عصر ایران؛ لیلا احمدی- با توجه به تغییر محل مذاکرات از استانبول به مسقط، گمانهزنیها دربارهٔ چارچوب و اهداف گفتوگوها وارد مرحلۀ تازهای شده است؛ تغییری که میتواند بر فضای دیپلماتیکِ مذاکرات و پیامدهای سیاسیاش تأثیرگذار باشد.
مذاکرات روز جمعه در عمان، در حالی برگزار میشود که فضای سیاسی و رسانهایِ پیرامون آن، مملو از نگرانیها و حرفوحدیثهای گوناگون است. تغییر محل گفتوگوها از استانبول به مسقط، بهخودیِ خود پرسشهایی دربارهٔ ماهیت مذاکرات، سطح انتظارات طرفین و نقش میانجیگرانۀ عمان ایجاد کرده است. برخی ناظران این جابهجایی را نشانهای از تلاش برای کاهش فشارهای رسانهای و فراهمکردن فضایی آرامتر برای گفتوگو میدانند، در حالی که گروهی دیگر آن را حاکی از حساستر شدنِ مباحث مطرحشده تلقی میکنند.
در کنار این ابهامات، نگرانیهایی دربارهٔ میزان جدیت طرفین، احتمال طرح مطالباتِ حداکثری و تأثیر تحولات منطقهای بر روند مذاکرات مطرح است. همزمان، خوشبینی محتاطانهای وجود دارد که عمان، با سابقهٔ دیپلماتیک خود، بتواند بستر مناسبی برای کاهش تنش و پیشبرد گفتوگوها فراهم کند. در مجموع، مذاکرات جمعه در مسقط بیش از آنکه صرفاً نشستی دیپلماتیک باشد، به آزمونی برای سنجش ارادهٔ سیاسی طرفین تبدیل شده است.
در همین زمینه، توجه به مقالهای از سایت سیانان خالی از فایده نیست؛ با این توضیح که این مقاله مربوط به مقطعی است که هنوز محل مذاکرات از استانبول به مسقط تغییر نیافته بود. با این حال، محتوای تحلیل ارائهشده، همچنان واجد نکات مهم و قابلتوجهی است که میتواند به درک بهتر روند کلی مذاکرات و ملاحظات طرفین کمک کند.
این مذاکرات که در چارچوب گفتوگوهای هستهای و کاهش تنشهای منطقهای برگزار میشوند، پرسشهایی بنیادین را به چالش میکشند؛ آیا دو طرف میتوانند راهی دیپلماتیک برای مدیریت اختلافات و کاهش تنشها بیابند، یا مسیر تنش و چالشهای منطقهای همچنان ادامه خواهد داشت؟ پرسش دیگر دربارهٔ چگونگی شکلگیری چارچوب مذاکرات است؛ آیا توافق احتمالی محدود و مرحلهای خواهد بود یا هدفی جامع در دستور کار است؟
رئیسجمهور ایران اعلام کرده است که به وزیر امور خارجه دستور داده مذاکراتی «منصفانه و عادلانه» با آمریکا صورت گیرد. همزمان، مقامهای آمریکایی نیز از تداوم تماسها و گفتوگوها خبر دادهاند و فرستادۀ ویژۀ واشنگتن در منطقه حاضر شده روند رایزنیها را دنبال کند. کشورهای منطقه نیز بهعنوان میانجی وارد این فرآیند شدهاند تا چارچوبی قابلتحقق برای مذاکرات فراهم شود.
مذاکره در شرایطی برگزار میشود که روابط ایران و آمریکا در ماههای گذشته با تنشهایی همراه بوده و منطقه تحت تأثیر تحولات امنیتی و اقتصادی قرار دارد.
آیا گفتوگو میتواند به کاهش فشار بر اقتصاد ایران کمک کند و فضای سیاسی داخلی را آرامتر سازد یا به مدیریت موقت بحران محدود خواهد شد؟ مذاکره نمایانگر تلاش طرفین برای یافتن راهکار دیپلماتیک و گفتوگو بهمنظور جلوگیری از تشدید تنشها است و نتیجهٔ مطلوب در گرو ارادهٔ سیاسی، انعطافپذیری و احترام متقابل است.
