اقتصاد ایران و جمهوری آذربایجان؛ ظرفیت بالا، همکاری پایین

الف چهارشنبه 15 بهمن 1404 - 10:15
ایران و جمهوری آذربایجان، با وجود مشترکات فراوان، از سطح همکاری اقتصادی مناسبی برخوردار نیستند.

به گزارش تسنیم؛ جمهوری آذربایجان در جنوب قفقاز واقع است که از غرب با ارمنستان، از شمال با روسیه (جمهوری داغستان)، از شمال غربی با گرجستان، از شرق به دریای خزر و از جنوب با ایران همسایه است. مساحت کشور حدود 83هزار کیلومتر مربع است[1]. طبق تخمین سال 2025، جمعیت آذربایجان حدود 10٫3 میلیون نفر است[2]. بیش از 91 درصد جمعیت را ترک‌های آذربایجانی تشکیل می‌دهند، در حالی که اقلیت‌هایی چون لِزگی‌ها، روس‌ها، تالش‌ها، تات‌ها و کُردها نیز حضور دارند. زبان رسمی، آذربایجانی (ترکی آذربایجانی) است که از خانواده زبان‌های ترکی است و به الفبای لاتین نوشته می‌شود. دین رسمی کشور اسلام (مذهب شیعه دوازده امامی) است، اگرچه دولت سکولار عمل می‌کند. موقعیت استراتژیک آذربایجان در مسیر کریدورهای بین‌المللی انرژی و حمل‌ونقل (مانند کریدور جنوب–شمال و غرب–شرق) آن را به یک بازیگر مهم در منطقه تبدیل کرده است.

تاریخ تا زمان استقلال (1991)

آذربایجان بخشی از تاریخ پیچیده و چندلایه قفقاز و خاورمیانه است. در دوران باستان، سرزمین کنونی آذربایجان در حوزه تمدن‌های ماننا و ماد قرار داشت. در دوران اسلامی، این منطقه بخشی از خلافت عباسی، سپس آل بویه، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، مغولان و ایلخانیان بود. پس از سقوط ایلخانیان، قره‌قویونلو و آق‌قویونلو بر آن حکمرانی کردند. در اوایل قرن شانزدهم، حکومت صفویه با مرکزیت ایران، کنترل این منطقه را در دست گرفت و شیعه دوازده‌امامی را به‌عنوان دین رسمی تثبیت نمود. پس از جنگ‌های ایران و روسیه در اوایل قرن نوزدهم (صلح‌نامه‌های گلستان 1813 و ترکمانچای 1828)، بخش شمالی آذربایجان به روسیه واگذار شد. پس از انقلاب 1917 روسیه، در ماه مه 1918، جمهوری دموکراتیک آذربایجان (اولین جمهوری مسلمانِ سکولار در جهان) تأسیس شد، اما تنها 23 ماه دوام آورد و در آوریل 1920 توسط ارتش سرخ اشغال و به عنوان جمهوری سوسیالیستی شوروی آذربایجان به اتحاد جماهیر شوروی پیوست. در طول دوره شوروی، آذربایجان به‌عنوان یکی از جمهوری‌های مهم انرژی‌بر، به‌ویژه پس از توسعه میدان‌های نفتی باکو، نقش کلیدی ایفا کرد. این دوره با مهاجرت‌های اجباری، تغییرات قومی-جغرافیایی (از جمله مناقشه قره‌باغ با ارمنستان) و سیاست‌های روسی‌سازی همراه بود.

