عصر ایران - روز هفتم جشنواره فیلم فجر دوره چهل و چهارم در سینما رسانه (پردیس ملت) با نمایش 3 فیلم سینمایی حاشیه (محمد علیزاده فرد)، پل (محمد عسگری) و کافه سلطان (مصطفی رزاقکریمی) همراه بود. بعد از نمایش هر فیلم عوامل و بازیگران آن در نشست خبری به پرسشهای خبرنگاران پاسخ دادند.
کارگردان: محمد علیزاده فرد
ترکیب بازیگران: هادی کاظمی، مهران احمدی، سجاد بابایی، ونوس کانلی، میترا رفیع، جواد قامتی، محمود نظرعلیان و ...
فیلم «حاشیه» داستان یک خانواده ایرانی است که بر اثر یک حادثه ناگهانی و بدون تقصیر خودشان، با مشکلات اقتصادی روبهرو میشوند و طبقه اجتماعیشان سقوط میکند. به همین دلیل مجبور میشوند خانهی خود را ترک کرده و به حاشیهی شهر نقل مکان کنند.
در محلهی جدید، زندگی آنها پیچیدهتر میشود: دختر کوچک «محسن» (با بازی هادی کاظمی) ناپدید میشود و او به همراه یکی از ساکنان همین محله به نام مهدی (با بازی مهران احمدی) که او هم فرزندش گم شده، دست به تلاش میزنند تا پاسخ و راهحلی برای یافتن کودکشان پیدا کنند و ...
طرح اولیهی فیلم ــ سقوط یک خانواده و گمشدن کودک ــ ظرفیت درام و تعلیق بالایی دارد، اما فیلمنامه از پرداخت عمیق این موقعیت ناتوان است.
شخصیتها اغلب تیپ هستند نه کاراکتر، تصمیمهایشان ناگهانی است و واکنشهایشان بیشتر از دل شعار بیرون میآید تا منطق دراماتیک. گرهی اصلی (گمشدن کودک) بهجای آنکه به تدریج لایهبرداری شود، بیشتر بهانهای است برای نشان دادن فلاکت و سیاهی.
بازیگران اصلی تلاش خود را میکنند، اما ضعف شخصیتپردازی دست آنها را بسته است. بازیها بیشتر واکنشی و پرتنشاند و کمتر فرصت شکلگیری لحظات درونی و باورپذیر دارند. هیچ شخصیتی واقعاً در ذهن مخاطب ماندگار نمیشود.
«حاشیه» اثری است که میخواهد درد اجتماعی را فریاد بزند، اما فراموش میکند که سینما بیش از فریاد، به روایت، ظرافت و پیچیدگی انسانی نیاز دارد. نتیجه، فیلمی است که نیتش جلوتر از ساختارش حرکت میکند و در نهایت بیشتر شبیه یک گزارش تلخ است تا یک درام ماندگار.
«حاشیه» فیلمی است با موضوعی دغدغه دار، اما گرفتار در شعار، کلیشه و پرداخت ناقص اما در لحظاتی نفسگیر.

کارگردان: محمد عسگری
ترکیب بازیگران: روح االله زمانی، سروش صحت، سعید آقاخانی، آرمین رحیمیان، سامان صفاری، سارا حاتمی و…
فیلم «پل» روایتگر داستان موسی، نوجوانی است که در زمان جنگ ایران و عراق برای یافتن برادر مفقودش راهی جبههی جنوب میشود. در مسیر جستوجو، او در دل میدان جنگ با یک نوزاد بیسرپرست روبهرو میشود و ...
فیلم «پل» با ادعای فاصله گرفتن از کلیشههای رایج سینمای دفاع مقدس آغاز میشود و میکوشد جنگ را از زاویهای انسانی، کودکانه و اخلاقی روایت کند. اما نتیجه نهایی فیلم، بیش از آنکه یک درام منسجم و تأثیرگذار باشد، مجموعهای از نیتهای خوب و اجراهای نصفهنیمه است.
فیلم به جای ساختن موقعیتهای دراماتیک، اغلب به مکثهای طولانی و نگاههای معنادار پناه میبرد؛ مکثهایی که همیشه معنا تولید نمیکنند.
