خبرگزاری مهر، گروه سیاست - نفیسه عبدالهی: گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا امروز جمعه 17 بهمن در مسقط برگزار میشود، بیش از آنکه یک رویداد صرفاً دیپلماتیک باشد، بازتابی از یک واقعیت راهبردی است؛ شکست سیاست فشار حداکثری و ناامیدی آمریکا از تأثیرگذاری تهدید، تحریم و جنگ بر اراده جمهوری اسلامی ایران.
در چارچوبی واقعبینانه، این مذاکرات را باید نه نشانه عقبنشینی ایران، بلکه جلوهای از «اقتدار مسئولانه» جمهوری اسلامی در مدیریت چالشهای پیچیده منطقهای و بینالمللی ارزیابی کرد. بعد از ۴۷ سال، آمریکا به این نتیجه رسیده است که اقدامات قهری علیه ایران، مثمر ثمر نخواهد بود و اکنون به این جمعبندی رسیده است که ابزارهای قهری، توان تغییر محاسبات ایران را ندارند و مسیر دیپلماسی، تنها گزینه باقیمانده است.
شکست راهبرد فشار؛ چرا آمریکا به میز مذاکره بازگشت؟
در سه سال گذشته، آمریکا و متحدانش مجموعهای از اقدامات کمسابقه را علیه ایران و محور مقاومت به کار گرفتند؛ از تشدید فشارهای اقتصادی و مالی گرفته تا تلاش برای فعالسازی سازوکار اسنپبک در شورای امنیت، اقدامات خرابکارانه و حتی تجاوز نظامی در خردادماه و مداخلههای تروریستی در دیماه. با این حال، هیچیک از این ابزارها نتوانست تغییری در رویکرد مقتدرانه ایران ایجاد کند.
واقعیت آن است که این آمریکا بود که پیشتر میز مذاکره را ترک و عملاً آن را «منفجر» کرد، نه ایران. اکنون بازگشت واشنگتن به دیپلماسی، نتیجه مستقیم ناامیدی از اثرگذاری تهدید نظامی و جنگ ترکیبی است.
دیپلماسی؛ انتخاب مسئولانه ایران، نه امتیازدهی
جمهوری اسلامی ایران هیچگاه باب دیپلماسی را نبسته است. توسل به گفتوگو، همواره بهعنوان ابزاری برای تأمین منافع و حقوق ملت ایران و در راستای حفظ صلح و ثبات منطقهای در دستور کار تهران بوده است. ایران در دیپلماسی جدی است، اما اجازه نخواهد داد طرف مقابل با بازی، جای مقصر و مدعی را جابهجا کند.
در این میان، درخواست کشورهای منطقه برای آغاز یک روند دیپلماتیک نیز اهمیت ویژهای دارد. ایران همواره بر نگاه درونمنطقهای، تقویت همکاریهای همسایگی و شکلدهی به منطقهای قوی و خوداتکا تأکید داشته و این مؤلفه، یکی از پشتوانههای اصلی مسیر دیپلماسی کنونی است.
تمرکز مذاکرات مسقط؛ فقط هستهای
موضوع گفتوگوهای مسقط مشخص و محدود است؛ پرونده هستهای. طرح موضوعاتی نظیر توان دفاعی یا مسائل منطقهای، خارج از دستور کار بوده و ورود به این حوزهها، بهطور قطع موجب تخریب روند دیپلماتیک خواهد شد.
گفتوگوهای روز جمعه در حالی آغاز میشود که مقامات تهران بارها تاکید کردهاند که بهرغم فضاسازیها و بدعهدیهای طرف متقابل، ایران هیچگاه باب دیپلماسی را نبسته است، در مذاکره جدی است و توسل ایران به دیپلماسی بهعنوان ابزاری برای تامین منافع و حقوق ملت ایران، نشانه مسئولیتپذیری جمهوری اسلامی ایران در قبال صلح و ثبات منطقه است.
در همین چارچوب، وزیر خارجه ایران روز دوشنبه در جریان سخنرانی خود در مراسم تجدید بیعت اعضای دستگاه دیپلماسی کشور با آرمانهای امام خمینی (ره) به مناسبت فرا رسیدن دهه فجر گفت: ما در عین حال که همواره مرد جنگ بودهایم همواره مرد دیپلماسی هم بودهایم، هیچگاه دیپلماسی را رها نکردهایم و فرصتی را برای تامین منافع مردم ایران از دست ندادهایم.
رئیسجمهور آمریکا مدعی است که هدف واشنگتن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است. اگر این ادعا با صداقت همراه باشد، تمرکز بر موضوع هستهای و پذیرش حقوق قانونی ایران، میتواند زمینه حصول نتیجه را فراهم کند.
مقامات تهران همچنین بر این موضوع تاکید دارند که اقدامات فنی مرتبط با مواد هستهای، باید در قالب پذیرش حقوق قانونی ایران در مورد غنیسازی انجام شود. و هرگونه پیششرط گذاری یا مطالبه خارج از این چارچوب، نشانه عدم حسن نیت بوده و روند گفتوگوها را به خطر میاندازد.
در ارتباط با برخی از فضاسازیها مبنی بر مطرح شدن موضوعات منطقهای در مذاکرات بین ایران و آمریکا در مسقط، تهران بر این موضوع تاکید دارد که موضوعات منطقهای، به کشورهای منطقه مربوط میشود و باید در چارچوبی که مورد پذیرش کشورهای منطقه باشد و بدون مداخله بازیگران خارجی طرح و دنبال شود و طرح موضوعات منطقهای در کنار موضوع هستهای باعث تخریب روند دیپلماتیک کنونی میشود و باید از آن پرهیز کرد.
مسائل منطقهای؛ خارج از میز مسقط
مسائل منطقهای، موضوعی میان کشورهای منطقه است و باید بدون مداخله بازیگران فرامنطقهای و در چارچوبی مورد توافق همسایگان دنبال شود. پیوند زدن این موضوعات با پرونده هستهای، نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه روند فعلی گفتوگوها را نیز تضعیف خواهد کرد.
جنگ روایتها؛ میدان موازی مذاکرات
همزمان با گفتوگوهای مسقط، یک میدان موازی نیز فعال است؛ میدان روایتسازی. بسیاری از اخبار و «نقلقولها»ی منتشرشده در رسانههای غربی، بیش از آنکه بازتاب واقعیت مذاکرات باشد، بخشی از عملیات روانی برای شکلدهی به افکار عمومی است.
مذاکرات مسقط؛ نه خوشبینانه، نه بدبینانه
مذاکرات مسقط را نه باید بیشازحد خوشبینانه و نه بدبینانه ارزیابی کرد. این گفتوگوها، آزمونی برای سنجش میزان واقعگرایی آمریکا و توان دو طرف در مدیریت اختلافات در چارچوب موازنه قدرت است.
مذاکرات مسقط، اگرچه دشوار و پیچیده خواهد بود، اما صحنهای دیگر از تقابل «اقتدار مسئولانه ایران» با سیاستهای شکستخورده فشار و تهدید آمریکاست؛ تقابلی که اینبار، آمریکا ناگزیر شده است آن را در زمین دیپلماسی دنبال کند.
برای ایران، دیپلماسی همچنان یک ابزار است؛ ابزاری که در صورت احترام به حقوق ملت و پرهیز از فشار و زیادهخواهی، میتواند به کاهش تنش و تأمین منافع ملی منجر شود، و در غیر این صورت، صرفاً یکی از مسیرهای آزمودهشده در یک منازعه بلندمدت خواهد بود.












