
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، طی چند روز اخیر که مساله اعتراض به گرانیها و سوءاستفاده رژیم صهیونیستی و بلندگوهای رسانهای اینرژیم از اینمساله، یکی از مهمترین سرخط خبرهای ایران و جهان شده، و چشمهای زیادی به عمل و عکسالعمل ما ایرانیها خیرهاند، متاسفانه یکی از هنرمندان متعهد و وطندوست کشورمان دچار اشتباه محاسباتی شده است.
خبر کوتاه بود و جانسوز! پس از همایون شجریان، علیرضا قربانی هم کنسرتهای خود را بهدلیل شرایط فعلی کشور لغو کرد!
لزومی به تکرار و مرور دوباره متن عذرخواهی قربانی که در فضای مجازی منتشر کرد نیست و خلاصه مطلب آنکه اینخواننده محبوب و محجوب ایرانی اعلام کرد توان ذهنی و روحی تیماش در حدی نیست که بتواند کنسرت برپا کند. چنینکاری را هم همراستا با حال و هوای دل مردم ندانسته و با نهایت احترام اعلام میکند به نشانه همدلی و همراهی با مردم ایران و خانوادههای داغدار از حوادث اخیر، کنسرت تبریز خود و سایر اجراهای پیش رو را لغو و به زمان مناسبتری موکول میکند؛ زمانیکه بتوانیم کنار هم موسیقی را زندگی کنیم.
حمله قبلی آمریکا و اسرائیل به ایران، ابتدا با بمب و موشک همراه بود و توقعِ اینکه مردم به خیابانها بیایند. اما حمله دومی که پس از جنگ ۱۲ روزه شروع شد ساختاری معکوس دارد؛ ابتدا با طرح به خیابان کشاندن مردم شروع شد و بعد طرح و نقشه استفاده از موشک است که اگر لازم شد مورد استفاده قرار بگیرد! شکر خدا که اینموضوع بر هر فرد عاقل و هر بنیبشری واضح و مبرهن است. ترامپ هم که قصد و غرضش از حمله به ونزوئلا را اعلام کرد؛ فقط و فقط نفت! و بعد هم به مرور نوبت کشورهای دیگر است! آمریکا پیشتر با وعده ارمغانآوردن آزادی به کشورهای دیگر حمله میکرد ولی امروز، بازی رو تر از هر زمان دیگری است. مساله گرانیهای عجیب و غریب اخیر ایران هم چیزی جز همانسناریویی که همه توقعش را داریم نیست. خدا را شکر که همه این را میدانیم!
حمله قبلی آمریکا و اسرائیل بهظاهر درباره مساله هستهای، موشکها و قدرت روزافزون ایران بود. اما حمله دوم به مساله معیشت و اقتصاد زندگی مردم ربط دارد. خب! طبیعی است در چنینشرایطی هنرمندی مثل علیرضا قربانی هم فریب بخورد و احساس کند دارد کار درست را انجام داده و در سمت درست تاریخ میایستد! بله! مردم! چهجبهه و چهواژهای امنتر از سمت مردم؟ اما اینحرکت در واقع چیزی نبود جز یک گل به خودی! مثل همانکاری که اخیرا شهرام ناظری انجام داد.
آقای قربانی شما هنرمند محترم و محجوبی هستید! تا حالا نه شعر و آهنگ سبک خواندهاید نه پشت مردمتان را خالی کردهاید! اشعار تصنیفهایتان هم همه از شاعران و ادیبان عارف و مسلمان اینمملکت بودهاند. حتی یادمان هست چندوقت پیش کلیپی از صحبتهای هنرمندان ایرانی بیرون آمد که مهاجرت را تقبیح و ماندن در وطن را تشویق میکردند و شما یکی از هنرمندان آنکلیپ بودید! اما حرکت اخیرتان یکاشتباه بود و از سر محبت و ارادتی که داریم، باید تذکر بدهیم که عکس رفتاری که از شما توقع میرفت، عمل کردید! بهقول بروبچههای جوان و امروزی فضای مجازی، اشتباه زدی برادر من، اشتباه!
آقای قربانی بپذیرید که اگر توان روحی و جسمی تیمتان افت کرده، با نوای ایران و در کنسرت «ایرانم» که نام کشورمان را یدک میکشد، میتوانید ارتقایشان بدهید؛ و هم حال خودتان را خوب کنید، هم حال ما را!