نام فیلم و تلاشش برای ساختن استعارهای از «عبور»، «رشد» و «پیوند انسانیت در دل جنگ» کاملاً آشکار است، اما مشکل اینجاست که این استعارهها بیش از حد مستقیم و گلدرشت ارائه میشوند. فیلم آنقدر روی نماد بودن موقعیتها تأکید دارد که فراموش میکند اول باید مخاطب را درگیر داستان کند. در نتیجه، «پل» بیشتر شبیه تمرین ذهنی برای معناست تا یک روایت زنده.
بازیها قابل قبولاند، اما درخشان نیستند. کارگردان بازیها را بهشدت کنترل کرده و نتیجه، اجراهایی خنثی و کمفرازونشیب است. کارگردانی عسگری از نظر بصری مرتب و تمیز است، اما ریتم کند و فقدان لحظات بهیادماندنی باعث میشود فیلم در ذهن مخاطب تهنشین نشود.
«پل» فیلمی است با نیت انسانی و نگاه متفاوت، اما گرفتار در کندی، محافظهکاری و روایت کمرمق. اما انصافا در این فیلم نباید از کیفیت استاندارد و معقول بخش جلوههای ویژه رایانهای برای ساخت فضای جنگی فیلم چشم پوشی کرد و یکی از نکات مثبت فیلم است.

کارگردان: مصطفی رزاقکریمی
ترکیب بازیگران: محمدرضا شریفینیا، آزیتا حاجیان، لیلا زارع، هومن کیایی، سجاد بابایی، سیاوش طهمورث، مریم مؤمن و ...
فیلم «کافه سلطان» روایتگر زندگی مردمی ساده در کافهای بینراهی در دل کویر است، جایی که مهری، زن ۶۵ ساله و خانوادهاش با ادارهی کافهی سلطان و تلاش برای حفظ آن بهعنوان تنها دارایی و سرپناهشان روزگار میگذرانند.
ناگهان جنگ ۱۲ روزه آغاز میشود و جادهی قدیم که زمانی خلوت بود دوباره زنده و پر رفتوآمد میشود؛ مسافران، آوارهها و رهگذران وارد کافه میشوند و سرنوشت مهری، خانواده و مهمانانش دستخوش تغییرات پیشبینینشدهای میگردد و ...
«کافه سلطان» فیلمی است که بیش از هر چیز روی اتمسفر حساب باز میکند؛ لوکیشنی جذاب در دل کویر، کافهای بینراهی و رفتوآمد آدمهایی که هرکدام نشانهای از یک وضعیت اجتماعیاند. اما مشکل اصلی فیلم دقیقاً همینجاست: فضا ساخته میشود، اما داستان نه.
«کافه سلطان» بیشتر شبیه آلبومی از خردهروایتهاست تا یک فیلم با آغاز، میانه و پایان مشخص. ورود و خروج شخصیتها، اتفاقها و حتی خود «جنگ» بیشتر نقش تزئینی دارند تا محرک درام. مخاطب با آدمهایی مواجه میشود که میآیند، حرف میزنند، ردّی میگذارند و میروند، بدون اینکه تغییری واقعی در مسیر فیلم ایجاد کنند.
شخصیت محوری (مهری با بازی آزیتا حاجیان) ظرفیت تبدیل شدن به یک کاراکتر عمیق و ماندگار را دارد، اما فیلم از پرداخت روانی و درونی او طفره میرود. دیگر شخصیتها هم بیشتر نمادند تا انسان؛ هرکدام نماینده یک تیپ اجتماعی یا واکنش خاص به جنگ، اما بدون پیشینه، کشمکش جدی یا قوس شخصیتی. نتیجه این میشود که تماشاگر آنها را میبیند، اما با آنها زندگی نمیکند.
مشکل اینجاست که جنگ در «کافه سلطان» نه تهدیدی واقعی است و نه عاملی تغییردهنده. بیشتر یک صدای دوردست است که گاهی شنیده میشود، بیآنکه تأثیر عمیقی بر روایت یا شخصیتها بگذارد. این محافظهکاری باعث شده فیلم نه جسارت نقد داشته باشد و نه قدرت تأثیر احساسی.
