به گزارش الف بالاخره جشنواره چهل وچهارم فیلم فجر نیز از نیمه گذشت و وارد ششمین روز خود شد. با سپری شدن این روزها، نحوه برگزاری جشنواره، مکان و امکانات ارائه شده در خانه جشنواره به دلیل تفاوت های پردیس ملت و برج میلاد، بخشی از نقاط قوت و ضعف این دوره از جشنواره را پیش روی حاضران و اصحاب رسانه می گذارد. برگزارکنندگان جشنواره خود همچنان بر این باورند که امکانات نمایش فیلم ها در پردیس ملت با آنچه که در سالن نمایش فیلم مرکز همایش های برج میلاد وجود دارد، قابل قیاس نیست. برای نمونه سیستم صوتی و تصویری برج میلاد به دلیل کیفیت نه چندان مطلوبش در دورههای پیش محل اعتراض سازندگان فیلم های حاضر در جشنواره بود اما در طول شش روزی که از جشنواره در پردیس ملت گذشته، لااقل صاحبان فیلمها نسبت به کیفیت پخش فیلم های خود اعتراضی نداشتند. البته این بدان معنا نیست که به لحاظ فنی و حرفه ای جشنواره در حد چنان مطلوبی بوده که فیلمسازان همگی از نحوه برگزاری آن راضی بوده باشند. به خصوص که ایجاد تغییر در برنامه نمایش فیلم در سالن رسانه های گروهی و همچنین تاخیر در نمایش پارهای از فیلم ها سر و صدای مخاطبان حاضر در سالن رسانه های گروهی را در آورده بود.
مهمترین اتفاق روز ششم اما با غیبت رسول صدر عاملی رقم خورد در حالیکه بسیاری از اهالی رسانه منتظر تماشای «قایق سواری در تهران » بودند این فیلم در ساعت مقرر به نمایش در نیامد و فیلم دیگری جای آن را گرفت همین مساله باعث شد که شایعاتی درباره صدر عاملی و فیلمش که گفته می شود یکی از نقاط قوت جشنواره امسال محسوب میشدند به وجودآید، شایعاتی که با توجه به حوادث پیش آمده در هفته های اخیر در این روزها به سادگی مستعد شکل گیری هستند.
به این ترتیب ششمین روز از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، ۳ فیلم به نمایش در آمدند. «رقص باد»، به کارگردانی سید جواد حسینی، «بیلبورد»، به کارگردانی سعید دشتی و «حال خوب زن» به کارگردانی مهدی برزکی در خانه جشنواره به روی پرده رفتند.

«رقص باد» دومین فیلمی است که در جشنواره امسال به موضوع جنگ دوازده روزه میپردازد، البته با این تفاوت که اگر مهدویان در فیلم «نیم شب» به طور مستقیم اتفاقات ناشی از تجاوز دشمن را دستمایه کار قرار داده بود، در اثر حاضر سید جواد حسینی جنگ را به پس زمینه ای برای روایت کردن یک داستان نوستالژیک و در عین حال عاشقانه بدل کرده است. از جنگی که از در دهه شصت اتفاق افتاد تا جنگی که در ماه های گذشته شاهدش بودیم.
رقص باد حکایت سفر مردی میانسال است که پس از سالها دوری به جزیره ای در جنوب کشور بازمیگردد. اقامت او در هتلی ساحلی این سفر را به بستری برای زنده شدن خاطراتی از گذشته بدل میشود. گذشته ای که به نظر هنوز برای این مرد تمام نشده است. چرا که قرار گرفتن در مکانی که با خاطرات قدیمی او پیوند دارد و روبه رو شدن با عشق جوانی اش، گذشته را در برابر او دوباره زنده می کند. البته رقص باد هر چقدر در فضا سازی فیلم و استفاده از لوکیشن جنوب کشور برای ارائه حال و هوایی که به رئالیسم جادویی پهلو می زند، موفق عمل کرده در ارائه ضربآهنگی متناسب با درونمایه فیلم ناکام می نماید. به همین دلیل فیلم با ریتمی نسبتا کند و بی رمق پیش میرود و مانع از آن میشود که رقص باد از سطح یک اثرمتوسط پا فراتر بگذارد.
سید جواد حسینی در نشست مطبوعاتی فیلم گفت: «قرار ما بر ساخت قصه بازگشت یک پدر بود و از ابتدا داستان را براساس دوران جنگ ۱۲ روزه پیش می بردیم، اما همزمان با ساخت فیلم، فکر کردیم که نمیشود فیلم را بدون اشاره به شرایطی که در آن تولید میکردیم بسازیم؛ در فیلم جایی به شخصیت اصلی داستان (با بازی علیرضا شجاع نوری) گفته میشود که «وقتی رفتی، جنگ بود (سال ۶۷) و وقتی آمدی هم جنگ است (جنگ ۱۲ روزه)» و البته شاید پس فردا هم جنگ باشد (اشاره به اخبار حمله احتمالی امریکا به ایران).» نکته جالب اینکه در این نشست بیش از خود فیلم حواشی موقعیت مهدی مورد توجه قرار گرفت.

