به گزارش مشرق، روزنامه کیهان در ستون خبر ویژه خود نوشت:
رز زیمت در این گزارش که مربوط به یک ماه قبل است، مینویسد: اسرائیل باید گزینه نظامی علیه ایران را نه بهعنوان یک احتمال دور، بلکه بهعنوان یک واقعیت دائماً حاضر در محاسبات تهران حفظ و تقویت کند. تجربه جنگ نشان داده که ایران، ظرفیت بازسازی توان راهبردی هستهای، موشکی و پدافندی دارد. تهدید نظامی اسرائیل باید همچنان فعال، باقی بماند. هدف، جلوگیری از تثبیت این تصور است که مرحله تقابل نظامی پشت سر گذاشته شده است.
جلوگیری از بازسازی برنامه هستهای ایران، محور مرکزی راهبرد پساجنگ و مکمل «گزینه نظامی معتبر» است. آسیبهای فعلی قابل ترمیم هستند و ایران همچنان از دانش فنی، نیروی انسانی و انگیزه لازم برای بازسازی برخوردار است. اسرائیل باید بهصورت مستمر، چندلایه و ترکیبی فرآیند بازسازی هستهای را مختل کند و تهران را در وضعیتی از ابهام، فرسایش و عدم قطعیت راهبردی فرو برد.
موضوع سوم، همکاری نزدیکتر با آمریکا به عنوان شرط موفقیت راهبرد مهار ایران است و اسرائیل نباید اجازه دهد جنگ اخیر به یک «اپیزود بستهشده» در نگاه واشنگتن تبدیل شود. قفلکردن آمریکا در مسیر مهار بلندمدت، ضروری است تا هم تهدید نظامی باورپذیر باقی بماند و هم ابتکارات دیپلماتیک آمریکا به کاهش ظرفیتهای ایران منجر شود.
چهارم، بهرهبرداری از شکافهای داخلی است. فشارهای اقتصادی، کاهش تابآوری معیشتی، فرسایش اعتماد عمومی و اختلاف دیدگاه میان نخبگان سیاسی و امنیتی، ظرفیت تصمیمگیری منسجم در سطح کلان را تضعیف میکند و میتواند تمرکز حاکمیت را از اولویتهای راهبردی خارجی منحرف سازد. چنین شکافهایی اگر مدیریت و مهار نشوند، بهتدریج به یک عامل بازدارنده درونی برای بازسازی توان راهبردی ایران تبدیل میشوند. لذا باید این شکافها بهصورت پیوسته رصد شده و در سطح ادراکی، رسانهای و غیرمستقیم مورد بهرهبرداری قرار گیرند، بهگونهای که از تبدیل فشار خارجی به انسجام ملی جلوگیری شود. خطر اصلی برای اسرائیل نه صرفاً نارضایتیهای پراکنده، بلکه لحظاتی است که تهدید خارجی موجب همبستگی اجتماعی در ایران میشود. راهبرد مطلوب آن است که فضای داخلی ایران در وضعیت تنش مزمن، چندپارگی روایتها و رقابت دروننخبگانی قرار گیرد؛ و انرژی سیاسی و اجتماعی کشور به جای تمرکز بر بازسازی قدرت منطقهای و راهبردی، صرف مدیریت بحرانهای داخلی و مهار نارضایتیها شود.
اسرائیل باید بر اعتراضات در داخل ایران تمرکز کرده و آن را حوزهای حساس از منظر محاسبات امنیتی در نظر بگیرد. هرگونه مداخله آشکار یا موضعگیری صریح که آن را به عامل بیرونی پیوند بزند، میتواند به همبستگی اجتماعی و بسیج ملی در ایران منجر شود و نتیجهای معکوس برای اسرائیل ایجاد کند. بهرهبرداری از نارضایتیها باید بهگونهای انجام شود که ماهیت داخلی را حفظ کند. هدف، تشدید تدریجی فرسایش اعتماد و افزایش فشار روانی و اجتماعی بر حاکمیت است، نه تبدیل اعتراضات به یک رویارویی آشکار میان ایران و دشمن خارجی. در اینجا مدیریت هوشمند فضای ادراکی اهمیت مییابد که اعتراضات نه واکنشی به تهدید خارجی، بلکه بهمثابه پیامد ناکارآمدی داخلی بازنمایی شوند. همچنین تضعیف و مهار محور مقاومت منطقهای همسو با ایران یکی از الزامات جلوگیری از بازسازی قدرت بازدارنده تهران است. تجربه جنگ نشان داده که این محورظرفیت ایجاد فشار چندجبههای را دارد. لذا باید در جهت تضعیف این محور اقدامات مؤثرتری انجام شود تا ایران به این جمعبندی برسد که اتکا به این شبکه دیگر ابزار مطمئنی نیست.
هدف، افزایش هزینههای منطقهای، کاهش آزادی عمل و جلوگیری از ادامه همراهی ایران با این محور بهعنوان عمق راهبردی است تا ناچار شود منابع و تمرکز خود را از منطقه به مدیریت فشارهای داخلی و دفاع مستقیم معطوف کند.
راهبرد حفظ فشار مستمر و فرسایشی بهعنوان گزینه مطلوبتر نسبت به جنگ تمامعیار، قابل اجراست. جنگ گسترده اگرچه میتواند ضربات سنگینی وارد کند، اما خطر انسجام داخلی در ایران، مداخله بازیگران خارجی و افزایش هزینههای سیاسی و امنیتی برای اسرائیل را در پی دارد. در مقابل، فشار چندلایه و مداوم، شامل ابزارهای نظامی محدود، اطلاعاتی، اقتصادی و ادراکی، میتواند توان ایران را بهتدریج تحلیل برده و ابتکار عمل راهبردی را از آن سلب کند. هدف، حفظ ایران در وضعیت فرسایش دائمی است تا امکان بازیابی نقش راهبردی، انباشت قدرت و برنامهریزی بلندمدت بهطور مستمر مختل شود، بدون آنکه تقابل به سطح جنگ فراگیر ارتقا یابد.












