
عبدالرضا نعمتاللهی کارگردان مستند «پس از مرگم» در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی تابناک، درباره این مستند گفت: این فیلم درباره علی صفایی حائری است؛ روحانی پیشرویی که در زمان حیاتش قدر ندید و تا سالها آثار و مجالسش با محدودیتهایی همراه بود. اما بهتدریج موردتوجه قرار گرفت و جای خود را در میان مخاطبانش گشود.
وی افزود: اینکه چرا سراغ شخصیت علی صفایی رفتم از علاقه شخصیام به او آغاز شد و بعد با شروع تحقیق به کمک دوست عزیزم مهدی نوری که پژوهشگر کار بود بهتدریج گسترش یافت و شکل گرفت. فکر میکردم صفایی کسی است که حرفها و نگاهش هنوز تازه است و کار میکند و میشود به آدمها توصیهاش کرد. او را از ده، پانزده سال پیش میشناختم، سخنرانیهایش را گوش داده بودم و از او خوشم میآمد. گذشته از حالوهوا و نگاه و سیروسلوک متفاوتش، زندگی خودش هم برایم بسیار جذاب و پرکشش بود. تجربهها و دردسرهایی که کشیده و سرسختیاش در مواجهه با مشکلات برایم عجیب بود. فکر میکردم میشود مستندی دربارهاش ساخت و نتیجهاش شد «برای پس از مرگم» که نام یکی از نوشتههایش هم هست.
اینکارگردان درباره مستندش که اینروزها در حال اکران در فضای مجازی است، در پاسخ به اینسوال که چرا یک روشنفکر دینی توسط عدهای مورد غضب قرار میگیرد، گفت: ورودم به این موضوع از اینجا شروع نمیشد، از خود آقای صفایی آغاز شد. آقای صفایی برایم مساله شده بود و شروع کردم دربارهاش خواندن و تحقیق کردن. وقتی به برخوردهای به تعبیر شما غضبناکی که دربارهاش بود رسیدم به نظرم رسید این جایی است که میشود یک فیلم را شروع کرد. چیزهایی لابهلای این برخوردها بود که شخصیتی مثل آقای صفایی را میشد با آنها فهمید، درکش کرد.
نعمتاللهی درباره اتهاماتی که به مرحوم صفایی حائری زده میشد، گفت: اتهامات بسیار گسترده است؛ مخالفت با امام، ضدانقلاب بودن، انحراف در تفسیر قرآن، فعالیت سیاسی علیه امنیت ملی، حتی اتهامات اخلاقی و چیزهای دیگر. ریشه بسیاری از این اتهامات حسادت بود و بعد کجفهمی و تنگنظری و کمسوادی. راستش به نظرم در مرور تاریخی نمیشود دنبال روایت بیچونوچرا بود، نمیشود دنبال روایتهایی که «حقیقت را بهتمامی روشن کند» بود، یا لااقل من فکر میکنم نمیشود. این فرق دارد با قضاوت را بر عهده مخاطب گذاشتن. بهعلاوه سوژه فیلم آقای صفایی است، نه اتهاماتش. من بحث را پیش میبرم، سرنخهایی میدهم، جلو میروم، عقب میایستم تا در مجموع به یک تصویر برسم از آقای صفایی. آن تصویر برای من مهم است نه لزوماً رفع اتهام از یک شخصیت در برههای تاریخی. اینکه او چطور با این اتهامات کنار میآید. چطور جواب میدهد، چطوری رِندی میکند، این جزئیات است که شخصیتش را نمایان میکند.
اینمستندساز درباره ویژهترین نکتهای که در حین ساخت فیلم با آن مواجه شده، گفت: صبر و تلاش آقای صفایی و سرسختیاش. این را هم از توی صحبتها و نوشتههایش میشود فهمید، هم در آنچه دیگران دربارهاش میگفتند. او مقهور مشکلات و مصائب و دردسرها نمیشود، با سرسختی از کنارشان عبور میکند و پروژهاش را پیش میبرد، کارش را میکند.
وی درباره قرابت موضوع این فیلم مستند با شرایط فعلی گفت: اگر جلوی گذشتهمان نایستیم دست از سرمان برنخواهد داشت و شکل درست یادآوری گذشته نیز این نیست که فقط آه و وحشت و افسوس مخاطب را برانگیزد، بلکه آن است که به این سوال پاسخ دهد: چرا اتفاق افتاد؟ فکر میکنم آنچه درباره آقای صفایی روی داد، این شکل برخورد با اندیشهها و رویکردهای تازه و خارج از چهارچوبهای رایجِ شکل گرفته، هنوز هم دارد از ما قربانی میگیرد. بازخوانی مورد صفایی شاید بتواند نرخ تکرار آنها را کم کند. مرور مصائبی که بر او گذشت و برآوردهای غلطی که دربارهاش وجود داشت هنوز هم راهگشاست. بهعلاوه نحوه مواجهه صفایی با این موانع و مشکلات هم بسیار جالبتوجه است.
کارگردان مستند «پس از مرگم» درباره پخش مستندها از بسترهای فضای مجازی و VOD ها گفت: این موضوع به دیده شدن مستندها بسیار کمک میکند، اما به شرطی که رویکردی فعالانهتر داشته باشند. انتخابها را دقیقتر کنند، دستهبندیهای متنوعی بهمنظور دسترسی آسان مخاطب به انواع فیلم مستند فراهم کنند، بهروز باشند و درعینحال به نمونههای کلاسیک فیلم مستند نیز توجه کنند. مستند را محصول دست چندمِ پس از آثار نمایشی یا جُنگهای سرگرمی ندانند و در یککلام جدیاش بگیرند.