بیلبورد ساخته سعید دشتی دومین فیلم روز ششم جشنواره بود فیلمی درباره شهرت و تبعاتی که پشت ظاهر خوش رنگ و لعاب آن میتواند برای هر کسی به همراه داشته باشد، شهرتی که تصویر عمومی غیر واقعی از آدم ها میسازد و او را برخلاف تصوری که عامه دارند به موجودی شکننده و آسیب پذیر بدل میسازد که پشت این تصویر مجازی پنهان شده است . فیلم داستان یک ستاره سینماست که به دلیل انفاقاتی که برای او و خانواده اش رخ میدهد اعتبارش به یکباره با تهدید روبرو شده و از آن جایگاه برجسته ای که دارد زمین میخورد در واقع این زمین خوردن و تلاش این ستاره سینما برای رهایی یافتن از چنین موقعیتی دستمایه جذابی را برای بیلبورد به وجو د آورده است. سعید دشتی از چنین بستری برای ارائه روایتی جذاب و پر کشش استفاده لازم را در راستای جذب مخاطب عام کرده است با این حال اما تماشای بیلبورد برای مخاطبان جدی سینما نکتهی ویژه ای در بر ندارد و پا را از سطح یک فیلم متوسط داستانگو فراتر نمیگذارد. هر چند که تلاش فیلمساز را برای نمایش شاخص های زندگی فردی و اجتماعی این روزگار که بخش قابل توجهی از آن در فضای مجازی / اینستاگرامی شکل میگیرد و نسبتی با حقایق درونی آدمها ندارد، باید ستود.
دشتی در نشست مطبوعاتی فیلمش ضمن انتقاد از «زندگی اینستاگرامی» در فضای مجازی گفت: «شبکههای اجتماعی هر روز تعاریف جدیدی از موفقیت و شهرت به ما میدهند؛ تصاویری کاریکاتوری و سطحی از زندگی دیگران که عمقی در آن نیست. دغدغه همیشگی من این بوده که شهرت و موفقیت، بهتدریج انسان را از اصول مهمی دور میکند؛ از جمله نقش او در خانواده. ما پیش از آنکه هنرمند باشیم، پدر، مادر، همسر، فرزند یا خواهر و برادر هستیم.»

«حال خوب زن» که به جای «قایق سواری در تهران» به روی پرده رفت یکی از فیلمهای قابل اعتنای جشنواره امسال محسوب میشود البته اهمیت فیلم بیشتر به خاطر تازگی مضمون و جسارتی است که فیلمساز برای نزدیک شدن به سوژهای که در سینمای ایران تابو محسوب میشود از خود نشان داده است. مهدی برزکی که پیش از این تجربه حضور در عرصه فیلم کوتاه را داشته در نخستین تجربه خود در زمینه ساخت فیلم بلند داستانی به سراغ روابط زناشویی یک زوج جوان رفته است روابطی که با وجود نقش تعیین کننده ای که در مناسبات درون خانوادگی دارند همواره در سینمای ایران از ترس ممیزی مغفول مانده اند. مهمترین امتیاز فیلم چگونگی نزدیک شدن به چنین سوژه ای و نحوه پرداختن به آن برای ارائه یک درام خانوادگی روانشناسانه است. از نقاط قوت فیلم بازی مهتاب ثروتی است که در بازتاب دادن تنش های درونی یک زن که از رابطه زناشویی نامتعادل حکایت دارد، موفق عمل کرده است.
مهدی برزکی در نشست پرسش و پاسخ فیلم خود گفت : «از بعد روانشناختی پرداختن به سوژه فیلم بسیار مهم است و صرفا بیان بحران دردی را دوا نمی کند. کارهای مهتاب ثروتی را دیده بودم و در همان جلسات ابتدایی خیلی خوب قصه را متوجه شد. علی مرادی دیگر بازیگر فیلم هم براساس پیشنهاد ثروتی به ما اضافه شدند. دوست داشتم انتخاب های من به گونهای باشد که از چهرههای شناخته شده برای مردم کمی فاصله داشته باشد.»
روز ششم جشنواره فیلم روزهای متوسط بود، فیلم هایی که هر یک به دلایلی از بدل شدن به آثاری به یاد ماندنی ناکام مانده بودند با اینحال اما تماشای یکباره آنها خالی از لطف نبود.