رویدادهای سیاسی مهم 50 سال اخیر

در دهه 1980، با آغاز سیاست گلاسنوست و پروسترویکا توسط گورباچف، جنبش‌های ملی‌گرایانه در آذربایجان بازگشتند. در سال 1988، اعتراضات گسترده‌ای علیه انتقال منطقه قره‌باغ کوهستانی به جمهوری ارمنستان شورویی صورت گرفت که به خشونت‌های قومی و تبعیض ضدآذری در ارمنستان انجامید. در 1990، رویداد ژانویه سیاه (حمله ارتش شوروی به باکو و کشته شدن ده‌ها غیرنظامی) نقطه عطفی در تقاضای استقلال بود. در 18 اکتبر 1991، پس از فروپاشی شوروی، آذربایجان استقلال خود را اعلام کرد. در دهه اول استقلال، جنگ قره‌باغ (1992–1994) با پیروزی نسبی ارمنستان و اشغال 20 درصد از خاک آذربایجان (شامل قره‌باغ و هفت منطقه اطراف) همراه بود. این جنگ بحران پناهندگان گسترده‌ای ایجاد کرد و ثبات داخلی را تضعیف نمود. در 1993، حیدر علی‌اف پس از بحران داخلی به قدرت رسید و تا سال 2003 حکومت کرد. فعالیت‌های وی شامل پیوستن به برنامه «شراکت من أجل صلح» ناتو، عضویت در منظمه کنفرانس اسلامی و منظمه همکاری اقتصادی دریای خزر (CEC) و به‌ویژه امضای قرارداد «قرن» در 1994 بود که بهره‌برداری مشترک از میدان‌های نفتی خزر جنوبی را با شرکت‌های غربی تنظیم می‌کرد. پس از مرگ حیدر علی‌اف در 2003، پسرش الهام علی‌اف جایگزین او شد و حکومت یک‌حزبی حزب آذربایجان جدید را تثبیت کرد. سیاست داخلی متکی بر ثبات، توسعه زیرساخت و نقدینه‌گذاری از درآمدهای نفتی بود، اما با محدودیت‌هایی در زمینه آزادی‌های مدنی و رسانه‌ای همراه بود. در سال 2020، جنگ 44 روزه قره‌باغ با پیروزی کامل آذربایجان به پایان رسید؛ طبق توافق سه‌جانبه باکو–مسکو–ایروان، نیروهای ارمنستان از هفت منطقه اطراف قره‌باغ عقب‌نشینی کردند و کنترل بخش‌هایی از خود قره‌باغ (از جمله شهر شوشی) به آذربایجان بازگشت. در سال 2023، عملیات ضدتروریستی آذربایجان منجر به تسلیم‌شدگی کامل نیروهای ارمنی در قره‌باغ و فروپاشی جمهوری خودخوانده قره‌باغ شد. این تحولات، مشروعیت داخلی و جایگاه بین‌المللی آذربایجان را افزایش داد. در سال 2024، انتخابات ریاست‌جمهوری با پیروزی الهام علی‌اف برگزار شد، در حالی که ائتلاف‌های مخالف در معرض فشار قانونی قرار داشتند.

اتفاقات منجر به استقلال

سقوط اتحاد جماهیر شوروی نتیجه‌ای تدریجی از بحران‌های سیاسی، اقتصادی و قومی بود. در آذربایجان، حرکت استقلال‌طلبانه با اوج‌گیری ناسیونالیسم پس از تصمیم شوروی دربارهٔ قره‌باغ (1988)، ناآرامی‌های باکو، و سپس خونریزی ژانویه 1990 (که توسط گورباچف امر کرده بود) شتاب گرفت. شورای عالی آذربایجان در 18 اوت 1991، پس از شکست کودتای مسکو، استقلال را تأیید و در 30 اوت همان سال رسماً اعلام کرد. همه‌پرسی استقلال در دسامبر 1991 با رأی 95 درصدی موافقان تأیید شد و آذربایجان در 21 دسامبر 1991 به‌عنوان عضو مؤسس اتحادیه کشورهای مستقل (CIS) پذیرفته شد.

