هم دادند که این مسیر را کور کنند و لذا جنگ هشت ساله که تحمیل شد، آخرش جنگ دوازده روزه که تحمیل شد، آخرش هم کودتایی که شد و حوادث تلخی که در کشور پیش آمد، همه برای به هم زدن و کل داستان چکار کنیم این داستان را بهم بزنیم؟ ولی مردم رشیدند. رشید یعنی اینکه ملتی به بلوغ فکری برسند و بتوانند بین اصل، فرع تشخیص دهند و لذا میگویند فلانی مجتهد شدند و میتواند استنباط کند. چی رو استنباط کند؟ اصل و فرع را تشخیص میدهد که کدوم حدیث، کدوم مسئله علمی کدوم مسئله فقهی اصل است و کدوم یک فرع. ملت ما رشید شدند. به درجه علمی بالایی رسیدند به راحتی تشخیص میدهند. اون چه که مربوط به اساس انقلاب اسلامی است، اونجا محکم هستند.
به رغم این که مشکلات و گرفتاری هایشان زیاد است، تبعیض هست، فساد هست، گرفتاریها هست، ولی این گونه نیست که مسائل اساسی کشورشان را تمامیت ارضی کشورشان را اساس انقلاب شان و موضوع اسلام و رهبری را که سه تا عامل مهم در پیروزی انقلاب اسلامی بود به راحتی کنار بگذارند و لذا امروز من در راهپیمایی خیلی کمتر کسی دیدم که عکس حضرت آقا دستش نباشد. با افتخار عکس را بلند کرده بود و حرکت میکند. میداند رمز حرکت، رمز پیروزی و رمز ماندگاری در این است که پشت رهبر باید باشد. داشتن رهبری قوی و قدرتمند و با کفایت و با کیاست رمز پیروزی است. وحدت را مردم فهمیدند. انسجام ملی را مردم فهمیدند. در داستان دوازده روز جنگ، اختلاف تاکتیکی بین اسرائیل و آمریکا بود. اسرائیلیها میگفتند ما باید چکش نیمه شب را بزنیم در آسمان حمله هوایی کنیم، مردم خود به خود حرکت میکنند و طومار نظام را در هم میپیچند. آمریکاییها میگفتند که نه اول باید خیابون حرکت کند پیام بدهد که ما در آسمان میخواهیم حرکت کنیم. هردو را آزمایش کرد آن زمانی که ملت انسجام کامل دارند، ایدئولوژی مشخص دارند، راهنمای عمل و برنامه مشخص دارند و رهبری واحد دارند در کنار مجموعه دولت و ملت کنار هم با همه در پشت سر رهبری راه را فهمیدند و لذا چهل و هفت سال را شما میبینید که مردم ذرهای خسته نمی شوند و از مهمترین موضوعات شان از دو سه روز قبل برنامهریزی میکنند برای وسط هفته باشد، آخر هفته باشد، جمعه باشد، پنجشنبه باشد. حتماً تو برنامه هاشون است. خیلیها سفر هایشان را کنسل میکنند و لذا شما شهرها را نگاه کنید موج عظیمی از جمعیت. من این حرکت ملت را به رهبر عزیزمان تبریک عرض میکنم به ملت ما تبریک عرض میکنم به رئیس جمهور زحمتکش تبریک عرض میکنم که همه با هم در کنار هم انسجام قوی هم در حاکمیت هم در بین گروههای مختلف ملت همه با هم در کنار هم امروز تصویر زیبایی را به دنیا مخابره کردند به تمام رسانههای دنیا و به تمام آحاد ملت و سیاست مدارها که امروز میخواستند ببینند که بعد از این حوادث در ایران چه اتفاقی میافتد؟ بیست و دو بیست دی را دیده بودند ولی میخواستند که در بیست و دو بهمن چه اتفاقی میافتد و قطعاً این پیام به تمام افرادی که آرزو داشتند چهل و هفت بار اعلام کردند که شما سالگرد انقلاب را نخواهید دید. هر سال این را اعلام میکنند دیدند باز هم یک مراسم باشکوهتر زیباتر به دنیا مخابره شد. امیدوارم همیشه این ملت رشید در صحنه باشند و حضورشان تمام توطئهها را خنثی کرد.
سوال: خوش آمدید آقای شریعتی؟
شریعتی نیاسر: بنده هم لازمه به نوبه خودم گرامی بدارم یاد همه شهدا را، امام شهدا و شهدای انقلاب اسلامی. شهدای دفاع مقدس چه دفاع مقدس هشت ساله، چه دفاع مقدس دوازده روزه و همه شهدای مدافع حرم و امنیتی که چه در خارج از مرزها پاسدار انقلاب و ایران بودهاند، چه داخل مرزها و همین اخیر دیدیم شهدایی که در این فتنه تروریستی آمریکا و صهیونیست تقدیم شدند. چقدر برای ما عزیز ترند، چون شهدایی که در معرکه میروند میجنگند یا در لباس نظامی هدف قرار میگیرند روشن است ماجرا، اما اون شهیدی که ناغافل از پشت یک تروریست به او لطمه میزند و او را شهید میکند، مظلوم است. آخرش بعضیها میگویند معلوم نشد چی شد؟ فتنه همین خاصیت را دارد. دیگر واقعاً شهدای فتنه هم مظلوم ترند هم به نظر من ارج و قربشان نزد خداوند متعال بیشتر است و به مردم عزیز مان دست مریزاد میگوییم و خداقوت و خودمان را مدیون و مرهون و ممنون اونها میدانیم به نظرم امشب راجع به انقلاب صحبت کنیم. واقعیت این است که امسال مردم یک بار دیگر انقلاب کردند.
واقعیت این است که امسال مردم یک بار دیگر انقلاب کردند. یعنی این ۲۲ بهمن، به نظرم مثل بقیه ۲۲ بهمنها نبود، چون از دل یک کودتا بیرون آمد. اگر کودتایی، مردم انقلاب نکنند، منجر به استبداد میشود، همچنان که اشاره کردند در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دولت مردمی به نسبت آن ایام شکل میگرفت، با یک کودتایی آن دولت ساقط شد، بعد استبداد رضاخانی و پهلوی حاکم شد؛ استبدادی که ماجرای آن به پهلوی اول و دوم منجر نمیشد. اگر مردم در ۵۷ انقلاب نمیکردند؛ یعنی انقلاب ۲۲ بهمن ۴۰۴، تکمیل انقلاب ۵۷ بود. واقعیت این است که باید به این امر اذعان کنیم، اگر بخواهیم با کودتا مقابله کنیم، هیچ راهی جز انقلاب ندارد. مردم ما داغدار بودند، همچنان که در انقلاب ۵۷ داغدار بودند. مردم ما از دل یک نبرد تمامعیار با استکبار، انقلاب ۵۷ را رقم زدند. داغدار عزیزانی بودند که در طی آن ایام در ۱۷ شهریور و ایام مختلف به دست عوامل آمریکا به شهادت رسیده بودند، اما وقتی ۵۷ پیروز شد، همه جشن گرفتند. امروز هم مردم با وجود این که از این شهادتهایی که اتفاق افتاده بود و این آسیبهایی که مساجد، قرآن و اماکن مذهبی دیده بود و مردم ما داغدار بودند و در دلشان آتشفشان بود، اما امروز جشن انقلاب را دوباره برپا کردند. بعضیها میگویند ما جشن نمیگیریم، چرا؛ ما با وجود این که داغداریم جشن میگیریم، مثل ۵۷، البته من توفیق نداشتم آن ایام باشم، اما آقای حضرتی حتماً یادشان هست، مردم داغدار بودند و جشن گرفتند.
