پیام، نه بهمثابه سخن، که بهمثابه کنش
پیام تلویزیونی دوشنبه 20 بهمن ماه 1404رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ را نمیتوان صرفاً در قالب یک «بیان رهبری در سالگرد انقلاب» فهم کرد. این پیام، در واقع، کنشی سیاسی، اجتماعی و تمدنی است که در لحظهای خاص از تاریخ جمهوری اسلامی صادر شده است؛ لحظهای که ایران در متن فشارهای همزمان اقتصادی، جنگ روایتها، تهدیدهای امنیتی، تحولات پرشتاب منطقهای و بازآرایی نظم جهانی قرار دارد. از این منظر، سخن از ۲۲ بهمن، سخن از «راهپیمایی» یا «حضور فیزیکی» صرف نیست؛ بلکه سخن از بازتعریف قدرت ملی و نمایش اراده تاریخی یک ملت در برابر پروژههای مستمر تضعیف و فرسایش است.
رهبر انقلاب در این پیام، آگاهانه از زبان توصیفی عبور میکنند و به زبان تبیینی و راهبردی میرسند. ۲۲ بهمن نه یک خاطره، بلکه یک «امکان جاری» معرفی میشود؛ امکانی برای بازتولید عزت، خنثیسازی طمع دشمن و بازسازی اعتمادبهنفس ملی.
۲۲ بهمن؛ مظهر قدرت نرمِ ریشهدار
یکی از کلیدیترین مفاهیم این پیام، تعریف قدرت ملی فراتر از ابزارهای سخت است. هنگامی که رهبر انقلاب تصریح میکنند «قدرت ملی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به ارادهی ملتها و ایستادگی ملتها ارتباط دارد»، در واقع در حال جابجایی مرکز ثقل تحلیل قدرت هستند. این بیان، هم نقدی ضمنی به نگاههای صرفاً نظامیمحور است و هم پاسخی عمیق به جنگ ادراکی دشمن.
در فضای جهانی امروز که قدرتهای بزرگ میکوشند مشروعیت خود را نه از مشارکت مردمی بلکه از ابزارهای تکنولوژیک، رسانهای و مالی اخذ کنند، تأکید بر راهپیمایی میلیونی و تکرارشونده، بهمثابه سرمایه اجتماعی زنده و تجدیدپذیر، معنا و کارکردی استراتژیک مییابد. راهپیمایی ۲۲ بهمن در این خوانش، یک «رخداد» نیست؛ یک ساختار پایدار قدرت نرم است که هر سال بازتولید میشود.
بُعد داخلی پیام: بازسازی پیوند ملت– نظام در شرایط فشار
در سطح داخلی، پیام رهبر فرزانه انقلاب حامل یک معنا و کارکرد اساسی است: صیانت از انسجام ملی در شرایط فرسایشی. اشاره مکرر به «اتحاد»، «ایستادگی»، «وفاداری» و «مأیوسکردن دشمن» ناظر به واقعیتی است که جمهوری اسلامی امروز با آن مواجه است؛ دشمنی که بیش از آنکه به فروپاشی ناگهانی بیندیشد، بر فرسودگی تدریجی اراده ملت حساب باز کرده است.
در این چارچوب، ۲۲ بهمن بهعنوان«مظهر ایستادگی» معرفی میشود؛ یعنی نقطهای که شکافهای اجتماعی، گلایههای اقتصادی و اختلافنظرهای سیاسی، ذیل یک هویت کلان ملی– انقلابی، موقتاً تعلیق میشوند. پیام رهبری، بدون انکار مشکلات، بر یک حقیقت راهبردی تأکید میکند:" تا زمانی که دشمن مأیوس نشده، ملت در معرض آزار است."
این گزاره، مسئولیت را از سطح دولتها و نهادها فراتر میبرد و آن را به سطح کنش جمعی ملت منتقل میکند. حضور مردم، نه تزئینی است و نه نمایشی؛ بلکه بخشی از مکانیزم بازدارندگی ملی است.
بُعد بینالمللی پیام: پیام به دشمن، امید به دوستان
در سطح بینالمللی، پیام ۲۲ بهمن حامل دو پیام همزمان است: یکی خطاب به دشمنان و دیگری خطاب به ملتها و قدرتهای مستقل.
برای دشمنان جمهوری اسلامی، بهویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، راهپیمایی ۲۲ بهمن پاسخی عینی به پروژه «ایرانِ خسته و در آستانه فروپاشی» است. رهبر انقلاب بهصراحت میفرمایند که این حضور، دشمن را «وادار به عقبنشینی» میکند. این تعبیر، صرفاً شعاری نیست؛ بلکه مبتنی بر تجربه تاریخی چهار دهه فشار، تحریم، تهدید و جنگ ترکیبی است که هر بار با بازتولید مشروعیت مردمی ناکام مانده است.
