عصر ایران - محمد کرباسی، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان قم در واکنش به اطلاعیههای آیات محقق داماد و بیات زنجانی دربارۀ برگزار نکردن جشن نیمۀ شعبان نوشته است:
«با آب و تاب نوشته آیت الله فلان به دلیل همدردی با خانواده داغدیدگان، نیمه شعبان امسال، عید برگزار نمیکنند!
اولاً یاد اون مثلی افتادم که پشهای روی درخت نشسته بود، صداش رو کلفت کرد و به درخت گفت آماده باش میخوام پاشم، درخت بهش گفت اصلا من نفهمیدم تو کی نشستی که الان میخوای پاشی!
ثانیاً شماها باید پاسخگوی چندین هزار خون بیگناه ریخته شده باشید و اگه نظام به خاطر بزرگمنشی و کرامتش کاری بهتون نداره دیگه پررو نشین.
ثالثاً برید به همون ضرب ضربا بپردازید که البته واسه شما مصداق بارز حجاب اکبره.
رابعاً از سرنوشت عمامه به سرهایی که بازیچه انگلیس شدن و نهایتاً مثل دستمال کاغذی مستعمل دور انداخته شدن، درس عبرت بگیرید تا از عاقبت شوم و خسران اخروی نجات پیدا کنید.»
هر چند که نویسنده سطور بالا در حدی نیست که ارزش پاسخ داشته باشد ولی چون طرف انتقاد او ، دو چهره مبرز حوزوی اند و مهم تر از همه، موضوع خون های بناحق ریخته شده دی ماه 1404 در میان است، چند سطر زیر نگاشته می شود:
اولاً در باب ماجرا پشه و درخت باید گفت که اگر "محمد کرباسی" نامی، این گونه به بزرگان در نمی آویخت، کسی حتی متوجه نمی شد در جهان موجودی به این اسم وجود دارد!
البته الان هم که فهمیدیم، چیزی عوض نشده است؛ فقط یاد آن ماجرای معروف افتادیم که طرف در آب زمزم ادرار می کرد و وقتی به او گفتند چرا چنین می کنی، گفت من که هنری از خود ندارم که بدان معروف شوم، لااقل بگذارید در تاریخ بنویسند که فلانی اولین کسی بود که در این آب نجاست ریخت. نامش البته نماند ولی قصه اش مثل شد!
شاید تنها دستاورد توهین به بزرگان حوزه این باشد که عکسش کنار عکس آنها منتشر شد!
ثانیاً جواب خون های ریخته شده را خیلی ها باید بدهند، از جمله ناراضی تراشانی مانند همین ستاد امر به معروف و نهی از منکر که باعث و بانی بسیاری از نارضایتی ها و خشم ها و مصیبت ها شده و گو این که دو قورت و نیمش هم باقی است! ماجراهای منتهی به درگذشت مهسا امینی و حوادث بعدی اش را فراموش نکرده ایم. همین اشارت کافی است و بیش از این، نتوان گفت ؛ عجالتاً بهتر است بیش از این پر رو نشوند!
ثالثاً وقتی یک "طلبه" جوان به دو "آیت الله" سالخورده می گوید بروید به "ضرب ضربا" برسید، آدم نمی داند بخندد، گریه کند، به قورباغه بگوید ابوعطا بخوان یا چی؟! توی حوزه به این او درس اخلاق نداده اند مگر؟! تازه این بشر، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر است و مثلاً با ادبیات این فریضه آشنا!
رابعاً عبرت چیز خوبی است، خیلی چیز خوبی است. ای کاش دعوت کنندگان به عبرت، خود نیز قبل از آن که مایه عبرت شوند، عبرت بگیرند ولی افسوس که به قول مولا علی علیه السلام، چه بسیارند عبرت ها و چه اندک اند عبرت گیرندگان!
بعد از تحریر:
راستی چرا بعد از عزای ملی دی 1404 که چند آیت الله جشن نیمه شعبان نگرفته اند، عده ای دچار دل پیچه شده اند؟ واقعاً دل و دماغ جشن دارد کسی؟!