عصر ایران؛ امید جهانشاهی- شورای ملی اطلاعات آمریکا در گزارشی به نام روندهای جهانی 2040 که در کتابی به همین نام به فارسی ترجمه شده است به نقل از گزارش سال 2020 یک سازمان غيردولتی اعلام کرد برای پانزدهمين سال متوالی شاهد کاهش حقوق سياسی و آزادي هاي مدنی در جهان هستیم و شاخص های دموکراسی از جمله آزادی بيان و رسانهها، استقلال قضايی، حمايت از اقليت ها در سطح جهان در حال تضعیف است.
در گزارش شورای ملی اطلاعات آمریکا آمده است: «بر اساس يک مطالعه دانشگاهي در مورد 75 دموکراسي که شاهد افول عمده سطح دموکراتيک خود از 1994 تا کنون بودهاند اين نکته مشخص شد 60 مورد از آنها (يا 80 درصد) در نهايت تبديل به رژيمهاي اقتدارگرا شدهاند.»
کاستلز در کتاب اخیر خود، «گسست؛ بحران لیبرال دموکراسی» به گسست میان مردم و حاکمان به عنوان نمایندگان مردم می پردازد که همان بحران دموکراسی است.
او از این گسست تعبیر به شکست مدل لیبرال دموکراسی میکند و نمونههایی از این شکست را در کتابش ارائه میدهد.
بحران دموکراسی ریشه در بیاعتمادی سیاسی دارد چراکه اعتقاد به این نمایندگی، حقیقی بودن آن و کارایی آن از بین رفته است.
او به فسادهای زیاد، بیکفایتیها و ناکارامدیها به عنوان دلایل این افول اعتماد اشاره می کند.
بحران در اعتماد به دموکراسی با رشد پوپولیسم همراه بوده است.
در دو دهه گذشته، پیروزی های انتخاباتی احزاب پوپولیستی به طرز غافلگیرکنندهای افزایش یافته است. امریکا، اوکراین، برزیل، ایتالیا، آرژانتین مجارستان، اسپانیا، فرانسه، ونزوئلا، مکزیک، هلند، اتریش، استرالیا، آفریقای جنوبی و ... و البته فقط مساله پیروزی در انتخابات نیست؛ به طور کلی متوسط سبد رأی احزاب پوپولیست (چه راست چه چپ) در جهان در دو دهه اخیر افزایش داشته است.
پوپولیسم را میتوان واکنشی به ناکارآمدیهای نظامهای سیاسی دانست، بهویژه زمانی که احزاب و نخبگان سیاسی در یافتن راهحلهای مناسب ناکام میمانند.
یکی از دلایل رشد پوپولیسم در جهان، اعتراض به مسائل اقتصادی است. از پایان جنگ جهانی دوم به اینسو، یکی از باورهای مشترک در جوامع سرمایهداری آن بوده که نسلهای جدید باید زندگی بهتری از والدین خود داشته باشند. چند رکود بزرگ و نابرابریهای اقتصادی اجتماعی روبهافزایش این باور را به چالش کشیده و موجب شکلگیری احساس بدبینی گسترده نسبت به کارامدی و حتی حسننیت احزاب بزرگ شده است.
گزارش نظرسنجیهای ملی متعدد نشان دادهاند که شاهد افزایش بدبینی درباره آینده در تمام انواع کشورهای جهان، حتی در اقتصادهای پیشرفته هستیم.
یکی دیگر از دلایل رشد پوپولیسم در جهان، احساس محرومیت اجتماعی است. از جمله مفاهیمی که در پژوهشها مطرح شده عبارتند از: «احساس بیرسمیتی»، « احساس افول اجتماعی » و «تهدید منزلتی و اضطراب منزلتی». به طور کلی جایگاه اجتماعیِ کارگران یدی کاهش یافته و احساس حاشیهنشینی اجتماعی افزایش پیدا کرده است؛ وضعیتی که زمینه را برای ظهور «سیاستِ تهدیدِ منزلتِ جمعی» فراهم میکند؛ سیاستی پرقدرت و پر احساس که میتواند بر پایهی کینههای عمیق علیه شخصیت های سیاسی و نهادهای رسمی بسیج شود.