امسال هم همینطور بود، مردم با وجود این که این داغداری را داشتند، ناراحت بودند و در دلشان این سنگینی را احساس میکردند، اما جشنشان را در خیابانهای تهران و همه شهرها و روستاها و نقاط کوچک و بزرگ و همه جا برپا کردند و واقعاً همین طور بود. دیشب رفتم در یکی از ارتفاعات تهران در گلزار شهدا، کل شهر را میدیدم؛ تقریباً هیچ جای شهر نبود که نورافشانی نباشد. هیچ جای شهر نبود که تکبیر نگویند دوباره به یاد آن ایام پیروزی انقلاب و از هر کسی از همکاران خودمان که در جاهای مختلف تهران ساکن هستند و مردمی که ارتباط داشتیم، میپرسیدم؛ همه میگفتند بینظیر بود. تکبیر شب ۲۲ بهمن امسال، راهپیمایی هم همین طور بود. بنده هم حضور و توفیق داشتم. در مسیری که میرفتیم، نرسیده به میدان آزادی کجا؟ میدان انقلاب کجا؟ از چهار راه ولیعصر تا تقریباً میدان انقلاب که میآمدم، سالهای قبل هم این مسیر را میآمدم، خیلی مسیر ما کند بود، تقریباً همانساعتها هم بود، واقعاً مردم ما را شرمنده کردند و به نظرم این فرمایشی که آقای حضرتی داشتند، حرف دقیق و درستی است، مردم گوهر گرانبهایی دارند و در تاریخ بلندبالایی از ایران عزیز ما این گوهر را الان در دست خود دارند، ولی نمیخواهند از دست بدهند. این گوهر استقلال و جدا بودن از نظام سلطه است. این گوهر مردمسالاری است، در مقابل آن استبدادی که حکومت پهلوی حاکم کرده بود و مردم آن را دور انداختند. مردمی که یک چیز را دور انداختند، دیگر برنمیدارند. این را امروز نشان دادند. به قول بعضیها، میگویند آن چیزی که بالا آوردند، دوباره نمیخورند.
این اتفاقی است که امروز رقم خورد و مردم با وجود این حوادثی که بود، پیام محکمی به هم استکبار خارجی و هم به بعضی اذناب داخلی آنها دادند که ما پای انقلاب، نظام و این دو گوهر استقلال و مردم سالاری خود هستیم و دنبال میکنیم. پاسخ مردم به این همه توهینی که شنیدند که شما از انقلابتان دست برداشتید و کوتاه آمدید؛ چون مردم دریافتند که بدون حاکمیتی که آنها را کمک کند. هر انقلابی دو عنصر اساسی میخواهد؛ در خیلی از جاها انقلابهایی میخواست شکل بگیرد، اما موفق نشد، یا مردم همراهی نداشتند، در حد یک کار چریکی بود و آخرش شکست خورد یا مردم بودند، اما رهبری نداشتند. یعنی مردم انقلاب کننده و منسجم به اضافه یک رهبر انقلاب است که میتوانند انقلاب را به پیروزی برسانند. همچنان که ۵۷ این اتفاق افتاد، مردم بودند، رهبر هم داشتند. آقای حضرتی زیاد شنیدند؛ بعضیها میگویند چرا میگوییم رهبر انقلاب، چرا نگفتیم رهبر کشور. انقلاب که ۵۷ تمام شد؛ این گونه نیست، انقلاب ما نو به نو ادامه داشته، نو به نو خود را احیا کرده، نو به نو جلو رفته، هر جا که دشمن آمده کودتا کند، چون ما این کودتاها را داشتیم. بعضیها را شنیدیم و اتفاق افتاد و شکست خورد، بعضیها را نشنیدیم، چون میخواستند کودتا را صورت دهند و موفق نشدند. آن کاری که منافقین در پایان جنگ کردند و در عملیات مرصاد شکست خوردند؛ نوعی کودتا بود، مگر قطعنامه پذیرفته نشده بود؟ این عمل؛ عمل کودتاگرایانه بود و شکست خود. آن کاری که آمریکاییها میخواستند بکنند و دنبال آن بودند؛ در ۱۳ آبان ۵۸ پیشگیرانه شکست خورد؛ یعنی آمریکاییها دنبال کودتا بودند، آن اتفاقی که افتاد؛ چرا امام فرمود تسخیر لانه جاسوسی، انقلاب دوم بود؟ دقیقاً به همین علتی که عرض کردم. باطلالسحر کودتا؛ انقلاب است. آمریکاییها میخواستند در این کشور کودتا کنند و دانشجویان پیرو خط امام پیشگیرانه مانع شدند و تسخیر لانه جاسوسی؛ مانع کودتای آمریکایی شد. یک مقام آمریکایی؛ اولین سفیر آمریکا در عراق که اسم کوچک او جان بود، به مزاح به یکی از مقامات عراقی گفته بود؛ میدانی چرا در آمریکا کودتا نمیشود؟ بعد او دلایلی گفته بود و گفته بود شاید مثلاً ارکان حکومت چطور است و به اصطلاح میخواست متملقانه صحبت کند، اینها را گفته بود، گفت: نه، چون آمریکا در واشنگتن سفارتخانه ندارد. حالا آن مزاح بود، ولی واقعیت همین است، یعنی اگر آمریکاییها در اینجا سفارتخانه داشتند، ما هر روز، هر سال و هر ماه باید منتظر کودتای آمریکایی بودیم.
