نان به نرخ شرافت
علی شریفی زارچی که در ایام آشوبهای 1401 نقش پررنگی در فضای رسانهای ایفا کرد و با افرادی که فضای دانشگاه شریف از انتقاد و اعتراض بهسمت اقدامات ضد امنیتی هل دادند همراهی کرد، پس از آنکه به دلیل عدم فعالیت علمی از فرایند آموزشی دانشگاه شریف کنار گذاشته شد، اینگونه وانمود کرد که این مواجهه به مواضعش در اتفاقات 1401 ربط دارد و به این دلیل از دانشگاه اخراج شده است. پس از این جعل روایت دبیر هیئت جذب دانشگاه شریف توضیح داد که زارچی وضعیت استخدامی رسمی نداشته و مهلت 5 ساله همکاری پیمانی او با دانشگاه شریف نیز در بهمن سال 1400 به پایان رسیده بود. سعید بهزاد تشریح کرد که از 9 ماه پیش از پایان این همکاری دانشگاه 3 مرتبه از شریفی زارچی دعوت کرده بود که درخواست تمدید عضویت پیمانی خود را به همراه مستندات فعالیتهای علمی ارائه کند. شریفی زارچی اما اقدامی انجام نداد و همین امر باعث شد تا هیئت اجرایی رأی به پایان همکاری با او بدهد. این مدرس دانشگاه شریف که بیش از وجهه دانشگاهی به خاطر مواضع سیاسیاش شناخته شده، ضعف در فعالیتهای علمی خود را اخراج به دلیل مواضع خود عنوان کرده و با رجزخوانی از این موضع که ابایی از این برخورد ندارد آن را اطلاعرسانی کرده بود. علیرغم چنین مواجهی با شکست پروژه خیابان در سال 1401 زارچی موضع خود را تغییر داده و طی نامهای به رهبر انقلاب با بیانی متواضعانه ایشان را خطاب قرار داد و درخواست بازگشت به دانشگاه کرد. ایشان نیز در پاسخ به این نامه ضمن انجام بررسیها، دستوری بزرگوارانه صادرکرده تا در فروردین ۱۴۰۳ با بازگشت این استاد دانشگاه شریف به دانشگاه موافقت شود. با آغاز سال تحصیلی 1403 شریفی زارچی به دانشگاه باز میگردد. حال با شکل گرفتن آشوبهایی جدید، زارچی مجدداً رفتاری متناقض با موضع پیشین خود اتخاذ کرده و صراحتاً در چهارچوب آشوبافکنی رفتار میکند. در همین چهارچوب او در پروژه کشتهسازی در اعتراضات روزهای اخیر نقش ایفا کرده و خبر جعلی رسانههای ضد ایرانی در مورد کشته شدن فردی به نام ساغر اعتمادی در چهارمحال و بختیاری را بازنشر داد. بعد از آنکه برادر ساغر اعتمادی کشته شدن خواهرش را تکذیب کرد، زارچی بدون اینکه بابت انتشار محتوای جعلی عذرخواهی کند آن را از صفحه خود پاک کرد. او در مسیر رادیکالیسم توییت دیگری منتشر کرد که نشان میداد او احتمالاً در عطش برخوردقضایی برای آشوب بیشتر است. البته چنین مواضعی با توجه به سابقه فعالیت رسانهای زارچی امر پنهانی نیست و لیکن با وجود این رویکرد، او همچنان در ساختار آموزشی کشور مشغول فعالیت است.
چاپلوسی برای مردمکشی
دیگر چهرهای که به بهانه نقد جمهوری اسلامی پا را از تناقضگویی با خود نیز فراتر گذاشته و در موضعی ضد منافع ملی بارها از اسرائیل و آمریکا طلب حمله نظامی به ایران کرده است، مهدی نصیری است. او بعد از موضع اخیر ترامپ در مورد حمله به ایران به بهانه حمایت از آشوبگران، موضع برخی که به مخالفت با این رویکرد ترامپ برخاستهاند را مایه شرم دانسته و گفته است آنها باید از ماچادو، اپوزیسیون ونزوئلا یاد بگیرند که حتی حاضر شده «جایزه صلح نوبل خودش را به ترامپ تقدیم کند.» نصیری در ایام آشوبهای 1401 در گفتوگو با بیبیسی ایده ترمیم شکاف تاجزاده تا شاهزاده را ارائه داده بود تا به این ترتیب برای ربع پهلوی پلی در داخل ایران ساخته و چهرههای سیاسی منتقد را به دام رادیکالیسم شاهزادهای بیندازد که بعد از بلند شدن از پای بازی کامپیوتری، در جلسات با نتانیاهو برای حمله نظامی با ایران طرح درخواست میکرد. نصیری درحالی این روزها همگام با رضا پهلوی از اسرائیل و آمریکا برای حمله به ایران تقاضا میکند که چهرههای سیاسی جریان مقابل خود را به طرحریزی برای براندازی متهم کرده و تندترین کلمات را علیه آنها به کار میبرد. مهدی نصیری به دنبال فرصتی بود تا دیدگاهها و عقاید جدیدش را به نمایش بگذارد. این نقطه عطف بهویژه پس از اعتراضات به افزایش قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ شکل گرفت؛ زمانی که او لحظهای مناسب برای علنی کردن تغییرات فکریاش یافت. یکی از نکات بارز این تغییر موضعگیری او درمورد حجاب بود. او که پیشتر به انتقاد فردی از مهاجرانی، وزیر ارشاد دولت خاتمی، میپرداخت و ادعا میکرد که او بودجه کشور را به رسانههایی اختصاص میدهد که احکام شریعت را زیر پا میگذارند، ناگهان دیدگاههایش تغییر کرد. در شهریور ۱۳۹۹، در یک مناظره تلویزیونی، نصیری از نظرات جدیدش درباره حجاب پرده برداشت. تطور نصیری در همین نقطه متوقف نماند و او سال 1402 در گفتوگویی با شبکه سلطنتطلب «منوتو» از بهرسمیت شناختن همجنسبازی دفاع کرد و گفت: «تمام قضایا و چالشها منجمله بحث همجنسخواهی در چهارچوب دموکراتیک و آن حکومت عرفی باید حل شود و هر قانون و برخوردی بخواهد انجام شود هر چه اکثریت مردم به آن رسید، ما از منظر حکمرانی به آن تن میدهیم.»