همچنین شوکهای اقتصادی میتوانند بهطور زنجیرهای موجب بروز نارضایتیهای اجتماعیـفرهنگی و احساسات انتقامی شوند که در نهایت به حمایت از پوپولیسم میانجامند.
نارضایتیهای اجتماعیـفرهنگی، علت اصلی در رأیدادن به پوپولیسم راستگرا است؛ اما افزایش اهمیت و گسترهی این نارضایتیها، پیامد رشد ناامنی اقتصادی و فرسایش ارزشهای سنتی در دهههای اخیر است. یکی از دلایل این نوع نارضایتیها به دلیل مساله مهاجرت است.
گفتمان پوپولیستی معمولاً مهاجران را تهدیدی برای امنیت شغلی، فرهنگی، و ارزشی معرفی میکند. استقبال از سیاستهای ضدمهاجرت هم از سوی طبقه کارگر صورت میگیرد که نگران کم شدن مشاغل یدی و کارگری هستند و هم از سوی کسانی که دغدغه اصلیشان حفظ ارزش های سنتی و ملی است.
البته دلایل گرایش به پوپولیسم متعدد است. برخی مقالات به «فقیرتر شدن طبقه متوسط»، «از دست رفتن اعتبار طبقات حاکم»، «تبعات ناشی از تحولات فناوریهای جدید»، «چالشهای جهانیشدن« و «رشد ناامنی و تروریسم» اشاره کردهاند.
این دلایل منحصر به کشورها و مناطق خاص نیست. کتاب «سیاستها و پوپولیسم در میان مدها و رسانهها» که سال 2025 منتشر شده است مجموعه مقالاتی است که از منظرهای مختلف و در کشورهای مختلف به پوپولیسم پرداخته است. در میان این کشورها رومانی و پاکستان هم به چشم میخورند. واقعیت این است که پوپولیسم به پدیدهای جهانی تبدیل شده است.
اگر در گذشته پوپولیسم معنایی کاملاً منفی داشت و نوعی طعن به شمار می رفت و مترادف عوام فریبی و فرصت طلبی بود حالا به فرمی از سیاست تبدیل شده است که رویکردهای پوپولیستی را میتوان در دموکراسیهای لیبرال غربی، دولتهای سابق بلوک شرق، و کشورهای به اصطلاح جنوب جهانی مشاهده کرد.
سیاست در ایران البته با پوپولیسم بیگانه نبوده است. از آن زمان که در پیش از مجلس اول در دوران مشروطه، شیخ سلیم در تبریز میگفت: ای مردم اگر مشروطه پیروز شود شما کباب میخورید به پهنای یک وجب، تا محمود احمدی نژاد که از نمادهای پوپولیسم امروز است، همیشه به نوعی پوپولیسم در دورههای مختلف وجود داشته است.
اما نارضایتی عمومی که البته همه آن هم ریشه اقتصادی ندارد بلکه ناکارامدی در سایر عرصهها را هم شامل میشود، مثل عرصه اجتماعی و مساله مهاجرت، مثل محیط زیست و مساله فرونشست زمین، یا مدیریت منابع انرژی و مساله ناترازیها و ...
مجموعه نارضایتیها باعث میشود اعتماد به نهادهای رسمی (که مهمترین آنها احزاب و رسانههای رسمی هستند) به شدت تضعیف شود و لذا دموکراسی که بر پایه اعتماد و گفتگوی جمعی و رقابت سیاسی است، شانسی در آینده نداشته باشد. در چنین شرایطی آینده سیاست در ایران را پوپولیسم تعین میکند. چراکه ناامیدی نسبت به امکان حل مشکلات و فقدان اعتماد به کارامدی، جامعه را به تدریج نسبت به یک نظم پوپولیستی به اصطلاح «نجاتبخش» و در عین حال «تک صدا و سخت» همدل و متمایل میکند.
اینکه فرم پوپولیسم احتمالاً در حال ظهور چگونه خواهد بود، چپ خواهد بود یا راست، انقلابی خواهد بود یا ملی یا هر فرم دیگری، به مجموعهای از عوامل بستگی دارد که نحوه بازیگری این عوامل موثر و میزان تاثیرگذاری آنها بر هم، آن را تعین خواهد کرد.