برای ملتها و دولتهای دیگر، بهویژه در جهان اسلام و جبهه مقاومت، ۲۲ بهمن ایران پیام امید و امکان است. در دورانی که بسیاری از دولتها در برابر فشار قدرتهای بزرگ به خضوع کشیده شدهاند، نمایش همبستگی ملی ایران، الگویی از استقلال پایدار مبتنی بر مردم ارائه میدهد. از این منظر، ۲۲ بهمن نهتنها یک رخداد ملی، بلکه یک نشانه تمدنی در نظم در حال گذار جهانی است.
۲۲ بهمن؛ پیوند نسلها و میدانهای آینده
بخش مهمی از پیام رهبر معظم انقلاب، ناظر به آینده است؛ بهویژه با خطاب قراردادن جوانان و میدانهایی چون علم، اخلاق، تقوا و پیشرفت. این تأکید، نشان میدهد که راهپیمایی ۲۲ بهمن، اگرچه کنشی خیابانی است، اما مقصد آن میدانهای عمیقتر و ماندگارتر است. خیابان، نماد است؛ میدان اصلی، ساختن ایران قوی در عرصههای مادی و معنوی است.
در این معنا، ۲۲ بهمن حلقه اتصال گذشته انقلابی، حال پرچالش و آینده تمدنی جمهوری اسلامی است؛ نقطهای که حافظه تاریخی ملت را به افقهای پیشرو پیوند میزند.
مأیوسکردن دشمن؛ عقلانیت راهبردی یک ملت
پیام تلویزیونی رهبر معظم انقلاب در آستانه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، فراخوانی احساسی یا آیینی نیست؛ بیانیهای راهبردی برای یک ملت درشرایط نبرد ترکیبی است. دراین پیام، حضور مردم نهتنها نشانه وفاداری، بلکه ابزار بازدارندگی، منبع قدرت نرم و عامل تثبیت جایگاه ایران در معادلات منطقهای و جهانی معرفی میشود. ۲۲ بهمن، در این خوانش، روز«رونمایی از عزت» است؛ عزتی که نه از بیرون اعطا میشود و نه با فشار از بین میرود، زیرا ریشه در اراده آگاهانه یک ملت ایستاده دارد.
حضور ۲۲ بهمن؛ تغییر «موقعیت مذاکره» نه تغییر «موضوع مذاکره»
نخست باید یک تفکیک مهم را روشن کنیم:
راهپیمایی ۲۲ بهمن محتوای مذاکرات هستهای را تغییر نمیدهد، اما بهشدت موقعیت طرفها در مذاکره را جابهجا میکند. در ادبیات روابط بینالملل، این همان چیزی است که به آن Bargaining Power میگویند؛ یعنی قدرت چانهزنی پیشینی.
ایران و آمریکا در مسقط برسرسانتریفیوژ یا درصدغنیسازی چانه نمیزنند؛ بر سر تصویر ایرانِ امروز چانه میزنند:
ایرانِ خسته و شکافخورده؟
یا ایرانِ ایستاده با پشتوانه اجتماعی فعال؟
۲۲ بهمن پاسخ عینی به این سؤال است.
۱. تأثیر مستقیم بر مذاکرات بعدی مسقط عمان
الف) بیاثر شدن راهبرد «فشار برای امتیازگیری»
راهبرد اصلی آمریکا در دور جدید مذاکرات، نه جنگ، بلکه فشار روانی–اجتماعی برای گرفتن امتیاز بیشتر است؛ یعنی این فرض که:
«ایران بهخاطر فشار داخلی، بیش از ما نیازمند توافق است.»
حضور گسترده ۲۲ بهمن این فرض را از ریشه مخدوش میکند. پیام روشن است:
نظام سیاسی ایران هنوز از سرمایه اجتماعی فعال برخوردار است و میتواند فشار را مدیریت کند. نتیجه عملی آن در میز مذاکره این است که:
آمریکا عجله بیشتری برای «مدیریت بحران» پیدا میکند
ایران با فراغ بال بیشتری روی خطوط قرمز میایستد
به بیان دقیقتر: هزینه «نه گفتن ایران» بالا نمیرود؛ هزینه «امتیاز ندادن آمریکا» بالا میرود.