پس نوای مسیحیایی شما به چه دردی میخورد؟ به درد روزهای خوب و راحتی که پول بلیط میلیونی بدهیم، پا روی پا بیاندازیم و ادای آدمهای لاکچری را در بیاوریم و از یکموسیقی باکلاس لذت ببریم؟ ادای همان طبقه سطح بالا و مایهدار را که پول دارند کنسرت بروند؟ مگر قرار نیست موسیقی را زندگی کنیم؟ چرا کنسرتتان را به احترام مردم ایران، رایگان و برای همه مردم اجرا نکردید؟ پول و سرمایه مهم است یا مردم؟ به قول شخصیت یاور سریال «شب دهم» که شما تیتراژش را خواندید، «در روزهای کسادی، علمدار کسی بودن هنر است!» امروز است که ایران به شما و صدای شما نیاز دارد؛ نه روزهای خوشی و آرامش که دشمنانمان موش مثل امروز موش نمیدوانند و روی آتش اعتراض، بنزین نمیریزند تا اغتشاش شود! البته اشتباه نشود! دشمنان ما حتی در لحظاتی که به نظر میرسد کاری علیهمان نمیکنند، مشغولاند! صحبت در اینباره باشد برای بعد!
آقای قربانی روی صحبتمان با شماست که هیچوقت ادا و اطوار اپوزوسیونبازی درنیاورده و همیشه در سمت درست تاریخ یعنی ایران ایستادهاید! پس بپذیرید که لغو کنسرت در تبریز که یکی از چندبازار سنتی کشور را دارد و بیگانگان و عملههای موساد امید به بستهشدن اینبازار و هرج و مرج در آن دارند، کمی فول محسوب میشود؛ چیزی در مایههای همان «اشتباه زدی داداش» خودمان!
آقای قربانی اجرای کنسرتهای بعدی را موکول به زمانی کردهاید که متناسب با حال و هوای مردم باشد! ببخشید حال و هوای مردم باید چهطور باشد که شما در آن بخوانید؟ اینمردم تا بوده، ظلم و ستم و بیداد بیگانه را به یاد دارند! چرا؟ چون همیشه تاریخ، ضد ظلم بودهاند و اهل باج دادن به بیگانگان نبودهاند.
به گمان قریب به یقین ما، از دل همان ظلم و ستمهای بیگانه و نوکری برخی عوامل نفوذی درونی بوده که قطحی عظیم در زمان حمله متفقین به ایران شکل گرفت و به قولی ۹ میلیون نفر از مردمان اینکشور به خاطر اختصاص گندم و برنج و آردشان به سربازهای روس و انگلیس، از گرسنگی مردند! و در چنان حال و هواها و روزهای سخت بعدش بود که عارف قزوینی «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را سرود و خوانندههای مختلف هم تا امروز آن را خواندهاند. آقای قربانی بهنظرتان وقتی خوانندهها و شاعران ایرانی، چنیناشعار و تصنیفهایی را میسرودند و میخواندند، حالشان متناسب با چه چیزی بود؟
آقای قربانی، سمت درست تاریخ، سمتی است که مردم ایستاده باشند! بله! اما اینمردم را نباید رسانههای بیگانه برای ما و شما تفسیر کنند! «مردم»ی که همیشه در سمت درست تاریخ ایستادهاند، مردم ایراناند که طی قرون گذشته همیشه یاور مظلوم بودهاند و خودشان هم ظلم را نپذیرفتهاند. اما همیشه تصویرشان در رسانههای بیگانه مخدوش و هیولاگون ارائه شده تا بخشی از انرژی و زمان و هزینه مبارزهشان، صرف تصحیح اینچهره دروغین شود و ثابت کنند آدمبده ی ماجرا، امثال ترامپ و نتانیاهو هستند نه آنها! و البته مشتی فرصتطلب داخلی که بویی از انسانیت نبردهاند و انبارهایشان پر از اجناس احتکاری است!
به گمان قریب به یقین ما، اینمردم که به گرانیهای عجیب و غریب و مشکوکِ بعد از جنگ ۱۲ روزه معترضاند، دوست ندارند بازیچه دست بیگانگان باشند و عروسک خیمهشببازیای شوند که سر نخش دست دیگران است.
آقای قربانی، اگر خواستید کنسرت «ایرانم» را برگزار کنید، برای اینمردم بخوانید! اینمردم شریف! همانها که همیشه در سمت درست تاریخ میایستند و خیلی هم از نامشان سوءاستفاده میشود.
قربان شما، یکی از طرفداران شما!