مسعود پزشکیان به وزیر امور خارجه دستور داده مذاکراتی منصفانه و عادلانه با آمریکا انجام شود و در شبکۀ اجتماعی ایکس نوشته: "مذاکره باید مشروط بر فراهمبودنِ محیط مناسب، مبتنی بر احترام متقابل و پرهیز از فشار و انتظارات غیرواقعبینانه باشد. باید اصول عزت، تدبیر و مصلحت در مذاکرات رعایت شود."
عباس عراقچی، وزیر امور خارجهٔ ایران نیز تأکید کرده است که دیپلماسی همواره یکی از گزینههای جمهوری اسلامی ایران بوده و در صورت رعایت منافع متقابل، امکان پیشرفت در گفتوگوها وجود دارد. از سوی دیگر، رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده تماسها و رایزنیها میان دو طرف ادامه دارد و نتیجهٔ آن طی روزهای آینده مشخص خواهد شد.
تبادل پیامهای رسمی، نشاندهندۀ تمایل ایران و آمریکا به استفاده از مسیر دیپلماتیک است. مقامات ایرانی بارها تأکید کردهاند که مذاکرات باید متوازن و مبتنی بر احترام متقابل باشد و از رویکردهای یکجانبه فاصله بگیرد. در همین حال، واشنگتن با اعزام فرستادۀ ویژۀ خود به منطقه، روند رایزنیها را پیگیری میکند تا امکان برگزاری مذاکرات مستقیم و چارچوبی برای تفاهم احتمالی فراهم شود.
روند مذاکرات ایران و آمریکا با نظارت و هماهنگی کشورهای منطقه در جریان است. قطر، ترکیه، مصر و عمان نقش میانجی را ایفا میکنند و در تبادل پیامها میان تهران و واشنگتن مشارکت دارند. رایزنیها، مسیر گفتوگوهای مستقیم را تسهیل میکنند و چارچوبی برای مدیریت بحران فراهم میآورند.
گزارش رسانهها حاکی از آن است که مذاکرات احتمالی قرار است جمعه در استانبول برگزار شود و استیو ویتکاف (فرستادۀ ویژۀ آمریکا) و عباس عراقچی (وزیر امور خارجۀ ایران) حضور داشته باشند. هنوز تاریخ رسمی از سوی دو طرف تأیید نشده، اما جزئیات و محورهای اصلی مذاکرات در حال بررسی است.
این چارچوب چندجانبه نشان میدهد که طرفین میخواهند گفتوگوها را در محیطی امن و مبتنی بر احترام متقابل دنبال کنند و فشارهای یکجانبه یا برخورد مستقیم را کاهش دهند. حضور میانجیهای منطقهای امکان هماهنگی با کشورهای همسایه و کنترل فضای سیاسی و امنیتی منطقه را افزایش میدهد، تا مذاکرات از مسیر دیپلماتیک به سمت کاهش تنش و مدیریت اختلافات هدایت شوند.
مذاکرات ایران و آمریکا علاوه بر تأثیر بر روابط دو طرف، پیامدهایی برای فضای داخلی و منطقه دارند. مقامهای ایرانی اعلام کردهاند که دولت در حال مدیریت مسائل داخلی از مسیرهای قانونی و نهادی است و توجه ویژهای به ثبات اقتصادی و اجتماعی دارد. مذاکره با آمریکا میتواند به کاهش فشارهای اقتصادی و بهبود فضای کسبوکار کمک کند، هرچند اثرات آن به شکل مرحلهای و مشروط خواهد بود.
توافق احتمالی میتواند تنشها را در سطح منطقهای کاهش دهد و فضای همکاری و رایزنی با کشورهای همسایه را تسهیل کند. با این حال، موفقیت این مذاکرات در گرو استمرار دیپلماسی، رعایت احترام متقابل و انعطافپذیری طرفین است. مذاکره نمایانگر تلاش ایران و آمریکا برای استفاده از راهکارهای صلحآمیز به جای تشدید اختلافات و ایجاد شرایط پایدارتر در منطقه است.