اینها در بیرون طراحی و تلاش میکنند افرادی را در داخل اجیر و همراه کنند، دست به کودتا بزنند و موفق نمیشوند. ۱۳ آبان ۵۸ یک کودتا شکست خورد، در ۸۸ یک کودتای سیاسی و مخملی که آنها طراحی کرده بودند شکست خورد، در ۷۸ یک مدل دیگری از آن بود. در ۴۰۴ هم همین اتفاق افتاد؛ یعنی کودتایی که طراحی کرده بودند و حضرت آقا فرمودند که این شبهکودتا و کودتا بود با حضور مردم، کودتا شکست خورد و مردم انقلاب کردند. اشاره کردند ۲۲ دی ماه آمد، ۲۲ بهمن این انقلاب مردم را تکمیل کرد و جالب است این اعداد برای ما حرف دارد. ۲۲ اسفند هم روز قدس است که همه ما شرکت خواهیم کرد؛ سه ۲۲ پشت سر هم؛ دی، بهمن و اسفند؛ مردم این سهگانه را انشاءالله تکمیل خواهند کرد و پرونده این کودتا هم برای همیشه برچیده خواهد شد. اما ما باید منتظر باشیم؛ چرا؟ چون دشمن دست برنمیدارد. واقعیت این است که ما با یک طراحی هوشمندانه و حساب شده از طرف دشمن مواجه هستیم، وقتی این کودتا برای همیشه شکست خواهد خورد که این دستگاه محاسباتی دشمن را برای همیشه تصحیح کنیم؛ آن هم جز با همراهی، همدلی و انسجام ملی و معیت با رهبری اتفاق نمیافتد، چون ما زیاد میگوییم؛ میگوییم انسجام ملی کلیدواژه پیروزی ما در این جنگ راهبردی و وجودی با دشمن متجاوز آمریکا و صهیونیستی است. این انسجام؛ حرف درستی است، اما انسجام به خودی خود کامل نیست، انسجام؛ شرط لازم هست، اما کافی نیست، انسجامی مؤثر است که همراهی با یک رهبر الهی باشد، مردم گذشته در بعضی اقوام دورتر؛ قوم عاد و ثمود، همه باهم منسجم بودند، اما در مقابل ولیخدا و پیامبر بودند؛ انسجام داشتند، اما در مقابل آن بردار و مغناطیس ولایت و الهی، این اتفاق اینجا نیفتاده؛ مردم منسجم هستند در بردار ولایت، همراه ولایت، در گذشته ایران، اما خیلی از مردم ما شاید از بسیاری از مردم امروز متدینتر هم بودند، بعضاً، اما جز نقاط خیلی کوتاهی از تاریخ ما مثل جنبش تنباکو و امثال آن؛ در مشروطه، دوره خاصی یا بعضی اتفاقاتی که در آذربایجان با فتوای علمای دینی یک امری رقم خورد، اما پیوسته نبود و نتوانست پیروزی نهایی را بدست بیاورد. مردم متدین و مسلمان بودند، اما این معیت و همراهی با رهبری الهی اتفاق نیفتاد، حاکمیت شکل نگرفت و امروز هدف دشمن این است که یکی از این دو را سست کند یا از ما بگیرد. یا همراهی مردم را از ما بگیرد، یا رهبر الهی را از ما بگیرد، آن جا را سست کند یا بین این دو فاصله بیندازد. اگر این همراهی و انسجام که تعبیر آن در قرآن اشاره کردم؛ معیت و همراهی است که میفرمایند « والذین آمنوا معه»؛ این معیت مردم با ولایت و این تقابلی که متقابلاً این اتفاق رقم میخورد، این باطلالسحر آن کودتاست که انشاءالله ادامه هم پیدا خواهد کرد.
سؤال: آقای حضرتی، گزارهای وجود دارد راجع به ۲۲ بهمن و راهپیمایی ۲۲ بهمن که این یک رفراندوم یا همهپرسی راجع به اصل نظام سیاسی ایران است، چقدر شما با این تحلیل موافق هستید؟ تحلیل شما چیست؟
حضرتی: در هر صورت؛ حضور مردم یک نوع بیعت است؛ یک نوع اعلام و اعلان هماهنگی با سیاستهای کلان نظام. این گونه نیست که آنهایی که راهپیمایی آمدند هیچ نارضایتی نداشته باشند. قطعاً هر کس تفکری دارد، اندیشهای و مشکلاتی دارد، اعتراضی دارد، معترض است نسبت به خیلی از تصمیمات، مدیریتها و کارکردها، ولی آن رشید بودن قضیه را که طرف اصل و فرع را باهم مخلوط نمیکند. میآید در روز انقلاب، سالروز انقلاب حرف و پیام خود را بر اساس کار ما و سرنوشت ما با انقلاب است را در ذیل مسائل انقلاب؛ نظام، مدیران، دولت، قوه قضائیه و مقننه است و نهادهای مختلفی که در داخل کشور وجود دارند، به عملکرد اینها گاهاً راضی هستند، بعضیها هم ناراضی هستند.
سؤال: یعنی مطالبات معیشتی را در تقابل با این حضور نمیبینید؟
حضرتی: اصل و فرع را کامل ملت تفکیک میکنند، آن جا که باید به مدیری منتقد باشند، حتی گاهاً ما دیدیم؛ سالهای مختلف بازنشستهها، پرستارها و معلمها اعتراض داشتند، به حقوقهای معوقهای که داشتند، ولی همانها در راهپیمایی شرکت میکنند و ۲۲ بهمن را با این موضوعات مخلوط نمیکنند. آنها سر جای خودش، یک دفعه تصور نکنیم، چون ملت در صحنه آمدند، دیگر هر مشکلی و مطلبی هست، دیگر راضی هستند، نه، بخش زیادی از مردم به تصمیمات، اقدامات و برنامهها ناراضی هستند و ما باید اتفاقاً هر اندازه حضور ملت در اساس کار که انقلاب اسلامی است و سالگرد انقلاب؛ بیشتر میشود، ما باید این را به عنوان یک بار سنگین به دوش خودمان بگیریم و بنشینیم راجع به اعمال، رفتار و تصمیمات ما؛ این که چقدر شمولیت پیدا میکند، چقدر عدالت در آن مستتر و چقدر عدالت در آن پررنگ است و چقدر جهتگیریهای آن شامل همه آحاد ملت میشود؟ باید نگاه دیگری کنیم. سه عنصری که در انقلاب خیلی مهم بود و نقش اساسی داشت؛ رهبری امام، وحدت و انسجام همه دستهجات، گروهها و فِرق ملت باهم زیر پرچم انقلاب اسلامی و امام آمدند و اسلام به عنوان مکتب راهنما، ما الان در شرایط فعلی، در این روزگار؛ سه تا چهار موضوع را باید حتماً بررسی کنیم؛ یکی انسجام ملی است. در انسجام ملی امکان دارد افرادی بگویند منظور از انسجام ملی؛ فقط همین حزب خود ماست. حزب اعتماد ملی است؛ ما اینها را جمع کنیم و نیروهای ما شود، یا اصلاحطلبها فقط هستند، یا نه اصولگراها بگویند ما هستیم، نه، در بحث انسجام ملی که شعار دولت آقای پزشکیان؛ وفاق ملی هم از آنجا نشأت گرفته، این است که این کشور مال همه ایرانیها است.
زنها بخشی از داستان هستند، جوانها بخشی از داستان هستند، اقوام مختلف در این کشور زندگی میکنند، رنگارنگ است، افتخار میکنیم که کشور ما مزین به رنگهای مختلفی از اقوام اصیل و ریشهدار است که سالهای سال مرزداران این کشور بودند و از مرزهای این مرز و بوم حراست و در جنگ نقشآفرینی کردند. میخواهند در قدرت هم نقش داشته باشند. مگر میشود یکی در جنگ نقشآفرینی کند؛ کردها، لرها، عربها، بلوچها، گیلکها و ترکهای ما؛ جمعیتهای زیادی هستند و بگوییم فعلاً در زمانی که تقسیم مسئولیت غنایم است، شما کنار باشید ولی در زمان جنگ مرزداری هم کنید؟ نه، شعار انقلاب اسلامی؛ وحدت است. حضرت امام میگفتند همه باهم وحدت داشته باشید، نمیگفت یک گروه، یک دسته، حزباللهیها مثلاً، چادریها مثلاً. نه، میگفت همه با هم وحدت داشته باشید. صحبت رهبری هم همیشه همین بوده. آن کس که تعصب به ایران دارد، علاقهمند به یکپارچگی این مرز و بوم و این پرچم سه رنگ است، خود به خود علاقهمند به جمهوری اسلامی هم هست، بگوید یا نگوید. امروز یک معجزهای صورت گرفته؛ ایران با جمهوری اسلامی باهم منطبق منطبق هستند، یک ذره این طرف و آن طرف نیست. آن کسی که حتی در ظاهر بگوید من مخالف جمهوری اسلامی هستم، ولی به ایران تعصب خوبی داشته باشد و غیرتمندانه در حراست و حفاظت از ایران برخورد کند و مرز مخالفین و دشمنان را خوب بشناسد و در مقابل دخالت خارجی قد علم کند و محکم بایستد، آن جمهوری اسلامی را هم بدون این که خودش بخواهد تأیید و پشتیبانی کرده و پشت آن ایستاده است.
