یوتا لردام، ستاره ۲۷ ساله اسکیت سرعت هلند، در المپیک ۲۰۲۶ میلان–کورتینا نهتنها مدال طلای ۱۰۰۰ متر زنان را بر گردن آویخت، بلکه رکورد المپیک را نیز شکست؛ موفقیتی که برای او فقط یک پیروزی ورزشی نبود، بلکه تأییدی بر جسورانهترین تصمیم حرفهای زندگیاش به شمار میرفت.
چهار سال پس از آنکه در المپیک پکن به مدال نقره بسنده کرد، لردام همه تمرکز خود را روی مسیر تخصصیاش گذاشت؛ مسیری که با یک انتخاب بحثبرانگیز آغاز شد. او در آوریل ۲۰۲۴ تیم قدرتمند جامبو–ویسما را ترک کرد و برخلاف انتظارها، با هیچیک از تیمهای بزرگ تجاری اسکیت هلند، از جمله رجهبورخ، آیکیاو، زانلندر یا اسنت، قرارداد نبست. تصمیم او روشن بود: «مسیر انفرادی.»
آن زمان بسیاری در جامعه اسکیت هلند این تصمیم را غیرمنطقی میدانستند. خودش بعدها گفت: «همه فکر میکردند عقل از سرم پریده است. اما وقتی از قلبت پیروی کنی، با مدال طلای المپیک بر گردنت اینجا میایستی.» شعاری که بارها تکرار کرد، خلاصه نگاهش بود: «ریسک بالا، پاداش بالا.»

پروژهای شخصی برای فتح قله
لردام توانست این مسیر مستقل را انتخاب کند، زیرا او صرفاً یک ورزشکار نیست؛ او یک برند رسانهای است. با بیش از شش میلیون دنبالکننده در اینستاگرام و میلیونها مخاطب در تیکتاک، و همچنین رابطه پرحاشیهاش با جیک پل، بوکسور و اینفلوئنسر آمریکایی که در سال ۲۰۲۵ با او نامزد کرد، لردام از نظر مالی و رسانهای در موقعیتی قرار داشت که بتواند هزینههای پروژه شخصی خود تا میلان را تأمین کند.
آنها آشنایی خود را از طریق اینستاگرام آغاز کردند و در آوریل ۲۰۲۳ رابطهشان را بهطور رسمی تأیید کردند؛ زمانی که پل چند تصویر منتشر کرد و نوشته بود: «حالا من هلندی هستم.» از آن زمان، آنها به یکی از برجستهترین زوجهای دنیای ورزش تبدیل شدهاند. پیش از شکوفا شدن رابطهشان، هر دو شکست عشقی را تجربه کرده بودند؛ جیک پیشتر با اینفلوئنسر و مدل جولیا رز نامزد بود که در سال ۲۰۲۲ از او جدا شد، و لردام نیز پنج سال با کوئن فِروِیج، اسکیتباز سرعت هلندی، در رابطه بود.
او در مسیر موفقیت البته کاملاً تنها نبود. لردام یک تیم کوچک اما تخصصی پیرامون خود ساخت: چهار مربی، یک فیزیوتراپ و در رأس آنها کوستا پولتاوتس، مربی اوکراینی که هدایت فنی این پروژه را بر عهده گرفت. لردام میگوید: «هرگز احساس نکردم به یک تیم بزرگ نیاز دارم؛ این تیم کوچک حالا خانواده من شده است.»
پولتاوتس نیز معتقد است این همکاری بر پایه جسارت مشترک شکل گرفت: «او جرأت کرد ریسک کند و من هم همینطور هستم. همیشه به پروژههایی ایمان دارم که دیگران به آن باور ندارند. همه میگفتند دیوانهایم، اما با هم ثابت کردیم اشتباه میکردند.»
به گفته او، اضافه شدن کای فربای و تد دالریمپل روند پیشرفت لردام را شتاب بخشید و از نخستین جام جهانی فصل در سالتلیکسیتی، سیر صعودی او کاملاً مشهود بود. با این حال، پولتاوتس تأکید میکند: «ما فقط کمک کردیم؛ این یوتا بود که همه کارها را انجام داد.»