ب) تقویت دست تیم مذاکرهکننده ایران
در دیپلماسی واقعی، مذاکرهکننده فقط نماینده دولت نیست؛ نماینده نسبت ملت با نظام است. حضور ۲۲ بهمن، پیام روشنی به میانجیها (عمان، قطر، حتی اروپا) میدهد که:
ایران از موضع ضعف مذاکره نمیکند.
این یعنی:
تهدید «فروپاشی داخلی» از دستور کار طرف مقابل خارج میشود
تمرکز مذاکرات بهجای فشار، به سمت مدیریت اختلاف میرود
به زبان سادهتر:
بعد از ۲۲ بهمن، طرف مقابل کمتر میگوید «یا توافق، یا بحران»، و بیشتر میگوید «چطور توافقی حداقلی اما پایدار بسازیم».
ج) ارسال پیام بازدارنده به اروپا
اروپا همواره روی شکاف ملت–حاکمیت شرط بسته است. ۲۲ بهمن این شرطبندی را میسوزاند. در نتیجه، در مذاکرات بعدی:
نقش اروپا منفعلتر
نقش آمریکا مستقیمتر اما محتاطتر میشود
این دقیقاً همان چیزی است که ایران میخواهد: شفاف شدن صحنه و حذف بازیهای فرسایشی اروپایی.
۲. تأثیر غیرمستقیم اما عمیق بر دیدار نتانیاهو – ترامپ
الف) تضعیف پروژه «ایرانِ در آستانه انفجار»
نتانیاهو با یک بسته مشخص به دیدار ترامپ میرود:
- ایران در داخل متزلزل است
- فشار بیشتر، نتیجه میدهد
- زمان امتیازگیری حداکثری فرا رسیده
راهپیمایی ۲۲ بهمن، این بسته را از اعتبار میاندازد. ترامپ سیاستمداری نیست که با واقعیتهای میدانی شوخی کند. وقتی تصاویر حضور میلیونی مخابره میشود، پیام ساده است:
ایران هنوز فرو نریخته؛ فشار بیشتر، لزوماً نتیجه نمیدهد.
در نتیجه، ترامپ:
کمتر به گزینههای پرریسک نظامی گوش میدهد
بیشتر به گزینه «کنترلشده و معاملهمحور» فکر میکند
ب) شکاف در اهداف ترامپ و نتانیاهو
اینجا یک نکته ظریف وجود دارد که خیلیها نمیبینند:
نتانیاهو دنبال بحران دائمی با ایران است؛
ترامپ دنبال دستاورد انتخاباتی کمهزینه.
۲۲ بهمن به ترامپ میگوید:
ایران نه قابل فروپاشی فوری است
نه آماده تسلیم سریع
پس ترامپ میفهمد که:
جنگ یا تشدید تنش، نه سریع است، نه کمهزینه، نه تضمینکننده پیروزی انتخاباتی.
این دقیقاً جایی است که فاصله ترامپ و نتانیاهو بیشتر میشود؛ حتی اگر در ظاهر لبخند بزنند.
ج) خنثیسازی فشار صهیونیستی بر میز مذاکرات
اسرائیل همیشه تلاش میکند مذاکرات ایران و آمریکا را یا:
به بنبست بکشاند
یا به سمت تشدید تنش هل بدهد
اما وقتی ایران در داخل مقتدر نشان داده میشود، هر دو گزینه برای آمریکا پرهزینه میشود. نتیجه؟
آمریکا کمتر حاضر میشود بازی نتانیاهو را تمامقد بازی کند
اسرائیل مجبور میشود به «مدیریت تهدید» بهجای «مهار مطلق» فکر کند.
اگر بخواهیم همه را در یک گزاره دقیق جمع کنیم:
حضور ۲۲ بهمن، نه توافق را تضمین میکند و نه تقابل را؛اما توازن تصمیم را به نفع ایران تغییر میدهد
.
در مسقط:
ایران با دست پُرتر
آمریکا با احتیاط بیشتر
اروپا با نقش کمرنگتر
در واشنگتن:
نتانیاهو با پروندهای کمجانتر
ترامپ با محاسبهای سردتر و معاملهمحورتر
و این دقیقاً همان معنای جمله کلیدی رهبر انقلاب است: «تا دشمن مأیوس نشود، ملت در معرض آزار است.»
۲۲ بهمن، پروژه امید دشمن را هدف میگیرد؛
و وقتی امید دشمن میسوزد، میز مذاکره هم شکل دیگری پیدا میکند.
۲۲ بهمن فقط خیابانها را پر نمی کند؛
بلکه محاسبات ذهنیِ تصمیمگیران آنسوی میز را هم آشفته و مشوش می نماید.