خبرگزاری مهر، گروه استان ها: شبِ پنجشنبه ۱۸ دیماه، نیشابور آرام نبود. خیابانها ملتهب بودند و صداها، بوی اضطراب میداد. در میان این آشوب، آتشی شعله کشید که مقصدش نه یک پادگان بود، نه یک مرکز سیاسی؛ آتش به خانه رؤیاهای کودکان رسید. مرکز شماره یک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیشابور، جایی که بیش از نیمقرن مأمن قصه و خلاقیت بود، در دل ناآرامیها سوخت.
ساختمانی که از سال ۱۳۵۳ ایستاده بود؛ جایی که کودکان، اولین کتاب عمرشان را ورق زده بودند، اولین نمایش را تمرین کرده بودند و اولین رویاهایشان را جدی گرفته بودند. این مرکز فقط چند دیوار و سقف نبود. کتابخانهای بود با بیش از ۱۷ هزار جلد کتاب، سالن مطالعهای که سکوتش احترام داشت، سالن نمایشی که کودکان در آن شجاعت ایستادن روی صحنه را یاد میگرفتند و کتابخانه پستیای که حتی روستاهای اطراف نیشابور را به قصه وصل میکرد.
سالها گذشت و ساختمان فرسوده شد، اما خاموش نشد. در سال ۱۳۹۶، با همت یک خیر نیکاندیش و صرف هزینهای بیش از ۸.۵ میلیارد تومان، این مرکز دوباره جان گرفت؛ بازسازی شد، تجهیز شد و با استانداردهای روز، آماده شد تا همچنان پناه امن کودکان باشد. همهچیز نو شده بود؛ از کتابها تا تجهیزات آموزشی، از پنجرهها تا کلاسها. انگار رؤیاها دوباره نفس میکشیدند.
اما حوالی ساعت ۲۰:۳۰ پنجشنبهشب، شیشهها شکست. ناامنی پا به حریمی گذاشت که سالها فقط صدای خنده در آن شنیده میشد. کمی بعد، مواد آتشزا به داخل ساختمان پرتاب شد و شعلهها بیوقفه بالا رفتند. آتش از کلاسها گذشت، به کتابخانه رسید و هزاران جلد کتاب کودک و نوجوان را بلعید. میزها، صندلیها و حتی رادیاتورها هم از خشم آتش در امان نماندند.
بهدلیل شرایط بحرانی اطراف مرکز، نیروهای امدادی دیرتر به محل رسیدند. وقتی آتش خاموش شد، چیزی جز ویرانهای سوخته باقی نمانده بود. سرایدار مرکز که داخل ساختمان بود، با سختی و در میان دود و گاز اشکآور نجات یافت؛ اما فرهنگ، در آن شب، زخمی عمیق برداشت.
آنچه سوخت، فقط کاغذ و چوب نبود؛ ۵۱ سال خاطره، آموزش و عشق، در شعلهها گم شد. مرکزی که هیچ نسبتی با خشونت نداشت و تنها مأموریتش، ساختن آیندهای روشن برای کودکان بود. حالا نیشابور مانده و پرسشی تلخ: چگونه میشود از فردا گفت، وقتی چراغ خانه کودکان را به آتش میکشند؟
مرکز شماره یک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیشابور سوخت؛ اما رؤیاها هنوز زندهاند، هرچند زخمی.












