وقتی هیجان گران تمام می‌شود؛ بازندگان پنهان موج‌های قیمتی

خبرگزاری مهر یکشنبه 12 بهمن 1404 - 08:33
تجربه جهش‌های ارزی و قیمتی نشان می‌دهد در هر موج هیجانی، این خریداران شتاب‌زده‌اند که بیشترین زیان را می‌بینند؛ نه آنان که صبر می‌کنند.

خبرگزاری مهر، یادداشت وارده، شاهین صفارزاده، کارشناس بازار های مالی؛ در اقتصاد ایران، «موج‌های هیجانی» واژه‌ای آشناست؛ موج‌هایی که معمولاً با یک خبر سیاسی، یک تنش منطقه‌ای، یک شایعه اقتصادی یا حتی یک اظهار نظر مبهم آغاز می‌شوند و در مدت‌زمانی کوتاه، بازارهایی مانند ارز، طلا، مسکن یا خودرو را دچار تلاطم می‌کنند. در این فضا، قیمت‌ها به‌سرعت بالا می‌روند، صف‌های خرید شکل می‌گیرد و ترس جاماندن ماندن از سود جای تحلیل و عقلانیت را می‌گیرد. اما مرور تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که این هیجان‌ها، تقریباً همیشه قربانیانی مشخص داشته‌اند: مردم عادی و خریداران شتاب‌زده.

الگوی تکرارشونده جهش‌ها

اگر به جهش‌های ارزی سال‌های گذشته نگاه کنیم، یک الگوی مشترک به‌وضوح دیده می‌شود. در مقاطعی که تنش‌های سیاسی یا ابهامات بین‌المللی افزایش یافته، نرخ ارز با سرعت بالا رفته و فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی پر شده از هشدارها درباره «گرانی بیشتر در راه است». در چنین شرایطی، بسیاری از مردم برای حفظ ارزش دارایی خود یا کسب سود، وارد بازار شده‌اند؛ حتی کسانی که هیچ شناختی از سازوکار بازار نداشتند.

اما پس از فروکش‌کردن تنش‌ها یا روشن‌تر شدن فضای سیاسی، قیمت‌ها به‌تدریج اصلاح شده‌اند. در این مرحله، خریداران هیجانی با واقعیتی تلخ روبه‌رو شده‌اند: دارایی‌ای که در اوج قیمت خریده‌اند، حالا یا راکد شده یا ارزش آن کاهش یافته است.

تجربه‌ای که بارها تکرار شد

سال‌هایی بوده که دلار در مدت کوتاهی جهش‌های سنگین را تجربه کرده و بسیاری از مردم با فروش دارایی‌های دیگر یا حتی وام‌گرفتن، وارد بازار ارز شده‌اند. اما پس از آرام‌شدن فضا، نه‌تنها سودی نصیبشان نشده، بلکه برای مدت‌ها سرمایه‌شان قفل شده است. در مقابل، بازیگران حرفه‌ای بازار که تجربه و منابع اطلاعاتی بیشتری داشتند، یا زودتر از بازار خارج شدند یا اساساً در اوج هیجان، فروشنده بودند نه خریدار.

این تجربه محدود به بازار ارز نیست. بازار سکه و طلا نیز بارها چنین رفتاری را نشان داده است؛ قیمت‌هایی که در فضای ترس و التهاب بالا رفته‌اند و پس از کاهش ریسک‌های بیرونی، به سطوح پایین‌تر بازگشته‌اند.

در سال‌های اخیر، نقش شبکه‌های اجتماعی در تشدید هیجان‌های اقتصادی انکارناپذیر است. کانال‌ها و صفحات متعدد، با تیترهای هشداردهنده و بعضاً اغراق‌آمیز، به ترس عمومی دامن می‌زنند. عباراتی مانند «آخرین فرصت خرید»، «قیمت‌ها در راه انفجار» یا «دولت دیگر کنترلی ندارد» به‌سرعت منتشر می‌شوند و ذهن مخاطب را آماده تصمیم‌های شتاب‌زده می‌کنند.در چنین فضایی، تحلیل‌های کارشناسی و داده‌محور کمتر دیده می‌شود و احساسات جمعی، فرمان بازار را به دست می‌گیرد. نتیجه این روند، افزایش تقاضای غیرواقعی و حباب‌های قیمتی است؛ حباب‌هایی که دیر یا زود تخلیه می‌شوند.

