بارها در سخنان مسئولان شنیدهایم که کشور با انباشت سامانههای ناکارآمد روبهروست. از جمله رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور گفته است که باید شیر فلکه تولید سامانههای تکراری را بست. رئیس سازمان فناوری اطلاعات نیز «جنگل سامانهها» را مشکل مهم دولت هوشمند میداند.
یکی از دستگاههای مصداق سامانهسازیهای جنگلوار دانشگاه آزاد اسلامی است. کافی است سری به وبسایت رسمی این دانشگاه بزنید تا با انبوه نامهای مربوط به سامانههای این دانشگاه روبهرو شوید.
دانشگاه آزاد اسلامی چند سالی است که «وادانا» را بهعنوان سامانه متمرکز آموزش مجازی خود معرفی کرده است. مهمترین دورههایی که قرار بود وادانا عصای دست دانشگاه و دانشجویان شود، دوران همهگیری کرونا و سپس جنگ ۱۲ روزه بود. در هر دو دوره نیز این سامانه موفق به کسب نمره قبولی نشد. اختلالات متعدد وادانا، از جمله قطعیهای پیدرپی، اشکال در دریافت صدا و نمایش محتوای آموزشی و بیرون انداختن مداوم حاضران در جلسه، استادان را مجبور میکرد برای برگزاری کلاس به ابزارهای دیگر برگزاری جلسات مجازی روی بیاورند. وادانا برای برگزاری امتحانات مجازی نیز بهکار گرفته میشد که در این زمینه نیز خون به دل استاد و دانشجو میکرد.
انتظار این بود که دانشگاه آزاد اسلامی با بررسی اشکالات سامانه وادانا، آن را برای دورههای بعدی مجازی شدن آموزش و امتحانات آماده کند. اما در پی قطع اینترنت و اعتراضات اخیر، ناگهان یک سامانه جایگزین و ناآشنا برای امتحانات معرفی شد.
بهنظر میرسد دانشگاه آزاد در سالهای اخیر، درگیر نوعی شهوت سامانهسازی شده است. در حالیکه هدف از فناوری در نهادهای آموزشی باید ارتقای تجربه آموزش و تنظیم رابطه شفاف میان دانشجو، استاد و آموزش باشد، در عمل آنچه میبینیم، انباشت آشفتگیهای ساختاری در پوشش سامانههایی ناکارآمد است. از وادانا تا آموزشیار، تا سامانههای منطقهای برای هر واحد، کاربران میان سیلی از نامها، رمزها و رابطهای کاربری مواجهند و هر سامانه نیز در مقاطع مهم، به «مقطع حساس کنونی» دچار میشود و روی اعصاب کاربرانش میرود.
پیشتر مشکلات آموزشیار را گزارش کرده بودیم؛ سامانهای که آن در تمام مقاطع مهم تقویم تحصیلی مثل انتخاب واحد، ثبتنام، یا حذف و اضافه، بهطور سنتی دچار اختلال میشود. تجربه دانشجویان با این سامانه به جایی رسیده که نارضایتی از آن به بخشی هویت و شناسنامهاش تبدیل شده است.
حالا هم با سامانهای جدید برای برگزاری امتحانات پایان ترم مواجهیم که همان چرخه ایجاد سامانه، اختلالهای اعصابخردکن و اثاثکشی به سامانهای دیگر را تکرار میکند.
در واقع در شرایطی که دانشجویان با تجربه زیسته خود مدام روایتگر ناکارآمدی این سامانهها هستند، تنها پاسخ دانشگاه، فقط جایگزینی سامانهای ناکارآمد با سامانه ناتوان دیگری است.
ریشه مشکل اما در لایه فناوری و خود سامانهها نیست؛ بلکه سیاستگذاری پشت این سامانههاست که میلنگد. نمیدانیم چه کسی مسئول معماری این سامانهها است؟ چه کسی خروجی عملکرد آنها را ارزیابی میکند؟ چند درصد از بودجه دانشگاه به توسعه این بسترها اختصاص مییابد و بازده آنها کجا سنجیده میشود؟
آنچه شاهد آن هستیم فراتر از ضعف فنی و نشانه وضعیتی عمومی است که در آن، ساختن سامانه به جای حل مسئله نشسته است. مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی باید بدانند استفاده از ابزار دیجیتال، بدون شفافیت، بدون پاسخگویی و بدون الگوی ارزیابی، مسئله را رفع نمیکند، بلکه تکرار مشکل با نام دیگر است.