خبرگزاریهای بینالمللی مثل رویترز و والاستریتژورنال به برنامهریزی دیدارهایی در استانبول اشاره کردهاند که قرار است در آن سفیر ویژهٔ آمریکا و وزیر امور خارجهٔ ایران حضور داشته باشند و موضوع اصلی گفتگوها بحث دربارهٔ برنامهٔ هستهای خواهد بود.
پوشش رسانهای غربی بر این نکته تأکید دارد که مذاکرات با هدف جلوگیری از تشدید تنش و کاهش احتمال برخورد نظامی صورت میگیرد و نشاندهندۀ تمایل دو طرف برای بازگشت به مسیر دیپلماسی است. روزنامههای معتبر اعلام کردهاند که حضور میانجیها و کشورهای منطقهای مانند ترکیه، قطر و مصر در این روند میتواند نقش مثبت داشته باشد.
پوشش رسانهای نشان میدهد نگاه رسانههای جهان به مذاکرات فعلی، محتاطانه، واقعگرایانه و امیدوار به دیپلماسی است، بهویژه در شرایطی که بازارها نسبت به این تحولات حساسیت نشان دادهاند و نگرانی از افزایش تنش در تحلیلهای اقتصادی بازتاب یافته است.
رسانههای آمریکایی مانند واشنگتنپست و انبیسی نیوز گزارش دادهاند که مذاکرات با هدف جلوگیری از تنش بیشتر و کاهش احتمال برخورد نظامی برنامهریزی شدهاند. این رسانهها بیشتر به سخنان مقامات واشنگتن و پیامدهای داخلی پرداختهاند که نشان میدهد در این کشور نگاههای متفاوتی نسبت به مذاکره با ایران وجود دارد.
از دید رسانههای آمریکایی، مذاکرات فعلی دید تاریخی دارند، از تجربهٔ گذشتهٔ معاهدات هستهای درس گرفتهاند و بهجای تمرکز صرف بر محدودیت برنامۀ هستهای، تلاش میکنند موضوعات سیاسی، امنیتی و منطقهای را در چارچوب گفتوگوها بگنجانند. برخی تحلیلگران آمریکایی معتقدند نتیجهٔ این مذاکرات میتواند تأثیرات گستردهای بر سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه داشته باشد.
مقالات تحلیلی این رسانهها نسبت به نتیجۀ احتمالی مذاکرات مواضع خوشبینانه یا محتاطانه دارند که تردید دربارهٔ نتایج بلندمدت را منعکس میکند، زیرا دستیابی به توافقِ جامع، چالشی بزرگتر از تدارک اولیه است.
رسانههای اروپایی همچون فایننشالتایمز و بیبیسی به بررسی ابعاد دیپلماتیک مذاکرات پرداختهاند و تأکید دارند که تجربهٔ مذاکرات برجام در گذشته نشان داده است دستیابی به توافقهای پایدار نیازمند ساختارهای عملی و شفاف است. از دید رسانههای اروپایی، مذاکرات جدید احتمالاً با تمرکز بلندمدت بر مسائل فنی هستهای، از جمله غنیسازی اورانیوم، دنبال میشود، اما اختلافنظر دربارهٔ مواردی چون برنامۀ موشکی و حضور منطقهای ایران نیز چالشبرانگیز است.
تحلیلهای رسانهای اروپا نشان میدهند که این گفتوگوها در صورت موفقیت میتوانند به تقویت دیپلماسی در سطح منطقهای کمک کنند و نقش اتحادیهٔ اروپا و کشورهای عضو را در میانجیگریها برجستهتر سازند. با این حال، فقدان اعتماد تاریخی میان طرفین و پیچیدگیهای سیاست داخلی، از مهمترین موانع بر سر راه توافق گستردهتر است.
شبکههای خبری آسیایی و خاورمیانه مانند الجزیره و الشرقالأوسط مذاکرات را بهعنوان تلاشی برای کاهش تنشهای منطقهای تحلیل میکنند و به نقش میانجیها در تسهیل گفتوگوها توجه ویژه دارند. این رسانهها گزارش میدهند که کشورهای قطر، ترکیه، مصر و عمان تلاش میکنند با فراهم کردن بستر گفتوگو، از تشدید بحران جلوگیری کنند.
