سرویس سیاست مشرق- در میان انبوهی از گزارشها و تیترهای خبری، در یک بسته کامل با نام «ویژههای مشرق» شما را در جریان مسائل مهم و اثرگذار از نگاه روزنامههای کشور قرار میدهیم.
در این ویژهنامه، نگاهی به آخرین مواضع جناحهای سیاسی و تحولات مهم داخلی، خارجی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور انداخته میشود که مخاطبان بامطالعه آن به رهیافتهای مهم، نکات و تأملات از سیر وقایع اثرگذار دست خواهند یافت، در این بخش با ما همراه باشید.
*********
با روشن شدن ماهیت آشوبهای اخیر و فاصله گذاری اجتماعی میان اعتراض و اغتشاش اصلاحطلبان نیز در تلاش هستند با نقد درون سازمانی مرزبندی خود با بخش رادیکال را روشن کند، روزنامه سازندگی به نقل از محمدعطریانفر عضور شورای اطلاع رسانی دولت نوشته است:
بخش قابلتوجهی از اپوزیسیون خارج از کشور، نه دغدغه اصلاح بلکه پروژه فشار، تحریم و حتی فروپاشی ایران را دنبال میکند. دروغپردازی رسانهای، بزرگنمایی بحرانها، تحریف واقعیتها و دعوت به مداخله خارجی، بخشی از این راهبرد است. مرزبندی ملی با این جریانها ضروری است؛ چراکه نقد درونزا و اصلاحطلبانه، تفاوت ماهوی با براندازی وابسته و همراستا با منافع قدرتهای خارجی دارد. جامعه ایران باید هوشیار باشد که هر صدایی که از «نجات ایران» سخن میگوید، الزاماً خیرخواه این سرزمین نیست.
عضو شورای مرکزی کارگزاران در ادامه نوشته است:
در دوران جنگ تحمیلی، همکاری برخی گروههای مخالف با دشمن خارجی، خاطرهای تلخ اما روشنگر برای تاریخ ایران بر جای گذاشت. در دهه ۱۳۹۰ نیز بخشهایی از اپوزیسیون خارج از کشور، آشکارا از تشدید تحریمها حمایت کردند؛ تحریمهایی که مستقیماً زندگی مردم را هدف قرار داد.

روزنامه اعتماد نیز با اشاره به نقش فضای مجازی در آشوب مینویسد:
ز طریق فضای مجازی در چند حوزه روی جامعه ایرانی مهندسی فراگیری صورت میگیرد. نخست مساله «جنسیت» است؛ در واقع طرف مقابل به دنبال شکستن همه حریمها و فروپاشی همه چارچوبهاست. مساله بعدی بحث «هویت تاریخی» ایرانیان است که دستخوش این مهندسی فکری شده است. در فضای مجازی همه شخصیتهای تاریخی ما از پیامبر(ص) و علی(ع)، حسن(ع)، حسین(ع) و...گرفته تا حافظ و سعدی و حتی شاملو، جلال آلاحمد، شریعتی و...مورد تهاجم و خدشه قرار گرفتهاند. دردآور اینکه برخی روشنفکران ایرانی هم با این مهندسی همراه میشوند. آنها تا اعماق وجود خود غربزده و غربپرست شدهاند. باید این مهندسی را به شکل معکوس درآورد و از هویت و تاریخ ایرانی دفاع کرد.

ایجاد صدای جدید توافق ساز در میان اصلاحطلبان قابل تامل است؛ اما اولین نقد به جریان رسمی اصلاحطلبی و جبهه اصلاحات، ادبیات سیاسی غالب نزد آنان است.
میان ادبیات سیاسی هم با بخشی از نیروهای سیاسی اصلاحات تباین آشکار وجود دارد، ولی در نهایت صدای کسانی به عنوان صدای اصلی اصلاحطلبی -که در بعضی از اعضای جبهه اصلاحات نمود بارز یافته- شناخته میشود که زبانی رادیکال است!