گرایش سیاسی بین‌المللی

آذربایجان سیاست خارجی «موازنه‌گری» را دنبال می‌کند: از یک سو، روابط استراتژیک با ترکیه (برادری ترک-آذری) و ناتو (از طریق برنامه «شراکت من أجل صلح» و مشارکت در مأموریت‌های آفغانستان و عراق)؛ از سوی دیگر، همکاری‌های اقتصادی و امنیتی با روسیه (مثلاً در حفظ ثبات پس از جنگ 2020) و چین (در چارچوب ابتکار کمربند و جاده). روابط با ایران پیچیده است: هم‌مرزی طولانی و روابط فرهنگی-تاریخی در مقابل تنش‌های ژئوپلیتیکی (مانند مسائل تعلق قومی، حمایت ایران از ارمنستان در گذشته و نگرانی‌های باکو دربارهٔ طرح‌های انرژی جنوب ایران–ارمنستان). آذربایجان عضو فعال سازمان همکاری‌های اسلامی (OIC)، جنبش عدم تعهد، و شورای امنیت سازمان ملل (دوره 2022–2023) بوده و بر بی‌طرفی مثبت تأکید دارد.

گرایش اقتصادی بین‌المللی

آذربایجان از اقتصادی مبتنی بر صادرات نفت و گاز به سمت تنومندی‌سازی حرکت می‌کند. شرکت‌های غربی (BP، Total، SOCAR با شرکای اروپایی) نقش کلیدی در بخش انرژی دارند. عضویت در برنامه «ارزش افزوده محلی» (Local Content) و سرمایه‌گذاری در صنایع غیرنفتی (کشاورزی، فناوری، گردشگری) اولویت است. کشور در تفاهم‌نامه‌های آزادسازی تجاری با ترکیه، گرجستان و اتحادیه اقتصادی اوراسیا (به‌صورت غیرمستقیم) مشارکت دارد. عضو کامل سازمان تجارت جهانی (WTO) نیست، اما مذاکرات عضویت در حال پیگیری است. سرمایه‌گذاری خارجی غیرانرژی روند صعودی دارد، به‌ویژه در ICT و زیرساخت‌های لجستیکی.

نقاط قوت و ضعف زندگی در آذربایجان

نقاط قوت زندگی در آذربایجان شامل ثبات نسبی امنیتی (پس از حل بحران قره‌باغ)، رشد زیرساخت‌های شهری (به‌ویژه در باکو)، دسترسی گسترده به خدمات بهداشتی و آموزشی رایگان، و تنوع فرهنگی-طبیعی است. باکو به‌عنوان پایتخت، از استانداردهای نسبتاً بالای شهرنشینی برخوردار است: حمل‌ونقل عمومی مدرن، پوشش اینترنت 4G/5G گسترده، و بیمارستان‌های مجهز. دولت برنامه‌های رفاهی مانند مسکن دولتی و یارانه‌های انرژی را حفظ کرده است. زبان مشترک و نزدیکی فرهنگی با ایران، سازگاری مهاجران ایرانی را تسهیل می‌کند.

از سوی دیگر، ضعف‌های چشمگیری وجود دارد: اقتصاد همچنان وابسته به درآمدهای نفتی است و تورم و نوسانات ارزی از چالش‌های مداوم محسوب می‌شوند. با وجود رشد اقتصادی، توزیع ناعادلانه ثروت، فقر منطقه‌ای (به‌ویژه در مناطق دورافتاده و نواحی آزادشده)، و بیکاری جوانان (به‌ویژه تحصیل‌کردگان غیرفنی) نگرانی‌های اجتماعی را افزایش داده است. آزادی‌های مدنی محدود است: فضای رسانه‌ای تحت نظارت شدید است، احزاب مخالف به‌ندرت موفق به ثبت و مبارزه انتخاباتی می‌شوند، و فعالان مدنی و حقوق بشر گاه با محدودیت‌های قضایی مواجه می‌شوند. کیفیت هوا در باکو (به‌دلیل ترافیک و صنایع نفتی قدیمی) و مدیریت ضعیف پسماند شهری، از دغدغه‌های زیست‌محیطی است. همچنین، جمعیت روستایی با محدودیت دسترسی به خدمات تخصصی درمانی، آموزش عالی و پهن‌باند مواجه است. با این حال، دولت در سال‌های اخیر با اجرای برنامه‌های «نسل جدید آذربایجان» و «تحول دیجیتال»، تلاش کرده تا این شکاف‌ها را کاهش دهد. در مجموع، آذربایجان یک کشور در حال انتقال است: از یک دولت نفتی به یک جامعه پسانتصنّعی با جذابیت‌های فرهنگی و استراتژیک قابل توجه.