کسی هم که بگوید من جمهوری اسلامی را کار دارم و کاری به ایران و ملیت ندارم. آن هم چه بخواهد، چه نخواهد، مواظب ایران هست؛ چون این تطبیق کامل انجام شده است. لذا مهمترین موضوع ما در این عصر و زمانه، این است که برویم به سمت این که ببینیم همه ملت را چطور میشود از فضای نارضایتی و معترض بودن یک درجه عقبتر بیاییم. اول باید نگاهمان را اصلاح کنیم؛ بگوییم همه شما حق مساوی دارید. همان طور که یک مرجع عالیمقام تقلید یک رأی دارد، یک رفتگر، کارگر، حاشیهنشین و مرزنشین لب مرز هم یک رأی خود را دارد. قانون اساسی این اختیار را به همه داده است. همه در برابر دفاع از کشور مسئولیت دارند، چون مسئولیت دارند، همه اختیار هم دارند، باید بیایند در صحنه و زیر این بار بیایند. این بار را یک نفر، یک گروه و یک دسته نمیتواند بردارد. این قدر حجم فشارها زیاد است، امروز ۲۲ بهمن انقلاب اسلامی پیروز شد؛ فردا ۲۳ بهمن رژه حزب دموکرات در مهاباد شروع شد، رژه مسلحانه گذاشتند، دو روز بعد هم پادگان سنندج را تصرف کردند، دو روز بعد هم خلق عرب در خوزستان غوغا کرد، دو روز بعد هم خلق ترکمن در جای دیگر شروع کرد، همین طور پشت سر هم؛ ما هیچ وقت آرامش نداشتیم، یعنی مرتب دشمنان ما از درهای مختلف دنبال این بودند که ضربه بزنند، بعد هم هشت سال جنگ شد. تجلی شرق، آن زمان؛ اتحاد جماهیر شوروی بود و غرب از مواد شیمیایی آلمان و امکانات فرانسه استفاده کرد. هواپیماهایش، از آواکسهای آمریکا استفاده شد، کشورهای دیگری در منطقه آمدند و کمک کردند، همه در داستان شریک بودند و کمک میکردند، ولی یک تنه ملت ایران، چون یکپارچه بود، ایستادگی و مقاومت کرد و یک وجب از خاک را ندادند. یک بار اینجا گفتم؛ خرمشهر سه بار در تاریخ تصرف شده؛ یک بار عثمانیها تصرف کردند؛ ما سلیمانیه را به عثمانیها دادیم، خرمشهر را آزاد کردیم، یک بار انگلیسیها گرفتند، هرات را دادیم، خرمشهر را آزاد کردیم، یک بار توسط صدام تصرف شد، با پسگردنی محکم، صدام را بیرون کردیم و خرمشهر را با عزت آزاد کردیم. البته مردم خرمشهر نقش اساسی را داشتند، رزمندگان، فرماندهان، سپاه، ارتش؛ همه با هم کمک کردند، ولی آن نقش محوری را خود مردم خرمشهر داشتند که مقاومت کردند و ماندند، شهر را ترک نکردند و محکم ایستادند. انسجام ملی الان از آب خوردن برای ما واجبتر است، برای این که دشمن انسجام ملی را هدف قرار داده، ضربه بزند، انسجام ملی با کار کردن دولت. دولت کار میکند؛ ۱۲ روز جنگ به گونهای دولت آقای پزشکیان حرکت کرد که آب در دل ملت تکان نخورد. مرتب خدمات، امکانات، فروشگاههای مختلف، لوازم مختلف، کالاهای اساسی، کامیون، آمبولانس و همه چیزش را مهیا کرد. امروز هم آقای پزشکیان از روز اول اعلام کرده که اساس کار من بر وفاق و انسجام ملی است، در کنارش با تمام ظرفیت، دنبال حل کردن مسائل حل نشده ایران هستم. مسأله انرژی؛ یکی از مسائل حل نشده ایران است.
آقای شریعتی در کمیسیون انرژی هستند و خودشان خیلی خوب میدانند بین این که کمبود و ناترازی انرژی را از طریق تولید انرژی اتمی درست کنیم و نیروگاههای اتمی راه بیندازیم، چندین سال طول میکشد، از طریق نیروگاه سیکل ترکیبی درست کنیم؛ حداقل پنج تا شش سال طول میکشد، تنها راه وسط و میانبری که میتوانست وجود داشته باشد؛ انرژی خورشیدی بود؛ پنلهای خورشیدی. آقای پزشکیان این قدر در این موضوع مرتب پیگیر شده، تبدیل شده به یک جریان مستمر و بستر اساسی، لذا هر کسی میآید برای این که درخواست کند. ۱۳۵ هزار مگاوات آمدند فقط آنجا درخواست دادند، البته همه این درخواستها شاید به نتیجه نرسد، ولی این که یک موجی ایجاد شده، همین الان چندین برابر سالهای قبل نیروگاه نصب شده و مرتب هفتهای نیست که آقای علیآبادی که با همکارانش شب و روز زحمت میکشند، نیروگاهی را افتتاح نکنند. از ۲۵۰ تا ۴۰۰ مگاوات؛ الان از ششهزار مگاوات گذشته و انشاءالله تا عید امیدواریم به هفتهزار مگاوات هم برسد. در مورد مدارس مختلف؛ یکی از مشکلات مردم است، مدارس سنگی و کانکسی را کلاً تمام کرد، با نهضتی که در مورد عدالت آموزشی راه انداخت. بزرگترین موضوعی که در آن پر از رانت و فساد بود؛ عدالت اقتصادی، اصلاحات اقتصادی عدالتمحور که مستقیم به این سوبسیدها و ارز ترجیحی به دست خود مردم در انتهای زنجیره برسد، مردم خودشان مستقیماً استفاده کنند و تولیدکننده هم راضی باشد، برای اولین بار، تولیدکنندگان مراجعه میکنند، ما یک نفس تازه میکشیم. سالهای سال است رهبر عزیز ما اسم سال را تولید، جهش تولید، کمک به تولید و صادرات میگذارد ولی هیچ اقدامی نمیشود، برای این که گره اصلی را کسی جرأت نکرده باز کند، آقای پزشکیان برای حل همین معضلات این گره را باز کرد و زیر بار آن رفت، فشار زیادی هم بر او هست، ولی آن را حل میکند.
