خبرگزاری مهر، گروه استانها: دیماه امسال، برای بسیاری از شهرهای ایران، فقط ورق خوردن تقویم نبود؛ ماهی بود پر از التهاب، دود و التهابِ خیابانی. ۱۸ دی، شب اوج این ناآرامیها بود؛ شبی که از تهران تا شهرهای کوچک و بزرگ، رد پای تخریب بر جای گذاشت. گرگان نیز در این میان، شبی متفاوت و تلخ را تجربه کرد.
شب، آرام شروع شد؛ اما خیلی زود آرامش جای خود را به هیاهو داد. خیابانها شلوغ شد، شیشهها فرو ریخت و شعلههای آتش یکی پس از دیگری بالا رفت. بانکها، اموال عمومی و برخی ساختمانها هدف قرار گرفتند؛ داراییهایی که نامشان عمومی است، اما هزینه تخریبشان را مردم میپردازند.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد.
در میانه دود و فریاد، آتش به جایی رسید که دیگر نمیشد آن را «اعتراض» نامید. مسجد امیر، همان مسجدی که سالها محل نماز، دعا و آرامش مردم بود، در تیررس اغتشاشگران قرار گرفت. شعلههایی که به دیوارهای مسجد خورد، تنها خشت و آجر را نسوزاند؛ احساسات و باورهای مردم را نشانه گرفت.
اینجا دیگر خط قرمز آشکارا شکسته شد.
آتش زدن مسجد، نه از سر خشم لحظهای، که نشانه تغییر مسیر اغتشاش بود؛ مسیری که از مطالبه عبور کرده و به تخریب مقدسات رسیده بود. مسجد امیر، در آن شب، به نماد این حقیقت تبدیل شد که هدف، دیگر فقط نهاد و ساختمان نیست؛ باورهاست.
صبح که از راه رسید، گرگان چهرهای خاکستری داشت. دیوارها سیاه شده بودند و بوی دود هنوز در هوا بود؛ اما نگاه مردم، شفافتر از قبل بود. حتی آنان که نقد داشتند، در یک نکته تردید نداشتند: تعرض به مسجد، تعرض به حرمت مشترک همه است.
دیماه برای گرگان زخمی شد، اما همین زخم، پرده از چهره واقعی اغتشاش برداشت. آتشی که قرار بود ترس ایجاد کند، نتیجهای معکوس داشت؛ صفها روشنتر شد و فاصله میان اعتراض و تخریب، برای همه قابل لمستر از همیشه شد.
مسجد امیر، آسیب دید؛ اما باور مردم نه و شاید درست از همانجا بود که بسیاری از نقشهها، پیش از آنکه به پایان برسند، فرو ریختند.