شرایط اقتصادی و سرانه درآمد و رفاه

در سال 2024، تولید ناخالص داخلی (GDP) آذربایجان حدود 75 میلیارد دلار و سرانه آن نزدیک به 7200 دلار[3] برآورد شده است. طبق شاخص توسعه انسانی (HDI)، آذربایجان در رده «بالا» (0٫789 در 2023) در رده 82 جهانی قرار دارد.[4] نرخ بیکاری رسمی پایین (حدود 5 درصد) است، اما بیکاری پنهان و کار نامنظم در مناطق غیرنفتی بالاست. دولت از طریق صندوق نفتی دولتی (SOFAZ)، درآمدهای انرژی را برای پروژه‌های رفاهی و زیرساختی هدایت می‌کند و سطح فقر را به زیر 5 درصد کاهش داده است. با این حال، نابرابری درآمدی و وابستگی هنوز قابل توجه به قیمت نفت جهانی، ثبات بلندمدت رفاه را با چالش مواجه می‌سازد.

میزان تولید ناخالص داخلی و جایگاه اقتصادی جهانی

آذربایجان با GDP اسمی 80 میلیارد دلار (2025)، سهم کمی از تجارت جهانی دارد، اما به‌دلیل موقعیت در کریدورهای ترانزیت، نقش لجستیکی فراتر از اندازه اقتصادی‌اش ایفا می‌کند. این کشور در زمینه ثبات کلان‌اقتصادی و زیرساخت‌های انرژی عملکرد نسبتاً خوبی دارد، اما در نوآوری و مؤسسات عمومی ضعیف است.

نقاط قوت اقتصادی

آذربایجان از چندین نقطه قوت ساختاری برخوردار است:

  1. منابع انرژی: ذخایر تأییدشده نفت  حدود 7 میلیارد بشکه (رتبه 19 جهانی)[5] و گاز حدود 35 میلیارد متر مکعب (جایگاه 26 جهان)[6] قرار دارد. میدان‌های «شاه دنیز» و «آذربایجان» در خزر جنوبی، بستر توسعه صادرات گاز به اروپا از طریق خط لوله TAP هستند.
  2. موقعیت جغرافیایی: گذرگاه طبیعی بین اروپا و آسیا؛ عضو کریدورهای بین‌المللی ICT (ایران–قفقاز–روسیه)، BTK (ترکیه–گرجستان–آذربایجان) و آینده «طوق اقتصادی خزر».
  3. سرمایه انسانی: جمعیت جوان (میانگین سن 31 سال)، سواد ~100٪ و مهارت‌های زبانی (ترکی، روسی، انگلیسی) در نسل جدید.
    4. فناوری و دیجیتالی‌سازی: دولت با برنامه «دیجیتال آذربایجان 2030»، پوشش نسل پنجم، دولت الکترونیک (پلتفرم ASAN) و استارت‌آپ‌های فین‌تک را تقویت کرده است.
    5. اقلیم و تنوع زیستی: آب‌وهوای متنوع (دریای خزر، کوهستان، شبه‌جزیره آبشرون) امکان کشاورزی چند محصول (پنبه، انگور، گوجه، مرکبات) و گردشگری فصلی را فراهم می‌آورد.
    6. ثبات سیاسی نسبی: در منطقه‌ای بحرانی، آذربایجان از ثبات حکومتی و امنیتی بالایی برخوردار است که برای سرمایه‌گذاری کلان جذاب است.
    7. صندوق ثروت ملی (SOFAZ): با دارایی ~40 میلیارد دلار، ابزاری مؤثر برای تعدیل شوک‌های قیمتی و تأمین نسل‌های آینده است.