در تحلیلهای این رسانهها، تأکید بر این است که گفتوگوی طرفین به حل مسائل هستهای و کاهش نگرانیهای سیاسی و امنیتی در خاورمیانه کمک میکند و میتواند راهکار منطقهای برای همکاری بیشتر بیابد. در عین حال، برخی گزارشهای رسانهای خاورمیانه اشاره کردهاند که اگر گفتوگو با شکست مواجه شود، منطقه با چالشهای امنیتی جدید مواجه خواهد شد.
این رسانهها گزارش دادهاند که برخی بازیگران منطقهای، از جمله مشاوران دیپلماتیکِ کشورهای خلیجفارس، از مذاکرات حمایت میکنند زیرا به باور آنها خطر تشدید ناامنی و برخورد نظامی برای منطقه بهشدت زیانآور است.
رسانههای اقتصادی و تحلیلگران بازار مانند فایننشالتایمز به تأثیر مذاکرات بر بازار جهانی انرژی توجه کردهاند. بر اساس گزارشها، با افزایش امید به گفتوگوهای دیپلماتیک و کاهش احتمال برخورد نظامی، قیمت نفت خام کاهش یافته و بازارها این تحول را نشانهای از کاهش ریسک ارزیابی کردهاند.
تحلیلگران اقتصادی در این گزارشها معتقدند هرگونه پیشرفت واقعی در مذاکرات هستهای با کاهش تنش در منطقه، بر قیمت نفت، بازارهای سرمایهگذاری و کالاهای اساسی اثرگذار است. فعالانِ بازارها افزایش اطمینان دیپلماتیک را مثبت قلمداد میکنند. این رصد اقتصادی نشان میدهد رسانههای تخصصی به اثرات غیراستراتژیک مذاکرات نیز توجه دارند و تلاش میکنند اثرات اقتصادی و جهانی این تحولات را تحلیل کنند؛ تحلیلهایی که برای تصمیمگیری سرمایهگذاران و سیاستگذاران اهمیت فزاینده یافته است.
بسیاری از رسانههای رسمیِ منطقهای به نقل از مقامات دیپلماتیک تأکید کردهاند که منطقه به درگیری جدید میان ایران و آمریکا نیاز ندارد و مذاکرات را راهکاری مناسب برای جلوگیری از تنشهای نظامی دانستهاند. بهعنوان مثال، خبرگزاری رویترز به سخنان مشاور دیپلماتیک رئیسامارات متحدۀ عربی اشاره کرده که گفته است منطقه نیازی به جنگ ایران و آمریکا ندارد و مذاکره را بهترین مسیر برای حفظ ثبات میداند.
این رسانهها گزارش دادهاند که این موضع رسمی در نشستهای سیاسی و امنیتی منطقهای مطرح شده و کشورها تلاش میکنند گفتوگوهای هستهای را در چارچوب همکاری منطقهای تقویت کنند.
بازتاب چنین تحلیلهایی نشان میدهد رسانههای منطقهای، رایزنیهای دیپلماتیک را بخشی از تلاشهای گستردهتر منطقهای برای ممانعت از خطرات ناخواسته و تقویت ثبات سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه تفسیر میکنند.
برخی رسانهها در اسرائیل گزارش دادهاند که مذاکرات ایران و آمریکا پیش از آنکه رسمی اعلام شود، ممکن است بهصورت «غیرمستقیم» و حتی پنهان صورت گیرد. این تحلیلها میگویند هرچند گفتوگوها به شکل رسمی برگزار نشده، اما تلاشهای دیپلماتیکِ پشت پرده در جریان است تا فضای اعتماد اولیه ایجاد شود.
این رسانهها به نقل از منابع دیپلماتیک میگویند مذاکرات غیرمستقیم میتواند شامل موضوعات هستهای و مسائل راهبردیِ دیگر باشد و بیانگر آن است که دو طرف میخواهند قبل از ورود به گفتوگوی رسمی، زمینههای تفاهم را فراهم کنند.