سؤال: آقای شریعتی از باب سرمایه اجتماعی اگر بخواهیم به راهپیمایی ۲۲ بهمن نگاه کنیم، فکر میکنید آیا ملاک سنجش خوبی است که بگوییم این جمعیت نشاندهنده افزایش سرمایه اجتماعی کشور است؟
شریعتی نیاسر: بله، البته یکی از مهمترین آنها، راهپیمایی ۲۲ بهمن هر سال است. در هر حکومت و انقلابی نمایانگر تداوم ارتباط مردم با حاکمیت؛ روز استقلال آن کشور است؛ جشنهای پیروزی آن انقلاب است. اشاره کردند سال به سال بهتر و باشکوهتر، امسال هم به صورت ویژه. براوردهایی میگویند؛ ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر در کل کشور حضور پیدا کردند. جمعیت اوایل انقلاب ما چقدر بود؟ حدود ۳۰ میلیون نفر؛ یعنی تقریباً معادل جمعیتی که انقلاب کردند؛ کل کشور در چهل و هفتمین سالگرد چهل و هشتمین بهار انقلاب در خیابانهای کشور حضور پیدا کردند و جشن گرفتند که بسیاری از آنها مثل بنده انقلاب را ندیده بودند، خودشان شریک نبودند ولی شنیدند، درک کردند، فهمیدند، تشخیص دادند و انتخاب کردند؛ این بسیار مهم است. البته در انتخابات هم همینطور است؛ یعنی حداقل هر دو سال یک بار انتخابات مهمی در کشور داشتیم و داریم. در آستانه یک انتخابات مهم هم هستیم. برای انتخابات شوراها حتماً از مردم دعوت میکنم که فعالتر شوند، اخبار را پیگیری کنند و جریانات سیاسی را فعالتر دنبال کنند. طی چند دوره اخیر اولین بار است که ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ میخواهد به صورت مستقل برگزار شود. این هم انتخابات مهمی است. واقعاً مردم با حضور در انتخابات سلایق مختلف را چه در مجلس، چه در ریاست جمهوری خود مردم انتخاب کردند. این خود یک نکته بسیار مهمی است.
ما در کشورمان دولتهای مختلف با نگاههای سیاسی حتی مختلف که بعضاً حتی میرفت بعضی اصول انقلاب را هم بعضی جاها تلاش میشد...، نشان میدهد دموکراسی و مردمسالاری که آنها از آن دم میزنند و مهندسی شده دنبال میکنند، در کشور ما کامل اجرا شده است. دولت اصلاحات، دولت توسعه مدنی، دولت عدالت، دولت سازندگی؛ هر چه نگاه میکنید؛ دولت برجام؛ دولتهای مختلفی سر کار آمدند، حالا خوب و بد آن را باید تحلیلگران در جای دیگر صحبت کنند، اما اصل موضوع، مهم است که مردم انتخاب کردند، مجلس ششم داشتیم، مجلس یازدهم هم داریم، مجلس هفتم داشتیم، مجلس پنجم هم داشتیم، مجلس سوم داشتیم، مجلس دهم هم داشتیم؛ نقاط بلندی است برای کشور ما، این که این مردم سالاری و سرمایه اجتماعی را ما به راحتی به دست نیاوردیم. رهبری اشاره کردند؛ بالغ بر چند صد هزار شهید در کشور دادیم، چه شهدای جنگ کلاسیک، چه شهدای جنگ ترکیبی، چه شهدای جنگ تروریستی؛ اول انقلاب، چه همین جنگ تروریستی اخیر؛ اینها بهایی است که پرداخت کردیم برای این که اصل این گوهر مردمسالاری و این سرمایه اجتماعی را بدست بیاوریم. نباید کاری کنیم که انسجام به هم بخورد. گرچه سلایق و نگاههای مختلف را به رسمیت بشناسیم، در یک سطوح کارشناسی با هم بحث کنیم. حالا نکاتی فرمودند، ما هم از دولت تشکر میکنیم بهخصوص در حوزه انرژی گامهای خوبی برمیدارد، در موضوعات دیگر هم باید بحث کنیم. اصل موضوع و کارهایی که انجام میشود، قابل تقدیر است. اصل این که دولت جسارت اقدام دارد، مهم است. جزئیاتی دارد که باید در فرصت مناسبی که وقتش، الان نیست، راجع به جزئیات آن حتماً صحبت کنیم. در ادامه فرمایشی که آقای حضرتی داشتند، این که ما یک وجب از خاکمان را ندادیم، از آن طرف نگاه کنیم؛ این دستاوردی است که شاید کمتر به آن میپرداختیم و امسال ملموس شده است.
همیشه پیروزی انقلاب که میشد، در تلویزیون و رسانهها میگفتیم دستاوردهای انقلاب؛ نانوفناوری، آبرسانی، نهضت سوادآموزی، رشد علمی، سواد زنان، جمعیت شاغلان و چه و چه صحبت میکنیم، حرفها درست هم هست، یک جاهایی هم کمبود داریم، آنها را هم آسیبشناسی میکنیم، اما آن دستاورد اساسی که در سه قرن اخیر بیسابقه است؛ حفظ موجودیت و تمامیت ارضی ایران است. این هدف راهبردی دشمن بوده؛ نه دشمن جمهوری اسلامی. ۸۰ سال پیش که جمهوری اسلامی نبود؛ تاریخ تأسیس حزب دموکرات کردستان؛ ۱۳۲۴ است، هنوز بیانیه خود را از آن تاریخ میخوانند. حزب دموکرات آذربایجان برای آن تاریخ است. آن جنبش پیشهوری ملعون و ماجراهایی که در خوزستان اتفاق افتاد که اشاره کردند در غرب کشور ما کردستان، در شمال غرب ما، در جنوب شرق ما، اینها که ربطی به جمهوری اسلامی نداشته، این تلاش برای تجزیه ایران، یک تلاش تاریخی در ایران لااقل در سه قرن اخیر است. قاجار که بخشهایی که از ایران جدا شد. اندازه کل سرزمین فعلی ایران است، بخشهایی که در زمان پهلوی جدا شد؛ آرارات و بحرین، نقاط استراتژیک ما بود. این ماجرا که سر زنگزور الان داریم به علت کوههای آرارات است. این ماجرایی که سر خلیج فارس و دریای عمان داریم که همچنان البته آقای منطقه خلیج فارس؛ جمهوری اسلامی ایران عزیز ماست، اگر بحرینی که مال ما بود و هست، اگر آن جا همچنان بود، چقدر ماجرا فرق میکرد؟ یعنی نقاط استراتژیک را با خیانت تحویل دادند و رفت. اگر پهلوی سر کار بود، ادامه پیدا میکرد، اگر پهلوی سر کار بود، تا الان ایران تجزیه شده بود، چون تلاش و خواست غرب بود، بقیه بخشهای ایران را هم عروس میکرد. این حرف بسیار مهمی است. یعنی این دستاورد کمی نیست، هدف راهبردی که دشمن داشته، تازه میفهمیم در همه نقاطی که دنبال میکرده، چه جنگ هشت ساله که صدام گفت من میخواهم سه روزه به تهران برسم، دنبال چه بود؟ میخواست به قول خودش، بخش عربنشین ما را جدا و به خاک خود پیوند بزند. یا منافقینی که کمک کردند، یا بعداً در جنبشهایی که اول انقلاب اشاره کردند، تا الان ادامه داشته و از قبل هم بوده؛ یعنی آمریکا، انگلیس، نظام سلطه و صهیونیستها با ایران مخالف هستند، نه فقط به خاطر جمهوری اسلامی، نه فقط به خاطر ایدئولوژی ما، به خاطر این که این نظام؛ آخرین سنگر مقابل تجزیه ایران است، جمهوری اسلامی است که مانع تجزیه است، به خاطر همین میخواهند آن را بردارند.