تحولات اقتصادی دو دهه اخیر

در دهه 2000، رشد انفجاری اقتصادی (میانگین 10٪ سالانه) منحصراً با صادرات نفت ممکن شد. اما از 2014، با سقوط قیمت نفت، بحران ارزی (کاهش 50٪ ارزش منات) و رکود موقتی رخ داد. پاسخ دولت، «استراتژی 2020: چشم‌انداز جدید» و سپس «برنامه توسعه اقتصادی و اجتماعی 2022–2026» بود که بر سه محور متمرکز شد: (1) اقتصاد غیرنفتی (هدف: سهم 70٪ در GDP تا 2030)، (2) تبدیل آذربایجان به مرکز ترانزیت منطقه‌ای، و (3) جذب سرمایه‌گذاری خارجی غیرانرژی. در این راستا، مناطق اقتصادی ویژه (مثل آلاته و خیردالان) ایجاد شدند. صنایع فرآوری مواد معدنی، شیمیایی و کشاورزی رشد چشمگیری داشتند. صادرات غیرنفتی از 1 میلیارد دلار در 2010 به بیش از 4 میلیارد دلار در 2024 رسید. پروژه‌های بزرگ زیرساختی (فرودگاه فضولی، بندر علی‌اف، خطوط راه‌آهن برقی) اجرایی شدند. در سال‌های اخیر، تمرکز بر اقتصاد دانش‌بنیان است: بودجه R&D از 0٫2٪ GDP در 2015 به 0٫7٪ در 2024 افزایش یافته و همکاری با مراکز علمی ترکیه، روسیه و اتحادیه اروپا در حوزه‌های انرژی پاک و هوش مصنوعی گسترش یافته است.

ظرفیت‌های همکاری با ایران

ظرفیت‌های همکاری در حوزه انرژی

آذربایجان ظرفیت‌های جدی برای همکاری انرژی با ایران دارد. با وجود غنای نفتی، باکو نیازمند واردات گاز طبیعی در فصل سرما است، بخصوص برای مناطق شمالی. ایران می‌تواند از طریق خط لوله ارس (گاز ایران به آذربایجان) ظرفیت انتقال بیشتری را فراهم کند. همچنین، همکاری در پالایشگاه‌های مشترک (مثل توسعه پالایشگاه نفتی در بندر نخجوان یا اشتراک‌گذاری ظرفیت پالایشگاه تبریز) می‌تواند در کاهش وابستگی به صادرات نفت خام مؤثر باشد. در بخش انرژی‌های تجدیدپذیر، پتانسیل توسعه مشترک نیروگاه‌های بادی در منطقه خزر جنوبی (با بادهای منظم) و خورشیدی در نخجوان وجود دارد. علاوه بر این، امکان تبادل فناوری‌های ذخیره‌سازی انرژی و شبکه‌های هوشمند (Smart Grid) میان شرکت‌های نفتی ایران (NIOC) و SOCAR پیشنهاد شده است. با وجود تفاوت در مواضع ژئوپلیتیکی (مثلاً دربارهٔ طرح انتقال گاز جنوب ایران–ارمنستان)، در سطح فنی و تجاری، زمینه‌های همکاری متعددی وجود دارد که می‌تواند به کاهش رقابت و افزایش امنیت انرژی دو کشور منجر شود.

ظرفیت‌های همکاری در حوزه گردشگری

آذربایجان ظرفیت بالقوه گسترده‌ای برای همکاری گردشگری با ایران دارد. با توجه به نزدیکی فرهنگی، زبانی و مذهبی، گردشگران ایرانی (خصوصاً در مناسبت‌های مذهبی و تعطیلات ملی) می‌توانند جزو مهم‌ترین بازارهای ورودی به آذربایجان باشند. باکو، شکی، گنجه و مناطق آزادشده قره‌باغ (شوشی، آغ‌دَره) از جاذبه‌های تاریخی و طبیعی هستند که می‌توانند در تورهای ترکیبی ایران–آذربایجان (مثلاً تبریز–باکو–شکی) گنجانده شوند. پیشنهاد اعطای ویزای الکترونیکی در مدت کوتاه، ایجاد خطوط مستقیم پروازی بیشتر (هم‌اکنون فقط چند پرواز هفتگی بین تهران، تبریز و باکو وجود دارد)، و توسعه مراکز خدمات گردشگری دو زبانه (فارسی–آذری) می‌تواند ظرفیت را فعال کند. همچنین، طرح «مسیر ابریشم فرهنگی» می‌تواند ایران، آذربایجان و ارمنستان را در یک شبکه گردشگری تاریخی گره بزند. در نخجوان (سرزمین جداشده آذربایجان)، همکاری در توسعه گردشگری درمانی (با منابع آب‌های معدنی مثل بادام‌لی) و رفاه اجتماعی گردشگران ایرانی پیشنهاد شده است.