میشود منتقد شریف بود
در سوی مقابل افرادی که به قیمت زیرپا گذاشتن شرافت برای خود شهرت و ثروت خلق میکنند برخی دیگر نیز هستند که با مشهود شدن خطر تقابل نظامی شمشیر متخاصم خارجی را علیه مردم خود تیز نکرده و علیرغم داشتن انتقاد از موضعی میهنپرستانه ابراز نظر میکنند. اگرچه میشود به مواضع این گروه نیز ایراد وارد دانست؛ اما اینکه این گروه از موضع تخاصم وارد نشده و مرزی بین انتقاد و تقابل قائل هستند امری شایسته تقدیر است. عبدالکریم سروش که از چهرههای شاخص منتقد ساختار حکمرانی محسوب میشود تاکنون مواضع انتقادی متعددی علیه ایدههای تجزیهطلبانه، ضد ملی و ضد دینی اپوزیسیون ضد ایرانی داشته و پس از انتشار منشور زودگذر همبستگی با ابراز اینکه در میان آنها حتی یک پرچم ایران هم به چشم نمیخورد، گفت: «نامی از اسلام و دیانت قاطبۀ مردم ایران در میان نبود، بلکه اکثریت آنها کمال ناآشنایی با این سنت عظیم و قویم ایرانی داشتند و یکی از آنها هم که از تجزیهطلبان مشهور و بنام است.» سروش پس از ربودن رئیسجمهور قانونی ونزوئلا توسط ترامپ و همزمانی آن با مواضع مقامات غربی در حمایت از آشوبهای خیابانی به این رفتارهای دولتمردان غربی انتقاد کرده و میگوید: «تجاوز مسلحانه و آدمربایی در روز روشن صورت میگیرد و جهانیان یا به احتیاط سخن میگویند یا هیچ نمیگویند.» سروش این مواجهه را این گونه تفسیر کرده است که: «همه آنچه درباره نظم بینالملل و حقوق بشر و جنبههای زیبای ظاهری تمدن کنونی بود، لگدمال و همه در پای قدرتهای وحشی له میشوند. جهان آشکارا ناعادلانه است و سران قدرتها به زورگویی و قلدری افتخار میکنند و جنگ را بر صلح ترجیح میدهند.» سروش به اعتراضات معیشتی ایران نیز اشاره کرده و ضمن ابراز خشنودی بابت اینکه صدای معترضان شنیده شده و از خشونت پرهیز میگردد ورود نخستوزیر اسرائیل به ماجرا را تأسفآور میخواند: «مایه تأسف است که نخستوزیر اسرائیل به میدان میآید، باید به اینها بگویم که سرجای خود بنشینید، مردم ایران مسائلشان را میان خودشان حل میکنند و هیچ نیازی به شما آدمکشهای خونریز و غارتگر ندارند.»
شرافت باقی است
عمادالدین باقی از چهرههای باسابقه اصلاحطلب که انتقادات صریحی علیه ساختار حکمرانی مطرح کرده و سابقه محکومیت قضایی و حبس نیز دارد این روزها مرز بین انتقاد و اقدام علیه مردم کشورش را درک کرده است. در روزگاری که افرادی همچون نرگس محمدی و شیرین عبادی به پروژه آشوب در ایران دامنزده و برای تجزیه ایران بسترسازی میکنند، باقی از در تقابل با منادیان تهاجم نظامی به ایران وارد شده است. پس از آنکه حسین رزاقی از تهدید ترامپ برای تهاجم نظامی مجدد به ایران استقبال کرد و آن را «حمایت از حقوق بشر» نامید، عمادالدین باقی طی توییتی به موضع این چهره رسانهای پای ثابت گفتوگو با تلویزیون تروریستی اینترنشنال اینگونه واکنش نشان داد: «اگر با حکومت مخالفید مخالفتتان را بیان کنید؛ اما لطفاً حقوق بشر را مفتضح نکنید و یار و حامی رژیم سفاک اسرائیل در کشتار ۷۰ هزار نفر را که نیمی از آنها زن و کودک بودند در جایگاه دفاع از حقوق بشر ننشانید.»
چهره باسابقه اصلاحطلب که به اذعان خودش طی 25 سال گذشته از منتقدان سیاستهای منطقهای و بینالمللی جمهوری اسلامی ایران بوده پس از فرمان اجرایی ترامپ که در آن خلعسلاح ایران را مطالبه کرده بود در توییتی از احساس توهین، تحقیر و خشم خود نسبت به فرمان ترامپ گفت: «مردک تروریست به رژیم قصاب اسرائیل بمبهای 2000 پوندی میدهد که در برابرش مردمی بدون پدافند هستند، آنوقت از موضع متکبرانه عقل کل و فرمانده عالم فرمان میدهد ایران نباید «موشک و تسلیحات متعارف» (یعنی توان دفاعی) داشته باشد!»