بازتاب چنین روایاتی نشان میدهد رسانههایی در فضای خبری منطقهای به تحلیلهای سطحیتر و پشتپرده نیز توجه دارند، زیرا گفتوگوهای دیپلماتیک اغلب با رایزنیهای خارج از رسانهها و دیپلماسی رسمی همراه هستند و این بازتابها اطلاعات تکمیلی برای درک بهتر روند مذاکرات فراهم میکند.
برخی رسانهها و تحلیلگران مستقل در غرب به جدیتِ گفتوگوها شک دارند و معتقدند اختلافات عمیق دربارهٔ موضوعاتی چون غنیسازی اورانیوم، برنامۀ موشکی و حضور منطقهای ایران همچنان مانع اصلی دستیابی به توافق گسترده است. این تحلیلگران میگویند اگر این موضوعات در گفتوگوها وارد نشوند، هرگونه توافق ممکن است صرفاً محدود به موضوعات فنیِ هستهای باشد.
آنها اشاره میکنند که ایران تاکنون اصرار داشته اولویت را به مباحث هستهای بدهد و مسائل نظامی و منطقهای را در چارچوب مذاکرات مستقل دنبال کند؛ چالشی که حل آن نیازمند انعطاف فراگیرتر است.
این دیدگاه انتقادی در رسانههای غربی میتواند نشاندهندۀ انتظارات محتاطانه یا حتی بدبینانه در تحلیل تضاد منافعِ دو طرف باشد و تأکید میکند که در صورت عدم پیشرفت در موضوعات اصلی، مذاکرات ممکن است بازتاب رسانهای بیابند، اما به توافق عملی منتهی نشوند.
برخی رسانهها توجه خود را به پیامدهای امنیتیِ همزمان با مذاکرات معطوف کردهاند، از جمله این گزارش که حضور نظامی آمریکا در خلیجفارس و واکنشهای رسمی ایران بر فضای گفتوگوها تأثیر میگذارد. این رسانهها میگویند گفتوگوها در حالی انجام میشوند که نگرانی دربارهٔ امنیت منطقه همچنان بالاست و این مسئله میتواند موضوعات بیشتری را به دستور کار مذاکرات اضافه کند.
این تحلیلها اشاره میکنند که گفتوگوهای هستهای نمیتوانند فارغ از مسائل امنیتی و نظامی باشند، زیرا نگرانیها دربارهٔ تجهیزات پیشرفته، حضور نظامی، تهدیدات متقابل و سیاستهای راهبردی در منطقه، موضوعاتی هستند که لازم است در سطوح بعدیِ مذاکرات بررسی شوند.
رسانههای آسیایی و خاورمیانهای به تأثیر گفتوگوها بر وضعیت داخلی ایران پرداختهاند؛ بهویژه اینکه مذاکرات هستهای احتمالی میتواند بر فضای اقتصادی، اجتماعی و فشارهای داخلی تأثیر داشته باشد. برخی تحلیلها میگویند موفقیت مذاکرات میتواند به آرامش سیاسی و کاهش تنشهای اجتماعی کمک کند، زیرا کاهش تحریم راهکاری برای بهبود اقتصادی ارائه میدهد.
این رسانهها پیرامون تأثیر مذاکره بر بازار کار و سرمایهگذاری در ایران تحلیلهایی منتشر کردهاند که نشان میدهد هرگونه کاهش تنش میتواند به بهبود شرایط اقتصادی و افزایش جذابیت بازار ایران برای سرمایهگذاران خارجی کمک کند.
به این ترتیب، رسانههای منطقهای و آسیایی فراتر از نگاهِ صرفاً سیاسی، اثرات اجتماعی و اقتصادی مذاکرات را نیز برجسته میکنند و آن را بخشی از چارچوب دیپلماسیِ جامع و چندلایه میدانند.
در روزهای اخیر، نشانههای جدی مبنی بر تمایل ایران و آمریکا به ازسرگیری مذاکرات هستهای دیده میشود. این تمایل بیش از آنکه حاصل تغییر بنیادین در مواضع دو طرف باشد، نتیجۀ افزایش هزینههای تداومِ تنش است. ایران تحت فشار اقتصادی، نیازمند کاهش ریسکهای امنیتی و مالی است و آمریکا نیز بهویژه در فضای سیاسی دولت ترامپ، مایل نیست با بحرانی تازه در خاورمیانه، افزایش قیمت انرژی و درگیری غیرقابلکنترل روبهرو شود. این همزمانی منافع، زمینهای واقعگرایانه برای بازگشت به دیپلماسی ایجاد کرده است.