ظرفیت‌های همکاری در حوزه معادن

آذربایجان از ذخایر معدنی متنوعی برخوردار است: مس، طلا، نمک، سنگ‌آهک، گچ، و منیزیت. منطقه‌های داش‌کسن و گدابیگ از مهم‌ترین کمربندهای مس-مولیبدن هستند. ایران، با تجربه در ساخت و نصب تجهیزات استخراج و فرآوری (از طریق شرکت‌هایی مانند ایران مینینگ)، می‌تواند در توسعه معادن آذربایجان مشارکت کند. همچنین، همکاری در تصفیه فلزات (مثلاً استفاده از ظرفیت‌های پالایشی ساوه یا سیرجان برای کنسانتره‌های آذری) و تولید محصولات نهایی (مس کاتدی، شمش طلا) پیشنهاد عملی‌ای است. در بخش معادن غیرفلزی، ظرفیت مشترک در تولید مواد شیمیایی صنعتی (مانند سولفات مس برای کشاورزی) وجود دارد. صادرات سنگ‌های تزئینی (مرمر، گرانیت) از آذربایجان به ایران نیز افزایش یافته است. توافق‌نامه‌های دوجانبه برای تسهیل عبور مواد معدنی در مرزهای نوردوز و جلفا می‌تواند زمان و هزینه ترانزیت را کاهش دهد.

ظرفیت‌های همکاری در حوزه فناوری

آذربایجان به‌طور جدی در حال توسعه اکوسیستم فناوری است. پارک‌های فناوری (مثل HiT Park در باکو) و شتاب‌دهنده‌های استارت‌آپی می‌توانند زمینه‌ساز همکاری با نهادهای ایرانی باشند. ظرفیت‌های خاص شامل:

  • مشارکت در توسعه هوش مصنوعی برای پیش‌بینی خرابی تجهیزات نفتی (با استفاده از داده‌های SOCAR و تخصص دانشگاه‌های ایران در داده‌کاوی)
  • همکاری در فناوری‌های اطلاعات برای شهرهای هوشمند (پروژه «باکوی دیجیتال» مشابهت‌هایی با برنامه‌های شهرهای هوشمند ایران دارد)
  • توسعه مشترک نرم‌افزارهای مالی و بانکی (فین‌تک) با رعایت الزامات سکولاریت و مالیاتی آذربایجان
  • همکاری دانشگاهی در حوزه‌های مهندسی نفت، رباتیک و هوش مصنوعی، بخصوص با دانشگاه امیرکبیر و صنعتی شریف
    همچنین، امکان صادرات تجهیزات پزشکی‌دیجیتال و راه‌حل‌های امنیت سایبری ایرانی به آذربایجان وجود دارد، به‌شرط تطبیق با استانداردهای بین‌المللی (ISO, CE).