چرا مردم در اوج می‌خرند؟

پاسخ این سؤال بیش از آنکه اقتصادی باشد، روان‌شناختی است. ترس از جاماندن از موج، بی‌اعتمادی به آینده و خاطره تورم‌های گذشته باعث می‌شود بسیاری تصور کنند «اگر امروز نخرم، فردا دیر است». این ذهنیت، حتی زمانی که نشانه‌هایی از اشباع بازار وجود دارد، افراد را به خرید سوق می‌دهد.

در حالی که تجربه نشان داده بازارها همیشه در مسیر صعودی حرکت نمی‌کنند و دوره‌های اصلاح، بخش جدایی‌ناپذیر آنهاست. اما در لحظه هیجان، این واقعیت‌ها به‌راحتی نادیده گرفته می‌شوند.

برخلاف تصور عمومی، بازندگان اصلی موج‌های هیجانی، دلالان بزرگ یا بازیگران حرفه‌ای نیستند. این گروه‌ها معمولاً از نوسان‌ها سود می‌برند. بازندگان واقعی، خانوارهایی هستند که با امید حفظ ارزش پس‌انداز یا کسب سود سریع وارد بازار شده‌اند و در نهایت، با دارایی‌ای مواجه می‌شوند که نقدشوندگی پایینی دارد یا ارزش آن کاهش یافته است.

این زیان فقط مالی نیست؛ بی‌اعتمادی، استرس و فشار روانی ناشی از تصمیم‌های اشتباه، اثرات بلندمدتی بر زندگی افراد می‌گذارد.

درس‌هایی که کمتر جدی گرفته می‌شود

با وجود تکرار این تجربه‌ها، به نظر می‌رسد حافظه اقتصادی جامعه کوتاه‌مدت است. هر موج جدید، با این تصور همراه است که «این بار فرق می‌کند». در حالی که مرور داده‌ها و روندهای گذشته نشان می‌دهد که در اغلب موارد، پس از فروکش‌کردن هیجان‌ها، بازار به تعادل نزدیک‌تر شده است.

تحلیلگران اقتصادی بارها تأکید کرده‌اند که تصمیم‌گیری در فضای ترس و هیجان، تقریباً همیشه به زیان منجر می‌شود. اما این توصیه‌ها، در برابر موج احساسات جمعی، اغلب کم‌اثر می‌ماند.

شاید مهم‌ترین راهکار، تقویت سواد اقتصادی و پذیرش این واقعیت باشد که هیچ بازاری بدون ریسک نیست. نگاه کوتاه‌مدت و سودمحور، افراد را به دام موج‌هایی می‌اندازد که پایانشان قابل پیش‌بینی است. در مقابل، صبر، تحلیل و توجه به متغیرهای بنیادی می‌تواند از بسیاری زیان‌ها جلوگیری کند.

همچنین سیاست‌گذاران و رسانه‌ها نقش مهمی در مدیریت انتظارات دارند. شفافیت اطلاعات و پرهیز از پیام‌های مبهم، می‌تواند از شکل‌گیری هیجان‌های کاذب بکاهد.

مرور موج‌های هیجانی سال‌های گذشته، از جهش‌های ارزی گرفته تا نوسان‌های طلا و سایر دارایی‌ها، یک پیام روشن دارد: هیجان، مشاور خوبی برای تصمیم‌های اقتصادی نیست. خریداران شتاب‌زده‌ای که در اوج التهاب وارد بازار می‌شوند، اغلب بازندگان اصلی‌اند؛ حتی اگر در لحظه تصور کنند تصمیمی هوشمندانه گرفته‌اند.

اقتصاد ایران بارها این درس را تکرار کرده است. شاید وقت آن رسیده که به‌جای تکرار خطاهای گذشته، از تجربه‌ها یاد بگیریم و بدانیم در بازارهای ملتهب، گاهی بهترین تصمیم، صبر کردن است.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.