به گزارش مشرق، محمدحسین محترم طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:
۱- تهدید خیلی صریح؛ قاطع و تردیدناپذیر بود! نه خبری از نرمش قهرمانانه و نه از صبر استراتژیک، و نه سخنی از خویشتنداری بود: «آمریکا بداند ایران محکم ایستاده و این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود، والسلام!».
این تهدید یک بمب خبری بود که بلافاصله ترس را به جان ترامپ و تیم و متحدانش، و ولولهای در تمام رسانههای خبری از رسانههای غربی و عبری و عربی تا فارسی زبان و دیگر رسانههای جهان، و نگرانی عمیقی در مواضع مقامات کشورهای منطقه و کشورهای غربی و غیرغربی جهان انداخت و همه را به یک کلیدواژه مشترک رساند که «مواضع رهبر ایران جدی و قاطع است»! لذا اولین تاثیر «تهدید جنگ منطقهای» در مقابل «تهدید اعزام ناو» چارهای برای آمریکا و دنیا و بخصوص کشورهای منطقه و بهویژه متحدان آمریکا نگذاشت، جز التماس «مذاکره بازی»! و این التماس بعد از التماس آتشبس در جنگ ۱۲ روزه و سپس پذیرش لحظه آخری شروط ایران از جمله غیرمستقیم و فقط هستهای بودن و محل آن در عمان نه در قطر و ترکیه که به نمایندگی از آمریکا پیشنهاد توقف غنیسازی سه ساله و یا خارج کردن مواد غنی شده موجود را داده بودند، نشان داد که ترامپ و کشورهای منطقه تهدید جنگ منطقهای را از سر ترس نه جدی بلکه خیلی جدی گرفتند. چون آمریکا اگر در مقابل تهدید رهبر ایران ناتوان از اجرای سریع و قاطع عملیات نظامیاش نبود و ترس از پاسخ متقابل ایران مبنی بر جنگ منطقهای نداشت، همین ژست مذاکره را هم نمیگرفت.
تمام دنیا پیام مقاومت ملت ایران را به خوبی نظارهگر شدند که نه تحریمها و جنگ اقتصادی و نه جنگ ۱۲ روزه و نه آشوبها و نه تهدید ناو آبراهام لینکلن و نه جنگ روانی و شناختی هیچ کدام نتوانست ایران را به پای میز مذاکره بکشاند، بلکه موجب شد تا ایران مقاومتر آرایش صددرصدی جنگی بگیرد و دست به ماشه آماده «جنگ منطقهای» شود و برعکس در نتیجه این تهدید معتبر ایران، این آمریکاییها بودند که به همان میز مذاکرهای که با موشک زده بودند، برگشتند و التماس «مذاکره بازی» مجدد کردند! دومین تاثیر این تهدید این بود که ایران در این طرف خلیجفارس با رونمایی از شهر موشکی جدید سپاه و موشک بالستیک خرمشهر۴ یا همان خیبر که آمریکاییها خواستار مذاکره درباره آن هستند و با رصد ناو آمریکایی با پهپادهای خود، با آمادگی کامل برای «آتش بازی در خلیجفارس» به استقبال «مذاکره بازی» در آن طرف خلیجفارس رفت، چون «هم در میدان دیپلماسی، هم در میدان نظامی با دست پُر وارد خواهیم شد».
لذا پیام اصلی این آمادگی برای آتشبازی این بود که جدی بودن «تهدید منطقهای» جدیتر به دنیا مخابره شود. سومین پیام «تهدید جنگ منطقهای» تحمیل محاسبات واقع بینانه به دشمن برای دور کردن سایه جنگ از منطقه بود: «ما همه ابزارهای لازم را داریم؛ هر وقت وارد بشویم، با دست پُر وارد خواهیم شد. اینکه جمهوری اسلامی به مراکز مهمّ آمریکا در منطقه دسترسی داشته باشد و هر وقت مقتضی دانست علیه آنها اقدام بکند، این حادثه کوچکی نیست، حادثه بزرگی است، در آینده هم این حادثه قابل تکرار است، هزینه دشمن قطعاً هزینه بالایی خواهد بود».