ظرفیت‌های همکاری در حوزه کشاورزی و مواد غذایی

با توجه به شباهت اقلیمی در بخش‌هایی از دو کشور (جنوب آذربایجان و شمال غرب ایران)، همکاری در تولید محصولات مشترک (گندم، سیب، انگور، گوجه‌فرنگی) امکان‌پذیر است. آذربایجان در حال افزایش واردات مواد غذایی (در سال 2024، سهم محصولات کشاورزی وارداتی ~12٪ از کل واردات) است و ایران می‌تواند تأمین‌کنندهٔ محصولاتی مانند خرما، زعفران، ادویه‌جات و فرآورده‌های لبنی باشد. ظرفیت‌های فرآوری مواد غذایی (کنسرو، شیرینی‌پزی، روغن‌گیری) در ایران نیز می‌تواند در توسعه صنایع غذایی آذربایجان مشارکت کند. پروژه‌های تحقیقاتی مشترک در زمینه کشاورزی دقیق (Precision Agriculture)، استفاده از سامانه‌های IoT در آبیاری و مقابله با خشکسالی نیز پیشنهاد شده است. در نخجوان، همکاری در تولید گیاهان دارویی و عطری (زعتر، رازیانه) با بازارهای صادراتی اروپایی می‌تواند سودمند باشد.

ظرفیت‌های همکاری در حوزه صنعت

صنعت آذربایجان در حال تغییر از بخش مونتاژی به تولید با ارزش افزوده است. ظرفیت‌های همکاری شامل:

  • تولید مشترک قطعات خودرو (با توجه به حضور خودروسازان ترکیه و روسیه در آذربایجان و تجربه ایران در ساخت قطعات)
  • صنایع شیمیایی: تولید کودهای نیتروژنی (با استفاده از گاز ایران و پالایشگاه آذرشم در باکو)
  • ماشین‌آلات کشاورزی: صادرات تراکتور و کمباین ایرانی به آذربایجان با اصلاح برای شرایط محلی
  • صنایع سبک: تولید پوشاک، لوازم خانگی و محصولات پلاستیکی در مناطق آزادشده قره‌باغ (با برچسب «ساخت آذربایجان» برای بازار اروپا)
    همچنین، امکان مشارکت شرکت‌های ایرانی در مناقصات زیرساختی (راه‌سازی، ساختمان‌سازی) در مناطق بازسازی‌شونده وجود دارد.

ظرفیت‌های همکاری در حوزه خدمات (پزشکی، مهندسی و ...)

ظرفیت‌های خدماتی دو سویه بسیار بالاست. در حوزه پزشکی، امکان اعزام تیم‌های جراحی ایرانی (به‌ویژه در جراحی‌های تخصصی قلب و اعصاب) به آذربایجان و برگزاری کارگاه‌های آموزشی وجود دارد. بیمارستان‌های ایران نیز می‌توانند برای بیماران آذری (بخصوص از نخجوان) جذاب باشند. در مهندسی، شرکت‌های ایرانی با سابقه در ساخت سدها، نیروگاه‌ها و خطوط انتقال برق (مانند مپنا و ایران‌خودرو سازه‌های مهندسی) می‌توانند در پروژه‌های زیرساختی آذربایجان مشارکت کنند. همچنین، همکاری در آموزش فنی‌حرفه‌ای (مثلاً راه‌اندازی مراکز آموزش مکانیک و برق با استانداردهای ایرانی در شهرستان‌های آذربایجان) پیشنهاد شده است. در بخش مشاوره مدیریت، مشاوران ایرانی با تجربه در ارزیابی سازمان‌های بزرگ (مطابق با استانداردهای جهانی و دفاعی) می‌توانند به سازمان‌های دوگانه (تجاری-دفاعی) آذربایجان کمک کنند.

ظرفیت‌های همکاری در حوزه کریدورهای حمل و نقل

این حوزه یکی از حساس‌ترین و پراهمیت‌ترین زمینه‌های همکاری است. پروژه کریدور جنوب–شمال (هند–ایران–آذربایجان–روسیه–فنلاند) با تکمیل زیرساخت‌های بندری امیرآباد، راه‌آهن قائم‌شهر–آستارا–رشت و اتصال به راه‌آهن آذربایجان، می‌تواند حجم ترانزیت را از 3 میلیون تن کنونی به 20 میلیون تن در سال تا 2030 افزایش دهد. همچنین، طرح کریدور غرب–شرق می‌تواند با اتصال به شبکه ریلی ایران (از طریق نوردوز–جلفا) به بندرهای خلیج فارس متصل شود. در حمل‌ونقل جاده‌ای، هماهنگی در استانداردهای ایمنی، صدور مجوزهای بین‌المللی (TIR) و به‌روزرسانی ناوگان حمل‌ونقل مشترک می‌تواند کارایی را افزایش دهد. پیشنهاد ایجاد «سیستم هوشمند مدیریت ترافیک مرزی» مبتنی بر هوش مصنوعی برای کاهش تأخیر در مرزهای اصلی (نوردوز، آستارا) نیز در دست بررسی است.