با این حال، مذاکرات جدید قرار نیست بازگشتی ساده به برجام ۲۰۱۵ باشند. شواهد نشان میدهند طرفین بهدنبال توافق محدود، مرحلهای و قابل بازگشتاند که هدف اصلیاش مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید تنش است، نه حل نهایی اختلافات هستهای. در این چارچوب، ایران حاضر به اِعمال محدودیتهای مشخص بر برخی فعالیتهای هستهای است و در مقابل، کاهش تدریجی و مشروطِ تحریمها را مطالبه میکند؛ الگویی که انعطافپذیرتر از توافقهای پیشین است و همزمان شکنندهتر نیز هست.
انتخاب استانبول بهعنوان محل مذاکرات و حضور غیرمستقیم بازیگران منطقهای مانند قطر، عربستان و امارات، نشاندهندۀ تغییر شکل دیپلماسی است. آمریکا میکوشد هزینۀ سیاسی گفتوگوی مستقیم را کاهش دهد و ایران نیز تلاش دارد مذاکرات را بخشی از روند منطقهای و نه صرفاً نتیجۀ فشار غرب جلوه دهد. این الگو بیانگر حرکت بهسوی دیپلماسی چندلایه است که در آن میانجیها نقشی کلیدی در کاهش اصطکاک ایفا میکنند.
در این میان، لحن تهدیدآمیز ترامپ و هشدارهای همزمان با اعلام آمادگی برای مذاکره را باید بخشی از تاکتیک چانهزنی دانست؛ تهدیدهایی که بیشتر برای مصرف داخلی، اِعمال فشار روانی در میز مذاکره و حفظ ظاهر گزینۀ نظامی مطرح میشوند تا نشانهای از تمایل واقعی به درگیری. مجموع این عوامل نشان میدهند مذاکره نه مقدمۀ توافقی بزرگ و پایدار اسا، نه نشانهٔ جنگی قریبالوقوع؛ بلکه تلاشی حسابشده برای خرید زمان، کنترل ریسک و جلوگیری از ورود بحران به مرحلهای پرهزینهتر برای همهٔ بازیگران است.
در صورت توافق محدود، محتملترین سناریو دستیابی به تفاهم موقت و مرحلهای است که در آن ایران برخی محدودیتهای فنی مشخص را میپذیرد و در مقابل، بخشی از تحریمهای نفتی یا مالی بهصورت کنترلشده کاهش مییابد؛ چنین توافقی میتواند بهطور نسبی تنشها را کاهش دهد، فضای تنفس اقتصادی کوتاهمدت برای ایران ایجاد کند و ریسک درگیری نظامی را پایین بیاورد، اما به دلیل موقتیبودن و وابستگی شدید به ارادهٔ سیاسی طرفین، از ثبات بلندمدت برخوردار نخواهد بود.
در سناریوی شکست مذاکرات، بازگشت سریع به چرخهٔ تهدید و فشار محتمل است؛ آمریکا میتواند تحریمها را تشدید کند و ایران نیز با گسترش فعالیتهای هستهای یا کاهش همکاریهای نظارتی واکنش نشان دهد؛ وضعیتی که خطر درگیری را افزایش میدهد و فشار اقتصادی و بیثباتی روانی در بازارهای داخلی ایران را تشدید خواهد کرد.
سناریوی سوم یعنی تعلیق مذاکرات، حالتی میانی است که در آن گفتوگوها بدون اعلام رسمی شکست، متوقف یا کشدار میشوند؛ این وضعیت معمولاً باعث بلاتکلیفی سیاسی و اقتصادی میشود؛ نه گشایش واقعی ایجاد میکند و نه تنش را به نقطهٔ انفجار میرساند، اما فضای ابهام را در داخل و در سطح منطقه حفظ میکند.