تاثیر رزاقکریمی در کارگردانی، قاببندیها، ریتم آرام و کنترل فضا کاملاً دیده میشود، اما همین کنترل بیش از حد، فیلم را بیجان کرده است. همهچیز مرتب و تمیز است، اما هیچ لحظهای نیست که فیلم ریسک کند، شوک بدهد یا از چارچوب امن خود بیرون بزند.
«کافه سلطان» فیلمی است آرام و خوشقاب اما بیش از حد خنثی، فیلم نه به اندازه کافی داستان میگوید، نه آنقدر جسور است که مخاطب را به چالش بکشد. نتیجه اثری است که دیده میشود، اما در ذهن نمیماند؛ فیلمی که میتوانست با کمی جسارت، تمرکز و روایتمحوری، بسیار تأثیرگذارتر باشد.

** اولین خبر مهم قابل اشاره این است که نتیجه آرای فیلمهای نمایش داده شده در روز پنجم جشنواره فیلم فجر، روز جمعه ۱۷ بهمن توسط ستاد انتخاب فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر اعلام شد.
فیلمهای استخر، کارواش، قایق سواری در تهران، حاشیه، نیم شب، زنده شور، سرزمین فرشته ها، کافه سلطان، گیس، غوطه ور، کوچ، پل، اردوبهشت، اسکورت و جانشین، ۱۵ فیلم از مجموع ۳۱ فیلم حاضر در بخش مسابقه برگزیده نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر هستند (لازم به توضیح است فهرست فیلمها بدون اولویت است).
** در نشست خبری فیلم «حاشیه» مطرح شد که در این فیلم هادی کاظمی در نقش یک روحانی است که دخترش دزدیده میشود و او در تمام مراحل پیگیری وضعیت دخترش بدون پوشش لباس روحانیت است چون معتقد است، « این لباس دافعه دارد».
کارگردان فیلم در پاسخ به این سوال که آیا لباس روحانیت واقعا دافعه دارد و چرا مسجد را در فیلم تعطیل و متروکه تصویر کرده، گفت: بهتر است از روحانیون آمار مساجد تعطیل را در حاشیه بپرسید که آماری شوکهکننده است و درباره لباس هم باید گفت که ای کاش روحانیون به جای پرداختن به مسائل دیگر به رسالت اصلی خود میپرداختند.
** علیزادهفرد درباره اینکه چرا سراغ ساخت چنین سوژهای رفته پاسخ داد: قطعا به دلیل دغدغه شخصیام بوده ولی ایده اولیه به سال ۱۴۰۱ برمیگردد که با فارابی میخواستیم بسازیم ولی گفتند سیاهنمایی است و در نهایت تولید فیلم به امسال رسید.
این فیلمساز همچنین درباره لزوم حضور کاراکتر روحانی در فیلمش گفت: اگر این نقش را با هر شغل دیگری میساختم ویژگی دیگری پیدا میکرد ولی این شخصیت و کسی که در کسوت روحانی است در جایگاه مصلح اجتماعی باید عمل کند و سعی کردم آن را طوری پیش ببرم که باورپذیر باشد.
** پدرام کریمی، نویسنده فیلم سینمایی «پل»، در نشست خبری این فیلم با اشاره به تجربههای تلخ در نشست خبری فیلم «خیابان جمهوری» در روز دوم جشنواره گفت: ما در ماجرای خیابان جمهوری اینجا بودیم و متأسفانه با انواع توهینها و تهدیدها مواجه شدیم. اما میخواهم از این فرصت استفاده کنم و به همه دوستانی که صدای ما را میشنوند بگویم؛ ایران عزیز ما با موشک و بمب از بین نمیرود، اما اگر فرهنگ و هنر آن از بین برود، قطعاً از بین خواهد رفت.
وی تأکید کرد: حفظ فرهنگ و هنر، مهمترین پشتوانه هویت و بقای یک کشور است و سینما میتواند نقش مهمی در این مسیر ایفا کند.
** سیدمصطفی احمدی، تهیهکننده فیلم سینمایی «پل»، ضمن عرض تسلیت بهدلیل جانباختن جمعی از هموطنان در ناآرامیهای دیماه، برای خانوادههای آنان صبر و آرامش آرزو کرد.