بله با اسلام ما مخالف هستند، نفت و گاز ما را هم میخواهند، کریدورهای ما را هم میخواهند، منابع حیاتی و معدنی ما را هم میخواهند، اما اصل موضوع این است که ایران نباید باشد، کوچک باید باشد، چرا؟ چون تنه به تنه کشورهای پرقدرت جهان میزند. ایران تقریباً یک سوم اروپا و یک ششم آمریکا وسعت دارد، دهها برابر رژیم صهیونیستی است که آن پادگان نظامی است و کشور نیست، اما این ماجرا فقط برای ایران هم نیست. اتفاقاتی که در لیبی، سوریه و عراق افتاده، امروز پیش چشم ماست، برای شش تا هفت کشور پهناور منطقه این برنامه را دارند. ترکیه، عربستان، پاکستان و مصر مصون از این اتفاق نیست، برای همه کشورهای پهناوری که معارض رژیم صهیونیستی هستند؛ این رژیم پلید، منحوس و نامشروعی که شکل گرفته، بخشی به خاطر پهناوری این کشورهاست؛ نیروی انسانی، امکانات و نظامی که این کشورها دارند. بعد از سوریه که به دست عوامل خودشان تسخیر شد، چه بلایی سر سوریه آوردند؟ مگر حاکم جدید سوریه که آمده، متحد آنها نبود؟ تمام پادگانها، هواپیماها و مراکز نظامی آن را بمباران کردند، در چند روز همه را از بین بردند، برای این که نباید معارضی باشد. ایران را به عنوان معارض نظام سلطه میدانند، ترکیه را معارض میدانند، عربستانی که امروز گاو شیرده آنهاست، اما پهناوری و امکانات عربستان اگر یک ذره کوتاه بیاید و بخواهد مستقل فکر کند، کوتاه نمیآیند و امروز نظام سلطه دیگر آن زر ورق گذشته را کنار گذاشته. خیلی جالب است؛ زمان اوباما باید خیلی استدلال میکردیم که این آمریکا که میگوید دنبال دموکراسی هستم، دروغ میگوید، دنبال دموکراسی نیست، دنبال نفت، منابع و سرزمین شماست، خوشبختانه امروز دشمنی ما داریم که عیان است؛ دشمن پلید، خونخوار و هتاکی است، نگاه میکنید چطور به مراجع و رهبری ما توهین میکند؟ اما از این جهت که شفاف و عیان است، برای ما یک فرصت است، دیگر نیازی نیست ما استدلال کنیم که این ترامپ دنبال نفت جهان است، کاری هم به ما ندارد، مگر در ونزوئلا حکومت ولایت فقیه بود که به آنجا حمله کرد؟ مگر در گرینلند و دانمارک حکومت ولایت فقیه است که است که آنجا را میخواهد دنبال کند. مگر ایدئولوژی اسلام آنجا حاکم است؟ راحت میگوید من نفتش را میخواستم، منابع معدنی گرینلند را میخواهیم، یا به زور میگیرم یا خودتان به من میفروشید. خیلی عیان بیان میکند، این فرصت ظهور باطل برای ما فرصت بسیار خوبی است برای روشنگری و این را باید قدر بدانیم. این ماجرای تجزیه ایران را دنبال میکنند اینها دست برنمیدارند. این سنگر مهم الان مردم متوجه این ماجرا هستند. چه اونهایی که جمهوری اسلامی را قبول دارند چه آنهایی که قبول ندارند چه اونهایی که منتقدند چه اونهایی که مدافع سرسختند همه در این ماجرا متحدیم که اگر جمهوری اسلامی نباشد بیدرنگ ایران تجزیه میشود این تجزیه که اتفاق افتاده همه ما دیدیم در زمان گذشته که در زمان ماجرای ترکمانچای و گلستان بعد آرارات و بحرینی که اشاره کردند من به نظر میرسد ما این هدف راهبردی دشمن را از یاد نبریم برای اون یک اتفاق راهبردی را باید رقم بزنیم. آن اتفاق راهبردی دو چیز است یه بخشش، انسجام و همدلی و همراهی است.
بحث اصلیتر جبران آسیبهایی است که داریم. از انقلاب صحبت کردم گفتم این انقلاب نوع به نوع دارد اتفاق میافتد. امروز واقعاً نیاز به یک انقلاب جدید و جامع داریم که چیزی نیست جز احیای همه ارزشهای انقلاب پنجاه و هفت ما بعضی از ارزش مان کمرنگ شده امروز بعد بگوییم ما عدالت مان کمرنگ شده. این چیزی نیست که من بگویم. در بیانیه گام دوم رهبر انقلاب مثل یک دیدهبان مثل یک فرمانده مثل یک رهبر یک گروه کوهنوردی که دارند میروند، به قله برسند و فتح کنند گفت وایستیم یک دقیقه پایین را نگاه کنیم ببینیم چه مسیری اومدیم، چقدر سختی کشیدیم. این چهل سال دستاوردهایمان چی بوده؟ اینجاها را فتح کردیم. این جاها را اومدیم بالا، اما آسیب هم دادیم آسیب را چی اشاره کردند گفتند ما در عدالت عقبماندگی داریم. بله ما اگر در مقایسه با رژیم گذشته بخواهیم مقایسه کنیم که جفا کردیم به انقلاب. آنچه که میگوییم عقبماندگی داریم در این امور عدالت و امثال اینها در مبارزه با فساد اقتصادی نگاهمان به قله است در مقایسه با راهی که باید بروی آن اهدافی که ترسیم کردیم ناراحتیم که این عقبماندگی ایجاد شده وگرنه نسبت به گذشته که اصلاً جفا است. مقایسه کنیم با رژیمی که میخواست از ایران برود. سی و هفت میلیارد دلار به ارزش اون روز برداشت با خودش برد و هنوز دارد از اونجا ارتزاق میکند و کسی تا حالا به ما توضیح نداد که این بابایی که اونجاست این جوانکی که از ایران رفته و امروز ادعای رهبری دارد، کجا کار کرده و اصلاً چه تجربهای دارد؟ بالاخره یه کسی حتی میخواهد برود مدیر شرکت شود، رزومهای دارد. من مدیر عامل میخواهم بشوم یک رزومهای دارد. چه رزومهای؟ جز این که از خون ملت ارتزاق کرده جز از اموال ملت که بابای دزدش برده اونجا دارد از اون استفاده میکند. سرمایهگذاری که از همونها دارند میخورند اینها ادعا دارند اینها را که اصلا بگذاریم کنار ما نسبت به آنچه که خودمان هدفگذاری کردیم امروز مطالبه داریم که چرا آنچه که مطالبه کردیم در عدالت آنچه مطالبه کنیم در عدم فساد در کشور هنوز کامل محقق نشده؟ همه باید دست به دست هم بدهیم علاوه بر حفظ و انسجام این انسجام را، نیروی متراکم عظیم پرقدرتی کنیم برای حل این مشکلات. این انقلاب عظیمی است که من امروز میگویم اگر ما انقلاب نکنیم کودتا خواهند کرد. باید انقلاب کنیم انقلابیهای ما باید انقلاب کنند برای اینکه احیا کنند ارزشهای انقلاب پنجاه و هفت را. بعضی جاها دچار سستی شدیم خیلی جاها پیشرفت کردیم. کتابهای مختلفی منتشر شده. فکر کنم «ایران بیست یک» کتاب جالبی است اگر اشتباه نکنم اسمش را رتبههای ایران زیر بیست رتبه جهانی را بعضی جاها ما رتبه یک تا پنجیم بعضی جاها یک تا ده هستیم بعضی جاها رتبه یک تا بیست جهانیم در بسیاری از علوم در بعضی از فناوریها، همین فناوری هستهای اشاره کردند واقعاً اصل فناوری هستهای دانشی است. خدا رحمت کند شهید بزرگوار فریدون عباسی را که چهار سال توفیق داشتم با ایشان هم کمیسیونی بودیم. در مجلس یازدهم ایشان جمله جالبی داشت میگفت آقا ما اصلاً انرژی هستهای را میخواهیم داشته باشیم یک بخشش ماجرای استقلال ماست، خودکفایی ماست. یک بخشش این است که اصلاً ما به دانشمندان مان احترام بگذاریم. یک لبه دانشی است. این دانش که امور مهندسی این ماجرا این قدر پیچیده و قوی هست که اینها دارند کار میکنند این زنجیره ارزش تجهیزات و علمی که دارد اتفاق میافتد یک دانشمند یک دانشجوی دکترا، یک پژوهشگر ارضای علمی می شود با امثال این علوم همچنان که ما در علوم دفاعی مان این اتفاق افتاده همه دنیا دارد به ما مباهات میکند. آمریکاییها اومدند از دستاوردهای فناوری دفاعی ما کپی کردند یک جاهایی هم آنها پیشرفته هستند البته، ولی این اتفاق مهمی نیست. اول انقلابی که ما حتی نمیتوانستیم هواپیماهای خودمان تعمیر کنیم امروز به جایی رسیدیم که موشکهای ما را پهپادهای ما را آنها کپی میکنند و دنبال میکنند. آمریکاییها این را نوشتند اما آنچه که مهم است این است که ما گذشته هایمان را آسیبشناسی کنیم، دنبال بکنیم درس بگیریم برای اینکه اتفاق بیفتد واقعاً زشت است برای جمهوری اسلامی ایران که ما همچنان آن هدف بلندی که بر عدالت داشتیم آن هدف بلندی که برای رفع فساد اقتصادی فساد اداری اینها نیاز به انقلاب دارد. امروز یعنی به نظر من انقلابیهای ما باید انقلاب کنند و دنبال کنیم یک انقلاب جدیدی که واقعاً ما نو به نو باید انقلاب کنیم این انقلاب نو به نو بوده یه جاهایی مقابل بعضی از فسادهای اداری بوده مقابل فسادهای سیاسی بوده مقابل فسادهای امنیتی بوده مقابل فسادهای تحمیلی از غرب بوده به ما این کارها را دنبال کردیم، اما اینجا نیاز به یک انقلاب داریم. در حوزه عدالت ما نیاز به انقلاب داریم به نظرم این اتفاق مهمی است.
سوال: یک نکته مهم به نظر میرسد که راهپیمایی امروز را خیلی متفاوتتر از سالهای گذشته کرد، رشد و رشیدی ملت ایران از تهدیدهایی که امروز وجود دارد و دلیلشم اینه که دشمن خیلی سریعتر و واضحتر از گذشته دیگر چنگ و دندان دارد نشان میدهد فکر میکنید اتفاقی که امروز افتاد چه قدر میتواند روی محاسبه آنها تاثیر گذار باشد؟
حضرتی: قطعا اتفاقات مثل این روز اثر مستقیم روی تصمیمات دشمن و مایوس شدنش ما راهی جز اینکه حرکت کنیم، مقاومت کنیم، منسجم حرکت کنیم و دشمن را مایوس کنیم نداریم. این مسیری است که قرآن به ما یاد داده باید دشمن را مایوس کرد مایوس کردنش هم با مقاومت است که ملت ایران در طی چهل و هفت سال گذشته انجام دادند. مقاومت، مقاومت، مقاومت البته در کنارش تلاش برای ارتباطات جهانی و بینالمللی همین کاری که داریم انجام میدهیم بحث مذاکره و گفتوگو و تلاش برای اینکه حقانیت مان را ثابت کنیم و از فرصتهای جهانی استفاده کنیم و از روابط بینالمللی استفاده کنیم اینها دیگر هم مکمل هستند منتها یک نکتهای که در این دو سه دقیقه باقیمانده میخواهم عرض کنم در هر صورت نیم قرن از پیروزی انقلاب دارد میگذرد. الان چهل و هفت ساله پشت سرگذاشتیم وارد چهل هشتمین سال شدیم یعنی نیمقرن میشود حتماً نیاز به این است که ما با پدیدههای جدید با رخدادهای جدید با مباحث جدیدی که وجود دارد باید بنشینیم مبانی انقلاب مان که سر جای خودش است تصمیمات مان، مدیریت مان و نوع نگاه مان را و نگرشی مان را به جوانان مخصوصاً توی این داستان حوادث چند هفته اخیر که الان داریم آماده میشویم برای بیست و هشتم که چهلم برای این عزیزان برگزار کنیم و در سوگشان بنشینیم و یادشون را گرامی بداریم و به خانواده هاشون تسلی دهیم بخش زیادی از این جمعیت زیر سی و پنج سال بودند یعنی جوان بودند نوجوان بودند و جوان چرا اینگونه شد برای اینکه ما همچنان میخواهیم تمام رویههای مدیریت مان و سلیقهای مان را براساس پنجاه سال پیش انجام دهیم در حالیکه که زمان رفته جلو اتفاقات جدیدی عوض شده. دنیای جدیدی باهاش مواجهیم جوانان ما سلیقه جدیدی پیدا کردند که با سلیقه امثال بنده که در انقلاب بودم در راهپیماییهای آن زمان بودم کاملاً فرق دارد و متاسفانه عدم توجه ما به جوانها و عدم ارتباط ما به جوانها و عدم رسمیت شناختن جوانها باعث شده بخش زیادی نمیگویم همه بخشی از جوانها ما ادبیات مان با همدیگر همخوانی ندارد. کلام همدیگر را نمیفهمیم رویه زندگی و سبک زندگی همدیگر نمیفهمیم.
