به گزارش خبرگزاری مهر، موسیالرضا حاجیبگلو، رئیس شورای عالی استانها در یادداشتی نوشت: مدیریت شهری در رویکرد نوین حکمرانی، فراتر از اداره خدمات روزمره، بر پایه یکپارچگی نهادی، تصمیمسازی دادهمحور و مشارکت شهروندان، به عنوان مهمترین راهبرد ارتقای کیفیت زندگی، افزایش تابآوری شهری و تحقق توسعه پایدار شهرها تعریف میشود.
مدیریت شهری در جهان امروز، صرفا اداره خدمات روزمره شهر نیست، بلکه نظامی چندبعدی برای هدایت توسعه پایدار، ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و ایجاد همافزایی میان نهادهای محلی و ملی به شمار میرود. شهر به عنوان یک موجود زنده اجتماعی، اقتصادی و کالبدی، نیازمند تصمیمسازیهای مبتنی بر داده، هماهنگی نهادی و مشارکت فعال شهروندان است و هرگونه نگاه بخشی و جزیرهای، کارآمدی سیاستهای شهری را با چالش جدی مواجه میکند.
یکی از بنیادیترین ارکان مدیریت شهری کارآمد، استقرار الگوی مدیریت یکپارچه شهری است. در این الگو، مسئولیتهای مرتبط با حملونقل، محیط زیست شهری، خدمات ایمنی، توسعه کالبدی، مدیریت بحران، امور اجتماعی و فرهنگی و سیاستهای اقتصادی محلی در چارچوبی هماهنگ و هدفمند سامان مییابد. نبود یک نظام یکپارچه موجب تداخل وظایف، کندی در تصمیمگیری، هدررفت منابع عمومی و کاهش پاسخگویی مدیران شهری میشود. تجربه شهرهای موفق نشان میدهد که انسجام نهادی و شفافیت در تقسیم وظایف، پیششرط ارتقای بهرهوری مدیریت شهری است.
در این میان، شوراهای اسلامی شهرها به عنوان نهاد منتخب مردم، نقش محوری در سیاستگذاری محلی و نظارت بر عملکرد مدیریت شهری دارند. تقویت جایگاه قانونی شوراها، افزایش اختیارات برنامهریزی و نظارتی و ایجاد پیوند موثر میان شوراها و دستگاههای اجرایی، میتواند زمینه تحقق حکمرانی شهری مطلوب را فراهم کند. مدیریت شهری زمانی اثربخش خواهد بود که تصمیمات آن در بستر گفتوگوی نهادی، پاسخگویی عمومی و نظارت مستمر شکل بگیرد و شهروندان خود را در فرآیند اداره شهر سهیم بدانند.
بعد اجتماعی مدیریت شهری نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. شهر پایدار تنها با توسعه زیرساختهای فیزیکی شکل نمیگیرد، بلکه کاهش نابرابریهای فضایی، توجه به گروههای آسیبپذیر، تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش احساس تعلق شهروندان به فضاهای شهری، از ارکان اصلی پایداری شهری محسوب میشود. مدیریت شهری نوین باید سیاستهای اجتماعی و فرهنگی را در کنار برنامههای عمرانی و اقتصادی به صورت همزمان و همراستا دنبال کند.
از منظر علمی، حرکت به سوی مدیریت شهری دادهمحور یکی از الزامات جدی نظام اداره شهرهاست. بهرهگیری از سامانههای اطلاعات مکانی، پایش هوشمند خدمات شهری، تحلیل الگوهای ترافیکی، آلودگی هوا، مصرف انرژی و نیازهای محلات، امکان تصمیمگیری دقیقتر و هدفمندتر را برای مدیران شهری فراهم میکند. چنین رویکردی ضمن افزایش کارایی هزینههای عمومی، شفافیت در فرآیند برنامهریزی و اجرای پروژههای شهری را نیز تقویت میکند.
همچنین تابآوری شهری در برابر بحرانها از جمله مخاطرات طبیعی، حوادث شهری و نوسانات اقتصادی، به یکی از شاخصهای اصلی موفقیت مدیریت شهری تبدیل شده است. توسعه زیرساختهای ایمنی، تقویت سازمانهای امدادی و خدماتی، آموزش شهروندان و پیشبینی سناریوهای بحران، بخشی جداییناپذیر از برنامهریزی شهری نوین به شمار میرود. مدیریت شهری بدون نگاه آیندهنگر و مبتنی بر ارزیابی ریسک، در برابر شوکهای محیطی و اجتماعی آسیبپذیر خواهد بود.
در نهایت، مدیریت شهری موفق نیازمند پیوند همزمان سه سطح سیاستگذاری ملی، مدیریت محلی و مشارکت مردمی است. همافزایی میان این سطوح میتواند زمینه تحقق توسعه متوازن شهری، ارتقای کیفیت زندگی، افزایش اعتماد عمومی و شکلگیری شهری هوشمند، تابآور و انسانمحور را فراهم سازد. آینده شهرها در گرو عبور از مدیریت سنتی و حرکت به سوی حکمرانی شهری یکپارچه، شفاف و مشارکتپذیر است.












