
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، در اظهار نظری عجیب، یک فوقتخصص غدد و متابولیسم چندی پیش در گفتوگو با سروش صحت در برنامه گفتگومحور اکنون درباره فلسفه و معرفتشناسی به موضوعاتی اشاره کرد که با توجه به شرایط کنونی جامعه قابل توجهاند و میتوان آنها را مرور کرد. در اینگفتگو تفکر نقادانه نه بهعنوان یک مهارت صرفاً دانشگاهی، بلکه بهمثابه ابزاری برای خودشناسی، سلامت روان و زیست انسانی مورد بررسی قرار گرفت.
این پزشک در پاسخ به اینسوال که آیا آموزش تفکر نقادانه میتواند افسردگی، اضطراب و استرس را کاهش دهد، به یافتههای پژوهشی اشاره کرد و گفت: مطالعات نشان میدهد آموزش تفکر نقادانه عموماً باعث کاهش افسردگی، اضطراب و استرس میشود. شاید در نگاه اول تصور شود که تفکر نقادانه اضطراب را بیشتر میکند، اما برعکس، وقتی فرد نسبت به باورهایش آگاه میشود، نوعی اشراف و خودکنترلی پیدا میکند.
وی اینموضوع را به درمان شناختی ـ رفتاری (CBT) پیوند زد و گفت: در روانشناسی، CBT تا حد زیادی مبتنی بر تفکر است. چون احساسات ما از باورهایمان نشأت میگیرد، وقتی بتوانیم باورها را نقد و بررسی کنیم، میتوانیم واکنشهای هیجانیمان را بهتر مدیریت کنیم. به همین دلیل تفکر نقادانه با خودشناسی و تنظیم هیجانی نسبت مستقیمی دارد. یکی از دستاوردهای مهم تفکر نقادانه استقلال فکری است؛ استقلالی که باید آموزش داده شود؛ همانطور که به بچهها استقلال رفتاری یاد میدهیم، استقلال فکری هم نیاز به آموزش دارد. فرد نقاد بهجای پیروی صرف، با اعتمادبهنفس تصمیم میگیرد.
اینمتخصص متابولیسم در ادامه گفت: تفکر نقادانه یک توانایی صفر و یک نیست. تفکر نقادانه طیف دارد. همه ما درجاتی از آن را داریم، چون مدام در حال استدلال و نقد استدلال دیگران هستیم. آنچه در آموزش تفکر نقادانه اتفاق میافتد، عمیقتر و آگاهانهتر شدن این مهارتهاست. گفتنِ «نمیدانم» و پذیرفتنِ «حق با توست» یکی از دشوارترین چالشهای تفکر انتقادی است. حتی در تاریخ علم هم میبینیم دانشمندانی که سالها روی یک نظریه کار کردهاند، وقتی به خطای آن پی بردهاند، حاضر نشدهاند علناً عقبنشینی کنند. چون ما انسانیم، نه ربات. هویت برای ما مهمتر از منطق است. وقتی کسی به ما نشان میدهد که باوری که سالها با آن زندگی کردهایم غلط بوده، فقط یک باور زیر سؤال نمیرود؛ کل گذشته ما زیر سؤال میرود. طبیعی است که ذهن وارد واکنش دفاعی شود. به همین دلیل است که استدلال منطقی همیشه باعث تغییر نظر نمیشود. اغلب ما اول نظرمان را انتخاب میکنیم و بعد دنبال دلیل میگردیم. این فشار روانی که بپذیریم اشتباه کردهایم، بسیار سنگین است.
وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: در باورهای علمی، تغییر نظر آسانتر است. مثلاً درباره واکسن کرونا، وقتی شواهد کافی نبود، میگفتیم صبر کنیم؛ وقتی شواهد آمد، نظرمان را عوض کردیم. اما در باورهای هویتی، دینی یا سیاسی، عقبنشینی بسیار سختتر است.
اینمتخصص متابولیسم در بحث تفاوت «ترجیح شخصی» و «ادعای قابل نقد» گفت: اگر من بگویم ماشین آمریکایی قدیمی دوست دارم، این یک ترجیح شخصی است و از حوزه تفکر نقادانه بیرون میرود. اما اگر بگویم همه باید ماشین آمریکایی بخرند، آنوقت باید دلیل بیاورم و وارد نقد میشوم. تفکر نقادانه زمانی فعال میشود که ادعای من قرار است بر دیگران اثر بگذارد. تا وقتی صرفاً از علاقه شخصی حرف میزنم، بحث نقادانهای در کار نیست. خیلی وقتها از قبل تصمیم گرفتهایم چه چیزی را دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم، حتی بدون شنیدن یا دیدن. تفکر نقادانه کمک میکند از خودمان بپرسیم چرا چنین تصمیمهایی گرفتهایم. اینجا پای خودشناسی و فراشناخت وسط میآید.
اینپژوهشگر در تعریف پدیده فراشناخت گفت: فراشناخت یعنی شناخت نسبت به شناخت خودمان؛ اینکه از بالا به باورها و احساساتمان نگاه کنیم و بگوییم من اینطور فکر میکنم و اینطور احساس میکنم.
وی در بخش پایانی گفتگوی مورد اشاره، به نقدهای وارد بر تفکر نقادانه پرداخت و گفت: تفکر نقادانه عمدتاً مبتنی بر فلسفه تحلیلی است؛ جریانی که بر شفافیت، استدلال و دلیل تأکید دارد. اما فلسفه قارهای به این رویکرد نقد دارد و میگوید شما همه چیز را به استدلال فرو میکاهید و لحن، بافت، همدلی و کارکردهای دیگر زبان را نادیده میگیرید. اگر کسی در یک دعوای عاطفی بگوید تو هیچوقت منو درک نمیکنی، این یک استدلال منطقی نیست؛ بیان رنج است. پاسخ نقادانهِ خشک در اینجا نهتنها مفید نیست، بلکه مخرب است. زبان کارکردهای متعددی دارد. ما همیشه برای اقناع استدلال نمیکنیم؛ گاهی برای همدلی، شوخی، بیان احساس یا تخلیه روانی حرف میزنیم. تفکر نقادانه اگر این تفاوتها را نادیده بگیرد، به سوءتفاهم و آسیب در روابط منجر میشود.