نوع موسیقی و هنری که آنها دوست دارند متوجه نمیشویم ما همش فکر میکنیم که باید حتماً باید موسیقی سنتی، چون خود مان لذت میبریم، کیف میکنیم خوشمان میآید. حتماً باید همه خوششان بیاید. فیلمی که ما میخواهیم ببینیم فلان فیلم مثلاً سریال فلان حتماً باید جوان ما هم خوشش بیاید در حالی که این جور نیست زمانه عوض شده تغییرات اساسی در نگاهها و نگرشها چه در بخش زنان چه در بخش جوانان ما چه در بخش رویهها مثلاً میگویند نوع اعتراضات این اعتراضات که شروع شد آقای پزشکیان سریعا به عنوان رئیسجمهور اعتراض را به رسمیت شناختند که همه میگویند کار خیلی خوبی کرد و بلافاصله معترضین را و مدیران اینها را و سردمداران شان که در بازار بودند همه را دعوت کرد یه جلسه با اینها گذاشت دو تا از اینها را بزرگانشان دعوت کرد برای دولت. برای اولین بار که آنهایی که مثلا رهبران معترضان بودند آمدند توی هیات دولت صحبت کردند و حرفهایشان را زدند ما باید به اعتراض جوانان، خانوادهای که جوان دارد یک دفعه میبینی که تمام فک و فامیل جمع شدند توی میهمانی بچه هایشان یک شیشه شکسته میشود ما باید اعتراض جوانها وحرف و سخن جوانان را به رسمیت بشناسیم و گوش کنیم و با دقت گوش کنیم حرفهایشان را بیاوریم برایشان کمیته تشکیل دهیم. نه اینکه فقط گوش میکنیم و میگوییم شنیدیم خداحافظ شما پاشید بروید نه یک کمیته پیگیری تشکیل دهیم ببینیم چه کار میشه کرد؟ این حرفهای خوب اتفاقاً پر از مغز است. کاری در دولت انجام دادیم خیلی هم ابتدا اطلاعرسانی نداشت اومدیم یه گروه مشاوران نسل زد راه انداختیم من توی جلسات اینها مرتب شرکت میکنم میبینم اینها چه قدر نو آفرینی دارند، حرفهای زیبایی میزنند، حرفهای دقیق میزنند و دلسوزانه اعلام فراخوان دادیم هزار نفر آماده ثبت نام کردند. دیدم چقدر فضا مستعد است که شما با جوانها بنشینید صحبت کنید حرف هایشان را گوش کنید. فکر میکنم که ما حتماً باید باید برویم از اون تنگنظریها و محدود نگاه کردن و سلیقههای گذشته را باید بگذاریم کنار یک مقدار با جوانانمان با فضای جدید خودمان رو تنظیم کنیم.
سوال: آقای شریعتی فکر میکنید معادلات دشمن چقدر اثرگذار بوده در راهپیمایی امروز؟
شریعتی: اتفاق خوبی که آقای پزشکیان رویش تاکید دارند و واقعاً ازشون ممنونیم توی این ماجرا لااقل اصرار دارند که این را بیان کنند نگاه عدالت محور است. نگاه ترجیح منافع عامه است به منافع خواص، این را بیان میکنند و چون از نهجالبلاغه حضرت امیرالمومنین علی (ع) زیاد استفاده میکنند و بسیار هم خوب و مبارک اونجا در عهدنامه هم که چند بار در مجلس آمدند خواندند در عهدنامه حضرت امیر به مالک اشتر خیلی تاکید عجیبی است. حضرت امیر (ع) فرمودند که در جاهای این که تعارض پیش میآید بین منافع خواص و منافع توده مردم، منافع توده مردم را ترجیح بده نه منافع خواص را. بعد خود حضرت امیر (ع) اشاره میکنند چرا این توصیه را بهت میکنم؟ چون در مواقع بحرانی این مردم هستند که به کمک تو میآیند نه خواص اونها تو رو تنها میگذارند. این ماجراهایی که میبینیم که مردم میآیند و باطل سحر این کودتاها میشوند. بیست و دو دی اتفاق میافته. نه دی هشتاد و هشت اتفاق میافتد. بیست و دو بهمن امسال اتفاق میافتد، نشانگر همین است و این سرمایه اجتماعی که دشمن را حتما محاسباتش را عوض خواهد کرد میخواهم اشاره کنم، چون خوب سالگرد انقلاب از حضرت امام خمینی رضوانالله تعالی علیه هم یاد کنیم این جمله کلیدی منسوب به ایشان است میفرماید ملت ایران در عصر حاضر از ملت حجاز در عهد رسولالله (ص) و ملت امیرالمومنین حضرت علی (ع) در عصر ایشان و ملت امام حسین (ع) در عصر ایشان برترند. خیلی عجیب و خیلی جالب و خیلی عبرتآموز است. چرا این اتفاق افتاده؟ چون بعضاً در آن ایام عبرت برای ماست دیگر. چون ولی خدا و رسول خدا (ص) و امام (ع) را تنها گذاشتهاند که حادثه کربلا اتفاق افتاد. امامشان را تنها گذاشتند که حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) ضربت خوردند. امامشان را تنها گذاشتند که این ماجرا اتفاق افتاد و به غیبت منجر شد. خوب مردم امروز دارند ولی فقیهی را حمایت میکنند که شعاعی از اون جلوه نورانی ائمه اطهار (ع) و در اون مسیر دارد میرود. یعنی مردمی که امام زمان خودشان را ندیدند با نایب عام ایشان دارند بیعت میکنند و ادامه میدهند. رهبر انقلاب فرمود مردم قیام کنید در بیست و دو بهمن. خود ایشان قیام کرده بود مردم قیام کردند. خیلی برای ما مهمه اون اتفاقی که میتواند دشمن را ناکام و مایوس کند. دقیقاً همین است. حالا توی این ایام بعضیها میآیند دل مردم را خالی میکنند. وقتی این انسجام هست وقتی این همراهی است که رهبری فرمودند توی همین پیام بیست و دو بهمن که دعوت به راهپیمایی بود که حضور مردم، مردم مهمتر از هواپیما و موشک دشمنند، حتی مهمتر از امکانات نظامی. آن امکان نظامی برای خود مهم است و لازم، اما کافی نیست حضور مردم است. در قدیم هم این بوده الان نیست در زمانی که حضرت طالوت به جنگ جالوت میرفت یک عده ترساندند ساز و برگ نظامی اش را دیدند و گفتند جالوت هواپیمای اف سی دارد، موشک دارد، بمب اتم دارد، ناو هواپیما بر دارد مردم را میخواستند بترسانند، بعد ادامه آن تعبیر قرآن کریم میفرمایند « و قال الذین یظنون انهم قول الله کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذنالله » آنها که ایمان داشتند مصداقشان امروز همین مردمی که امروز در راهپیمایی شرکت کردند هم اینها بلقاء خدا به شهادت ایمان دارند و این پیروزی را برای ما رقم میزند. البته ابزار و ادوات نظامی و دفاعی هم برای ما لازمه که همه مسئولین ما دارند تلاش میکنند.