از منظر اثر اقتصادی بر ایران، حتی پیشرفت محدود در مذاکرات میتواند انتظارات تورمی را تا حدی مهار کند، بر بازار ارز اثر روانی کاهنده بگذارد و امکان افزایش محدود فروش نفت یا دسترسی به منابع مالی بلوکهشده را فراهم کند؛ هرچند بدون رفع ساختاری تحریمها، این اثرات شکننده و کوتاهمدت خواهند بود. در مقابل، شکست یا تعلیق طولانی مذاکرات معمولاً به افزایش ریسک سرمایهگذاری، تضعیف پول ملی و تشدید فشار بر معیشت خانوارها منجر میشود، حتی اگر در کوتاهمدت با مدیریتهای داخلی کنترل شود.
این دور از گفتوگوها در مقایسه با مذاکرات برجام، با واقعگرایی بیشتر و جاهطلبی کمتر همراهند. برجام تلاشی برای یافتن راهکار جامه و حلوفصلِ پروندهٔ هستهای در چارچوب حقوقی و بلندمدت بود، اما مذاکرات فعلی بیشتر بر مدیریت بحران، کاهش ریسک و جلوگیری از بدترین سناریوها تمرکز داردن؛ با اعتماد متقابلِ کمتر، نقش پررنگتر میانجیهای منطقهای و افق زمانی کوتاهتر. همین تفاوتها احتمال دستیابی به توافق محدود را افزایش میدهند و توافق پایدار و بلندمدت را با موانعی مواجه میکنند.
نگاه رسانههای جهان به آغاز مذاکرات ایران و آمریکا عمدتاً محتاطانه، واقعگرایانه و بهدور از خوشبینیِ اغراقآمیز است. رسانههای آمریکایی مانند واشنگتنپست و نیویورکتایمز این مذاکرات را نه بهمثابه چرخش استراتژیک، که در قالب تلاشی تاکتیکی برای مهار بحران توصیف میکنند و بر این نکته تأکید دارند که دولت آمریکا بهدنبال «توافق بزرگ» نیست، بلکه میخواهد از تشدید تنش، افزایش قیمت انرژی و درگیری ناخواسته جلوگیری کند. در این روایت، مذاکرات بیشتر ابزاری برای مدیریت ریسک معرفی میشوند تا حل ریشهای اختلافات.
رسانههای اروپایی، بهویژه گاردین، لوموند و اشپیگل، تمرکز خود را بر شکست نظم پیشینِ برجام و ضرورت بازگشت حداقلی به دیپلماسی گذاشتهاند. آنها این گفتوگوها را نشانهای از اعتراف ضمنی غرب به ناکارآمدی سیاستِ فشار حداکثری میدانند، اما همزمان هشدار میدهند که بیاعتمادی عمیق و تجربهٔ خروج آمریکا از برجام، شانس دستیابی به توافق پایدار را کاهش داده است. در این تحلیلها، اروپا بیشتر نگران پیامدهای امنیتی و منطقهایِ شکست مذاکرات است تا جزئیات فنیِ توافق.
در مقابل، رسانههای منطقهای و آسیایی مانند الجزیره و رسانههای چینی، آغاز مذاکرات را در چارچوب تغییر موازنهٔ قدرت جهانی و افول نقش یکجانبۀ آمریکا تحلیل میکنند. این رسانهها بر نقش میانجیگرانِ منطقهای، اهمیت دیپلماسیِ چندجانبه و تلاش ایران برای نشاندادن مذاکره از موضع فعال و نه تحت فشار تأکید دارند. در این روایت، مذاکرات بخشی از بازی بزرگتر برای بازتعریف روابط قدرت در خاورمیانه و جهان تلقی میشوند.
در مجموع، اجماع رسانهای جهانی بر این است که آغاز مذاکرات ایران و آمریکا بیش از آنکه نویدبخشِ توافقی تاریخی باشد، نشانهای از تمایل طرفین به اجتناب از بدترین سناریوهاست؛ حرکتی حسابشده برای خرید زمان، کنترل تنش و مدیریت بحران در فضایی که بازیگران اصلی، توان و تمایل ورود به تقابل پرهزینه و غیرقابلکنترل را ندارند.