** تهیهکننده «پل» در ادامه و در پاسخ به پرسشهایی درباره چرخه اکران و فروش فیلمهای جنگی گفت: بهنظر من نمیشود صرفاً گفت چون فیلمی ماهیت جنگی دارد، نمیفروشد. الان خیلی از فیلمهای اجتماعی و حتی کمدی هم در چرخه اکران فروش ندارند. اینطور نیست که مسئله فقط ژانر باشد.
وی درباره نمایش تلویزیونی آثار سینمایی نیز اظهار کرد: اگر قرار باشد فیلمی صرفاً برای تلویزیون ساخته شود، بهنظر من دیده نمیشود. واقعیت این است که تلویزیون امروز آن مخاطب سابق را ندارد و اگر اثری اکران نشود، عملاً دیده نخواهد شد.
** محمد عسگری کارگردان فیلم درباره انتخاب بازیگر نقش اصلی «روحالله زمانی» بیان کرد: بازیگر این نقش را از دوران نوجوانی میشناختم. او زمانی حدود ۱۳ سال داشت و از میان صدها دانشآموز انتخاب شد. برای این فیلم، با وجود سختیهای فراوان، وزن خود را از ۸۸ کیلو به ۶۲ کیلو رساند و با تمرین و ورزش، بدن مناسبی برای نقش به دست آورد. تمام بار قصه روی دوش او بود و مسیر سختی را پشت سر گذاشت.
عسگری درباره روند انتخاب بازیگران دیگر نیز گفت: طبیعتاً برای هر نقش چند گزینه وجود دارد، اما آقای سعید آقاخانی از همان ابتدا انتخاب اول ما بود. ایفای نقش به زبان عربی با لهجه بصره کار بسیار دشواری بود، اما ایشان بهخوبی از عهده آن برآمدند. در مجموع میتوانم بگویم تقریباً همه بازیگران، انتخابهای اول ما بودند و حضورشان در این رویداد سینمایی جای قدردانی دارد.
** کارگردان «پل» در پاسخ به پرسشی درباره چرایی پرداخت کم به جنبه مهندسی پل خیبر توضیح داد: قصه ما درباره مهندسی پل نبود. ما قرار نبود توضیح فنی بدهیم که پل چیست و چه وظیفهای دارد، بلکه داستانی را روایت میکردیم که روی پل اتفاق میافتد.
حتی در فرآیند تولید هم با چالشهای جدی مواجه شدیم؛ پلها وجود نداشتند و گروه مجبور شد خودش پل بسازد؛ پلی که خودرو هم بتواند از روی آن عبور کند، که طبیعتاً بسیار سخت و پرهزینه بود.

** در نشست خبری فیلم «کافه سلطان» محمدرضا شریفینیا، در همان ابتدای نشست با تسلیت برای روزهای اخیر جامعه و به همه کسانی که عزیزشان را از دست دادند و با آرزوی صبر برای خانوادههای این عزیزان گفت: من بخاطر سوءتفاهمهایی که این روزها رخ داده یک انتقاد به جشنواره دارم و ضمن تشکر از آقای شاهسواری (دبیر جشنواره) میخواستم بگویم که ای کاش فرمت جشنواره از اسم گرفته تا شکل شروع و برگزاری تغییر میکرد.
ما در این مملکت که جشن نداریم. بیشتر با «واره» زندگی میکنیم، جشن ما در جامعه معمولا اینطور بوده و جشن نیمه شعبان هم همین چند روز قبل ، مردم با آهنگی غمگین راه میرفتند. حالا اتفاقی افتاده و وقتی کسی فوت میکرد، رسم است که بعد از چند روز بزرگترها میروند و مثلاً درِ مغازه (صاحب عزا) را باز میکنند تا کار و کاسبی را شروع کند.
فکر میکنم برای این دوره هم باید چند ریش سفید هنری ما روز اول مثلا در تالار وحدت جمع میشدند، شمع روشن میکردند و یک یادواره را افتتاح میکردند. در این فستیوال فیلم کمدی که نداریم، فیلمهایی از همین جنگ ۱۲ روزه هم هست و این اصلا چیز عجیبی نبود اگر انجام میشد.
از قبل که به ما میگفتند کار نکنید و بابت کار در سینما و تلویزیون تحت فشار بودیم و حالا هم این اتفاقها رخ داده است و از دیماه ۱۴۰۴ بیشتر شده است.