چهارمین پیام، معتبر بودن تهدید و معتبرسازی هرگونه تهدیدی است که تاکنون از سوی نیروهای مسلح ایران صادر شده است. چراکه اولاً از سوی فرمانده عالی کل قوا و عالیترین مقام رسمی کشور صادر شده و سیاست حاکمیت است و ثانیا از سوی کسی صادر شده که علاوهبر رهبری سیاسی، عالیترین رهبر دینی است. این یعنی فتوای جهاد مرجعیت برای منطقه. بدون شک محور مقاومت از ایران تا عراق و لبنان و یمن در وضعیت آمادهباش کامل هستند، بخصوص فراخوان راهپیمایی میلیونی یمنیها در جمعه گذشته همزمان با مذاکرات در عمان از سوی رهبر انصارالله حاوی پیامهای مهمی بود که علاوهبر اسرائیل و ایالات متحده، متحدانشان در منطقه باید هزینه گزاف و غیرقابل پیشبینی را بپردازند. ثالثا از سوی کسی صادر شده است که دوست و دشمن به خوبی میدانند که هرگونه اعلام تصمیمش براساس شجاعت و حکمت و با تسلط کامل بر تحولات منطقه و دنیا و به دور از احساسات، برای حفظ استقلال ایران و عزت مسلمانان محقق خواهد شد.
پنجمین پیام این بود که برخلاف گذشته، دستور جنگ در صورت هرگونه خطای آمریکا، از هم اکنون صادر شده و نیروهای مسلح و عملکننده، دیگر منتظر تشکیل شورای عالی امنیت ملی و دستور نیستند، فقط منتظر حماقت ترامپ هستند و پس از شکست تمام گزینههای آمریکا، حالا دنیا باید گزینههای ایران را ببیند. ششمین پیام که مهمترین پیام بود این بود که جمهوری اسلامی برخلاف قاجار و پهلوی که هرات و بحرین و دیگر مناطق ایران را دادند و رفت، همان گونه که مردانه و غیرتمندانه اجازه نداد خرمشهر از ایران جدا شود، اکنون نیز نه تنها اجازه نخواهد داد بیگانگان بخواهند بخشی را جدا و یا ایران را تجزیه کنند، حتی «اجازه نخواهد داد کسی چشم طمع به ایران داشته باشد». در نتیجه ماحصل تمام این پیامها که منتقل شد این بود که ایران از هیچ یک از مواضع خود عقبنشینی نکرده و نمیکند. یعنی توقف غنیسازی در ایران و خارج کردن اورانیوم غنی شده موجود، و موضوع موشکی و منطقهای قابل مذاکره نیستند و همه دنیا هم که چشمشان به عمان دوخته شده بود، دیدند که ایران اجازه نداد هیچ کدام از این مؤلفههای قدرت ملت ایران روی میز متزلزل «مذاکره بازی» قرار گیرد. چراکه آمریکاییها به این ادراک رسیدند که با جنگ و آشوب نتوانستند ایران را وادار به تسلیم و عقبنشینی از مؤلفههای قدرت خود کنند، حال چگونه با تهدید جنگ میتوانند به نتیجه برسند؟!
۲- با همین گزاره که «ایران نه با جنگ و نه با تهدید جنگ تسلیم نشد»، باید یقین کرد که به جای «غنیسازی صفر» نتیجه مذاکرات کنونی نیز صفر است حتی اگر فرمانده سنتکام را هم به عمان بیاورند. به همین دلیل میگوییم «مذاکره بازی» است نه مذاکره واقعی. چون به فرمایش رهبری «نباید تجربهها را فراموش کنیم؛ مذاکره با آمریکا، هیچ کمکی به منافع ملی ما نمیکند و هیچ ضرری را از ما دفع نمیکند»!. نکته اول این فرمایش این است که «هیچ کمکی به منافع ملی ما نمیکند». این همه اخبار ضد و نقیض و هیاهوهای رسانهای و شایعات و تاییدها و تکذیبها و جنگ روانی و شناختی که به راه انداختهاند، خود به خوبی گویای این است که این مذاکرات، همچون مذاکرات گذشته، از مذاکرات دولت اصلاحات در سالهای ۸۲-۸۳ با پذیرش پروتکل الحاقی و توقف غنیسازی در کاخ سعدآباد تا مذاکرات برجام و تعطیلی صنعت هستهای کشور در لوزان و ژنو در دولت حسن روحانی و تا مذاکرات خرداد ماه گذشته در عمان نتیجهای برای ملت ایران دربر نخواهد داشت و اهداف هرگونه ادعای مذاکرهای از سوی آمریکا، تحمیل خواستههای نامشروع از پیش تعیین شده خود است که یک روز از سوی پمپئو وزیر خارجه ترامپ در دوره اول ریاست جمهوریاش در سایه فشار و تحریم حداکثری فضاسازی میشد و امروز توسط خود ترامپ در سایه تهدید و جنگ گندهگویی میشود!