زیر فشار انتظارات و انتقادات
ورود لردام به میلان بیحاشیه هم نبود. او بهجای همراهی با تیم ملی، با جت خصوصی و همراهانش، از جمله نامزدش جیک پل، سفر کرد؛ موضوعی که موجی از انتقادها را در هلند برانگیخت. برخی منتقدان رفتار او را «دیواگونه» توصیف کردند و حتی چهرههایی مانند یوهان درکسن علناً از سبک رفتارش انتقاد کردند.
اما لردام در پیست پاسخ داد. اجرای او در فینال ۱۰۰۰ متر، ترکیبی از قدرت، کنترل و تمرکز ذهنی بود؛ نمایشی که حتی رقبایش را به تحسین واداشت. بریتانی بو، از چهرههای شاخص این رشته، گفت: «میدانم انتظارات از او همیشه بالا بوده و تحت فشار شدیدی قرار داشته است. کنار آمدن با این وضعیت ستودنی است.»
خود لردام نیز بر همین جنبه تأکید دارد: «دوباره به خودم ثابت کردم که از نظر ذهنی چقدر قوی هستم.»

ریشههای یک اراده آهنین
علاقه یوتا به ورزش از کودکی شکل گرفت و والدینش به او اجازه میدادند ژیمناستیک، تنیس و بهویژه هاکی کار کند تا پیش از بازگشت به خانه انرژیاش تخلیه شود. او آنقدر پرانرژی بود که پدرش او را «بمب کوچک» صدا میکرد. سه برادرش هم نمیتوانستند با او همپا شوند. تمرینات فشرده، خواب اجباری ساعت یازده شب و چشمپوشی از خوشیهای نوجوانی، بهایی بود که برای رسیدن به سطح اول جهان پرداخت.
پدرش، رود لردام، پس از قهرمانی دخترش در میلان، در سکوها فریاد زد: «غیرعادی بود!» و با تکان دادن دستهایش شادیاش را بروز داد. او درباره دخترش گفت: «اینکه مسیر خودش را انتخاب کرد و حالا با طلا آن را به پایان رساند، نشان میدهد زنی فوقالعاده قوی و کارآفرین است. میداند چه میخواهد و آنچه در سر دارد را روی یخ نشان میدهد.»
او در اوقات فراغت خود عاشق مدلینگ است و اندام ورزیدهاش را برای برندهای معتبر به نمایش میگذارد. یوتا به تجملات علاقهمند است و آن را در کنار همسر آیندهاش یافته است؛ کسی که در عمارتی ۱۵ میلیون یورویی در پورتوریکو زندگی میکند، جت خصوصی دارد و مجموعهای چشمگیر از خودروها مانند مرسدس میباخ، فراری SF-۹۰ و لامبورگینی هوراکان در اختیار دارد.

پایان یک قمار، آغاز یک افسانه
برای لردام، این مدال صرفاً یک قطعه فلز نیست؛ نماد اثبات یک باور است. او با لبخند گفت: «با همین مدال میخوابم.»
و درباره تصمیم جنجالی سال ۲۰۲۴؟ پاسخ او کوتاه و قاطع است: «میدانستم اگر میخواهم گام بعدی را روی یخ بردارم، باید این کار را انجام دهم. انتخاب درستی بود.»
قمار بزرگ یوتا لردام، حالا با درخشش طلایی در میلان، به نمونهای کمسابقه از پیوند جسارت فردی، قدرت ذهنی و موفقیت ورزشی تبدیل شده است؛ داستان ورزشکاری که خلاف جریان شنا کرد و به قله رسید.
همچنین بخوانید: مدال طلای المپیک، رکورد جهانی و جشن عاشقانه +عکس