من به آقای مهدویان هم انتقاد دارم. بچههایی که اینجا نیامدند ترسو نبودند، اصلا بحث ترس نیست. آنها این غم را نتوانستند هضم کنند ولی این دو دستگی و سهدستگی پیش آمده در جامعه خیلی خطرناک است.
** شریفینیا در پاسخ به تفاوت جنگ ایران و عراق و جنگ ۱۲ روزه، از پاسخ به آن امتناع کرد و گفت: جواب این سوال زمان زیادی میخواهد چون باید مفصل درباره آن حرف زد و از ایران و شرایط آن گفت و بعد به گلشیفته رسید و خلاصه که وقت کم است.
اما میخواهم نکته دیگری را مطرح کنم؛ مدتی قبل در جشنواره داور بودم و چند فیلم جنگی هم بودند که تقریباً از اول تا آخر به هم تیر پرتاب میکردند. به مسئول جشنواره گفتم که اصلا فیلمی را که نشان دهد شهید چطور به وجود میآید نداریم،
اینکه ببینیم مهر مادری و ادب خانواده چطور شهید پرورش داده را نمیبینیم. به ایشان گفتم باید جسارت داشته باشید چون مثلا فیلم «در آغوش درخت» این ویژگی را دارد و مسیر انسان شدن را نشان میدهد و جای گفتوگو در آن هست؛ پس باید برنده شود.
وی افزود: برای همین فیلم «کافه سلطان» به آقای رزاق کریمی گفتم کاش صدای همان چهار تا موشک را هم نشنویم. آقای کیارستمی اگر یک دفترچه مشق دستش میگیرد، تا آخر فیلم انسانیت یاد میدهد و این همان نگاهی است که ما در جهان با آن موفق شدیم.
** مرتضی رزاقکریمی تهیه کننده فیلم هم بیان کرد: این روزها مسائلی درباره جشنواره و حضور و عدم حضور در آن مطرح میشود؛ در حالی که واژه جشنواره به معنی جشن نیست. اولین بار در سال ۴۰ این کلمه برای فستیوال رشد انتخاب شد و شاید معادل درستی برای فستیوال نباشد.
ما امسال جشنی نداریم با این غم و اندوه و خانوادههایی که عزادارند. به هر حال در مملکتی زندگی میکنیم که از این اتفاقها در تاریخ معاصر آن رخ داده است.
او درباره ساخت این فیلم گفت: پس از جنگ ۱۲ روزه پیشنهادهایی برای کار به من شد ولی ترجیح دادم زمان بگذرد تا اینکه متن این کار به دستم رسید و تصمیم گرفتم آن را بسازم.
وی درباره همکاری با برادرش نیز افزود: حدود ۱۸ سال قبل با برادرم همکاری داشتم و این پروژه که مطرح شد تصمیم گرفتم دوباره با هم کار کنیم و اگر قصه، درباره خانواده و تفاوت نسلها نبود سراغ ساخت آن نمیرفتم.
** مرتضی رزاقکریمی درباره انتخاب محمدرضا شریفینیا و آزیتا حاجیان به عنوان زوج اصلی این فیلم توضیح داد: ما از ابتدا به این زوج فکر نکرده بودیم و هنرمندان دیگری هم بودند. با توجه به متن خوب، سه کاندیدا برای نقش زن داشتیم ولی در نهایت با نظر کارگردان به خانم حاجیان رسیدیم که البته برای ایشان چالش نقش جذابیت داشت.
در اختتامیه جشنواره فیلم شهر هم با آقای شریفینیا صحبت شد و انتخاب نهایی صورت گرفت. البته ترکیب این دو زوج مفهوم دیگری هم داشت و به فیلم ما کمک کرد؛ تا آنجا که امشب بعد از نمایش، یکی از منتقدان قدیمی به من گفت، شریفینیا بازی نکرده بلکه زندگی کرده و به نظرم برای هر دو بازیگر اینطور بوده است.
مصطفی رزاق کریمی هم در این نشست پس از توضیحاتی درباره سابقه تحصیلی و شیوه کارش و اینکه علاقهای به استفاده از توپ و تانک و تفنگ ندارد، بیان کرد که احتمالا دیگر فیلم مستند کار نخواهد کرد.