نکته دوم و مهم فرمایش رهبری در شرایط کنونی با توجه به تجربههای تلخ گذشته این است که «هیچ ضرری را از ما دفع نمیکند». این یعنی این مذاکرات هم تهدید جنگ را برطرف نمیکند و همانگونه که دور قبل وسط مذاکرات، وسط میز مذاکره را با موشک زدند، اکنون نیز باید تمام محاسبات و آمادگیها بر مبنای وقوع جنگ باشد. لحظهای نیاید غافل بود و تنها چیزی که اگر بنا باشد از جنگ جلوگیری کند، همان تهدید معتبر «جنگ منطقهای» و دست به ماشه بودن برای شروع آن است، و تنها سیاستی هم که موجب شکست آمریکا در صورت وقوع هر جنگی میشود، اعمال بلادرنگ و برقآسا و قدرتمندانه «تهدید جنگ منطقهای» است.
نکته سوم: «نباید تجربهها را فراموش کنیم». هیچ شکی نباید کرد که آمریکا در پس این مذاکرات هم در حال آماده شدن برای جنگ است، همانگونه که در پس مذاکرات دور پنجم، جنگ ۱۲ روزه را طراحی کرد و همانگونه که با وعده عدم حمله به بیروت توسط هوکشتاین، به لبنان حمله و فؤاد شکر را ترور کرد و در پس ابلاغ پیشنهاد آتشبس۲۱روزه، نقشه سیدحسن نصرالله را طراحی کرد و با وعدههای دروغین مذاکره و آتشبس محمد سنوار و دیگران را به شهادت رساند، و با اطمینان دادن به قطریها درخصوص نشست اعضای دفتر سیاسی حماس، به این نشست در دوحه حمله کردند!
۳- خطای بزرگی که آمریکاییها دچار آن شدند این بود که مذاکره را با تسلیم یکی کردند. امّا پس از جنگ ۱۲روزه و جنگ تروریستی شهری و تهدیدات کنونی ترامپ، «تهدید جنگ منطقهای» و مقاومت در میدان خلیجفارس بود که مذاکره و تسلیم را از هم جدا کرد و نشان داد که ایران نه در میدان و نه در دیپلماسی تسلیم نخواهد شد. به فرمایش رهبری «آمریکاییها به دوستان خودشان هم خیانت میکنند؛ به طور قطع یک چنین دولتی درخور آن نیست که دولتی مثل جمهوری اسلامی، به دنبال ارتباط و همکاری با او باشد».
لذا در شرایط کنونی نه مذاکره تعیینکننده است و نه تهدیدات ترامپ، بلکه مردم تعیینکننده نتیجه هستند. مردمی که در آمریکا هر روز در اعتراض به سیاستهای جنگطلبانه ترامپ و اوضاع اقتصادی و کشته شدن مردم به دست پلیس تظاهرات میلیونی برگزار میکنند، اگر هر روز تحویل گرفتن اجساد سربازان آمریکایی هم به درد و رنجشان اضافه شود، مثل پایان جنگ ویتنام تعیینکننده خواهند بود. و مردمی که در ایران در حمایت از سیاستهای حکیمانه رهبرشان و دفاع از سرزمینشان همچون دفاع مقدس هشت ساله و جنگ۱۲ روزه و جنگ تروریستی اخیر آماده فداکاری هستند: «ملّت ایران در این جنگ تحمیلیِ اخیر کار بزرگی انجام داد؛ اینکه یک ملّت، یک کشور، یک نیروی نظامی در یک کشور، آماده است با قدرت آمریکا و سگ زنجیریاش در منطقه رژیم صهیونی، سینهبهسینه و روبهرو بشود، یک ارزش بسیاربسیار مهمّی است. ملّت از آمریکا نمیترسد بلکه او را میترساند و آنچه هم از دستش برمیآید، از لحاظ عملیّاتی انجام میدهد... مذاکره با آمریکا بنبست محض است. ملّت ایران هم در مقابل جنگ تحمیلی و هم در مقابل صلح تحمیلی محکم میایستد».