ظرفیت‌های همکاری در حوزه اقتصاد دریا

با توجه به ساحل مشترک با دریای خزر، ظرفیت‌های دریایی گسترده‌ای وجود دارد:

  • توسعه مشترک بندرهای ترانزیتی (بندر انزلی، بندر آمل، و بندر علی‌اف در باکو)
  • ایجاد کشتیرانی مشترک برای ترانزیت کالا به بندرهای روسیه و ترکمنستان
  • همکاری در حفاظت از محیط زیست خزر (کاهش نفتکش‌ها، مبارزه با آلودگی)
  • توسعه صنعت شیلات مشترک (پرورش ماهی خاویاری در قفس‌های شناور)
  • تحقیق مشترک در جغرافیای دریایی و مدیریت منابع هیدروکربوری خزر

همچنین، امکان ایجاد منطقه آزاد دریایی در شمال بندر انزلی (همکاری با منطقه آزاد انزلی) برای جذب سرمایه‌گذاری در صنایع دریانوردی مطرح است.

ظرفیت‌های همکاری در حوزه حکمرانی و سیاستگذاری

آذربایجان به دنبال ارتقای ظرفیت‌های دولتی است. زمینه‌های همکاری شامل:

  • تبادل تجربیات در تحول دیجیتال دولت (نمونه موفق ASAN در آذربایجان و سامانه‌های هوشمند شهرداری‌های ایران)
  • همکاری در طراحی آیین‌نامه‌های عملیاتی برای سازمان‌های دوگانه (تجاری-دفاعی) با استفاده از استانداردهای جهانی
  • برنامه‌های آموزشی برای کارکنان دولت در زمینه مدیریت تغییر، فرهنگ نوآوری و ارزیابی عملکرد سازمانی
  • تحقیق مشترک در بهینه‌سازی مصرف انرژی در بخش عمومی
  • همکاری در توسعه استانداردهای ملی برای حمل‌ونقل جاده‌ای و ایمنی کار در محیط‌های صنعتی

این همکاری‌ها می‌تواند از طریق کارگاه‌های فنی، تبادل کارشناسان و پروژه‌های مشترک با مراکز تحقیقاتی (مثل مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری آذربایجان و مراکز مشابه ایران) انجام پذیرد.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

جمهوری آذربایجان، کشوری استراتژیک با پتانسیل بالای همکاری با ایران در حوزه‌های گسترده‌ای از انرژی تا فناوری و حکمرانی است. پیوندهای فرهنگی، زبانی و تاریخی زمینه‌ساز همکاری‌های عمیق‌تر است، هرچند تفاوت‌های سیاست خارجی نیازمند مدیریت هوشمندانه است. با تمرکز بر منافع متقابل ــ مانند ترانزیت، امنیت انرژی، اقتصاد غیرنفتی و نوآوری ــ می‌توان روابط را به سمت همکاری سازنده و پایدار سوق داد. موفقیت نیازمند عبور از رویکردهای صفر-مجموعه‌ای و حرکت به سوی مدل‌های «بُرد-بُرد» با مکانیسم‌های نهادی شفاف است.

پی‌نوشت‌ها:

[1] https://data.worldbank.org/indicator/AG.LND.TOTL.K2?locations=AZ

[2] https://data.worldbank.org/indicator/SP.POP.TOTL?locations=AZ

[3] https://data.worldbank.org/indicator/NY.GDP.PCAP.CD?locations=AZ

[4] https://worldpopulationreview.com/country-rankings/hdi-by-country

[5] https://www.worldometers.info/oil/oil-reserves-by-country/

[6] https://www.worldometers.info/gas/gas-reserves-by-country/

منبع خبر "الف" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.